تبليغاتX
اسدالله رضایی
 باز یک سال دیگر گذشت
چه زیباست سرود سبز بهار در لالایی سرمست پرستوها در آغازی دوباره اما ای کاش در این آغاز به پایانی که گذشت هم کمی بنگریم.

باز یک سال دیگر گذشت. دوباره در این چرخش افلاک زمین به جایی رسید که یک سال تلاش برای رسیدن به آن می کرد. اما چه تلخ است تلاش یک ساله این زمین پیر برای رسیدن به نقطه ای که روزگاری از آن سفر خود را آغاز کرده بود. آری چه تلخ است رفتن آنانی که شاید در ابتدای این چرخش تلخ در کنارمان بودند و در پایان آن تنها یادی سرد آن هم در آخرین پنجشنبه سال از آن ها باقی مانده است، یک سال گذشت. به همین راحتی یک سال از عمرمان گذشت و در تلاشی شادمانه به این دل خوش هستیم که عید آمد اما شاید غافل از آنیم که یک سال دیگر از بهار زندگیمان خزان شد.

در هیاهوی این شهر این بار زمین با خورشید تمام آغاز خود را با ماه شریک کرد تا سال قمری و هجری با هم شروع شود .

عید دوباره در پس لبخندهای کودکان این شهر خواسته و ناخواسته دست در دست بهار آمد تا دوباره نوید شاد بودن را پس از فصلی سرد دهد و در این نوید دوباره تنگ شیشه ای خانه دل مان در خود میهمان ناخوانده سرخ کوچکی را به نظاره نشسته است که به این می اندیشد که در آنسوی تنگ بلور شاید آزادیست. اما او نمی داند که زندگی او در لابلای اسارت معنا می دهد و در آنسوی زندان شیشه ایش مرگ معنا پیدا می کند. ماهی کوچک معنای تلخ عید را از اسارت در تنگ بلوری می فهد که در وسط سفره هفت سین جا خوش کرده است.

معنای عید زیباست معنای عید برای تمام دلها زیباست . اما در این میان دلخوشی عید برای همه یکسان نیست.عید برای همه می آید. عید از اسکناس های تا نخورده جیب آن مرفه تا پول های پاره جیب پسرک دست فروش که در هر نگاهش بیم از آمدن مامور شهرداری دارد وسعتی به اندازه یک ایران دارد. وسعت عید تمام معنای تلخ و شیرین بهار که نه بلکه معنای سالی است که شاید نکویی اش را از بهار گرفته است. عید تنها عید نیست! شاید معنای عید سالی که غریبانه گذشت نیز باشد...

آری سالی که در پس سالهای گذشته حال کم کم برای خود جایی باز می کند دیروز عمر ما بود که روزگاری به آن فردا می گفتیم و فردایش به آن امروز و امروز به آن دیروز می گوییم . چه زود گذشت دیروز عمرمان و چه زود می آید فردای آن؛ حال در این فردای آمده جای خیلی ها خالیست؛ جای خیلی ها که به بودنشان عادت کرده بودیم . اما عید هم تنها دیروز عمرمان نیست شاید عید معنای فردای نیامده روزگارمان هم باشد...

شاید معنای عید در قرآن در دست پدر در کنار سفره هفت سین هم باشد. شاید ((یا مقلب القلوب ولابصار )) هم معنای عید باشد. شاید تمام پهنای لبخند مادر در کنار سفره ؛ هم گوشه چشمی به عید باشد. در پس هوای نمناک چشمهای پر از مه گرفته ، آمدن بهاری را به نظاره نشسته ایم و به این می اندیشیم که تا سال دیگر آیا رسیدن زمین را به آنجا که امروز بر روی آن نشسته ایم را باز به نظاره می نشنیم؟

هر چه هست عید زیباست. عید عید است اگر انسانهای خاکی شاد بودن در آن در کنار دیگری را به باور نشیند.

و حال به شکرانه سالی که گذشت در کنارآنان که دوستشان داریم بر گرد سفره ای سبز پر از سبزینه های زیبا آمدن عید را به انتظار می نشینیم. عیدی که آنرا دوست داریم و از آمدن آن دوباره زنده شدن را از طبیعت می آموزیم. اما ای کاش در این رفتن و آمدن نیمه خالی تنگ بلور کنار سفره را هم برای اندک زمانی بنگریم و ببینیم که هرچند که دوباره بهار آمد اما خزان هم خواهد آمد و به خود بیاندیشیم که در این زنده شدن خیلی اتفاق ها می توانست بیافتد که می افتاد و خیلی کارها می توانستیم بکنیم که نکردیم و خیلی نگاه ها بود که شاید چشم انتظار چشمان ما خوابید و ما نفهمیدیم.

ای کاش امسال در کنار سفره هفت سین به یاد خیلی ها باشیم؛ به یاد آنان که بودند و حال نیستند ؛ به یاد خودمان که هستیم و شاید بهار دیگر نباشیم؛ به یاد نیمه خالی تنگ؛ به یاد جیب های پر از خالی ؛ به یاد نگاه خسته پدر و مادر ؛ به یاد تمام آنان که دوستشان داریم بی آنکه بدانند و آنان که دوستمان دارند بی آنکه بدانیم .آری ای کاش در این چرخش ایام تنها به این دلخوش نباشیم که بهار آمده است.

اما به این باور بخندیم که سالی دیگر در کنار آنان که دوستشان داریم گذشت.شاد باشیم به یاد تمام لبخند های آنان که نگاهشان با نگاهمان آشناست. خرسند باشیم از تمام کارهای کرده مان و ببالیم برخود که سالی دیگر به عنوان نائب او که آفرینندمان است بودیم و بودن را تجربه کردیم.

من هم شادم که در سالی که گذشت در کنار تمام اتفاق های خوب و بد در کنار شما بودم. حال اینجانب از پشت دری شیشه ای شاد هستم که در سالی که گذشت با تمام تلاش خود سعی کردم که در این بودن نقش بودن ها را شاید کمی رنگ بزنم و بگویم که بودن چه رنگی دارد. من هم در کنار این بودن برای آنان که دوستشان دارم بدون آن که آنان را بشناسم یعنی تمام مردم این استان زیبا آرزوی سال خوبی را می نمایم.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 8:46  
 نوروز و جشن نوروزی در میان ایرانیان
نوروز و جشن نوروزی در میان ایرانیان چنان اهمیت داشت که برخی از جشنهای مهم را به شمار روزهایی که تا نوروز فاصله داشت می خواندند .

از پیشینه تاریخی نوروز و آیین های آن اطلاعات مستند و دقیقی در دست نیست. نوروز و جشن نوروزی یک آئین کهن و همگانی و مربوط به نو شدن و جوان شدن طبیعت است. در اقوام مختلف جهان و بومیان ایران، پیش از آمدن آریاییها به ایران، نوروز از مهمترین اعیاد بوده است. «مهرداد بهار» نوروز را یک جشن همگانی در فرهنگ ایران و بین النهرین و آیین نوروزی را یک سنت کهن و احتمالاً رایج از هزاره سوم پیش از میلاد و در منطقه می داند و می نویسد : این آیین یا همراه با کوچ بومیان نجد ایران به بین النهرین به آن سرزمین رفته، یا همزمان در سراسر منطقه وجود داشته است.

نوروز در فرهنگهای منطقه در اقوام سامی نیز از کهن ترین زمانها شناخته شده بود. در اوستا به نوروز اشاره ای نشده است و مهرداد بهار اشاره نکردن به نوروز را در اوستا به علت زردشتی نبودن این جشن و مرسوم نبودن چنین آیینی در شرق ایران احتمال داده است. در نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز، جشن اول سال نو بسیار گفته شده است. در تخت جمشید نیز که یک مرکز آیینی ـ دینی بوده، مراسم نوروز برگزار می شده است.

بیشتر روایات اسطوره ای - افسانه ای ایران دوره پیشدادی را زمان پیدایی نوروز ، و «جمشید»، چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیانگذار نوروز و آیین نوروزی به شمار آورده اند. بنا بر پژوهشهایی که روی آثار سنگ نگاره ها و کتیبه های مانده از دوره هخامنشیان انجام شده، مردم آن زمان به درستی با نوروز آشنا بوده اند و نوروز را به عنوان آیینی کهن به هنگام گردش سال جشن می گرفته اند. پادشاهان هخامنشی از تخت جمشید که محلی مقدس و مخصوص نیایش بود، به هنگام نوروز برای برگزاری آیینهای ویژه نوروزی و استقبال از نمایندگان اقوام و مردم مختلف استفاده می کردند.هر سال، نمایندگان اقوام مختلف مادی، عیلامی، بابلی، خوزی، آشوری، هندی، تونسی و آفریقایی با پوشاک قومی - ملی خود ، در تخت جمشید گرد می آمدند و نوروز و نو شدگی سال را در کاخ آپادانا، در برابر شاه جشن می گرفتند و هدیه های خود را به پادشاه ایران اهدا می کردند.

در دوران اشکانیان (250 پ م تا 226م) و ساسانیان (226 تا 652 م) مردم نوروز را بنا بر سنتهای فرهنگی رایج در فرهنگ مردم ایران در آغاز سال نو جشن می گرفتند. نوروز و جشن نوروزی در میان ایرانیان، چنان اهمیت داشت که برخی از جشنهای مهم را به شمار روزهایی که تا نوروز فاصله داشت، می خواندند. ایرانیان مسلمان ، نوروز را هم چون نیاکان خود جشن می گرفتند و در برگزاری آیینهای نوروزی در آغاز بهار، سخت می کوشیدند. در سرزمینهای اسلامی، سه گونه عید در آغاز سال وجود داشت : آغاز سال ایرانی یا شامی که مصادف با اوایل بهار بود؛ آغاز سال قبطی (مصر) که به آخر اوت (نهم شهریور) می افتاد؛ و بالاخره آغاز سال هجری قمری که هر سال تفاوت می کرد. بر این عیدها باید آغاز سال ایرانی قدیم را که آغاز تابستان بود نیز افزود.

مردم نو مسلمان ایران و حکومتهای ایرانی محلی در دوره عباسیان و حکومتهای توانمند ایرانی پس از عباسیان به ویژه سامانیان (261 تا 389 ) در خراسان بزرگ در زنده و پویا نگه داشتن نوروز و آیینهای نوروز در میان جامعه مسلمان نقش بسیار مهمی داشتند.

در دوران اسلامی به خصوص در دوره صفوی، جشن و آیینهای نوروزی با برخی از آیینها و آداب اسلامی درآمیخت و رنگ تازه و مفهوم دینی گرفت. برای اعتبار بخشیدن به رفتارهای مسلمانان در آیینهای نوروزی و شرعی و روا دانستن آنها، مجموعه ای حدیث و روایت در چگونگی پیدایش نوروز و ارزش و اعتبار و تقدس آن نقل و گردآوری کردند. این حدیثها و روایات شأن و منزلت نوروز و آیینهای مربوط به آن را در نزد شیعیان ایران بیش از پیش بالا برد و به آنها اهمیت بخشید.

برخی نسبتهای مردمی و مراسم نوروزی

مقدمه نوروز چنین است که در میدانهای عمومی، با نقاره و شیپور و سنج از نیمه شب تا ظهر نوازندگی می کنند. پس از آن مردم بلافاصله محل کار خود را ترک می گویند و همه با هیاهو و خوشحالی به مساجد، میدانها و ساختمانهای عمومی روی می آورند و همه به هم تبریک می گویند. اسب دوانی، چوگان بازی، کشتی گرفتن، جامه نو پوشیدن، حنا بستن و. . . از جمله سنتهایی است که همیشه در این زمان از سال انجام می شده. نوروز و آزادی زندانیان در زمان هخامنشیان انجام می گرفته. جمشید پس از پیروزی بر دیوان و برقراری حکومت داد و برابری که در نخستین روز نوروز انجام شد، زندانیان را آزاد کرد.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 14:6  
 معانی واژه عید در فرهنگ اسلامی
برای واژه عید معانی مختلفی ذکر شده، از جمله "خوى گرفته"، "هر چه باز آید ،از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و مانند آن‏"، "روز فراهم آمدن قوم‏"، "هر روز که در آن ، انجمن یا تذکار فضیلت مند یا حادثه بزرگى باشد"، گویند از آن رو به این نام خوانده شده که هر سال شادى نوینى باز آرد.

ابن منظورچنین می گوید که برخی معتقدند ، اصل واژه عید از «عادة‏» است، زیرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت کرده‏اند. به گفته ازهرى : "عید در نزد عرب، زمانى است که در آن شادیها  یا اندوه‏ها، باز مى‏گردد و تکرار مى‏شود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادها دانسته است".

واژه عید تنها یک بار در قرآن به کار رفته است :  " اللّهُمَّ رَبَّنا اَنزِل عَلَینا مائِدَةَ منَ السَّماء تَکون لنا عیداً لاوَّلنا وآخرنا و آیة ً منک"...(سورة مائده / آیه 114) . در تفسیر نمونه ذیل این آیه گفته شده است : «عید در لغت،از ماده عود به معنى بازگشت است ، و لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف مى‏شود و بازگشت ‏به پیروزیها و راحتیهاى نخستین مى‏کند عید گفته مى‏شود، و دراعیاد اسلامى به مناسبت این که در پرتو اطاعت‏ یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد و آلودگیهای خلاف فطرت از میان مى‏رود، عید گفته شده است و از آنجا که روز نزول مائده روز بازگشت ‏به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است‏ حضرت مسیح (ع) آن را عید نامیده و همان طور که در روایات وارد شده ، نزول مائده در روز یکشنبه بود و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است. اگر چه در روایتى که از امام على(ع) نقل شده مى‏خوانیم « و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» . هر روز که در آن معصیت‏ خدا نشود روز عید است‏ نیز اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترک گناه، روز پیروزى و پاکى و بازگشت ‏به فطرت نخستین است.

در روایات معصومین(ع) نیز بارها به این موضوع اشاره شده است، امیر المومنین على (ع) فرموده اند هر روزى که در آن معصیت و گناه نشود، روز عید است.

از سوید بن غفله نقل شده است که گفت : " در روز عید بر امیر المؤمنین على(ع) وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه (خوراکی ازآرد و شیر) و ملبنة ( غذا یا حلوایی که با شیر تهیه می شود ) است. پس به آن حضرت عرض کردم روز عید و خطیفه ؟!

پس از آن حضرت فرمود : " انما هذا عید من غفرله "، این عید کسى است که آمرزیده شده است. و نیز در یکى از اعیاد، آن حضرت فرمود : «انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید»، « امروز تنها عید کسى است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و عبادتش را سپاس گزارده است ، هر روز که خداوند مورد نافرمانى قرار نگیرد، عید راستین است.»

در روایات اسلامى براى اعیاد، به ویژه اعیاد مذهبى از جمله عید فطر، آداب و رسوم خاصی از جانب معصومین توصیه شده است.  «زینوا اعیادکم بالتکبیر» عیدهاى خودتان را با تکبیر زینت ‏بخشید ؛«زینوا العیدین بالتهلیل و التکبیر و التحمید و التقدیس‏» عید فطر و قربان را با گفتن ذکر لا اله الا الله، الله اکبر، الحمد لله و سبحان الله، زینت ‏بخشید. عید ، زمان نو شدن و پاک شدن از گناهان است و نوروز زنده شدن و برپاشدن  دوباره هستی ... .

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 14:4  
 بهاریه
 

از دل پرخون بلبل کی خبر دارد بهار 

              هر طرف چون لاله صد خونین جگر دارد بهار

از قماش پیرهن، غافل ز یوسف گشته اند     

           شکوه ها از مردم کوته نظر دارد بهار

خواب آسایش کجا آید به چشم سیمتن    

              همچو بوی گل، عزیزی در سفر دارد بهار

از برای موشگافان در رگ هر سنبلی       

               معنی پیچیده چون موی کمر دارد بهار

هر زبان سبزه او ترجمان دیگری است     

                از خمیر خاکیان، یکسر خبر دارد بهار

ناله بلبل کجا از خواب بیدارش کند     

               بالش نرمی که از گل، زیر سر دارد بهار

بس که می نالد ز شوق عالم بالا به خود       

              خاک را نزدیک شد از جای بر دارد بهار

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 14:0  
 تقويت اتحاد و وحدت جهان اسلام تنها راه شكست نهايي استكبار است
تقويت اتحاد و وحدت جهان اسلام تنها راه شكست نهايي استكبار است.

 قرآن ، اسلام، رسول اكرم (ص) و امامان معصوم(ع) همواره مسلمانان را به داشتن اتحاد و پرهيز از تفرقه توصيه مي‌كردند.

 همواره مسلمانان از استكبار و غرب در زماني شكست مي‌خوردند كه عامل اتحاد در آنها ضعيف شده بود.

 پيشرفتهاي كشور در گرو اتحاد مردم است و تا زماني كه مردم از انقلاب حمايت كنند، روند رو به رشد كشور ادامه خواهد يافت.

 ايستادگي مردم باعث شده تا ايران درتحولات قرن حاضر تاثيرگذار باشد.

 قرآن و حضرت محمد(ص) حلقه اتصال وحدت و اتحاد مسلمانان هستند و امروز جوامع اسلامي، بيش از هر زمان ديگر نياز به وحدت و همبستگي دارند.

وي افزود: مسلمانان در كشورهاي اسلامي با تبعيت از دستورات دين مبين اسلام و مراجع و علما، مي‌توانند توطئه‌هاي دشمنان را خنثي سازند.

با توجه به نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري بانام" اتحاد ملي و انسجام اسلامي" فرصت مناسبي است تا جهان اسلام با توجه به نقاط مشترك وحدت خويش را بيش از پيش تقويت كنند.



|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 13:55