تبليغاتX
اسدالله رضایی
 در همايش دغدغه تعيين نحوه صلاحيت ها عنوان شد
ابراز نگراني از عملکرد شوراي نگهبان
گروه سياسي؛ همايش دغدغه تعيين نحوه صلاحيت داوطلبان مجلس هشتم از سوي دانشجويان و جوانان حزب مردمسالاري در حالي برگزار شد که بيشتر سخنرانان نسبت به نحوه تعيين صلاحيت کانديداها از سوي شوراي نگهبان ابراز نگراني کردند. در ابتداي اين مراسم، هادي غفاري اظهار داشت؛ روح قانون بايد حاکم بر قانون باشد، البته ما نخواستيم قانون بگذاريم و بگوييم 90 درصد مردم در اين کشور هيچ کاره اند و تنها 10 درصد بايد همه کاره باشند. به گزارش ايسنا عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينکه انديشه حکومت در تفکر ما تئوريزه نشده است و اين موضوع که مردم بايد به چه دليل در انتخابات شرکت کنند و راي دهند براي آنها مشخص نيست، گفت؛ در اين راستا اگر فردي بسيار سخن گفته و دليل بخواهد در وهله اول به وي مي گويند که کار را به اصل آن واگذار کرده و بعد از آن شعار ملي سر مي دهند. هادي غفاري تصريح کرد؛ امروز در کشور طيفي از متدين ترين متدينان روحانيت که به آنها اعتقاد داشته و حتي پشت سرشان نماز مي خوانيم معتقدند راي مردم مشروعيت حکومت را تبيين نمي کند و زينتي است و تنها آنها مصالح امت اسلامي را دانسته و همه جامعه بايد همچون تقليد از شکيات نماز از آنها تقليد کنند و در اين راستا اگر گفتند فردي صلاحيت دارد يعني داراي صلاحيت لازم بوده و اگر عنوان کردند فردي ديگر صلاحيت لازم براي انتخابات ندارد يعني آن فرد داراي صلاحيت نيست. البته حضرت امام با اين جريان مخالف بود. وي با اشاره به رد صلاحيت خود در انتخابات مجلس هفتم و سپس تاييد صلاحيت گفت؛ در آن دوره در انتخابات مجلس هفتم ثبت نام کرده و بعد از مدتي شوراي نگهبان در نامه يي 5 دليل عدم احراز التزام عملي به اسلام، عدم احراز التزام عملي به قانون اساسي، عدم احراز اعتقاد به ولايت فقيه، عدم احراز اعتقاد به جمهوري اسلامي و سوءشهرت در حوزه انتخابيه را به عنوان دلايل رد صلاحيت بنده عنوان کرده که بنده بعد از گرفتن اين نامه، نامه يي به آقاي جنتي نوشتم که در آن بحث ولايت فقيه را تشريح کردم که بعد از مدتي در تماسي عنوان شد که صلاحيت بنده تاييد شده است. وي با بيان اينکه اداره حکومت ضابطه دارد، گفت؛ مگر زمان کنوني عهد دقيانوس است؟

غفاري تصريح کرد؛ مي توان گفت که دغدغه تاييد صلاحيت ها جدي بوده و بنده تنها مي توانم به آقاي جنتي و دوستان ديگر عنوان کنم که ما و تمامي ردصلاحيت شدگان به نظام اسلامي و ولايت فقيه از هر فرد ديگري در اين جامعه معتقدتريم. پس مطمئن باشيد که کشور را نمي توان با بازي اداره کرد.

در بخشي از اين همايش محمد سلامتي دبير کل سازمان مجاهدين انقلاب گفت؛ دغدغه اصلي جبهه اصلاحات براي انتخابات مجلس نحوه بررسي صلاحيت هاي کانديداهاي انتخاباتي است. سلامتي تصريح کرد؛ جناح مقابل تلاش مي کند با به دست آوردن وحدت خود در يک رقابت تنگاتنگ قرار گيرد و در اين راستا اين جناح احساس مي کند که کار بيشتري بايد انجام دهد چراکه خلاء ايجاد شده بر اثر عملکرد هاي دو سال اخير را بايد از طريق تقويت وحدت خود پر کند و البته در اين راه امکانات بسيار وسيعي نيز دارد. وي چگونگي تاييد صلاحيت ها را در انتخابات دوره هشتم مجلس براي جبهه اصلاحات يک دغدغه دانست و ادامه داد؛ خط و نشان هايي که در حال حاضر براي تعيين صلاحيت ها کشيده اند مبين اين مساله بوده که آنها براي تاييد صلاحيت ها کم نخواهند گذاشت و از دوره هاي گذشته در رابطه با اين موضوع شديدتر عمل مي کنند، ولي اين مشکل را تنها مردم با حضور گسترده شان در پاي صندوق هاي راي مي توانند حل کنند چراکه همين مردم در دوره اول انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي توانستند کاري کنند که هيچ کس فکرش را نمي کرد.

در ادامه مراسم رسول منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي با بيان اينکه در حال حاضر شرايط خاصي را پشت سر مي گذاريم و در آن شکي نيست، گفت؛ همگرايي و تعامل ما مي تواند باعث موفقيت نيروهاي خط امام و جريان اصلاح طلب باشد و بايد در اين راستا همه مقدمات تعامل و همگرايي در اشکال مختلف که مي تواند متصور باشد را فراهم کرد. وي تصريح کرد؛ هيچ منافاتي ندارد که احزاب و گروه ها کاملاً تقويت شده و در کنار هم در يک جهت واحد حرکت کنند چراکه آنها مي توانند با وجود اختلاف سلايق همگرايي شان را حفظ کنند. منتجب نيا ابراز اميدواري کرد در سال جاري که سال تعيين سرنوشت است گروه هاي اصلاح طلب با ساز و کار مناسب وارد صحنه شوند و مردم نيز با يک حرکت درست سرنوشت خود را تعيين کرده و نيروهاي خط امام و اصيل را که امروز به حاشيه رانده شده اند به لطف خدا و حضور مردم وارد صحنه کنند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 12:33  
 چهارده گروه عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري،
محمدرضا باهنر؛
با عقلاي اصلاح طلب مشکلي نداريم

گروه سياسي؛ چهارده گروه عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري، پنجشنبه شب هفته گذشته به ميهماني افطار جامعه اسلامي مهندسين رفتند که محمدرضا باهنر را در قامت دبيرکل خود مي بيند. گرچه نشست اين تشکل اصولگرا به طور متناوب و ماهيانه برگزار مي شود اما با نزديک شدن به انتخابات حساس مجلس هشتم، اين گونه گردهمايي ها بي هيچ ترديدي سمت و سوي انتخاباتي به خود مي گيرد. برگزاري اين نشست در دانشگاه امام صادق(ع) که رياست آن برعهده محمدرضا مهدوي کني، چهره شاخص اما «کم رنگ شده» اصولگرايان محسوب مي شود نيز وجه ديگر تفاوت «ميهماني افطار» جامعه اسلامي مهندسين بود. اگرچه شکست هاي راست سنتي از اصلاح طلبان در جريان انتخابات رياست جمهوري هفتم و هشتم به مجلس ششم و شوراي اول سبب کاهش مقبوليت مهدوي کني در ميان اصولگرايان شد، اما اين طلوع دوباره خورشيد آنها با چهره هاي جوان و بعضاً تندرو بود که سبب کنار گذاشته شدن غير رسمي چهره هاي سنتي اصولگرا نظير مهدوي کني از «شوراي راهبري» اصولگرايان شد. اما اخيراً گروه هايي از راست علاقه مندي خود به ايفاي نقش دوباره او را با برگزاري جلساتي با وي ابراز کرده و اقامه نماز مغرب و عشا و برگزاري مراسم افطار پنجشنبه شب در دانشگاه تحت مديريت وي نيز به نظر مي رسد در اين راستا قابل ارزيابي است. موضوعي که باهنر دليل آن را اين گونه بيان کرد؛ در ابتدا تصميم داشتيم که از سيداحمد خاتمي براي حضور در اين جلسه دعوت کنيم که به دلايلي محقق نشد و بعد از آن خدمت آيت الله مهدوي کني رسيديم. البته قرار بود ايشان سخنراني کوتاهي نيز داشته باشند ولي بعد از اقامه نماز به علت اينکه حال شان مساعد نبود در جلسه شرکت نکردند. نايب رئيس پر نفوذ مجلس هفتم در حاشيه اين مراسم نيز پاسخگوي سوالات خبرنگاران بود و به سوالات آنان پاسخ داد.در اين مراسم باهنر و صدر به سخنراني پرداخته و مرتضي نبوي نيز در حاشيه آن در جمع خبرنگاران حاضر شد.باهنر در حاشيه اين مراسم درخصوص انتخابات گفت؛ ما خواهان يک صحنه عادلانه براي رقابت هستيم و اميدواريم که رقيب ما در اين عرصه قوي باشد. ما به دنبال يک رقيب ضعيف نمي گرديم مثل داربي استقلال و پيروزي است که هر دو زماني مي توانند خوب بازي کنند که هر دو قوي باشند. ما به دنبال رقيب زمين گير و ضعيف نيستيم ما به دوستان در دوم خرداد توصيه مي کنيم که افراطي ها را حاشيه بکشانند چرا که ما با عقلاي اصلاح طلب مي توانيم کار کنيم و مشکلي نداريم. باهنر به مطالب اخير وبلاگ شخصي فاطمه رجبي که در ادامه تخريب شخصيت هاي نظام اين بار به سراغ جامعه روحانيت مبارز رفته بود نيز با ادبيات خود واکنش نشان داد و گفت؛ شما بايد از صاحب چنين اظهاراتي سوال بپرسيد. در هر صورت مجموعه اصولگرايان و تريبون اصولگرايي داراي تعريف است و اين فرد تريبون اصولگرايان نيست. اين خانم مواضع ويژه خودشان را دارند که مي شود جداگانه آن را تحليل کرد ولي ما تاکيد بر اين داريم که تحليل هاي افراطي راه به جايي نمي برد.

نايب رئيس مجلس در مورد تغيير ساعت کارها در ماه مبارک رمضان و موضع مجلس در اين زمينه گفت؛ تقريباً 9 روز از ماه رمضان گذشته است و اگر مجلس بخواهد اقدام قانوني انجام دهد 10 ، 15 روز طول مي کشد و به پايان ماه رمضان مي رسيم ولي توصيه ما اين است که اين تصميمات سنگين را دولت با مشورت بيشتري بگيرد و با سرعت يا بدون مشورت در اين ارتباط تصميمي نگيرد.

باهنر در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه برخي از نمايندگان آمارهاي ارائه شده در گزارش برنامه چهارم توسعه را خطرناک و ناهماهنگ با واقعيت دانسته اند، گفت؛ آمارهايي که آقاي رئيس جمهور ارائه دادند آمارهاي خلاف واقعي نيست ولي برخي از آمارهايي که ارائه شده عرفي نيست، چراکه آقاي احمدي نژاد عملکرد دو ساله خود را با عملکرد هشت ساله دولت قبل مقايسه کرده بودند و در صورتي که مقايسه ها بايد مثلاً دو سال به دو سال يا چهار سال به چهار سال صورت بگيرد و مقايسه عرفي اين گونه است. ما منتظر گزارش عملکرد دولت در ارتباط با برنامه چهارم در سال 85 و 86 منتهي به شهريور 86 هستيم و ايشان وعده دادند که اين گزارش را در هنگام ارائه بودجه 87 ارائه دهند.

وي در مورد گراني ها و اينکه برخي معتقدند اقدامات دولت باعث افزايش گراني شده است، گفت؛ شما بايد دقت کنيد هر سياستي که اعمال مي شود در کنار آثار مثبتي که دارد ممکن است اثرات منفي نيز داشته باشد. دولت در راستاي رونق اقتصادي و ايجاد اشتغال تلاش کرده است و در کنار آن آثاري نيز روي تورم داشته است و به هر حال بايد راهکاري انديشيده شود که اين تورم کاهش پيدا کند.

باهنر در سخنان خود در مراسم افطار نيز به دفاع تلويحي از دولت نهم پرداخت؛ «اصولگرايان در دو جريان انتخابات رياست جمهوري نهم و شوراي اسلامي دور سوم نتوانستند به وحدت کامل برسند ولي مشيت الهي بر اين قرار گرفت که در انتخابات رياست جمهوري، دولتي انتخاب شود که اصولگراي ناب و مورد رضايت مردم و از جنس مردم است. مسووليت اجرايي کشور بر عهده دولتي قرار گرفت که زنده کننده داستان هاي دفاع مقدس و همچنين تلاش هاي بدون منتي است که در اوايل انقلاب صورت مي گرفت و در حقيقت آب رفته را به جوي برگرداند و اين نتيجه همت ها، زحمت ها و خون دل هايي است که جريان اصولگرا ظرف دهه قبل از سال 84 خورد و اين تلاش ها را دنبال کرد و خداوند نيز تفضل کرد که يک بار ديگر اصولگرايان را در ميدان خدمت به مردم فعال کرد و اميد داريم که در اين صحنه آزمايش موفق شويم و حرکت مان نتيجه بخش باشد.»

وي گفت؛ به دنبال اين اتفاق برخي از دوستان آمدند و تحليل هاي غيرواقعي ارائه دادند و با توجه به اينکه رقيب توانسته بود در برخي از شوراها نفوذ پيدا کند، اين تحليل را ارائه دادند که نفوذ وراي اصولگرايان نسبت به انتخابات رياست جمهوري نهم کم شده است. در صورتي که اين تحليل کاملاً نادرست بود.باهنر در عين حال به انتخابات مجلس هشتم و استفاده از تجربيات براي وحدت اصولگرايان نيز اشاره کرد؛ « البته در قبل نيز تلاش هايي براي وحدت اصولگرايان صورت مي گرفت اما در جريان اين فعاليت ها بعضاً دو سوال مطرح مي شد؛ اول، پايگاه حقوقي کساني که در جريان فعاليت وحدت حضور دارند چيست؟ و دوم، در تعيين مصاديق سوالاتي به وجود مي آيد؟»

وي گفت؛ براي تعيين شاخص ها و مصداق ها با توجه به اينکه تعريف چندان روشني وجود نداشت بعضاً سوال ها و مباحثي پيش مي آمد. با توجه به اين تجربيات در سال 86 گروهي از دوستان گردهم آمدند و جلساتي را برگزار کردند و در اين راستا يک گروه 9 نفره تشکيل شد که اين گروه 9 نفره موظف بود به سوالاتي که در اين دو زمينه مطرح بود، پاسخ دهد و مکانيسمي را تعريف کند که چنين سوالي به وجود نيايد و با توجه به جلساتي که برگزار شد، آنها آمدند و سه ضلع براي جريان اصولگرا تشکيل دادند؛ گروه هاي عضو جبهه پيروان خط امام و رهبري که خود متشکل از چهارده تشکل هستند و قرار شد از اين گروه هاي چهارده گانه دو نماينده حضور داشته باشند و بعد از آن از بلوک دوستاني که مدعي بودند بيشتر طرفدار رئيس جمهور هستند دو نفر انتخاب شدند البته ما به آنها گفته ايم که نبايد طرفداران رئيس جمهور طرفداري از رئيس جمهور را به خود محدود کنند؛ چرا که قاطبه اصولگرايان با دولت نهم همراهي دارند ولي خب اين دوستان مدعي طرفداري بيشتر از رئيس جمهور هستند. بلوک سوم نيز متشکل از اصولگراياني مانند ايثارگران ، اصولگرايان تحول خواه ، آبادگران جوان ، آبادگران مجلس و ... است که در اين مجموعه به طور کلي 6 نفر به عنوان نمايندگان حقوقي اين سه بلوک انتخاب شدند. در ادامه 5 نفر نيز به عنوان مرضي الاطراف انتخاب شدند و به طور کلي فرماندهي کل انتخابات در جريان اصولگرا براي انتخابات مجلس هشتم بر عهده اين 11 نفر قرار گرفت. چهره بانفوذ اصولگرايان اما به طور تلويحي بر اختلاف ميان برخي گروه هاي اصولگرايان تاکيد کرد؛ «البته در اين ميان ممکن است گروه هايي از جريان اصولگرا نتوانسته باشند در اين سه ضلع جاسازي شوند که البته تلاش هايي در اين ارتباط در حال صورت گرفتن است. ممکن است برخي از اين گروه ها مدعي شوند ما در جريان اصولگرا ضلع چهارم هستيم ولي دوستان در جبهه متحد اصولگرايان به اين نتيجه نرسيدند که ضلع چهارمي را تعريف کنند.» نحوه گزينش کانديداهاي اصولگرايان همواره مورد بحث و اعتراض آنهايي بوده که به ليست نهايي راه نيافته اند. هم از اين رو به نظر مي رسد مکانيسم تازه يي در ميان اصولگرايان طراحي شده باشد که باهنر به آن اشاره مي کند؛ «در هنگام بررسي مصداق ها مثلاً اين مکانيسم تعريف شده که براي صلاحيت کانديداها از 11 نفر اصولگرايان 8 نفر به اين مساله يعني صلاحيت کانديدا راي دهند و تاييد کنند که فرد براي انتخابات داراي صلاحيت است و براي مسائلي مانند کارآمدي و مقبوليت 7 نفر از 11 نفر به آن کانديدا راي دهند و قانع شوند که اين فرد داراي چنين خصوصياتي است.» همه اينها سبب نشد تا نايب رئيس مجلس نگراني خود از ضعف عملکرد مجلس و خصوصاً دولت نهم را بتواند انکار کند. تبديل شدن تورم به عامل رويگرداني مردم از اصولگرايان دغدغه جدي باهنر است؛ «البته نظر شخصي من اين است که ما دو، سه تا چالش جدي پيش رو داريم که از جمله آن مساله تورم است که بايد فکري اساسي براي آن شود و در واقع احساس مردم از تورم بيش از آن چيزي است که مسوولان با آمار از تورم ارائه مي دهند. احساس مردم از گراني خيلي احساس سنگيني است و بايد اين را حل کرد به خصوص در بخش هايي مثل مسکن.»

در اين ميان اما پذيرش ارتباط قطعنامه هاي سازمان ملل با تورم و گراني، نقطه اوج سخنان باهنر بود. چه اينکه اين ارتباط بارها از سوي رئيس دولت و وزراي او به شدت تکذيب شده است. ما در زمينه هسته يي تاکنون موفقيت ها و توفيقات خوبي داشته ايم ولي در حال حاضر صحبت از قطعنامه سوم است. البته اين احتمال با توجه به مذاکراتي که صورت مي گيرد وجود دارد که صدور قطعنامه سوم به تاخير بيفتد يا انجام نشود، ولي ما بايد با مردم در اين ارتباط صحبت کنيم و بايد به آنها بگوييم چيزهايي که در اين ارتباط به دست آورديم بيش از آن چيزي است که از دست مي دهيم، مثلاً ممکن است نرخ برخي از کالاها افزايش پيدا کند. مثلاً بيمه گران شود يا برخي از کالاها را به ما نفروشند ولي بايد به مردم گفت چيزي که به دست مي آوريم خيلي گران قيمت تر از آن چيزي است که از دست مي دهيم.»

چهره شاخص اصولگرايان در عين حال همچنان از تجربه مجلس ششم آزرده است و از «به خير گذشتن آن» ابراز خوشحالي مي کند؛ « ما دو سه ماه پيش فکر مي کرديم که بحث مجلس ششم را ديگر تکرار نکنيم، چرا که اتفاقي بود که رخ داده و به خير گذشته است و ديگر روح خودمان و دوستان مان را از يادآوري اين مسائل آزرده نکنيم. وظيفه ما و شما بسيار سنگين است و بايد تمام همت خود را بگذاريم که مردم ان شاءالله يک مجلس اصولگرا را انتخاب کنند. البته در اين جريان افراد مهم نيستند، مهم نيست که من يا حسن يا تقي يا ... در مجلس باشيم يا نباشيم، مهم اين است که يک مجلس اصولگرا و معتقد به ارزش هاي اصولگرا انتخاب شود و چنين مجلسي را داشته باشيم.»

دايره وسيع تر شده اصولگرايان

ما از ابتداي کار جبهه مکرر خدمت آقايان مهدوي کني و يزدي مي رسيم، زيرا وظيفه خود مي دانيم که هماهنگي و ارتباط نزديک خود را براي استفاده از راهنمايي هاي آنها حفظ کنيم. همچنين رهنمود آقاي مهدوي کني باعث هدايت ما شده و باز کردن دايره جبهه و جامعيت آن را منجر شده است.

صدر اگرچه همچنان نام 5 نفر مرضي الطرفين را اعلام نکرد، اما به روند شکل گيري جبهه اشاره مي کند؛ «در چند ماه گذشته ابتدا کميته 6 نفره شکل گرفت که نمايندگان جبهه پيروان خط امام و رهبري من و آقاي بادامچيان، رايحه خوش خدمت مهندس محصولي و حاج آقا مصلحي، ايثارگران و اصولگرايان تحول خواه آقايان فدايي و زاکاني را انتخاب کردند که قرار شد ما با تفاهم کامل 5 نفر مرضي الاطراف را تعيين کنيم که در نهايت تفاهم کامل روي 5 نفر حاصل شد و اين 5 نفر به علاوه 6 نفر قبلي شوراي 11 نفره را شکل دادند.» صدر حسن حضور اين 5 نفر را نيز چنين اعلام کرد؛ «اضافه شدن اين 5 نفر طرح بسيار خوبي بوده زيرا ممکن بود 6 نفري که از طرف جريان هاي مختلف انتخاب شدند، جامعيت لازم را بين تمام جريانات اصولگرا نداشته باشند در حالي که اضافه شدن اين 5 نفر باعث نوعي آرامش خاطر شد هرچند ما اسامي آنها را اعلام نکرديم اما گمانه زني هايي در اين رابطه در رسانه ها مطرح شد.»

صدر نيز نگراني خود را از بحران عدم جامعيت جبهه پنهان نکرده و به اعتراضات ساير گروه هاي اصولگرا به جبهه متحد که طي ماه هاي گذشته بارها اعلام شده اين گونه واکنش نشان داد؛« برخي گروه ها تلاش مي کنند اين طور القا کنند که جبهه شمول لازم را ندارد. اين مساله به هيچ وجه درست نيست زيرا گروه هاي اصولگرا بهترين ارتباط را با ما دارند و جاي نگراني در اين زمينه وجود ندارد. همچنين در چند هفته اخير از سوي گروه هاي سياسي حرکت هايي دنبال شده که اضلاع جبهه را به هم بدبين کنند. به طور مثال يکي از روزنامه ها مطلبي درج کرده بود که با اينکه فلان گروه در جبهه عضو است به طور مستقل کار خود را انجام مي دهد در حالي که اصولاً چنين چيزي وجود خارجي ندارد.»

پول نفت بسيار زياد سر سفره مردم

مسوول واحد سياسي جامعه اسلامي مهندسين با تاييد سخنان اخير ناطق نوري مبني بر اينکه اصولگرايان سياست چتر باز را بايد در پيش بگيرند درباره تحقق شعار آوردن نفت بر سر سفره هاي مردم اظهار کرد؛ به نظر من بيش از حد نفت بر سر سفره مردم آورده شده است.

مرتضي نبوي با بيان اينکه «علت عدم معرفي اعضاي مرضي الاطراف جبهه متحد اصولگرايان را بايد از سخنگوي آن پرسيد» در مورد وضعيت ايران در عرصه جهاني گفت؛ ما در يکي از بهترين شرايط هستيم. ايران در حال حاضر در عرصه منطقه يي و بين المللي اتحاد ملي و ثبات در وضعيت خوبي است.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 12:31  
 تلاش دولت براي كاهش نظارت مجلس بر بودجه
 
 

عضو كميسيون برنامه و بودجه:دولت به دنبال كاهش نظارت مجلس بر بودجه است

عضو كميسيون برنامه گفت: گر چه دولت در روش راهبردي در پي در اختيار گرفتن ريش و قيچي نظام بودجه‌ريزي و خلاصي از پاسخ دادن به مجلس است، ولي در نهايت راهي را مي‌پيمايد كه به ضرر خودش تمام مي‌شود. رسول صديقي‌بنايي در گفت‌وگو با ايسنا گفت: استنباطم از روش راهبردي بودجه‌ريزي دولت اين است كه تصميم گرفته اجازه مديريت بودجه را از مجلس دريافت تا دستگاه‌هاي اجرايي با استفاده از رديف‌هاي كلي كه در اختيار خواهند داشت پروژه‌هاي خود را دنبال كنند. او روش بودجه‌ريزي جديد دولت را موجب تضعيف نظارت مجلس دانست و اظهار كرد: روش راهبردي بودجه امكان جابه جايي منابع را به دولت مي‌دهد، ولي نكته مهم اين است كه وقتي مشخص شد كه پروژه‌ها از ابتدا چه‌قدر بودجه خواهند داشت، نوعي به هم‌ريختگي به وجود مي‌آيد. نماينده مردم بناب با تاكيد بر اين كه مجلس اجازه تعيين ارقام كلي بودجه با تضعيف جايگاه نظارتي‌اش را به دولت نخواهد داد، خاطرنشان كرد: دولت در نگرشي كه به بودجه دارد درصدد دولتي‌تر كردن بودجه است، كه طبيعتا كاهش اختيار نظارتي مجلس را در پي دارد و مجلس با اين عقيده موافقت نخواهد كرد. مجلس ريش و قيچي را در بحث بودجه‌ريزي به دولت نخواهد سپرد و خود با دست خود، خود را از روند بودجه‌ريزي و نظارت بر بودجه‌هاي سنواتي كنار نخواهد زد.‌ وي اظهار كرد:‌ نظام بودجه‌ريزي با وجود برخي نقايص روند مترقيانه‌اي را بر اساس شاخص‌ها و معيارها طي مي‌كرد، ولي دولت به يكباره با حذف سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اين روند رو به رشد و در حال نهادينه شدن را برهم زد، به گونه‌اي كه حتي كارشناسان اين سازمان نيز از سرنوشت نهايي بودجه اطلاع چنداني ندارند. او وضعيت جديد را پيام خوبي براي نظام مديريتي و بودجه‌ريزي كشور ندانست و تصريح كرد: وضعيت به وجود آمده به دليل حذف شاخص‌ها، مبهم شدن روند بودجه‌ريزي و در پيش بودن انتخابات مجلس هشتم وضعيت مطلوبي نيست. عضو كميسيون برنامه و بودجه خطاب به دولت توصيه كرد: دولت قبل از به هم زدن روال بودجه‌ريزي فعلي بايد تعريفش از الگوي جديد را ارائه مي‌كرد تا متخصصان و كارشناسان سردرگم نمي‌شدند و جايگاه كارشناسي‌شان را از دست نمي‌دادند، بنابراين بهتر است شيوه بودجه‌ريزي 86 با همان چارچوب‌هاي عملياتي در لايحه بودجه 87 ادامه دهد، بر هم زدن الگوي فعلي و بعد تكاپو براي يافتن شيوه‌هاي جايگزين به هيچ وجه نشان از قاطعيت نيست.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:53  
 براي شكل‌گيري هويت متحد اصلاح‌طلبان بايد جبهه‌اي تشكيل شود،
موفقيت اصلاح‌طلبان، در گرو پياده‌كردن انديشه‌هاي امام   
 

 يك عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز گفت: براي شكل‌گيري هويت متحد اصلاح‌طلبان بايد جبهه‌اي تشكيل شود، ميثاق و منشوري داشته باشند و در چارچوب مشخصي فعاليت كنند تا بتوانند موفق باشند. سيدعلي‌اكبر محتشمي‌پور در گفت‌وگو با ايسنا افزود: موفقيت اصلاح‌طلبان در صورت حركت در جهت پياده كردن اهداف و انديشه‌هاي اصيل امام خميني(ره) و حفظ اين انديشه‌ها و اصول به دست خواهد آمد. وي در پاسخ به سوالي، درباره تقسيم‌بندي اصلاح‌طلبان با بيان اين‌كه " اين تقسيم بندي‌ها را بلد نيستم "، " اختلاف، شكاف و عدم انجام آن‌چيزي كه موجب موفقيت مي‌شود" را تهديدهاي فرا روي اصلاح‌طلبان دانست. محتشمي‌پور، درباره مرز بندي بين جريانات اصلاح‌طلب نيز گفت: چه من مرزبندي قائل باشم چه نباشم، مرز بندي خدايي است و تند و كند تا يكجا با هم هستند و از آن‌جا جدا مي‌شوند.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:52  
 احزاب مردمى چگونه‌اند؟
احزاب مردمى چگونه‌اند؟
پيام حاجى بابا
احزاب، در يک نظام مردمسالار، نقشى بس مهم دارند، زيرا واسطه ميان مردم و هيئت حاکمه هستند. احزاب، مطالبات و نيازهاى اقتصادي، فرهنگي، اجتماعى و سياسى طبقات و اقشار مختلف مردم، همانند کارگران، کارمندان، معلمان و ... را به اطلاع مسئولان امر رسانده، به طور مداوم آنها را پيگيرى و مطالبه مى‌نمايند.
بنابرآنچه گفته شد، مى‌توان به خوبى دريافت که احزاب بايد برخاسته از متن جامعه و اقشار مختلف اجتماعى باشند و توسط کمک هاى مالى و معنوى خود مردم اداره شوند. قطعا حقوق بگير شدن احزاب از دولت يا تحت سيطره کاست ها و کارتل‌هاى عظيم اقتصادى قرار گرفتن آنها، صدمات جبران ناپذيرى به دنبال دارد و حريت و حق طلبى احزاب را مخدوش مى‌کند.
حزب اعتماد ملي، مانند بسيارى از احزاب تشکيل شده در نظام فعلى ايران بالاخص احزاب سياسى شکل گرفته بعد از دوم خرداد 76 ،‌از جمله احزابى است که توسط برخى فعالان و نخبگان سياسى و به دور از متن واقعى مردم تشکيل و هدايت مى‌گردد و مشخص نيست که اين حزب،‌دقيقا سخنگو و پيگير مطالبات کدام قشر از جامعه است. اينگونه احزاب که معمولا با بالا گرفتن تعارضات و اختلاف نظرهاى درون احزاب بزرگتر شکل مى‌گيرند، پشتوانه عميق مردمى ندارند و به همين خاطر هم هست که قدرت بسيج کردن مردم در انتخابات را ندارند مگر با وعده و وعيد و شعارهايى که به طور اتفاقى و موردى باعث گرايش مردم بدانها شود.
آقاى کروبى در جمع مسئولان حزب اعتماد ملى در سراسر کشور(1)، ضمن ياد کردن از اختلافاتى که ميان او و حزبش با افراد تندروى اصلاحات وجود دارد، در مقام کم رنگ کردن اين اختلاف، آن را امرى جزئى دانست و چند بار تاکيد کرد که با اصلاح‌طلبان هيچ مشکلى نداريم. البته اين کم رنگ کردن چندان کار ساز نيست و کاملا روشن است که اختلافى اساسى در ميان اردوى اصلاحاتيان سربرآورده است، اما آنان براى رسيدن به پيروزى در انتخابات آتي، تلاش مى‌کنند هرجور شده، بر اختلاف مزبور سرپوش بگذارند چون مى‌دانند بدون ائتلاف قطعا کارى از پيش نخواهند برد.
آقاى کروبى در اين جمع، به رئيس جمهور نهم، تاخته و چنين گفته است: “برادر عزيز، شما به حزب احتياج نداريد. راست مى‌گوئيد با آن ديدگاهى که شما داريد و نيروهاى غيبى و بى‌سيم به دستان در هر شهر و روستايى مى‌توانند در پاى صندوق‌هاى راى هر تحول غير منتظره اى را ايجاد کنند ديگر نيازى به حزب نداريد. بردار من بالاتر بگويم شما حتى به مسائل عادى و طبيعى خيلى نياز نداريد... شما احتياج به حزب نداريد اما چه کنيم که معتقد به تفکر امامى هستيم که فرموده است ميزان راى مردم است.”
اولا بايد گفت سخن امام مبنى بر اينکه ميزان راى ملت است، هيچ منافاتى با عملکرد و اعتقادات رئيس جمهور نهم ندارد، زيرا ايشان اتفاقا مى‌خواهد راى ملت متبلور شود و تحت تاثير برخى گروه‌هاى خود ساخته جدا از مردم که با اموال مجهول و مشکوک و تحت لواى حزب کار مى‌کنند قرار نگيرند. رئيس جمهور با هر نوع حزب و هر تحزبى مخالف نيست، بلکه اگر يک حزب مثلا حزب کارگري، بيانگر واقعى مطالبات و خواسته‌هاى مردم باشد مورد نظر رئيس جمهور است. شاهد اين ادعا آن است که رئيس جمهور خدوم و ساعي، تلاش فراوان مى‌کند و اين طرف و آن طرف مى‌رود تا مشکلات واقعى مردم را دريابد.
ثانيا چگونه مى‌شود با “بى‌‌سيم به دستان”، 17 ميليون راى جمع کرد؟ آيا اين ادعا همانند همان ادعاى آقاى کروبى در ايام پس از انتخابات نهم نيست که مى‌گفتند در شمارش آرا، مقام بالاتر را داشته است و ناگهان ترتيب عوض شده است؟ همانطور که در آنجا هيچ کس از تشکيکى که آقاى کروبى وارد مى‌کرد حمايت نکرد (چون کاملا طبيعى است که در شمارش آرا هر لحظه ممکن است ترتيب نامزدها عوض شود)، در اينجا هم کسى نمى‌تواند بپذيرد با بى‌سيم بتوان 17 ميليون راى جمع کرد.
ثالثا اگر آقاى کروبى معتقدند آقاى احمدى نژاد با “بى سيم به دستان” در انتخابات موفق شده است، چرا پس از اين مى‌گويد آقاى احمدى نژاد در سال 88 توسط مردم بازنده خواهند شد؟ او گفته است: “برادر من سال 88 حتما به ميدان بيا تا آنجا ببينى چطور مردم به تو جواب مى‌دهند که حزب مى‌خواهند يا نمى‌خواهند؟ حتما هم بيا تا جوابت را بگيري.” اگر “بى‌سيم” قدرت دارد و حرف اول را مى‌زند در سال 88 هم لابد چنين خواهد شد. يعنى آقاى کروبى در اين ادعا نسبت به سال 88، به طور ضمنى پذيرفته است که پيروزى سال 84 احمدى نژاد هم به دليل راى مردم بوده است (منتها به ادعاى آقاى کروبي، آن زمان، نمى‌‌دانسته‌اند احمدى نژاد مخالف حزب است و امروز که فهميده‌اند ديگر به او راى نخواهند داد)!
آقاى کروبى ادامه داده‌اند: “اگر حزبى سوء استفاده‌گر است بگوييد، اما اينکه به جان احزاب بيفتيم، اين کار قطعا موجب مى‌شود نيروها زده شده و فعال برخورد نکنند و حوادث تلخى براى کشور پيش بيايد... اگر حزبى باج و رانت بخواهد و قصد سوء استفاده داشته باشد، کاملا بجاست که دولت با آن برخورد کند، اما يک فعاليت حزبى سالم، حق مردم است.” به نظر نمى‌رسد آقاى رئيس جمهور، چيزى جز اين را گفته و معتقد باشد. ايشان نيز گفته است من به احزاب باج نمى‌دهم. آيا رئيس جمهور، حزب اعتماد ملى را تعطيل کرده است يا تدبيرات شديد امنيتي، حول و حوش آن گذاشته است؟ اگر چنين است خوب است آقاى کروبى برملا کند. باج خواهى و رانت خواهى احزاب که متاسفانه، پديده نادرى هم نيست، اولين آسيبش به مردم مى‌رسد و طبيعى است که رئيس جمهور براى حفظ حقوق مردمى که او را برگزيده‌اند با چنين احزابى مقابله کند.
احزاب موجود ايران بايد به جاى پرخاش و داد و بيداد عليه رئيس جمهور، در موجوديت، کار کرد و پيشينه خود تامل کنند تا دريابند آيا برخاسته از مردمند، توسط آنها اداره مى‌شوند و پيگير مصر مطالبات آنهايند يا آنکه جمعى نخبه بريده از مردم و فرو رفته در لاک تفکرات هم سنخان خود، گروهى را تشکيل داده‌اند که در پى تحميل خواسته‌هاى خود بر مردمند و به نادرستي، خود را سخنگوى مردم مى‌شمارند. اگر صورت دوم درست باشد، هر مطالبه‌اى که از دولت داشته باشند، باج خواهى و خودخواهى است. باشد که احزاب ايران، مردمى شوند. به راستي، احزاب مردمى چه صفات و مميزاتى دارند؛ احزاب مردمى چگونه‌اند؟
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:51  
  در حال گسترش دايره جبهه متحد اصولگرايان هستيم
صدردبير هيئت اجرايى جبهه متحد اصولگرايان:
دبير هيئت اجرايى جبهه متحد اصولگرايان گفت: ما به صورت عملى در حال گسترش دايره جبهه متحد اصولگرايان هستيم و براى حضور و مشارکت تمام نيروهاى اصولگرا و دلسوز نظام و انقلاب در حال برنامه ريزى مى‌باشيم.
به گزارش فارس سيد شهاب الدين صدر در نشست کميته دانشجويى اصولگرايان تحول خواه و جمعيت ايثارگران با بيان اين مطلب که برنامه جديد از ابتداى سال 86 آغاز شده و بتدريج جلو رفته است، گفت: جمعى که در حال حاضر بوجود آمده حاصل تجربيات دوستان اصولگرا در ادوار گذشته مى‌باشد.
صدر اظهار داشت: در جبهه متحد اصولگرايان شاخص‌هاى ارزيابى کانديداها طراحى شده و براساس صلاحيت فردي، مقبوليت و کار آمدى گزينش ها صورت مى‌گيرد و در جلسات متعدد شاخص‌هاى کيفى را به کمى تبديل کرده‌ايم و به نتايج قابل قبولى نيز رسيده‌ايم.
وى گفت: دايره اصولگرايى بايد دايره بازى در چارچوب فرمايشات مقام معظم رهبرى باشد و شاخص‌هايى از قبيل ايمان و هويت اسلامى و انقلابي، عدالت خواهى و تحقق آن، حفظ استقلال سياسي، اصلاح و تصحيح روشها، جهاد علمي، تثبيت و تامين آزاد انديشى و شکوفايى اقتصادى مد نظر مى‌باشد. دبير شوراى مرکزى جبهه متحد اصولگرايان تاکيد کرد: اکثريت ملت ايران انسانهايى اصولگرا هستند زيرا پاى انقلاب ايستاده‌اند و در تمام مقاطع انقلاب آحاد جامعه افراد پايبندى بوده و هستند. صدر تصريح کرد: جريان رقيب مى‌گويد اگر همه مردم بيايند پاى صندوق‌هاى راي، متدينين شکست مى‌خوردند، در حالى که ما بعنوان يک اصل به دنبال حضور باشکوه و حداکثرى مردم در پاى صندوق‌هاى راى به عنوان پيشتوانه قوى مجلس هشتم هستيم.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:40  
 سياست هاي دوگانه امريکا منشاء داخلي دارد
گفت وگو با سيدمحمد صدر
 
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ گسترش مسائل داخلي و امنيتي عراق پس از گذشت 4 سال از حمله نظامي امريکا به اين کشور از يک سو و جو تبليغاتي اتهاماتي که در اين خصوص عليه جمهوري اسلامي ايران همواره و به کرات از سوي مقام هاي امريکايي مطرح مي شود از سوي ديگر از جمله خبرهايي است که هر روزه در روزنامه هاي داخلي ايران منعکس مي شود. به منظور بررسي چگونگي و چرايي اين گونه مسائل و سياست هاي متضاد و چندگانه امريکا در برخورد با ايران با دکتر سيدمحمد صدر پژوهشگر مسائل خاورميانه گفت وگويي کرده ايم که در پي مي آيد.

---

چرا در حالي که سطح مذاکرات ايران و امريکا در عراق به تشکيل کميته کارشناسان ارتقا يافته است، امريکا اتهامات تروريستي را عليه سپاه مطرح مي کند؛ در حالي که هيچ گونه سند و مدرکي را در اين زمينه ارائه نمي دهد. تحليل شما در اين خصوص چيست؟

ببينيد، اين يک دوگانگي در سياست خارجي امريکا است که عمدتاً به اختلاف بين جناح تند نومحافظه کاران به رهبري معاون رياست جمهوري امريکا و وزارت امور خارجه امريکا برمي گردد.

الان اين بحث وجود دارد که کلاً اين دو گروه که در راس يکي از آنها رايس است و در راس ديگر ديک چني به طور دائمي در مسائل مختلف با يکديگر اختلاف نظر دارند و اقدام هاي مختلفي هم انجام مي دهند. اين اختلاف از گذشته نيز وجود داشته است و ما مي بينيم برخي تعويض هايي هم صورت گرفته است. مثلاً وقتي پاول که وزير امور خارجه امريکا بود، بر اثر فشار جناح تندرو نومحافظه کاران به رهبري ديک چني کنار گذاشته مي شود.

پس در مجموع اين برداشت حاصل مي شود که ديک چني طرفدار برخورد نظامي با ايران است. البته ظاهراً وزير امور خارجه امريکا، کاندوليزا رايس، اين نظر را قبول ندارد و آنان به گسترش تحريم هاي اقتصادي عليه ايران معتقد هستند. يعني هر دو گروه در اين خصوص که با ايران برخورد کنند با يکديگر اختلاف نظري ندارند. اما در مورد نحوه برخورد با يکديگر اختلاف نظر دارند. در واقع وزارت امور خارجه امريکا به دنبال سياست تحريم که حالا تحريم توسط خود اروپا و امريکا باشد يا تحريم هاي بين المللي که از طريق تصويب قطعنامه در شوراي امنيت سازمان ملل متحد صورت مي گيرد، است.

خب، وقتي به طور طبيعي اين دوگونه سياست در کنار يکديگر عمل مي کنند، بعضي مواقع نيز اقداماتي انجام مي شود که اين گونه اقدامات با يکديگر تضاد دارند. مثلاً اين امر خيلي عجيب است که آنان در ارتباط با عراق مي آيند و با ايران تا به امروز سه دوره مذاکرات را انجام مي دهند و پيش بيني ها هم اين است که اين مذاکرات ادامه پيدا خواهد کرد. يعني هنوز اعلام نشده است که مذاکرات به بن بست رسيده يا تمام مي شود. در عين حال آنان اعلام مي کنند که سپاه تروريست است. البته هنوز مقام هاي رسمي ايالات متحده امريکا بحث تروريست بودن سپاه را مطرح نکرده اند. شايد بتوان گفت که الان آنان بيشتر دارند نبض سنجي مي کنند و اين قضيه را مطرح کرده اند، اما آنچه که مسلم است اين نشان دهنده دوگانگي در سياست خارجي امريکا است. نشان دهنده حاکميت افراطيون در اين قسمت است و اينکه در نهايت نمي شود روي هيچ چيز امريکا حساب کرد؛ از جمله مذاکره با امريکا.

آقاي دکتر به طور طبيعي وقتي مذاکره روند خوبي را طي مي کند بايد باعث کاهش تنش مورد بحث شود نه افزايش آن. با توجه به اينکه شما عنوان مي فرماييد که مذاکرات بغداد مثبت بود، پس چرا دارد باعث افزايش تنش ها مي شود. آيا با قلمداد کردن سپاه به عنوان تروريست، امريکايي ها از مواضع قبلي خودشان که ايران را در عراق به حمايت از تروريست ها و تامين سلاح به آنان متهم مي کردند، فراتر نرفته اند؟ الان نحوه مذاکرات به چه صورت است که باعث کاهش تنش ها نشده است؟

من همين را عرض مي کنم. من در مصاحبه هاي قبلي نيز به شما گفته ام که متاسفانه نومحافظه کاران امريکا، آدم هاي افراطي هستند. آدم هاي افراطي کساني هستند که خيلي عقل و منطق در تصميم گيري هايشان دخالت ندارد. در نتيجه کارهاي غيرعادي مي کنند. يکي از آن کارهاي غيرعادي هم واقعاً همين قضيه است. نمي شود از يک طرف شما براي حل مشکلات و مسائل داخل عراق بياييد مذاکره کنيد، از طرف ديگر بياييد سپاه پاسداران را که ارتش ملي و ارتش اسلامي جمهوري اسلامي است، تروريست معرفي کنيد. عرض کردم هنوز مقامات امريکايي به صورت رسمي اين را نگفته اند. يعني الان اخباري که مي آيد و در محافل سياسي امريکا نيز مطرح است، هنوز به طور رسمي حتي يک نفر از مقامات امريکايي اين قضيه را نگفته اند.

خب با اين پيش فرض امريکايي ها مي خواهند چه هدفي را دنبال کنند؟

ببينيد، اينها همه فشارهايي است که روي ايران وارد مي کنند.

از اين فشارها چه چيزي را مي خواهند به دست آورند؟

در هر صورت دنبال خواسته هايشان هستند تا ايران را تسليم کنند. در واقع قطعنامه هاي تحريمي را که به تصويب رسانده اند ايران اجرا کند و از اين گونه موارد.

آيا آنان مي خواهند هدف غيرمستقيمي روي مسائل پرونده هسته يي ايران ايجاد کنند، در حالي که راجع به مسائل عراق است؟

بله، البته به همين دليل هم من هميشه مطرح کرده ام که مذاکرات فقط نمي تواند به عراق محدود شود. چرا که عراق، مشکل امريکا است. من اين را عرض کردم که اين مذاکرات يا به نتيجه مي رسد يا نمي رسد. اگر به نتيجه نرسد که خب بي نتيجه است. ولي اگر به نتيجه برسد، يعني مي خواهد مشکلات امريکا در عراق حل شود. نمي شود که مشکلات امريکا در داخل عراق حل بشود، اما از آن طرف مشکلات ايران باقي بماند. يعني همچنان امريکا دنبال گسترش تحريم ها از طريق سازمان ملل متحد و همچنين از طريق خودش و اتحاديه اروپا باشد و در عين حال بخواهد مشکلاتش در عراق حل شود. اين چيزي است که حتماً آنان مي فهمند عملي نيست.

محور ديگري که در اينجا مطرح است، اين مساله است که وقتي مذاکرات ديپلماسي برگزار مي شود از سطح کارشناسي شروع شده و سپس به سطوح معاونان، وزرا و روساي جمهور ارتقا پيدا مي کند. اما در مذاکرات عراق ما شاهد اين بوديم که مذاکرات از سطح سفرا شروع شد و سپس به سطح کميته کارشناسي تقليل يافت. ضمن اينکه سفير وقت عراق در گفت وگوي اختصاصي اش با روزنامه اعتماد نيز بيان کرد که درصدد ارتقاي اين مذاکرات به سطح معاونان هستند. چرا مذاکرات بغداد بين ايران و امريکا روند اينچنيني دارد و از يک سلسله مراتب قاعده مند برخوردار نيست؟

ببينيد، اين مساله خيلي غيرعادي نيست براي اينکه هنوز روابط ايران و امريکا به آن مرحله نرسيده است. در واقع 27 سال بين ايران و امريکا هيچگونه مذاکره يي صورت نگرفته است. بعد از 27 سال اين مذاکره شروع شده و اين خيلي طبيعي است که بعد از مدت طولاني وقتي مذاکراتي بين دو کشور شروع مي شود، اصلاً در جلسات اول موضوع چندان زيادي وجود نداشته باشد. يعني طرفين در مذاکره نخست حرف هايشان را مي زنند و گله هايشان را مطرح مي کنند و به قول معروف مي گويند که بيانيه هاي خودشان را صادر مي کنند. بايد چندين جلسه طول بکشد تا اين مذاکرات يک حالت عادي پيدا کند. چون گفتم، 27 سال بسياري از مسائل روي هم انباشته شده است که بايد در اين مورد بحث شود. بنابراين، اين مساله مهمي نيست. اتفاقاً اينکه کميته کارشناسي تشکيل مي شود، معناي آن عبارت از اين است که بحث يک مقدار جدي تر شده است. يعني وارد يکسري از بحث هايي شده است که دارد جنبه عملي پيدا مي کند. شما نبايد اين را به عنوان نزول سطح مذاکرات بگيريد.

يعني کميته کارشناسي الان دارد پايه مذاکرات براي سطوح بالاتر ايجاد مي کند؟

بله، حتماً همين طور است وگرنه اصلاً کميته کارشناسي معنايي ندارد.

و در اين کميته کارشناسي معمولاً به چه چيزهايي پرداخته خواهد شد؟

الان به طور عمده مسائل امنيتي عراق است که حالا دارند روي آن بحث مي کنند.

و امريکا با متهم کردن سپاه به تروريست بودن چه آثار حقوقي، سياسي يا عملي مي تواند روي اين قضيه بگذارد؟

ببينيد، اين مساله هم اثر سياسي دارد و هم اقتصادي. البته من باز دوباره تکرار مي کنم که هنوز مقامات رسمي امريکا يک چنين مساله يي را مطرح نکرده اند.

ولي دارند فضاي گسترده يي را در جهان عليه ايران ايجاد مي کنند.

بله، ايجاد کرده اند. من هم عرض کردم که آنان دارند نبض سنجي مي کنند و من اميدوارم که آنان خيلي زود بفهمند که چه اشتباه بسيار بزرگي را دارند مرتکب مي شوند. عرض کردم آنان دارند با يک نهاد ملي يا ارتش ملي ايران که از پايگاه مردمي خيلي قوي برخوردار است، بازي مي کنند و سپاه علاوه بر بعد نظامي- امنيتي يک بعد معنوي هم دارد.

چون در واقع بر آمده از انقلاب اسلامي و خود مردم است و من اميدوارم که امريکايي ها چنين اشتباهي را نکنند و در حد همين تبليغات سياسي که مطرح شده بحث آن تمام شود. اما در مورد اينکه وقتي اين کار انجام مي شود چه اثري دارد، در واقع وقتي يک گروه يا نهادي به عنوان تروريست معرفي مي شود، خب به طور طبيعي يکسري محدوديت هاي سياسي، اقتصادي، مسافرتي، معاملاتي و... طبق قوانيني که خودشان دارند بر آن اعمال مي کنند.

و محور ديگر در مورد سفر آقاي مالکي به ترکيه و ايران و سپس سوريه بود. با توجه به اينکه ايشان دو روز پس از تشکيل کميته کارشناسي به ايران آمدند مخالفت هايي در داخل بغداد در پي داشت و هم با واکنش منفي بوش مواجه شد، چه اهدافي را دنبال مي کنند؟

ببينيد، من در ابتدا به اين نکته اشاره کنم که يکي از مطالب بسيار جالب همين موضع گيري جرج بوش عليه ايران بود که به دو مطلب اشاره کرد که در عمل هر دوي اين مطالب هم با واقعيت جور درنيامد. يکي اينکه ايران در عراق دخالت مي کند و مثلاً باعث ايجاد ناامني مي شود که در همان زمان خبرنگاري از بوش پرسيد که وقتي شما اين مساله را مطرح مي کنيد الان نخست وزير عراق در ايران است و آنان در آنجا روابط بسيار دوستانه يي دارند. بوش نيز پاسخ داد که من اميدوارم نخست وزير عراق هم همان نظرات مرا داشته باشد. نکته دوم اينکه عين همين قضيه را در ارتباط با افغانستان گفت و اينکه ايران در افغانستان دوگانه عمل مي کند که در همانجا کرزي در کنار جرج بوش نظر ايشان را رد کرد و گفت ما روابط بسيار دوستانه يي با ايران داريم. مجموعه اينها همان تضادها و دوگانگي هايي است که در سياست خارجي امريکا است و تمامي آنها ناشي از افراطي گري است که آنان با آن مواجه هستند. از آن طرف مثلاً امريکا يکسري اتهاماتي را عليه ايران مطرح

مي کند ولي نزديک ترين دوستانش در منطقه دقيقاً حرف هاي او را رد مي کنند . اما دليل و اهداف سفر آقاي مالکي چيست، اين يک امر خيلي طبيعي است که همسايه هاي هر کشور به ويژه کشوري که در حال بحران است هم در ايجاد و هم رفع بحران خيلي موثر هستند.

چنانچه واقعاً در داخل عراق، تروريست هاي القاعده بالاخره از يک کدام از مرزهاي عراق وارد مي شوند. چون عمده آنان عراقي نيستند و بيشتر عربستاني، يمني، سوري و برخي هم فلسطيني هستند که از مرزهاي مختلف وارد عراق مي شوند.

پس بالاخره مشخص است که کشورها مرزهايشان را کنترل نمي کنند. اينقدر اين قضيه جدي شده است که نماينده امريکا در سازمان ملل (خليل زاد) رسماً اعلام کرد که مرزهاي عربستان محل عبور تروريست هاي القاعده به داخل عراق است که عربستان هم از اين مساله بسيار ناراحت شد.

پس همچنان امريکا با معضل القاعده که از دل عربستان به وجود آمدند و منجر به حادثه 11 سپتامبر شدند مواجه است؟

بله به طور قطع همين است. يعني حمله امريکا به افغانستان و عراق نه تنها القاعده را از بين نبرده بلکه باعث تقويت آنان شده است. طالبان نيز که حدود دو سالي بود يک مقدار حالت انزوا پيدا کرده بودند در داخل افغانستان، دوباره مي بينيم رشد پيدا کرده اند و دارند اقدامات تروريستي انجام مي دهند. در واقع طالبان آنقدر قدرت پيدا کرده که گروگانگيري مي کند و برخي از دولت ها نيز مجبور مي شوند با آنان مذاکره کنند و در واقع اين نتيجه حملات امريکا است. يعني امريکا موفق نشده است القاعده و طالبان را از بين ببرد.

امريکا الان با چه معضلات ديگري مواجه شده است؟

الان مهمترين معضل امريکا، بي اعتباري اش در کشورهاي عربي و اسلامي است. يعني مردم منطقه الان از جرج بوش بسيار متنفر هستند. اين را نظرخواهي کرده اند و خودشان هم مي دانند. نتيجه عملکرد امريکا اين شده است که بعد از دو حمله نظامي نه تنها به اهدافش دست پيدا نکرده که از بين بردن القاعده و طالبان بوده، بلکه موقعيت خودش هم خيلي بدتر از قبل شده است. در عين حال حمايت هايي که از اسرائيل انجام مي دهد باعث شده که همچنان بحران خاورميانه ادامه داشته باشد و فعلاً هيچ چشم انداز روشني در مقابل امريکا نيست. الان اين موقعيت امريکا است در منطقه.

پس شما فکر مي کنيد اتهام ها، تهديدها و ادعاهايي که مقام هاي امريکايي دارند در مورد پرونده هسته يي ايران و همچنين مسائل امنيتي عراق عليه ايران دنبال مي کنند، مي تواند به دليل حل نشدن معضل القاعده و طالبان و تشديد آن باشد که آنان دارند به اين صورت آن را بروز مي دهند؟

بله با حل نشدن موضوع القاعده و طالبان و بحران اصلي خاورميانه که بحث فلسطين و اسرائيل است، امريکا دارد دنبال بهانه يا کسي مي گردد که تمام تقصيرات را به گردن آن بيندازد و فعلاً اين بهانه ايران است. يعني زماني قضيه به اين صورت بود که بهانه مي توانست کمونيسم و اتحاد جماهير شوروي باشد اما الان امريکا دنبال دشمن يابي است که الان ايران است. در واقع امريکا سعي مي کند از اين طريق علت شکست هايش را در منطقه و دست نيافتنش به اهدافش در منطقه را به گردن ايران بيندازد.

و اين فشار افزايش مي يابد؟ تا کي؟ آيا مرزي براي آن مي توان پيش بيني کرد؟

بله فشارها افزايش مي يابد. آنچه که قطعي است فشارهاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي است. اما اينکه در يک زماني آن جناح تندرو نظرش براي سياست هاي بوش حاکميت پيدا کند و از اين مرحله، فشارهاي اقتصادي، سياسي و تبليغاتي وارد فاز نظامي شوند، هنوز شواهد اين امر دريافت نشده است. يعني هنوز تفوق آن نظريه يعني انتخاب راه حل نظامي بر راه حل تحريم هاي سياسي - اقتصادي که وزارت امور خارجه امريکا دارد دنبال مي کند، نشان داده نمي شود. ولي اگر يک روزي انجام شود، به طور طبيعي امکان دارد که به فاز نظامي نيز برسد.

الان وزنه تاثيرگذاري خانم رايس بر سياست هاي بوش بيشتر است يا معاون وي ديک چني؟

تا اين لحظه خانم رايس.

فشارهايي که الان از سوي دموکرات ها بر بوش وارد مي شود آيا دارد جلوي تندروي هاي بوش عليه ايران را مي گيرد يا نه، شما فکر مي کنيد که وزنه تاثيرگذاري رايس و ديک چني خيلي به يکديگر نزديک است و تحت شرايط خاصي امکان دارد سياست هاي ديک چني بر سياست هاي رايس غلبه کند؟

نه، تا الان موقعيت بوش به دليل عدم موفقيت در حل بحران هاي افغانستان، عراق و مساله فلسطين و اسرائيل و همچنين به دليل اجماعي که متاسفانه تا الان امريکا توانسته عليه ايران به وجود آورد و سه قطعنامه را در سازمان ملل عليه ايران به تصويب برساند؛ يعني اگر وارد فاز نظامي شود، اين اجماع به هم مي خورد، مطلوب نيست.

چرا؟

به دليل اينکه اروپا، چين و روسيه هيچ کدام با برخورد نظامي عليه برنامه هسته يي ايران موافق نيستند. به همين دليل است که وزارت امور خارجه امريکا که بيشتر سياسي و بين المللي فکر مي کند، طرفدار تبديل فاز اقتصادي به فاز نظامي نيست.

و محور ديگر اين است که اخيراً در خبرها اعلام شد که قرار است سازمان ملل نقش بيشتري را در مسائل امنيتي عراق ايفا کند در حالي که امريکا براي حمله به عراق مجوزي از سازمان ملل متحد نگرفت. اين بازگشت به سازمان ملل از سوي امريکا را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

معناي آن خيلي روشن است يعني شکست امريکا در عراق. در واقع امريکا نمي تواند مسائلش را در عراق حل کند. همان طور که شما گفتيد امريکا براي حمله به عراق يکجانبه گرايي کرد و فکر مي کرد که براي حمله به عراق قطعنامه سازمان ملل متحد را لازم ندارد و ظرف چند هفته صدام حسين را برمي دارد، ضمن اينکه ظرف چند ماه نيز مسائل داخل عراق را حل مي کند، به همين دلايل خيلي به همکاري ساير کشورها و از جمله سازمان ملل اهميت نمي داد. ولي الان امريکا ديد که 4 سال از زمان حمله به عراق گذشته و هنوز به هيچ کدام از اهدافش دست نيافته است و همچنان مشکل ها باقي است. در عين حال، به طور طبيعي سازمان ملل وجاهتي هم در کشورها و از جمله در عراق دارد. حتي در خبرها من ديدم که جناح مقتدا صدر گفته بودند که اگر سازمان ملل بيايد، ما با آنها همکاري مي کنيم. خب معناي اين حرف اين است که سازمان ملل يک چنين موقعيتي را دارد. البته دبير کل سازمان ملل متحد به دليل آن اتفاقي که براي دفتر سازمان ملل در عراق افتاد و تعدادي از همکارانش کشته شدند، الان همان بحث امنيت را مطرح مي کند و معتقد است که در آن زمان آن طور که بايد و شايد امريکايي ها از اعضاي سازمان ملل حفاظت نکردند و به همين دليل هم آنان کشته شدند. حتماً بايد يک تضمين امنيتي جدي به سازمان ملل داده شود تا اعضاي آن به عراق بروند.

شما فکر مي کنيد با توجه به رويکرد دوباره امريکا به سازمان ملل براي حل معضلات عراق و همچنين با اقدامات روسيه، چين و اروپا در سازمان ملل به منظور تصويب قطعنامه هاي پي درپي که به گفته برخي از کارشناسان به منظور جلوگيري از اقدامات يکجانبه گرايانه امريکا عليه ايران است، آيا امريکا به تنهايي وارد فاز نظامي عليه ايران خواهد شد؟

نه، اين ربطي به هم ندارد.

يعني شما صدور قطعنامه هاي پي درپي عليه ايران در شوراي امنيت را که احتمال داده مي شود بر اساس نظريه هاي جديد به منظور بازدارندگي نظامي امريکا عليه ايران باشد، رد مي کنيد؟

نه، ببينيد اصلاً روال کار شوراي امنيت به همين صورت است که وقتي در يک زمينه يي قطعنامه يي به تصويب رسيد، اگر آن قطعنامه اجرا نشود طبيعي است که قطعنامه هاي بعدي صادر خواهد شد. اما اين نکته هم وجود دارد که در واقع اين مجموعه کار مي کنند براي اينکه از طريق قطعنامه و تحريم فشار مورد نظرشان را به ايران بياورند. شايد اصلاً شرط همکاري برخي از آنان مثل روسيه با امريکا در تصويب قطعنامه ها همين جلوگيري از ورود امريکا به فاز نظامي باشد. يعني حتماً اين مساله در زمان تصويب قطعنامه ها از سوي کشورهايي که موافقت مي کنند، اين تضمين را مي گيرند که يک وقت کار يکجانبه نظامي از سوي امريکا صورت نگيرد.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:37  
 اصولگرايان دور ديگري از رايزني ها را آغاز کرده اند
تلاشي تازه براي ائتلاف
گروه سياسي؛ تکاپوي اصولگرايان و توصيه پدران فکري اين جريان، آنان را به ائتلاف و در کنار هم ماندن با هدف کسب کرسي هاي بيشتر در مجلس هشتم ترغيب مي کند. پدران فکري مرتباً به آنان نهيب مي زنند که بدون ائتلاف و در کنار يکديگر ماندن قافيه را خواهند باخت و آنان را از حذف يکديگر برحذر مي دارند.چنانکه محسن رضايي پس از ديدار با آيت الله مهدوي کني اظهارداشت؛«ايشان مانند بسياري از دوستان اصولگرا نظرشان بر اين است که همه اصولگرايان بايد با هم وحدت داشته باشند.»همچنين مهدوي کني «کنار گذاشتن جمعي از اصولگرايان را به ضرر مجموعه جريان اصولگرايان دانست.»عليرضا زاکاني عضو جبهه متحد اصولگرايان نيز با تاکيد بر اينکه در اين جبهه موضوع سهم خواهي مطرح نيست، گفت؛«تلاش مي کنيم تا کليه اصولگرايان در جبهه متحد حضور داشته باشند.»سروري عضو ديگر جبهه متحد اصولگرا نيز ابراز داشت؛«درصدديم تا هم به جبهه متحد اصولگرايان لطمه وارد نشود و هم کليه گروه هاي اصولگرا در آن حضور داشته باشند.»به رغم اين سخنان حجت الاسلام محمدهادي رباني نماينده شيراز و سخنگوي اصولگرايان مستقل در اين خصوص مي گويد؛«اصولگرايان مستقل هنوز درباره مساله ارائه يا عدم ارائه ليست فهرست انتخاباتي براي انتخابات 24 اسفند تصميم گيري نکرده اند.»دبيرکل آبادگران جهادي گفت؛ حاميان اصلي دولت کساني هستند که در کنار حمايت از اقدامات مثبت، آن را مورد نقد صحيح منصفانه نيز قرار دهند و به دولت جهت برطرف کردن اشکال ها و نقاط ضعف کمک کنند، نه اينکه چشم بسته و مطلق از آن حمايت کنند. وي در ادامه اظهار کرد؛ گروه 15 نفره يي که منشور جريان اصولگرا را تدوين و مکانيسم جبهه متحد اصولگرايان را طراحي کرده اند، در دايره بسته يي اين تصميم گيري ها را انجام داده اند و در واقع بايد گفت از سه ضلعي که در حال حاضر در جبهه متحد اصولگرايان حضور دارد، فقط ضلع جبهه پيروان خط امام و رهبري است که به صورت دموکراتيک انتخاب شده است و ديگر اضلاع دموکراتيک انتخاب نشده اند. دوراني با بيان اينکه «درواقع جبهه متحد اصولگرايان به صورت مناسب و باز طراحي و مهندسي نشده است»، گفت؛ باتوجه به اين وضعيت، ظهور ائتلاف هاي جديد در جريان اصولگرا اجتناب ناپذير خواهد بود. ما از ظهور ائتلاف هاي جديد در جريان اصولگرا نگران نيستيم و اميدواريم با ظهور ائتلاف هاي جديد، اصولگرايان به اين نتيجه برسند که با مدل هاي جديدي مثل تشکيل حکميت جديد يا پذيرش حکميت فعلي افراد مرضي الاطراف يا پيشنهادي که آيت الله مهدوي کني داد به وحدت برسند. البته به شرطي که جبهه متحد اصولگرايان نيز ظرفيت وحدت را داشته باشد و حاضر شود که با مدل هاي جديد همراهي کند. دبيرکل آبادگران جهادي ابراز داشت؛« مجلس هشتم بايد از مجلس هفتم اصولگراتر و فعال تر باشد.» در حال حاضر مجلس هفتم يکي از مهمترين وظايف خود يعني نظارت را به نحو احسن انجام نمي دهد و مسوولان فراکسيون اصولگرا در مجلس از دولت نهم بسيار چشم بسته حمايت مي کنند؛ يک حمايت مطلق، در صورتي که بايد دانست وظيفه مجلس نظارت بر عملکرد قوه مجريه است. دوراني با اين اعتقاد که «فراکسيون اصولگرا از نظر راهبردي در پيشرفت وضعيت اصولگرايان موفق نبوده است»، گفت؛ اين فراکسيون به واقع به وظيفه خود عمل نکرده و اين خود باعث شده که از اين فراکسيون، فراکسيون هاي ديگري منشعب شود.حال به رغم همه توصيه ها و ترغيب اصولگرايان به ائتلاف، بعيد به نظر مي رسد که ائتلاف اصولگرايان به راحتي ميسر شود.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:35  
 دچار خدشه بودن کاهش ساعت کار کارکنان دولت و بانک ها
انتقاد شديد توکلي از مصوبه دولت براي کاهش ساعت کار
ايسنا؛ دکتر احمد توکلي تصميم دولت براي کاهش ساعت کار کارکنان دولت و بانک ها در ماه مبارک رمضان را از نظر قانوني و کارايي دچار خدشه دانست. رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس با اشاره به قانوني که در رابطه با ساعت کار وجود دارد، خاطرنشان کرد؛ طبق مصوبه سال 1359 شوراي انقلاب، ساعت کار براي کارگران و کارکنان دولت يکسان و چهل و چهار ساعت در هفته تعيين شده است. در عين حال در تبصره اين مصوبه نيز تنظيم و تقسيم ساعت کار به عهده دولت و واحدهاي توليدي گذاشته مي شود. بنابراين کاهش سقف کار غيرقانوني است. توکلي با بيان اينکه در دولت هاي پيشين چنين اقدامي سابقه نداشته است، خاطرنشان کرد؛ در سال 80 دولت وقت بخشنامه يي را صادر کرد که در آن ساعت کار در روزهاي احيا دو ساعت ديرتر شروع مي شد اما به گونه يي نبود که با اين ميزان، ساعت کار کاهش يابد. توکلي کاهش ساعت کار کارکنان دولت و بانک ها را از چند جهت به ضرر اقتصاد ملي دانست و تصريح کرد؛ اين اقدام کاهش توليد خدمت را در پي دارد. يکي از عوامل تعيين کننده توليد نيروي انساني است و بنابراين اگر ساعت کار آنها کم شود کاهش توليد خدمت را در پي داشته و زمان دسترسي ارباب رجوع به کارمندان دولت را تا چهل درصد کاهش مي دهد. اين عضو کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس با اشاره به 4 ساعت کاري در اداره ها خاطرنشان کرد؛ اين اقدام زمان مشترک با کشورهاي خارجي و به خصوص اروپا را نيز به شدت کاهش مي دهد چرا که ما در شرايط عادي روزهاي پنجشنبه را نيمه وقت کار مي کنيم و روز جمعه را هم تعطيل هستيم؛ بنابراين با توجه به اينکه کشورهاي اروپايي روزهاي شنبه و يکشنبه تعطيل هستند، در حقيقت سه روز و نيم ارتباط تجاري و بانکي و اداري ما مختل خواهد شد. او تنظيم تقسيم کار در واحدهايي که سه نوبت کار مي کنند را نيز دچار مشکل دانست زيرا در بيمارستان ها و کارخانه ها که هزينه توليد را افزايش مي دهند، تنظيم چنين ساعتي به نفع نخواهد بود. نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينکه پرنشاطي دولت و کابينه دولت نهم در حدي است که جلسات خود را به ساعت هاي 6 تا 10 صبح انتقال داده اند، گفت؛ دليلي ندارد که چنين دولتي قانون و مسائل اقتصادي و فرهنگي را نقض کند. وي در پايان ابراز اميدواري کرد تا دولت در تصميم خود سريعاً تجديد نظر کند.
کاهش زمان کار ادارات
بذل و بخشش دولت از کيسه ملت
احمد پورنجاتي

اينکه چه نيت و انگيزه پنهاني موجب شد که آقاي رئيس جمهور يا کابينه محترم ايشان تصميم بگيرند زمان آغاز و انجام کار ادارات و موسسات دولتي را در ماه مبارک رمضان تغيير دهند، اصلاً و ابداً مورد توجه من نيست.

مرحوم پدرم به من آموخت که در مورد اعمال و رفتار ديگران انگيزه يابي و نيت خواني نکنم و براي اثبات حکمت اين عبارت مشهور که؛ «الاعمال بالنيات» نقل مي کرد که؛ کسي با قاطرش مسافرت مي کرد. به روستايي رسيد. براي رفع خستگي زير سايه درختي افسار قاطرش را با ميخ طويله يي به زمين بست و استراحت کرد. هنگام حرکت خواست ميخ طويله را از زمين بکند، به ذهنش خطور کرد شايد مسافر خسته يي پس از او از راه برسد و براي بستن اسب و الاغ خود ميخ طويله نداشته باشد. پس طناب قاطرش را باز کرد و ميخ را بر جاي گذاشت و رفت. پس از او عابري از همان راه گذر مي کرد. نگاهش به ميخ طويله افتاد. به ذهنش خطور کرد اگر پاي عابري ناخواسته به اين ميخ طويله اصابت کند چه بسا دست و پايش را خواهد شکست. بي درنگ آن را از جا کند. پدرم مي گفت هر دو نفر به خاطر نيت خالصانه يي که داشته اند ماجورند هر چند يکي ميخ را کوفته و ديگري آن را از جا کنده است،

پس خواه نيت دولت محترم قصد قربت مطلقه باشد يا براي جلب نظر برخي از مومنين و مومنات، اين قلم به چند و چون آن تعريضي ندارد. به عنوان يک شهروند ايراني، خالي از هر انگيزه سياسي، پرسش اساسي من اين است؛

«دولت به چه حق و مجوزي از منابع عمومي يعني بيت المال يعني مال مردم، براي هشت ساعت کار به کارمندانش حقوق مي پردازد اما در ماه رمضان فقط روزي پنج ساعت کار طلب مي کند؟»

همه مي دانيم که بازدهي و بهره وري کار در عموم ادارات و موسسات دولتي در مقايسه با معيارهاي متداول جهان چندان مطلوب نيست. آه و فغان مردم از کندکاري، کم انگيزگي، بعضاً مناسبات فسادآميز اداري، پارتي بازي، کاغذبازي، اطاله بي دليل گردش امور، بلند است. قضيه مربوط به اين دولت و آن دولت هم نيست. متاسفانه کام ديوان سالاري را در ايران، گويي با اين گونه ناهنجاري ها برداشته اند. به جاي آنکه براي شتاب بخشي به انجام امور مردم در ادارات برنامه ريزي شود، نظارتي جدي و عملي و نه از جنس پروپاگاندا صورت گيرد، تحولي براي افزايش بهره وري رخ دهد، به بهانه ماه مبارک رمضان زمان فعاليت موسسات دولتي عملاً به نصف کاهش مي يابد.

شروع کار را ساعت نه صبح اعلام فرموده اند که تا کارمندان و سلسله مراتب جليله مديريت در ادارات چرخي بزنند، به چند تلفن والده آقا مصطفي و خود آقا مصطفي پاسخ بدهند و تجديد وضويي کنند، مي شود ظهر به وقت شرعي به افق ولايت ما.

يک ساعتي هم که به نماز و مراسم سخنراني و ادعيه ماثوره ماه مبارک مي گذرد.

باقي مي ماند يک ساعت ناقابل که لابد مجال مناسبي براي انجام و ادامه انجام کارها نيست و بايد کم کم بساط را جمع کرد که از سرويس اياب و ذهاب جا نماني. گل بود به سبزه نيز آراسته شد،

آخر عزيز برادر، (به قول آن شخصيت روحاني در فيلم عبرت انگيز مارمولک) ساليان سال است که مردم مسلمان در اين آب و خاک روزه مي گيرند و طبق برنامه متداول به سر کارهايشان مي روند. کسب معنويت هيچگاه نيازمند عنايات دولتي نبوده که امروز براي بهره گيري بيشتر از برکات معنوي ماه رمضان از کيسه مردم بذل و بخشش کنيم.

کاش آقاي رئيس جمهور که معمولاً براي اثبات کارشناسانه بودن تصميمات خود به تحصيلات دانشگاهي و معلمي و مهندسي خود استشهاد مي کنند، در اينگونه موارد، هم يک استخراج حقوقي مي کردند و هم يک گمانه زني و نظرخواهي از مردم.

البته اينگونه تصميمات چه بسا براي کارمندان محترم و زحمتکش دستگاه دولت مغتنم و شيرين و اسباب دعاگويي باشد اما همين عزيزان نيز اگر به عنوان ارباب رجوع سروکارشان به ديگر ادارات بيفتد، به شرط آنکه از مجاري عادي و نه رابطه يي، مراجعه کنند، تصديق خواهند کرد که چندان قابل دفاع نيست. يادآوري اين نکته را لازم مي دانم که اگر در برخي از کشورهاي اسلامي- به عنوان نمونه در عربستان که خود شاهد بوده ام- تغيير و تاخيري در زمان آغاز به کار ادارات در ماه مبارک داده مي شود، از آن سو، پس از افطار بار ديگر بسياري از ادارات خدماتي، به فعاليت خود ادامه مي دهند تا کار خلايق لنگ نشود.

صرف نظر از همه اين مسائل، نکته مهم ديگري که از آن غفلت شده، ناديده گرفتن و به هم ريختن الگوي طبيعي شروع به کار اقشار مختلف مردم اعم از اداري و بازاري و محصل و دانشجو و غيره است. کارشناسان حمل و نقل و ترافيک شهري و نيز متوليان شوراي شهر و مديريت شهري نيز از اينگونه تصميم گيري هاي جداگانه و ناهماهنگ در شگفتي اند. خداوند در اين ماه عزيز در زمره همه برکات معنوي ضيافتش، اندکي صبر و خويشتنداري به مردم ما عطا فرمايد تا بتوانند اينگونه الطاف دولت کريمه را تحمل کنند. آمين يا رب العالمين
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 12:34