آزاديهاي عمومي در قانون اساسي
|
اصل بيست و ششم: <احزاب، جمعيتها، انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند.
هيچ كس را نميتوان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت.>
اصل بيست و هفتم: <تشكيل اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.>
اصل بيست و ششم و بيست و هفتم قانون اساسي، به سان برخي از اصول سابق و لاحِق خود، بخش آزادي عمومي را مطرح ميكند كه بيشتر ناظر به آزادي حوزه فكر و حوزه اجتماعات و احزاب و گروهها و انجمنهاي قانوني است.
آزاديهاي عمومي در جوامع انساني عمدتاً به 3 گروه تقسيم ميشود:
1- آزادي شخصي
2- آزادي فكر
3 - آزاديهاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي
آزادي شخصي ناظر به آزادي مربوط به جسم و جان آدمي است، مثل آزادي و حق حيات، امنيت شخصي، مصونيت مكالمات و اسرار شخصي و مانند آن. آزاديهاي فكر به لحاظ فكر انساني است، مثل آزادي عقيده و بيان، آزادي اطلاعات، مطبوعات، اجتماعات، آموزش و پرورش و آزادي سياسي.
آزاديهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مربوط به وابستگيهاي انسان در حوزههاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جامعه است، مانند حق داشتن شغل، حق تأمين اجتماعي، حق مالكيت شخصي و مانند آن.
البته دغدغه اساسي بشر در طول تاريخ در نحوه اجرايي كردن اين آزاديهاست، زيرا چه بسا در مقام تئوري و نظريهپردازي، بسياري قائل به وجود چنين حقي براي انسان هستند، اما در مقام اجرا و عمل به گونهاي اجرا ميكنند كه نمودي از چنين حقي براي انسان در مقام عمل ندارد و در واقع حق انسان سلب ميشود.
اجراي آزاديها توسط دولت
اجرايي ساختن آزاديها توسط دولت به دو شكل عمده صورت ميپذيرد:
1- سيستم تعقيبي
برخي از دولتها براساس اصل آزادي عمومي، اصل را بر آزادي شهروندان خويش در اجتماعات، انتشار مطبوعات و ديگر حوزههاي آزادي عمومي ميگذارند. اگر فرد يا افرادي از اين اصل سوءاستفاده كرد، فرد يا افراد سوءاستفاده كننده را مورد تعقيب قرار داده، براساس قانون با او رفتار ميكنند.
بر اين اساس، براي تشكيل اجتماعات، نيازي به اخذ مجور از دستگاه بخصوصي نخواهد بود اما در اجتماعات بايد مقررات عمومي و چارچوبهاي قانوني نظم و انضباط اجتماعي رعايت شود و به حقوق ديگران تعدي نشود. اگر كسي از مقررات عمومي تخطي كرد، توسط مجريان قانون مورد تعقيب قرار خواهد گرفت.
2- سيستم تأميني
در سيستم تأميني، با سه گزينه منع، اجازه قبلي و اعلام قبلي مواجه هستيم كه توسط دولتها اعمال ميشود.
در شيوه منع، دولتها به طور موردي و مشخص، با تشكيل اجتماعات و راهپيماييها و انتشار مطبوعات مخالفت ميكنند و آن را ممنوع اعلام ميدارند. ممكن است اين ممنوعيت محدود به زمان مشخص يا مكان معين و يا موارد معين و مشخص باشد.در شيوه اجازه قبلي، دولتها اجراي آزاديهاي عمومي را منوط به كسب مجوز ميكنند. اين مجوز بايد پيش از هرگونه اقدامي صورت
پذيرد، مثلاً توليد و يا انتشار فيلمي منوط به كسب پروانه نمايش از دستگاه بخصوصي ميگردد، يا انتشار روزنامهاي موكول به كسب مجوز از هيات نظارت ميشود و يا هر گونه راهپيمايي و اجتماعي بايد از اخذ مجوز از دستگاه مسئول باشد.در سيستم اعلام قبلي، اجرايي شدن موارد آزادي عمومي منوط به اعلام قبلي ميشود؛ بدون اين كه نيازي به اخذ مجوز باشد. مثلاً براي اجتماع و يا راهپيمايي صرفاً لازم است به دستگاه مسئول قبلاً اطلاع داده شود تا در جريان امر قرار گيرند كه معمولاً در اين سيستم، ترتيبدهندگان اجتماع و راهپيماييها و يا حوزههاي ديگر آزادي عمومي با تسليم اظهارنامهاي مأموران اجرايي حكومت را در حوزه مربوطه از قصد خود آگاه ميسازند.
قانونگذاران در قانون اساسي كشور، هم تشكيل احزاب و جمعيتها و هم تشكيل اجتماعات را آزاد اعلام كردهاند، منوط به اين كه در چارچوب مقررات اساسي كشور كه فلسفه وجودي نظام را تشكيل ميدهند، قرار داشته باشد و آن عبارت است از اين كه به اصول استقلال و آزادي و اساس جمهوري اسلامي خدشهاي وارد نسازد و مخل مباني اسلام هم نباشد.
دولت و هيچ يك از اشخاص حقيقي و حقوقي هم نميتوانند افراد را به شركت در حزب و جمعيتي مجبور سازند و يا از ورود آنها به احزاب و جمعيتهاي قانوني منع كنند.
تاكيدهاي قرآن كريم بر تعاون اجتماعي و معاضدت و ارتباط افراد با يكديگر براي انجام امور خير و نيكوكاري چون آيه شريفه:
... تعاونوا علي البّر و التقوي و لاتعاونوا علي الاثم و العدوان(مائده، 2)
و توجه به دستورهاي حكومتي حضرت امير(ع) خصوصاً فرمان مالك اشتر كه در آن به اصناف و گروهها و طوايف مختلف اجتماعي اشاره ميكند، خود نوعي پذيرش ضمني اين جمعيتها و گروههاست كه بر واقعيتهاي اجتماعي در جوامع انساني نيز تاكيد ميكند و نه تنها ايراد و اشكالي ندارد، بلكه ميتوان از ظرفيت آنها با توجه به رعايت عدالت در برخورد و مشاركتجوييشان در رسيدن به اهداف خير اجتماعي بهره جست.
اصولاً فلسفه تشكيل اجتماعات و جمعيتها، تبادل افكار و عقايد و تشريك مساعي براي خدمات عامالمنفعهاي است كه براي رسيدن به اهداف انساني و معنوي شكل ميگيرد، هم دلايل قرآني، از جمله آيه شريفه <يا ايها الذين آمنو اصبرو و صابروا و رابطو> و هم دلايل سنت، چه در سنت قولي و چه در سنت تقريري، مؤيد مقبول بودن اين اقدامهاي بشري است.
سيره شرعيه مسلمين در زمان حضور معصوم(ع) و سيره متشرعه در اين زمينه پس از معصومين(ع) از جمله تشكيل نهادهاي ديني و انجمنهاي خيريه و نشر معارف الهي با نظر و اشراف مراجع تقليد و بزرگان دين در طول تاريخ، نيز گواهي ديگر بر حسن اقدام در اين زمينه است. افزون بر اين كه دليل عقل و بناي عقلا هم گواهي صادق بر حُسن اين اقدامهاي بشردوستانه و خيرخواهانه است كه رضايت خالق و مخلوق الهي را در پي دارد و اقدامكنندگان به اين امور را كه در راستاي اهداف انساني باشد، عقلا مدح و ستايش ميكنند و به عنوان افراد نيكوكار و بشردوست تمجيد و تعريف مينمايند.
بنابراين، قانون اساسي با اين رويكرد در فصول خود، تشكيل احزاب، جمعيتها و انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي را براي اكثريت جامعه و همچنين با رويكرد مزبور براي اقليتهاي ديني مجاز دانسته و از زمره حقوق ملت برشمرده است كه الزام و اجباري بر ورود يا خروج آنها مشروط بر اين كه در چارچوب اهداف كلي نظام باشد، وجود نخواهد داشت.
|
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:55
آمريكا در برابر ايران كم آورده است
محمود احمدينژاد در مراسم آغاز سال تحصيلي 87 -86 دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور ـ كه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد ـ با بيان اينكه ماه مهر براي ملت ما يك ماه برجسته و بسيار ويژه است و اتفاقاتي كه در آن ميافتد بنيادي و سرنوشت ساز است افزود: ماه مهر ، ماه تلاش و شكوفايي و بالندگي و شور است. زماني كه ما در دانشگاه بوديم وقتي به دو ماه تعطيلي دانشگاه ميرسيديم عذا ميگرفتيم؛ چراكه دانشگاه به تعطيلي كشيده ميشد. وقتي اول مهر ميآمد انگار دانشگاه دوباره زنده ميشد و دوره تعالي كشور در تعطيلي دانشگاه كم ميشود و با آغاز اول مهر، جنبش و جوشي در شهر ايجاد ميشود. گويي خون در رگهاي جامعه جاري ميشود. احمدي نژاد گفت: صحنههاي فراواني از شادي وغم ، تعالي و انحطاط و رقابتهاي سنگين و درگيريهاي خانمانبرانداز، كشتار و جنگ، عشق و محبت و دوستي در صحنه دنيا وجود دارد. در طول تاريخ همواره دو جريان در مقابل هم قرار گرفتهاند كه در همه عرصهها با هم به رقابت ميپردازند. شايد به يك تعبير بتوان گفت كه تاريخ جهان تاريخ تقابل حق و باطل، خداپرستان و خودپرستان، زورگويان و عدالت طلبان است؛ به نظر ميرسد سياستمداران در عرصه سياست و تجار و صنعتگران در عرصه اقتصاد و همين طور ساير مشاغل در عرصههاي ديگر در حال رقابتند اما وقتي دقيقتر به صحنه رقابتها نگاه كنيم، تقابل اصلي بين عالمان و معلمان با هم است و دو نوع از اينها با هم رقابت ميكنند. هر سياستمداري در مسير يك معلم حركت ميكند.عرصه جهان عرصه رقابت عالمان و معلمان است. علم به تنهايي تاثيرگذار نيست بلكه همراه با تعليم و تعلم اثر ميبخشد. وي با اشاره به تجاوزگري آمريكا گفت: خيال نكنيد كه تصميمات آمريكا يك روزه گرفته ميشود بلكه عالماني اين تصميمات را ميسازند و ارايه ميدهند. تصور نكنيد كه جنايتكاران بزرگ عالم بدون علم حركت ميكنند. اگر دلها پاكيزه نباشد دريافتها غلط ميشود. احمدينژاد در بخش ديگري از سخنان خود گفت: قبل از پيروزي انقلاب دو بلوك به ظاهر قدرتمند در جهان وجود داشتند كه انسانها را به اسارت خود در آوردند، اما انقلاب اسلامي يك فضا و زاويه جديد ايجاد و انسانها را از اسارت خارج كرد. رييسجمهور با اشاره به حوادث دانشگاه كلمبيا گفت: ما در دانشگاه كلمبيا ميديديم كه تمام اقداماتشان طبق برنامهريزي قبلي بود؛ سال گذشته يكي از اساتيد اين دانشگاه از من براي حضور در اين دانشگاه دعوت كرد كه قبول نكردم. بعد گفتند كه عدهاي از دانشجويان ميخواهند پيام شما را بشنوند و نميشد، نرفت. شب قبل از مراسم به من گفته بودند كه نميتوانيم امنيت مراسم را برقرار كنيم. چگونه است كه كشوري كه از آن سر دنيا آمده است در اين سوي دنيا، امنيت برقرار كند، نميتواند امنيت يك سالن را برقرار كند، اينها همه يك بهانه بود. آنها ميخواستند در وهله اول مرا منصرف كنند، در ثاني اعصاب ما را خرد كنند كه نتوانيم صحبت كنيم و يا فضاي مشوشي ايجاد كنند كه پيام منتقل نشود و همه جزييات را در اين بخش ديده بودم. وي افزود: باور من اين است كه آنها طراحي كرده بودند كه بعد از اجراي موفقيتآميز پروژه شان تعرضاتي به حقوق ملت ايران بكنند و بستر اين كار را در افكار عمومي فراهم كنند. حتي بعد از مراسم در رسانههايشان مارش پيروزي ميزدند اما بعد از چند ساعت متوجه شدند كه چه اشتباهي مرتكب شدهاند. احمدينژاد در بخش ديگري از سخنان خود گفت: علم قدرت آفرين است و اگر انسانساختهنشده آن را به دست آورد مثل كودكي است كه ورزشهاي رزمي ميآموزد و از آن استفاده ميكند. بعضي از قدرتها احساس ميكنند چون بمب اتم دارند خيلي قدرتمند شدهاند. رييسجمهور گفت: دنياي مادي امروز به پايان خط خود رسيده است و هيچ پيام اميدبخشي از نظام ليبرال دموكراسي به گوش نميرسد و هيچ مشكلي از مشكلات بزرگ بشريت توسط اين نظام حل نشده است. پديده عراق، فلسطين، لبنان و همه پابرجا هستند و كسي نميتواند آن را حل كند. آمريكا جلوي منطق هستهيي ايران كم آورده است و راهبرد آنها ديگر خاصيت ندارد. وي در ادامه سخنان خود با اشاره به فوايد زياد انرژي هستهاي گفت: با انرژي هستهيي ميتوان صدها زمينه شغلي ايجاد كرد اما برخي فقط بمب هستهاي آن را ميبينند. رييسجمهور گفت: امروز مسووليت و ماموريت دانشگاهيان بسيار سنگين است، ساختن ايران و پاسخگويي به نياز بشريت مسووليت آنهاست. وجه غالب ملت ايران همواره علمي و فرهنگي بوده است و هيچگاه قوت نظامي و اقتصادي سياست برتري اين ملت نبوده است. نام ايران در همه جاي جهان تداعي كننده علم، انسانيت و فرهنگ است و بايد علم و فرهنگ مفيد در دانشگاههاي ما توليد و به جهان عرضه شود.
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:43
محمد قمى نماینده مجلس:گرانى و تورم در جامعه بيداد مى كند
|
يك عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراى اسلامى با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبرى در جمع اعضاى هيات دولت مبنى بر استفاده از عقل و تدبير در مسايل كشور گفت: چون اخلاق و رفتار مجريان در مردم تاثير مى گذارد، اگر آنها بهتر از عقل و تدبير استفاده كنند، مردم منتفع مى شوند و احساس مى كنند حكومت اسلامى دنبال حل مشكلات آنهاست. محمد قمى در گفتگو با ايسنا، با بيان مطلب فوق، استفاده از عقل و تدبير در امور را مورد تاكيد اسلام خواند و تصريح كرد: نفت را در حال حاضر بشكه اى ۸۰ دلار مى فروشيم و بنابراين بايد عقل را به كار اندازيم و از اين سرمايه به خوبى استفاده كنيم، تا اگر روزى نفت تمام شد، جايگزينى براى آن داشته باشيم. وى همچنين با اشاره به استفاده از عقل و تدبير در مسايل معيشتى مردم، خاطرنشان كرد: گرانى و تورم در جامعه بيداد مى كند و بايد عقل را به كار گرفت و جلوى گرانى و تورم را گرفت تا مردم از لحاظ معيشتى در وضع خوبى باشند و بتوانند با خيال راحت به فرهنگ و دين خود نيز بپردازند. عضو كميسيون انرژى با تاكيد به اين كه در طول تاريخ هيچ وقت نفت ما بشكه اى ۸۰ دلار نبوده است و هيچ وقت گرانى و تورم نيز مثل امروز نبوده است، عنوان كرد: درآمدها خوب است، ولى برنامه ريزى نيست و عقل و تدبير براى استفاده از اين درآمد ها به كار گرفته نمى شود. نماينده پاكدشت، به كارگيرى عقل و تدبير در زمينه سياسى و برخورد صحيح با دنيا را موردتاكيد قرار داد و افزود: در موضوع هسته اى مى دانيم ماهيت كشورهاى غربىچيست، بنابراين از عقل و تدبير استفاده كرده تا به حق مان برسيم و مسايل را تند نكنيم. قمى هم چنين به كارگيرى عقل و تدبير در بعد فرهنگى و استفاده از بستر و زمينه اى كه امام (ره) و شهدا براى ساختن دانشگاه ها، مدارس و نسل جوان به وجود آورده اند را مورد تاكيد قرار داد. به گفته اين عضو فراكسيون خط امام (ره) مجلس، تغيير وزرا به طور مرتب، نشانه بى تدبيرى است و بايد سعى كرد كه از همان ابتدا انتخاب وزرا با عقل و تدبير باشد. وى به استفاده از مشاورين آگاه و دلسوز و با تجربه تاكيد كرد و كنار گذاشتن افراد با تجربه را نادرست خواند. اين نماينده مجلس تاكيد كرد: اين كه از انديشه علما استفاده نمى شود، اين كه زمينه را فراهم كنيم تا خرافات در جامعه اضافه شود و ندانم كارى ها با خرافات توجيه شود و اين كه برنامه ريزى صحيح براى سرمايه گذارى بجا نداشته باشيم، همه اشكالاتى است كه وجود دارد. قمى انجام هر كار انقلابى را كار عاقلانه و خردمندانه ذكر و با تاكيد بر اين كه انجام كار انقلابى با خردورزى منافاتى ندارد، عنوان كرد: امام (ره) ، انقلاب را با عقل و تدبير طراحى كردند، بنابراين نمى توان گفت انجام كارهاى انقلابى با عقل و خرد جور درنمى آيد. وى با بيان اين كه امام (ره) بزرگترين انقلابى عصر ما در عين حال بزرگترين انديشمند اسلامى است كه از خرد و دانش استفاده و انقلاب را به ثمر رساند، گفت: بنابراين اين دو موضوع با هم منافاتى ندارند. قمى در پايان تاكيد اسلام به استفاده از عقل را مورد اشاره قرار داد و به كارگيرى عقل و خرد در مسايل را باعث بارورى جامعه و در نتيجه دنيا و آخرت مردم دانست.
| | |
|
|
|
| |
|
|
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:37
نماينده رشت :مجلس هفتم از ضعيف ترين مجالس بعد از انقلاب بوده است
|
يك نماينده:
مجلس هفتم نتوانست به شعار ارتقاء سطح معيشتى مردم عمل كند
نماينده رشت درباره اولويت هاى مجلس هشتم و عملكرد مجلس هفتم ابراز عقيده كرد: مجلس هفتم از نظر نظارتى و شعارهاى اقتصادى و مسايل مربوط به معيشت مردم عملكرد ضعيفى داشته است. رمضانعلى صادق زاده در گفتگو با ايسنا، با ابراز اين عقيده كه مجلس هفتم از ضعيف ترين مجالس بعد از انقلاب بوده است، اظهار داشت: اين امر به هيات رئيسه مجلس برمى گردد كه بيشترين توجيه كننده اعمال قوه مجريه است و اجازه نمى دهد كه نمايندگان از بعد نظارتى از ابزار و اهرم ها استفاده كنند، به همين دليل مجلس هفتم از بعد نظارتى ضعيف است ولى ازنظر قانونگذارى خوب عمل كرده است. وى با ابراز اميدوارى از اين كه مجلس هشتم بايد از نمايندگانى با ديدگاه هاى كارشناسى تشكيل شود تا از بعد نظارتى و قانون گذارى ارتقا پيدا كند، بيان كرد: از اولويت هاى مجلس هشتم بايد اصلاح آيين نامه داخلى مجلس باشد كه به نظر مى آيد در برخى زمينه ها نياز به اصلاح داشته باشد،با توجه به اين كه دولت طبق سياست هاى اصل ۴۴ بايد كوچكتر شود وظايف جديدى بايد براى آن در مجلس تعريف گردد و به همين ترتيب بايد در كميسيون هاى تخصصى مجلس هم بازنگرى صورت گيرد. نايب رئيس كميسيون صنايع يكى از شعارهاى اوليه مجلس هفتم را كه از آن فاصله گرفته است تثبيت قيمت ها دانست و بيان كرد: با توجه به گرانى و تورمى كه به ويژه در سال گذشته و در واقع سال اول بودجه دولت نهم كه مجلس هفتم هم در تصويب آن بودجه نقش داشت، شاهد بوديم مجلس هفتم نتوانست به شعار ارتقاء سطح معيشتى مردم عمل كند. وى افزود: با وجود اين كه مجلس هفتم به پايان عمر خود نزديك مى شود اما لايحه نظام هماهنگ پرداخت هنوز نهايى نشده است كه اميدواريم در ماه هاى پايانى سال جز مصوبات مجلس هفتم باشد تا اين مجلس به يكى از شعارهايش كه بازنگرى در نظام پرداخت هماهنگ كاركنان دولت بود جامه عمل پوشانده باشد.
| | |
|
|
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:34
تا 24 اسفند انتخابات مجلس هشتم زمان زيادي نمانده است
خوان اول، تاييد صلاحيت خوان دوم ... |
|
|
محمد قراگوزلو
همه شواهد حاکي از آن است که اصلاح طلبان هر شب کابوسي را دوره مي کنند که بر صدر و ذيل آن تاييد صلاحيت نامزدي انتخابات مجلس هشتم حک شده است. آنان تمام اهتمام و همه حواس پنج، شش (حس ششم) و حتي هفتگانه خود را متمرکز کرده اند تا به هر نحو ممکن از هفت خوان شوراي نگهبان عبور کنند تا بتوانند در کورس قهرماني به منظور جلوس بر يکي از کرسي هاي ساختمان قديمي تجديد بنا شده بهارستان قرار گيرند. اصلاح طلبان دولتي که با سوزاندن فرصت هاي طلايي رياست جمهوري هفتم و هشتم و مجلس ششم نشان داده اند که چقدر در تصميم سازي هاي بهنگام ضعيف عمل مي کنند و در عمل ثابت کرده اند که حرکت ماشين سياسي شان آنقدر کلنگي و شلخته و فاقد نظم و ترتيب و شتاب لازم است که در نخستين استارت کيلومترها از مطالبات اجتماعي و مدني مردم عقب مي مانند، باز هم مانند گذشته در دام توهم ديگري گرفتار شده اند. آنان حتي توان بهره مندي از آموزه هاي برآمده از آزمون و خطا را ندارند و به همين سبب نيز از هم اکنون تمام قدرت خود را در شليک گلوله يي خلاصه و خلاص کرده اند که گمان مي کنند اگر به هدف (تاييد صلاحيت) بخورد تمام است. يکي از ايشان (ناصر قوامي) شعار مي دهد «ايستادگي تنها راه تاييد صلاحيت است» (اعتماد 15/7/86) و روشن نمي کند که مگر در جريان ردصلاحيت هاي گسترده انتخابات مجلس هفتم ايستادگي صورت نگرفت؟ مگر در آن انتخابات محمد خاتمي و مهدي کروبي و ديگران توان چانه زني خود را حداکثري نکرده اند؟ مگر در انتخابات دوم و سوم شوراهاي شهر و روستا که ردصلاحيت ها چندان دامنه دار نبود اصلاح طلبان دولتي به هدف مطلوب رسيدند؟ مگر در انتخابات رياست جمهوري نهم که رفرميست هاي دولتي و غيردولتي آخرين زور خود را بر محور پيروزي هاشمي رفسنجاني متمرکز ساختند، نتيجه گرفتند؟ از نمد تاييد صلاحيت مصطفي معين و مهرعليزاده چند کلاه براي اين جماعت دوخته شد؟ و...شکي نيست که تاييد صلاحيت نامزدان انتخابات يکي از لوازم برگزاري هر انتخابات دموکراتيک و شرط ضروري مشارکت گسترده ملي است، اما بايد به اين نکته باريک تر از مو توجه داشت که اين فرآيند فقط يکي از هفت خوان عبور سالم از انتخابات است. اصلاح طلبان تا زماني که به مشکلات و پراکندگي هاي دروني خود خاتمه ندهند و مانند همه جوامع سياسي در قالب انديشه تخريب و ائتلاف آرايش ويژه نگيرند، نخواهند توانست فشار لازم و مناسب را به نهادهاي نظارتي (شوراي نگهبان) وارد کنند. اين يک. دوم اينکه اصلاح طلبان از هم اکنون بايد در محورهاي اصلي تاکتيک و استراتژي انتخاباتي خود به اجماع برسند و برنامه هاي شفاف خود را با ملت ايران در ميان بگذارند. حرکت با نور پايين - چنان که اصولگرايان مي نمايند - از منش و روش شفافيت و علنيت دموکراتيک - که اصلاح طلبان دولتي مدعي آنند - دور است. سوم اينکه حتي اگر در بدبينانه ترين شرايط - که تحقق آن ضعيف است - فرض را بر ردصلاحيت گسترده اين طيف قرار دهيم باز هم اصلاح طلبان بايد براي همان معدود افراد تاييد صلاحيت شده خود تمهيدات لازم را بينديشند. حضور نمايندگان احزاب پاي صندوق هاي راي يکي از اين تمهيدات است که بايد از هم اکنون در دستور کار قرار گيرد و نکته اساسي و راهبردي تاکيد و تعمق بر دو مولفه «اعتماد عمومي» و «سرمايه اجتماعي» است. مجال براي باز نمودن اين دو عنصر تعيين کننده در هر انتخاباتي مجمل تر از توضيح و بررسي آموزشي و تئوريک آن است. اما جريان اصلاح طلبي (اعم از دولتي يا اپوزيسيون) بايد بدانند آن دسته از افرادي که زماني در سايه سار اعتماد عمومي و سرمايه اجتماعي خوابيدند و آ نقدر خنک شدند که فراموش کردند در زمهرير زمستان بستني را براي گرم شدن مي خورند، اگر هم تاييد صلاحيت شوند، از سوي مردم کارت قرمز خواهند گرفت. طيف اصلاح طلبان - خوب است که - دوکارته هاي خود را از بازي بيرون بکشد و به جوانان مستعد و خوش فکر فرصت حضور در انتخابات و مشارکت در اداره کشور بدهد و دست آخر اينکه اصلاح طلبان دولتي چنان در لاک خود فرو رفته اند که پنداري از بيخ و بن فراموش کرده اند که در اين مملکت احتمالاً چند دانشگاه و جماعتي استاد علوم سياسي، جامعه شناسي و علوم اجتماعي بهره مند از فکر دموکراتيک وجود دارند که مي توان گاهي اوقات و در تنگناها به خدمت شان رسيد و از درخت دانش شان ميوه چيد. بسياري از به اصطلاح آوانگاردهاي اصلاح طلب زندگي سياسي خود را مديون امثال حسين بشيريه هستند. خدا کند در غوغاي تاييد صلاحيت ها به انزوا کشيدن استادان فراموش نشود. |
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:31
انتقاد علي فلاحيان از سياست خارجي دولت
| سخنان غيرمنتظره وزير پيشين اطلاعات درباره مسائل مهم کشور |
|
|
|
|
|
*دولت در حوزه سياست خارجي بيشتر فکر کند
*سعيد امامي يک اطلاعاتي نخبه و مظلوم بود
*انجام شکنجه در وزارت اطلاعات امکان ندارد *اصلاح طلبان لقمه چرب قتل هاي زنجيره يي را زمين نگذاشتند
* شکنجه در وزارت اطلاعات ممنوع است
* اين گفت وگوي تمدن ها
متعلق به ما است
* خاتمي در انتخابات
اعمال زور کرد
* کارگزاران
در تحليل اشتباه کردند
|
گروه سياسي؛ «علي فلاحيان» به دولت نهم توصيه کرد در حوزه سياست خارجي بيشتر فکر کند. وزير اسبق اطلاعات در توضيح «شرايط ويژه» مدنظر هاشمي رفسنجاني اين نکته را يادآور شد و گفت؛ «ما الان با دو جناح بي دينان و متحجرين مواجه هستيم. اروپا و امريکا نيز با اين گروه ها در مقابله با جمهوري اسلامي هم موضع هستند، لذا حريف ما خيلي قدر است و مبارزه با آن خيلي تدبير مي خواهد. مسلماً دولتمردان نهم نيز مي نشينند کار مي کنند ولي بايد تحرک سياسي شان را بيشتر و اصلاً فوق العاده کنند.» فلاحيان وزير اطلاعات دوران رياست جمهوري هاشمي در گفت وگوي مفصلي با خبرگزاري فارس، علاوه بر نقد عملکرد دولت نهم به ويژه در حوزه اقتصادي، راجع به دوران وزارت خويش، بسترهاي ظهور و به قدرت رسيدن اصلاح طلبان و قتل هاي زنجيره يي سخن گفت و در بخش اخير «سعيد امامي» را يک «نخبه امنيتي» و «اطلاعاتي مظلوم» توصيف کرد که خدمت زيادي کرد. او همچنين راجع به قتل هاي زنجيره يي و برنامه چراغ گفت؛ «آنها (اصلاح طلبان) تعبيرشان اين بود که يک لقمه چربي است و ما نبايد اين را زمين بگذاريم.» وي در پاسخ به اين سوال که چقدر قبول دارد موضوع قتل هاي زنجيره يي برنامه ريزي شده است، اظهار داشت؛ «من اين اندازه اش را قبول دارم که آنها خيلي خوب از اين استفاده کردند، به وظيفه ملي خود عمل نکردند. طبيعي است در دستگاه امنيتي يا انتظامي يک حادثه يي ممکن است اتفاق بيفتد و تخلفي رخ دهد، به اين نبايد جنبه سياسي و عمومي و ملي دهند و به بحران تبديل کنند. اما اينکه خود آنها اين برنامه ريزي را کرده باشند من نتوانستم کدهاي روشني به دست بياورم. من به عنوان يک تخلف اين را ارزيابي مي کردم، البته يک احتمال ديگري هم مي دهم که چون اطلاعات لازم به دستم نرسيده نمي توانم اعلام کنم، اما در هر صورت آنها با برنامه ريزي مفصل حاضر شدند منافع ملي را زير پا بگذارند و منافع گروهي شان را از اين راه تامين کنند.» اين روحاني 58 ساله متولد نجف در ادامه اين بحث درباره اينکه سرانجام پرونده قتل هاي زنجيره يي به کجا رسيد، عنوان کرد؛«چند نفر تخلف کردند، محاکمه شدند، حکم دادند و زنداني کردند.» خبرنگار فارس پرسيد؛«اين درست است که اسم سعيد امامي، دانيال قوامي است؟» فلاحيان چنين پاسخ داد؛«نه، اينها را درست کردند، مي خواستند بگويند که او را شکنجه کردند، به عنوان اينکه يهودي است.»وي اينکه مي گويند اگر گذر کسي به وزارت اطلاعات بيفتد بعد از خوردن يک شلاق هر کاري که نکرده را هم قبول مي کند، رد کرد و گفت؛«اين بحث ديگري است. در وزارت اطلاعات اين کارها ممنوع است و اصلاً امکان ندارد. اين حتي در سازمان زندان ها هم انجام نشده و هر کسي از وقتي دستگير مي شود زير نظر قوه قضائيه است.»بخش ديگري از اين گفت وگوي سه ساعته به بررسي دوران اصلاحات و مقايسه عملکرد دولت هاي سازندگي و اصلاحات گذشت. فلاحيان راجع به انتخابات رياست جمهوري سال 76، خود را طرفدار ناطق نوري دانست و درباره کانديداي مورد حمايت هاشمي نيز گفت؛ مي گويند آخرين سخنراني که آقاي هاشمي کرد به نفع آقاي خاتمي تمام شد. ايشان علناً طرفداري خاصي از آقاي ناطق نمي کرد، ولي شايد فکر مي کرد به گونه يي حرکت کند که روابطش با هر کسي که پيروز مي شود خوب باشد، يعني علني ما هم نمي ديديم که موضع گيري کند.در سخنراني آخر آقاي هاشمي که کساني شايعه درست کردند که ايشان مي خواهند در انتخابات تقلب کنند، بعد ايشان آمد و اين را مطرح کرد، خود اين موضوع يکي از عواملي بود که خيلي از مردم به آقاي خاتمي راي دادند.» او در جواب اين موضوع که برخي معتقدند عملکرد هاشمي در حوزه امنيتي باعث گرايش مردم به خاتمي شد، گفت؛«بالعکس آن را هم مي گويند. مي گويند خيلي کارهايي که آقاي خاتمي کرد به خاطر آزادي هايي بود که در زمان آقاي هاشمي ايجاد شده بود.فضايي که ما درست کرديم، فضاي گفت وگو بود، بحث و چالش در همه زمينه ها آزاد بود، دوران طلايي بود و از همه نظر فشاري روي کسي نبود. اتفاقاً در مورد کارهاي زيربنايي کشور در حوزه هاي اقتصاد و فرهنگ خيلي بحث بود، شايد در دوره آقاي خاتمي يا الان هيچ وقت عناصر مخالف هم در صحنه هاي فرهنگي، اقتصادي سياسي حضور نداشته باشند. ما فضاي گفت وگو درست کرده بوديم، ولي اين گفت وگوها منجر به تنش هاي امنيتي نمي شد، يعني قدرتي براي کنترل داشتيم، اما بعدها هر حادثه يي پيش مي آمد فوري به يک چالش امنيتي شديد منجر مي شد. مثلاً ما هيچ وقت در دانشگاه 18 تير نداشتيم، زمان آقاي خاتمي به وجود آمد با اينکه شايد ده برابر اين برنامه هاي سياسي در دانشگاه ها در زمان ما بود، تاريخ را نگاه کنيد کتاب هاي زيادي در آن زمان نوشته شده است.»وي افزود؛ «آن دوران در دانشگاه فعال بودند. من که گفتم بيشترين فضاها براي اين گفت وگوها در زمان ما بود. بحث پست مدرنيسم از زمان خود ما شروع شد، بعدها شکلش را عوض کردند، ولي باز همان اصطلاح گفت وگوي بين اديان را هم ما شروع کرديم.يکي از برنامه هاي ما گفت وگوي بين اديان و مذاهب چه در داخل و چه در خارج بود که بعدها اسم آن را گفت وگوي تمدن ها عنوان کردند، مي خواستند به همين موضوع هم چهره لائيک دهند و بگويند تمدن ها، نگويند اديان و مذاهب، منتها بحث ما گفت وگوي بين اديان و مذاهب بود و ما در مورد تمدن ها نمي توانستيم گفت وگو داشته باشيم.» فلاحيان راجع به حضورش در انتخابات رياست جمهوري سال 80 و اينکه اين کانديداتوري براي رفع اتهام از او بود نيز توضيحاتي ارائه کرد. وي گفت؛ «افکارسنجي ها نشان مي داد که وضع من بد نيست، منتها بعدها حوادثي که اتفاق افتاد و تبليغاتي که کردند فضا را تغيير داد.» نماينده خوزستان در مجلس خبرگان رهبري در جواب اين سوال که تبليغات عليه وي به سال 77 و 78 برمي گردد، اظهار داشت؛ «ديگر آتش آن تبليغات خاموش شده بود و من هم ديگر فکر نمي کردم دوباره شعله ور شود. اين را آنها تبليغ مي کردند که فلاحيان براي تاييد صلاحيت خود در انتخابات حضور يافته است و لذا خيلي ها به من گفتند بيا حالا که معلوم شده راي نمي آوري، استعفا بده.شما مي دانيد که فيلم انتخاباتي ما را اجازه ندادند پخش شود. آقاي خاتمي واقعاً در انتخابات سال 80 چون انتخابات در دستش بود اعمال زور کرد و نگذاشت فيلم تبليغاتي من پخش شود و گفت که اين به ضرر من است. اگر اين فيلم پخش مي شد نتيجه انتخابات چيز ديگري مي شد. در اين فيلم همه ابهامات و تبليغات که عليه من انجام داده بودند را پاسخ داده بودم، قشنگ هم پاسخ داده بودم.» وي درباره اينکه نمي توانست دوباره اين حرف ها را در تبليغات انتخاباتي خود بيان کند، گفت؛ «ديگر اثري نداشت و ديگر وقتي نبود، آن هم از آن راديو و تلويزيون. بعضي مي گفتند اين فيلم بساط دوم خرداد را به هم مي پيچد اگر پخش شود.» او در همين بخش گفت که «هنوز براي انتخابات بعدي تصميمي ندارد و فکري درباره اش نکرده است.»فلاحيان که هم اکنون مديريت موسسه «فلاح» را بر عهده دارد، در ادامه اين گفت وگو دوران سرپرستي خويش در وزارت اطلاعات را تبيين کرد.وي گفت؛ «در وزارت اطلاعات نبايد گرايش سياسي باشد، طبيعي است که هر کسي خود يک گرايشي دارد، ولي اعمال کردن گرايشات سياسي معنايي ندارد. کسي که در وزارت اطلاعات حضور دارد چشم نظام است و نمي تواند روي چشم هايش عينک بزند که حالا کبود ببيند يا مثلاً عينک سفيد يا سبز بزند. خلاصه بايد بدون عينک شفاف ببيند و انتقال دهد. وزارت اطلاعات که تشکيل شد از نيروهاي کميته انقلاب، دادستاني و عمدتاً نيروهاي سپاه حضور داشتند، طبيعتاً در خود اينها هم گرايش هاي مختلفي بود، گرايش اصولگرايي و چپ گرايي هم بود، منتها چون امام فرموده بود همه گرايش هايشان را کنار گذاشته بودند.
ما در اين فضاهاي سياسي فکر نمي کرديم، البته خيلي ها بودند خدا رحمتش کند آقاي لاجوردي دادستان انقلاب به من مي گفت اين ديدي که تو گرفتي و همه را جمع مي کني عاقبت ممکن است کار دستت بدهد، تعبير ايشان اين بود که مار در آستين مي پروراني که متاسفانه بعدها که يک چند نفري دچار مشکل شدند، به ياد آن گفته آقاي لاجوردي افتادم.» فلاحيان از معرفي اين افراد خودداري کرد و تنها به اين جمله بسنده کرد؛ «افرادي بودند که قبلاً اصولگرا بودند، بعداً با آرمان هاي امام خداحافظي کردند، البته اين طبيعي است و خيلي مهم نيست.»خبرنگار فارس در زمينه انتقاد از هاشمي توسط طيفي از کارگزاران پرسيد و فلاحيان توضيحاتي مفصلي ارائه کرد؛ «خودشان الان معتقدند که تحليل اشتباهي داشتند، تحليل آنها اين بود که جامعه با ارزش هاي ديني فاصله گرفته و از شعارهاي انقلابي خسته شده، انقلاب به نسل سوم منتقل نشده، دوران پيري انقلاب است و از اين هجوياتي که مي گفتند. اينها اين مطالب را باور کرده بودند حال يک شرايط خاصي پيش آمد آنها پيروز شدند و خيلي چيزها دست به دست هم داد، بسياري از کساني که به آقاي خاتمي راي دادند اصلاً با ليبراليسم و اصلاح طلبي هيچ رابطه يي نداشتند. بالعکس چون خيلي متعصب ديني بودند به ايشان راي دادند، مثلاً من خيلي جاها سوال کردم مي گفتند ايشان چون روحاني و سيد بود، سادات را ترجيح مي دهند به هر روحاني غير سيدي. اين مسائل مطرح بود و نمي توان گفت يک عامل در آن دخيل بود، منتهي اينها تصور و برداشت شان از جامعه اين بود که مردم خسته شدند و آن شعارها ديگر نخ نما شده است. مشخصاً، آقاي مهاجراني که خيلي روشن، آقاي کرباسچي هم حرکت هايي که در روزنامه اش از دگرانديشان در اين زمينه استفاده مي کرد. آقاي عبدالله نوري در روزنامه اش بيشترين تبليغات را مي کرد. در اين روزنامه ها علما و بزرگان و انقلابيون دنيا نبودند ولي هنرپيشه هاي هاليوود و کارگردانان مهم دنيا و روشنفکران بنام دنيا و گروه هاي مرجع فرهنگ غرب بودند، يعني آنها خوراک فکري تهيه مي کردند، گرايش يک روزنامه نشان مي دهد که يک آدم از چه کسي نقل مي کند، اين را من چند بار گفتم و خيلي ها از اين مساله عبور مي کنند. مردم مي خواهند آزاد باشد، حالا هر کسي به هر کسي راي داد. اگر نمايندگان به دين راي دادند که دادند، اگر به قانون ديني هم راي ندادند که ندادند. انقلاب آمده بود براي اينکه قوانين اسلام را حاکم کند و سعادت در پرتو اينهاست. قوانين بشري اگر مخالف دين باشد به درد نمي خورد، اين شعار ما بود. اين برنامه را نحوه اي از فشار، اختناق و زورگويي قلمداد مي کردند و مي گفتند که بايد آزادي باشد و اينان بحث مسائل امنيتي نداشتند. بعضي مي گويند آزادي رهايي از همين قوانين و مقررات که به مردم در پوشيدن لباس، غذاخوردن شان و نحوه معاشرت شان که فشار وارد مي آورد باشد. بنابراين پس ما بايد به همين ساز برقصيم يعني اگر ساز ديگري بزنيم سازي است که با حرکت اجتماعي همنوايي ندارد.» وي ادامه داد؛ دعواي ما بر سر کتاب هايي بود که آن زمان نوشته شد و نحله هاي مختلف پست مدرنيسم ها بود، در دولت آقاي هاشمي و آقاي خاتمي راجع به فرهنگ غرب و رابطه اش با توسعه بحث داشتيم. در روزنامه جمهوري اسلامي هشت مصاحبه مفصل دارم که گفت وگوهاي خود من با آقاي خاتمي است، او مي گفت توسعه، فرهنگ خود را مي خواهد و توسعه صنعتي بدون اين که فرهنگ توسعه را داشته باشيد، حاصل نمي شود و او مي گفت فرهنگ توسعه همان فرهنگي است که غرب دارد. ما مطلع بوديم، مي گفتيم حالا که دوران مدرنيسم گذشته، الان دوران پست مدرنيسم است. ارزش هاي دوران مدرنيسم تمام شده حالا شما چرا داريد تبليغ آن را مي کنيد و مي گوييد آن فرهنگ بايد باشد. همان هايي که آن زمان اين شعارها را مي دادند امروز پشيمانند و ايشان تعبيري که آقاي شايگان در کتاب زير آسمان داشت را عنوان کردند که ما پنجاه سال در هاليدي تاريخي بوديم.
استفاده از هاشمي به عنوان چهره ملي
فلاحيان رويکرد اصلاح طلبان به هاشمي به عنوان ضلع سوم اصلاحات را به واسطه ملي بودن چهره رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام دانست.وي گفت؛ «الان گروه هاي اصولگرا هم بايد به خاطر مشکلاتي که پيش آمده تلاش کنند. مردم سردرگم شدند که چه کسي راست مي گويد. هر کسي بتواند بايد پاسخ هاي شفاف، روشن و دقيق بدهد، مردم مي پذيرند. مردم ما حدود سي سال است که با اين چالش ها بزرگ شدند، نسل سوم انقلاب هم آمد و پيام ها را گرفت حال کساني موفق مي شوند که سابقه يي از خودشان نشان دهند که مديران قوي بودند و اين سابقه را براي خود ثبت کردند که آدم هاي نترس و شجاع و کارآمد و روشنند. توطئه هاي داخلي و خارجي را مي شناسند و دل شان به حال مردم مي سوزد؛ مردم ديگر ماوراي شعارها و مردان قوي را مي خواهند. طبيعي است که اصلاح طلبان الان مي دانند، البته اصولگرايان هم بايد بدانند که مردم ما امروز به چهره ها راي مي دهند به آدم هايي که ثابت کردند مدير قوي بودند، آدم هاي شجاعي بودند و در مقابل توطئه هاي داخلي و خارجي ايستادند. آقاي هاشمي توانست در دوراني که پول نداشت و نفت 12 دلار بود بازسازي کند و زيربناها را بسازد، ديگران بيايند و بگويند به اندازه او چقدر کار کردند، لذا يک چنين چهره يي الان نقطه اتکايي براي هر گروهي است، چون او يک محبوبيت خاصي دارد. در انتخابات با تمام فضاهاي منفي با سوژه هايي که در مورد فساد و خانواده اش و اشرافي گري ساختند 10 ميليون راي آورد؛ اين پشتوانه ملي بزرگي است و کم نيست.» فلاحيان افزود؛ «آنها که از حرف خود برنگشتند. هر گروهي براي به قدرت رسيدن آراي مردم را مي خواهد. الان مي بينند آقاي هاشمي يک چهره ملي است، اين پشتوانه و اين همه راي دارد و اين مساله را نمي توان دست کم گرفت. آن روز تخريب مي کردند که وي از صحنه خارج شود و اکنون که در صحنه است و مي شود از آن در تقابل هايي سياسي استفاده کرد دليلي ندارد که از آن استفاده نکنند.»
توسعه و سهميه بندي تناقض دارد
يکي از قسمت هاي مفصل اين گفت وگو در زمينه نقد عملکرد دولت نهم است.فلاحيان در اين بخش چند کارکرد خوب دولت از جمله توجه به استعدادهاي منطقه يي و دادن پول دست مردم را برشمرد و آنگاه به جنبه هاي منفي پرداخت؛« براي اينکه اين باعث شد رشد نقدينگي حدوداً دو برابر شود. اينجا بانک مرکزي به وظيفه خودش عمل نکرد چرا که حفظ ارزش پول به عهده بانک مرکزي است و اين وظيفه ذاتي بانک مرکزي است. بانک مرکزي بايد ارز را شناور مي کرد تا اينکه ارز را بخرند نه اينکه بانک مرکزي اسکناس چاپ کند بدون اينکه ارز بفروشد. بانک مرکزي با اين کار خود دولت را دچار مشکل کرد و تورم عجيب و غريبي به يکباره به وجود آمد. البته نمي خواهم بگويم همه اين افزايش تورم و رشد قيمت ها معلول افزايش نقدينگي بود. فرض کنيد قيمت ميلگرد يا تيرآهن که بالا رفت متاثر از افزايش جهاني قيمت اين کالاها بود اما به طور کلي بانک مرکزي ضعيف عمل کرد و خيلي از بانک هاي خصوصي و حتي بانک هاي دولتي با واسطه هايي پول هاي خود را به بازار زمين و مسکن آوردند و تقاضا را افزايش دادند. کنترل اين وضعيت از دست بانک مرکزي خارج شده است و گراني در زمينه مسکن مربوط به حجم پولي است که وارد اين بخش شده است.در زمان آقاي هاشمي هم سياست شناور شدن نرخ مورد انتقاد قرار گرفت اما ما نرخ ارز را شناور کرديم و همين الان نيز معتقدم اگر نرخ ارز را شناور کنند قيمت دلار به حدود 700 الي 800 تومان باز مي گردد و تورم موجود کاهش مي يابد. اين يک نکته خيلي مهمي است. از يک طرف اين پول باعث شد خيلي از خانواده ها که کم درآمد بودند و بانک ها به آنها وام و امکانات نمي دادند تحت عناوين مختلف مثل وام خودرو يا وام مسکن يک پولي دست شان آمد و البته به دليل آنکه باعث شد تورم ايجاد شود تبعات منفي داشت.» وي در ادامه به موضوع بنزين اشاره کرد و گفت؛«ببينيد توليد ناخالص داخلي کشور ما 250 ميليارد دلار است، به صورت ساده که به آن نگاه کنيم 50 ميليارد دلار آن از توليد نفت است و اگر توليد گاز و سوبسيدهاي انرژي را حساب کنيم نزديک 100 ميليارد دلار مي شود؛ پس حوزه انرژي خيلي مهم است. الان مگر بازگشت سرمايه در دنيا چقدر است، نرخ بهره را چرا مي گويند شش درصد، براي اينکه مي گويند اصلاً سرمايه در تمام دنيا از اول تا به حال بين صفر تا شش درصد بيشتر بازده نداشته است. شما بگوييد سرمايه براي ما 10 درصد سود داشته باشد؛ همه سود توليد ناخالص داخلي کشور مي شود 25 ميليارد دلار. ملت ايران بايد اين را بدانند بنزيني که مصرف مي کنند 50 ميليارد دلار ارزش دارد که معادل يک و نيم ميليون بشکه نفت به اضافه پنج يا شش ميليون بشکه واردات است. اگر ما بخواهيم روزي 80 ميليون ليتر بنزين مصرف کنيم چه مي شود؟،
خوب تدبير ما چه بوده است و تدبير اين دولت چه بوده است. تدبير ما گازسوز کردن بود چرا که کشور ما يک کشور گازي است. ما گفتيم هم صنايع با سرعت و شتاب کارها را بگذارند زمين و سيستم خود را گازسوز کنند و ماشين ها را نيز گازسوز کنيم. اين تدبير دولت آقاي هاشمي بود که بعدها در دولت آقاي خاتمي با ضعف اين کار ادامه يافت. الان بايد همه کارها را کنار بگذاريم اين تدبير را تداوم دهيم.
اينها ديدند که ديگر نمي توانند، نه با آن سرعت مي توانند گازسوز کردن را پيش ببرند و نه کار ديگري توانستند بکنند. آمدند اين سهميه بندي بنزين را اجرا کردند. اين سهميه بندي تصميم دولت است ولي بالاخره کشوري که مي خواهد توسعه داشته باشد نمي تواند سهميه بندي بنزين داشته باشد. اينها با هم در تضاد است و اصلاً اگر بخواهيم توسعه داشته باشيم نمي توان سوخت را سهميه بندي کرد و اين کارها ايجاد مشکل مي کنند.»
شنود اشباح، هنر مولف کتاب است
وي در انتها به عنوان يک چهره امنيتي، مهم ترين چالش کشور را «استحاله» ارزيابي کرد و گفت؛ «چون الان فضاي کشور ما باز است بايد محافل فرهنگي و سياسي قدرتمندي داشته باشيم که براي مقابله با استحاله خوب به ميدان بيايند. الان دشمن به اميد استحاله جلوي ما صف آرايي کرده است.» فلاحيان شنود اشباح را بيشتر حرف هاي ژورناليستي دانست که نويسنده آنها را از روزنامه ها نقل کرده است.
وي گفت؛ «هنر مولف کتاب اين بوده است که اين تکه هاي روزنامه را به هم چسبانده و يک نتيجه خاص از آن گرفته است. مطالب بي خودي در آن است و آن دسته مطالب امنيتي هم که دست او افتاده سنديت ندارد.»
حاضرم هرکاري انجام دهم
انتهاي گفت وگو شکل خودماني تري پيدا کرده و فلاحيان از قصدش براي بازگشت به مسووليت سخن گفته است؛« من تا جان در بدن دارم بر خودم واجب مي دانم که کمک کنم. من خوشحالم از اينکه براي مسووليتي سراغ من نمي آيند و الان آسوده تر هستم، اما کار براي نظام واجب است. برايم فرقي نمي کند که در کدام دولت است يا مثلاً فلان وزير خودش معاون من بوده و حالا من بايد بروم زير دست او کار کنم. شايد آنها مصلحتي در عدم ارائه پيشنهاد همکاري به من ديده اند، ولي هرکاري به من پيشنهاد شود حاضر به همکاري هستم.»
خبرنگار فارس در پايان از فلاحيان خواست تا درباره افراد زير در يک جمله نظر بدهد و پاسخ وي چنين بود؛«هاشمي رفسنجاني؛ همين جمله يي که همه مي گويند خوب است ديگر، مرد سازندگي.
خاتمي؛ مرد حرف.
احمدي نژاد؛ آقاي هاشمي خيلي به مردم اميد مي داد و آقاي خاتمي خيلي صحبت مي کرد و آقاي احمدي نژاد هر دو ويژگي را با هم به صورت ويژه دارد.
گنجي؛ دروغگوي بزرگ.
سعيد امامي؛ يک اطلاعاتي مظلوم.
حسين شريعتمداري؛ واقعاً يک ژورناليست اصولگرا.» |
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 11:27
لزوم تغيير گفتمان قدرت به گفتمان خدمت در احزاب
تخطئه احزاب ره به کجا مي برد |
|
سيد مرتضي مبلغ علماي علم مديريت دو مشخصه مهم را براي اين علم برشمرده اند؛ اول آنکه اين علم هم مانند ساير علوم، يک مقوله تخصصي است و نيازمند يادگيري و آموزش ابعاد نظري و عملي و مهارت هاي لازمه است، دوم آنکه مديريت يک هنر است. مشخصه هنر براي مديريت، آن را واجد ويژگي کمابيش منحصر به فردي نسبت به ساير علوم رفتاري کرده است زيرا در مديريت، علاوه بر تخصص نياز به خلاقيت، نوآوري، ابتکار عمل، آن هم از نوع زيباشناختي آن است يعني خلاقيت و ابتکار عملي که محيط را سرشار از لطافت، اعتماد، همدلي و پويايي مي کند. در بين انواع مديريت ها، مديريت سياسي که مربوط به اداره عمومي کشور، اعم از خارجي و داخلي است، از حساسيت و پيچيدگي ويژه يي برخوردار است. کساني که در رأس پست ها و مسووليت هاي سياسي يک کشور قرار مي گيرند، ضمن آنکه بايد واجد تخصص مديريتي باشند، لازم است از علم سياست و جامعه نيز در حد ضرورت برخوردار بوده و داراي تجارب سياسي و سياست ورزي باشند و از همه مهم تر هنر مديريت نيز داشته باشند. چه بسا کساني که از تخصص مديريت و سياست برخوردارند، اما در جايگاه مديريت اجرايي، نه تنها کارايي نداشته و ناموفق اند، بلکه منشاء خسارت ها و زيان هاي عديده هم براي کشور مي شوند.از اقتضائات مديريت، به ويژه مديريت سياسي، تفکيک بين منويات شخصي و منويات اجتماعي و قانوني جامعه، دقت و وسواس لازم در گفتار و رفتار، توجه به اينکه گفتار و رفتار در موضع مسووليت با گفتار و رفتار در عرصه شخصي و در ميان جمع دوستان و هم حزبي ها و کلاس درس و اعضاي خانواده و امثال آن، بسيار متفاوت است، شناخت شرايط و اقتضائات جهان و جامعه جديد و روابط انساني و آشنايي با افکار عمومي و اقشار اجتماعي است.مي توان مديران و دولتمردان را با محک مذکور سنجيد و با توجه به سوابق تخصصي، مديريتي و اجرايي آنان، قضاوت کرد که آيا تناسبي بين جايگاه حساس آنان و سوابق مذکور وجود دارد يا نه؟ و مهم تر از آن به رفتار و گفتار آنان توجه کرد و نتايج و آثار آن را در جامعه ملاحظه کرد.به عنوان نمونه در طول دو سال گذشته، برخي از دولتمردان، به ويژه برخي از آنان که در جايگاه مديريت سياسي کشور قرار گرفته اند، در مورد فاصله آنان از احزاب، نامفيد بودن احزاب، قطع کمک هاي مالي به احزاب، لزوم محدودسازي احزاب، قدرت طلب بودن احزاب، لزوم تغيير گفتمان قدرت به گفتمان خدمت در احزاب و امثال اينها سخن گفته اند.براي کسي که کمترين آشنايي با علم سياست و مديريت سياسي داشته باشد، از واضحات است که امروز احزاب يکي از ارکان نظام هاي مردم سالارند و بدون وجود احزاب و سازوکارهاي حزبي نمي توان مدعي نظام مردم سالار به معني واقعي کلمه شد، و اگر هم در جامعه ايران، احزاب از جايگاه لازم و واقعي برخوردار نيستند و ساز و کارهاي موثر حزبي در فرآيندهاي سياسي و سياست ورزي کشور وجود ندارد، حاکي از کاستي هاي نظام سياسي است، نه قوت آن، و عقل سليم حکم مي کند که بايد درصدد رفع کاستي برآمد نه آنکه به آن دامن زد.با توجه به اين واقعيت، سخنان مديران مذکور مي تواند حاکي از چند چيز باشد؛ يا آنان برخلاف قانون اساسي و قانون، به صراحت عدم پايبندي خود را به يکي از اقتضائات ضروري مردم سالاري اعلام مي کنند يا فقدان علم و تخصص مديريتي آنان را نشان مي دهد يا بيانگر فقدان هنر مديريت در آنان است يا حاکي از عدم تفکيک بين منويات شخصي و منويات اجتماعي و قانوني جامعه و عدم توجه به جايگاه حساسي که در آن قرار گرفته اند است و يا...اگر دليل آن هر يک از موارد ذکر شده يا برخي يا همه آنها باشد، به وضوح نشان دهنده آسيب ها و خساراتي است که به جامعه و مردم وارد مي شود و معلوم نيست چگونه و چه زماني مي توان مجدداً آنها را جبران کرد.به سادگي مي توان خسارت ها را پيش بيني کرد؛تخطئه احزاب، ثبات و پايداري سياسي جامعه را مخدوش مي کند، پوپوليسم را که سم سياست ورزي سالم و کارآمد است رواج مي دهد، شفافيت و شناسنامه داري را از عرصه سياسي حذف و به جاي آن رانت خواري سياسي و باندها و گروه هاي مافيايي را توليد و تقويت مي کند، امکان وقوع حوادث غيرقابل پيش بيني و مخرب را در عرصه سياسي به وجود مي آورد و در يک کلام به پيدايش آگاهي سياسي کمک مي کند.در دولت فعلي که رسانه عظيم صدا و سيما دربست در خدمت پشتيباني از مديران و سياست هاي آن است و رسانه منتقد هم يا وجود ندارد و يا بسيار تضعيف شده و نحيف است، يک مدير سياسي به راحتي مي تواند هرچه مي خواهد بگويد و انجام دهد و شايد هم متوجه آثار و تبعات گسترده گفتار و رفتار خود نشود، اما در واقعيت و در متن جامعه، اتفاق هايي که ذکر شد مي افتد، و با هزار سخنراني، شعار و تبليغات هم نمي توان از بروز آن جلوگيري کرد. خوب است اين دولتمردان به يکي ديگر از تجربه هاي عيني مربوط به رفتار و گفتار خود که خسارات و آثار نامطلوب آن امروز دامن جامعه و حتي خودشان را گرفته است نگاهي بيندازند، يعني تجربه وعده هاي اقتصادي و ايجاد آسايش و رفاه مطلوب در جامعه. درست دو سال پيش در حالي که کشور از نظر اقتصادي در شرايط بسيار مطلوب و مناسبي قرار داشت، زيرساخت هاي آماده و درآمدهاي کلان نفتي، کشور را در شرايط مطلوبي قرار داده بود، اين شعارها مطرح شد و اگر واقع بينانه هم نگاه کنيم، دولت مي توانست با به کارگيري سياست ها و برنامه هاي کارشناسانه و درست اقتصادي به وعده هاي خود عمل کند، اما رفتار و گفتار آنان از همان ابتدا به گونه يي بود که بسياري از اساتيد و کارشناسان و نخبگان کشور متوجه عواقب ناخوشايند و خسارت بار آن شدند و تذکرهاي لازم هم دادند، اما آقايان بدون توجه به هشدارها و در پناه پشتيباني هاي گسترده رسانه يي، به ويژه صدا و سيما، هرچه خواستند گفتند و انجام دادند؛ از تخطئه دولت ها و مديران گذشته تا حذف گسترده و بي سابقه مديران مجرب و کارشناس و از اعلام بازگشت به ارزش ها و تشکيل دولت اسلامي تا وعده معرفي مافياهاي اقتصادي و از فرافکني مشکلاتي که به تدريج ايجاد و تشديد مي شد و تراشيدن دلايل مبهم و غيرقابل پيگيري براي آن، تا محکوم کردن و ناسزا گفتن به چند منتقد دلسوز که نه رسانه يي دارند و نه قدرت و ابزار و صدايشان هم به هيچ جا نمي رسد، و امثال اينها. اما به رغم همه اين شعارها و سر و صداها، جامعه يي که قرار بود به رفاه موعود اقتصادي برسد؛ از ارزاني مطلوب، کاهش بيکاري، افزايش رشد اقتصادي، توسعه بازار سرمايه و سرمايه گذاري و... برخوردار شود، اکنون با نتايج معکوس مواجه شده و گراني و مشکلات اقتصادي در حال شکستن کمر مردم است، و معلوم نيست آنچه طي اين دو سال در اين زمينه رخ داده است را با چند سال تلاش مستمر و گسترده بتوان جبران کرد، |
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 12:35
سهام دولتي به جاي افزايش حقوق
| گزارشي از تبعات رد شدن لايحه نظام هماهنگ پرداخت در شوراي نگهبان |
|
|
|
|
|
|
به نظر مي رسد براي رفع ايرادهاي اصل 75 قانون اساسي دولت و مجلس پذيرفته اند که اعتبارات لايحه را در قالب سهام عدالت تامين کنند | شيرزاد عبداللهي؛کدام کارمند حاضر است به جاي نان و آب، سهام دولتي را سر سفره خانواده اش ببرد؟ اين پرسشي است که هادي رباني عضو فراکسيون اصولگرايان مستقل مجلس از مسوولان دولتي مي پرسد. وي مي افزايد؛ آنچه پس از تلاش 300 ساعته مجلس روي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حاصل شده، دادن سهام به جاي افزايش حقوق به کارمندان است که در نهايت اين پيشنهاد دولت جايگزين تمام نظرات نمايندگان شده است. در حالي که برخي از نمايندگان طرفدار دولت هفته پيش از توافق کامل دولت، مجلس و شوراي نگهبان بر سر لايحه خبر داده بودند، روز شنبه هشتم مهر شوراي نگهبان براي بار سوم لايحه مديريت خدمات را رد کرد. محمد عباسپور در توضيح اين اقدام شوراي نگهبان گفت؛ اين لايحه 12 اشکال اصل 75 قانون اساسي داشت که شش مورد آن مربوط به بار مالي و شش مورد آن مربوط به مباحث حقوقي بود.وي افزود؛ اشکال بار مالي اين لايحه پس از برگزاري نشست مشترک دولت، مجلس و شوراي نگهبان و توافقات حاصله در آن، رفع شد و شش مورد اشکال حقوقي آن نيز با حضور نماينده شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و تصور ما اين بود که اين لايحه اين بار به تاييد اعضاي شوراي نگهبان مي رسد اما در کمال ناباوري شنيديم که لايحه مزبور رد شده است البته محمد عباسپور اشاره يي به جزئيات توافقات حاصله نکرد.در همين حال حسن نوعي اقدم روز يکشنبه نهم مهر با خوش بيني اعلام کرد؛ بر اساس توافق بين دولت و اعضاي کميسيون رسيدگي کننده به اين لايحه و عنايت رئيس جمهور، ايرادات شوراي نگهبان در خصوص بار مالي رفع شد و خوشبختانه اين شورا نيز در جلسه خود برطرف شدن اشکالات بار مالي را تاييد کرد.نماينده اردبيل در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه اين کميسيون ايرادات غير بار مالي شوراي نگهبان را بررسي کرد، گفت؛ در اين جلسه که نماينده شوراي نگهبان نيز حضور داشت همه ايرادات شوراي نگهبان بر اين لايحه رفع و لايحه مذکور براي اظهارنظر نهايي به شوراي نگهبان ارسال شد. نوعي اقدم اظهار کرد؛ کليه ايرادات مالي و غير مالي شوراي نگهبان با نظر نماينده اين شورا برطرف شد. به طوري که لايحه در مرحله تدوين آيين نامه هاي اجرايي قرار گرفته و از ابتداي مهرماه لازم الاجرا است.نکته مبهم در توافق هاي انجام شده چگونگي تامين اعتبارات اين لايحه است. نوعي اقدم در مصاحبه هاي قبلي خود از توافق سه جانبه براي تامين چهار هزار ميليارد تومان از طريق واگذاري سهام شرکت هاي دولتي سخن گفته بود اما او در اظهاراتي مبهم افزود؛ معوقات پرداخت نشده لايحه به صورت سهام قابل واگذاري بنگاه هاي دولتي پرداخت مي شود، وقتي معوقات تمام و کمال پرداخت شد و بدهي دولت به پرسنلش صفر شد، افزايش سنواتي در قالب بودجه سالانه پرداخت مي شود.منظور نوعي اقدم از معوقات روشن نيست. کدام معوقات؟ اگر منظور معوقات مربوط به اجراي اين لايحه است. قرار است اين لايحه از مهر 86 اجرا شود و ظاهراً معوقه يي وجود ندارد. اگر منظور مطالبات عقب افتاده معلمان به طور مطلق است که طبق اظهارات وزير 95 درصد آن پرداخت شده و باقي مانده آن از چند ميليارد تومان تجاوز نمي کند. چرا مجلس بين مطالبات عقب افتاده معلمان و اين لايحه پيوند ايجاد کرده؟ با کدام منطق دولت بدهي خود به معلمان را به صورت سهام پرداخت مي کند؟ اي کاش رئيس فراکسيون فرهنگيان به جاي 1«5 کمي هم در باره اعتبارات لايحه حرف مي زد. سکوت برخي از نمايندگان که پيش از اين با حرارت از اين لايحه دفاع مي کردند و کوچک ترين تحولات مربوط به لايحه را با افکار عمومي در ميان مي گذاشتند بر ابهامات موجود مي افزايد. در زمستان 85 سخنگوي دولت چند بار تاکيد کرد که افزايش حقوق و بهبود سطح معيشت فرهنگيان و کارمندان فقط در چارچوب سهام عدالت امکان پذير است. اکنون به نظر مي رسد براي رفع ايرادات اصل 75 قانون اساسي دولت و مجلس پذيرفته اند که اعتبارات لايحه را در قالب سهام عدالت تامين کنند.حل اين ابهامات نيازمند توضيحات شفاف نمايندگان مجلس و سخنگوي دولت است. اعلام جزئيات توافق ها نشان خواهد داد که بين آنچه از لايحه نظام هماهنگ در ذهن معلمان است و آنچه نهادهاي حکومتي بر سر آن به توافق رسيده اند چه اندازه قرابت و همخواني وجود دارد؟ اگر قرار بر اين است که افزايش حقوق در قالب سهام عدالت صورت گيرد و به جاي پول به کارمندان سهام بدهند با تصوري که معلمان از لايحه دارند بسيار متفاوت است. |
|
|
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 12:30
گفت وگوي ما با «شيخ اصلاحات»
| گفت و گو با مهدي کروبي |
|
|
حزب ستيزي ناشي از انحصارطلبي است |
|

گروه سياسي،محمود پوررضايي، اميد ايران مهر، حسن محمدي؛طبقه اول ساختماني دو طبقه در سعدآباد تهران صبح يکي از روزهاي ابتدايي ماه رمضان ميزبان گفت وگوي ما با شيخ مهدي کروبي است. رئيس مجالس سوم و ششم، دبيرکل سابق مجمع روحانيون مبارز و دبيرکل فعلي حزب اعتماد ملي که او را «شيخ اصلاحات» لقب داده اند، بسيار نکته سنج، صريح، بذله گو و فوق العاده باهوش است. سوال ها را با دقت مي شنود و گاهي براي فهم بهتر پاسخ ها خاطراتي را نيز همراه مي کند اما براي آنکه کسي آزرده خاطر نشود، مي خواهد آنها را چاپ نکنيم. از شرايط سخت پس از انتخابات مجلس چهارم و از ماجراي مشهور شب اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري نهم سخن مي گويد اما تنها به شرطي که ضبط صوت را خاموش کنيم.اواسط گفت وگو بعد از دفعات بسياري که ضبط را خاموش کرده ايم، خود لب به اعتراض مي گشايد که سوالاتي نپرسيد که نتوانيد پاسخشان را چاپ کنيد، دوران فعلي را زمان مناسبي براي کار حزبي مي داند و براساس تجربه دوساله اش در حزب اعتماد ملي معتقد است کار حزبي هنوز در ايران جا نيفتاده و هنوز تا حاکميت خرد جمعي راه درازي در پيش داريم.
- جناب آقاي کروبي، پس از انتخابات رياست جمهوري نهم تا امروز، در ميان فعالان سياسي، شما يکي از مهمترين مناديان دفاع از تحزب و احزاب بوده ايد، اما با توجه به تجربه دو ساله شما، آيا حزب اعتماد ملي در موقعيتي قرار دارد که بدون حضور شيخ مهدي کروبي هم بتواند به فعاليت خود ادامه دهد؟
بنده صريحاً به شما مي گويم که طي دو سال اخير تمام تلاشم را کرده ام که به سمتي برويم که حزب کاملاً تشکيلاتي عمل کند و قائم به فرد نباشد. من به قدري در درون حزب دموکراتيک عمل مي کنم که مکرراً برخي دوستان جوان و انقلابي ما که در خارج از کشور تحصيل کرده اند و اکنون براي کار علمي و تحقيقاتي و در کنار آن هم فعاليت حزبي به کشورشان برگشته اند، به من اعتراض مي کنند و مي گويند «تو خيلي دموکراتيک عمل مي کني.» (بيش از اندازه) با اين وجود، اين حزب هنوز به جايگاه اصلي خود نرسيده، يعني افراد حزبي هنوز بار سنگين حزب را
- اکثراً - روي دوش خود احساس نمي کنند. البته اين موضوع به نقص فرهنگي در جامعه بازمي گردد. به هر حال موانعي در اين راه وجود دارد، به خصوص موانع فکري. مشکل اين است که هنوز در راستاي خرد جمعي حرکت نکرده ايم.
- در کشورهاي توسعه يافته که احزاب نهادينه شده، اگر حزبي در انتخابات شکست بخورد، در يک شرايط کاملاً طبيعي رهبر آن حزب کناره گيري مي کند و فضا را براي ديگر انديشه هاي موجود در حزب باز مي کند، اما تاکنون در ايران، ما با چنين موردي مواجه نبوده ايم. آيا شما تاکنون به اين موضوع فکر کرده ايد روزي برسد که فردي جوان تر از شما مسووليت حضرتعالي را در حزب بر عهده گيرد؟
من تا به حال به اين موضوع فکر نکرده ام، اما حرف حقي است. کشورهاي توسعه يافته هم در چارچوب هاي خودشان خوب و درست عمل مي کنند.اما بايد دقت کرد؛ گاهي وقت ها کسي که رهبري يک حزب را برعهده مي گيرد، به وظايفش عمل مي کند و پس از شکست احساس مي کند تدابير صحيحي نداشته و درست به وظايف خود عمل نکرده است، اما گاهي هم تشکيلات با او همراهي نکرده است.اين دو مقوله با هم متفاوتند و متاسفانه در ايران از هر دو اين موارد ضربه خورده ايم. مثلاً قدرت دادن به افراد در حزب بيش از آنکه براساس شايستگي و محاسبه دقيق باشد، برپايه روابط خاص بوده است که مشکل ساز مي شود.من معتقدم هم بايد هنگام به قدرت رسيدن افراد در حزب حساب و کتاب صورت گيرد و هم هنگام کناره گيري از قدرت. اگر اين گونه عمل نشود، اثرگذاري اش هم کم مي شود.
ما در کشوري فعاليت هاي سياسي را دنبال مي کنيم که تشکل هاي سياسي کمتر نام حزب دارند؛ انجمن هاي اسلامي، جامعه اسلامي، مجمع، ائتلاف و امثال اين نام ها بيشتر به چشم مي خورد. در واقع حتي نام «حزب» هم جا نيفتاده است. در چنين کشوري شما دبيرکلي يک تشکل با سابقه مانند مجمع روحانيون مبارز را رها مي کنيد و حزب تشکيل مي دهيد. سوال اينجاست که چه ويژگي ها و اهدافي را در حزب اعتماد ملي دنبال مي کنيد که در تشکل قبلي امکان پيگيري آنها وجود نداشت؟
البته بايد بگويم که اعضاي مجمع روحانيون همگي از دوستان صميمي من هستند و حالا هم روابط خوبي با هم داريم و احترام زيادي برايشان قائلم. به همين دليل بود که پيش از انتخابات رياست جمهوري خيلي تلاش کردم اختلاف پيش نيايد، حتي جلساتي را هم به اين منظور تشکيل داديم. اما متاسفانه برخي افراد از بيرون از مجمع باعث ايجاد و تشديد اختلافات شدند. (ضبط را خاموش مي کند) پايان حضور من در مجمع روحانيون به اين دليل بود که در انتخابات رياست جمهوري که بايد يک نفر از سوي تشکل معرفي مي شد، چنددستگي ايجاد شد.
برخي طرفدار آقاي هاشمي بودند، عده يي طرفدار آقاي معين و تعدادي هم هوادار حضور من بودند. البته پيش از تشکيل حزب، تمام تلاشم را کردم که جدايي من از مجمع روحانيون صورت نگيرد، ولي نهايتاً به اين نتيجه رسيدم که اين نقص مجمع نيست چرا که آنها يک تشکل صنفي روحاني بودند و ميان آنان نظرات متفاوتي وجود داشت، پس بايد يک حزب ايجاد مي کرديم تا همه اظهارنظر کنند اما به لحاظ تشکيلاتي به مصوبات حزب پايبند باشند تا ديگر چنددستگي ايجاد نشود و اگر هم اختلافي پيش آمد، فرد از حزب استعفا دهد اما حزب بر سر جاي خود بايستد و به کار خود ادامه دهد.بنابراين احساس کردم کاري که به لحاظ تشکيلاتي باثبات نباشد، اگر پيروزي هم نصيب اش شود، مشخص نيست که آن پيروزي ها تداوم داشته باشد. همان طور که در سال 76 هم پيروزي نصيب اين تشکل شد اما به نتايج و اهداف خود نرسيد. (ضبط را خاموش مي کند)
آقاي کروبي، پس از روي کار آمدن دولت نهم به نظر مي رسد بهار نهادهاي مدني از جمله احزاب به سر رسيده است، با اين اوصاف آيا شما فکر مي کنيد زمان مناسبي را براي حزب گرايي انتخاب کرده ايد؟
متاسفانه نوعي حزب گريزي و حزب ستيزي در جامعه ما وجود دارد، يعني حالت خودکامگي و انحصارطلبي داريم و به همين خاطر علاقه مندي به تحزب کمتر است، چرا که حزب قيد و بندهايي را براي افراد ايجاد مي کند، اما ما تلاش مي کنيم اين فضا را بشکنيم و اميدواريم ديگران هم بيايند و در اين راه به ما کمک کنند.من معتقدم اگر تشکل هاي همسو که بعضاً از ضعف تشکيلاتي رنج مي برند بيايند و يکي- دو حزب قدرتمند تشکيل دهند، کارهاي بزرگي مي توان انجام داد.اتفاقاً الان زمان مناسبي است، چرا که گروهي بر سر کارند که با احزاب ميانه خوبي ندارند و مي گويند ما به حزب نياز نداريم، خب تشکيلاتي هم که پشت سر آنها است و حمايت شان مي کند، نياز اين گروه را به احزاب کم مي کند. اما اين شيوه ادامه نخواهد يافت. اگر امروز افرادي که جوهر کار حزبي دارند فعاليت کنند فضا براي رشد بادکنکي برخي افراد و گروه ها تنگ مي شود.
پيروزي اين افراد در قالب احزاب قدرتمند هم قاعدتاً به زودي با شکست مواجه نخواهد شد و منافع ملي در کنار منافع حزبي آنان تامين و تضمين مي شود.
به نظر مي رسد يکي از مشکلات احزاب رسمي کشور اين است که آنها در مقاطعي ناگزيرند با تشکل هاي فاقد شناسنامه رقابت کنند، يعني همان وضعيتي که شما در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم به آن اعتراض کرديد. آيا خودتان را براي رودررويي با چنين شرايطي در رقابت هاي آينده آماده کرده ايد؟ چه برنامه يي براي مقابله با اين پديده داريد؟ (ضبط را خاموش مي کند و ماجراي انتخابات نهم را با آمار و ارقام روايت مي کند.)
اگر ما کار حزبي را جدي دنبال کنيم اين گروه ها به تدريج تضعيف مي شوند. به گروه هاي سياسي فاقد شناسنامه هشدار مي دهم که اين بار جلوي دخالت غيرقانوني آنها را مي گيريم. اين بار ما هم مراقب هستيم، هم نظارت مي کنيم و هم رايزني مي کنيم تا اين اتفاق تکرار نشود. ان شاءالله مسوولان مربوطه هم نظارت قدرتمندتري داشته باشند.
شما بعد از انتخابات مجلس چهارم، تجربه قهر سياسي داشتيد؛ منظورم همان اطلاعيه کناره گيري مجمع روحانيون از فعاليت هاي سياسي است. اما از مجموع اظهارنظرهاي شما پيدا است که امروز ديگر آن راه حل را تجويز نمي کنيد. چه مولفه هايي باعث شده شما در اين مقطع زماني به گونه يي متفاوت عمل کنيد؟
انصافاً سوالات مهمي مي پرسيد، اما سوالات خيلي بدي است، خيلي مشکل است، نمي شود گفت چرا، (ضبط خاموش مي شود).
اما بگذاريد اين طور بگويم؛ ما آن موقع هم به طور کلي کنار نرفتيم. ما همه تلاش مان را براي حضور مردم در صحنه انتخابات کرديم اما با تبليغات وسيعي که در آن زمان عليه ما در صدا و سيما، در مساجد و... به راه افتاده بود، موجب شد هيچ کدام از ما راي نياوريم لذا پس از انتخابات مدتي سکوت کرديم. در انتخابات مجلس پنجم هم دوستان را براي شرکت در انتخابات ترغيب کرديم و برخي از اعضاي ما هم راي آوردند. روزنامه «سلام» هم به شدت براي تشويق مردم جهت حضور در انتخابات تلاش مي کرد. در آن مقطع ما به عنوان مجمع روحانيون فقط ليست نداديم، آن هم به خاطر شرايط زماني بود که بسيار متفاوت از امروز بود، اما حتي از گروه هاي همسويي که ليست داده بودند حمايت کرديم.
يعني شرايط آن زمان را بسته تر و سخت تر از امروز مي ديديد؟
بله، آن موقع شرايط سخت تر بود. امروز رقابت ها بيشتر است، ترکيب جمعيت دگرگون شده، امروز چقدر نشريات داريم که آن زمان نبود و تنها يک روزنامه «سلام» را داشتيم. از سوي ديگر شرايط داخلي و خارجي هم امروز ما را به شرکت در انتخابات وامي دارد.ضمناً آن زمان بسياري جريانات در مخالفت با ما منسجم بودند، اما همان گروه ها امروز با ما همنوا هستند. خيلي ها آن زمان از سکوت ها مسرور و شاد بودند که حالا غمگين هستند و همدردي مي کنند. (...)
آقاي کروبي، کمي به امروز بپردازيم. شما هم اکنون دبيرکل حزب اعتماد ملي هستيد. انتخاب نام «اعتماد ملي» براي حزب به دليل فضاي پس از انتخابات 84 بود که نياز به احياي اعتماد مي ديديد يا اينکه صرفاً يک اسم بود؟
ما فراخواني داديم براي نام حزب. اسامي زيادي آمد، اما در نهايت در مجموعه حزب اين اسم راي آورد. به هر حال ما در جامعه يي با تنوع قومي و فرهنگي زندگي مي کنيم که مردم روي مسائل ملي خود هم حساسيت هايي دارند به همين خاطر خواستيم اسمي فراگير انتخاب کنيم تا تعداد بيشتري از افراد جامعه به کمک ما بيايند. ضمن آنکه مساله اصلي و مهم براي ما (حزب اعتماد ملي) همان آرمان هاي حضرت امام(ره) و قانون اساسي و اتکا به انقلاب اسلامي است. شعار ما همان شعار راه امام و خط امام است بر اساس شناخت ما از امام(ره). منتها تفسيري مترقي از آرمان هاي امام و قانون اساسي داريم که همان صيانت همزمان از دو اصل جمهوريت و اسلاميت نظام جمهوري اسلامي است که از ديدگاه ما تفکيک ناپذير هستند. همان که امام(ره) هم تا پايان عمر بر آن تاکيد داشتند.
رئيس کميته اقتصادي حزب شما در اظهارنظر جالبي گفته اند ما در زمينه اقتصاد نه ليبرال هستيم نه سوسياليست بلکه آنچه براي ما مهم است آرمان هاي امام و روش ايشان است. آقاي کروبي، به نظر مي رسد به رغم نام هاي متفاوتي که بعضاً شنيده ايم و مي شنويم، معمولاً مشي هاي اقتصادي ناگزير به گرايش به يکي از اين دو مکتب بوده اند ـ با شدت و ضعف هاي خاص خود - با اين توضيح، سخن رئيس دفتر اقتصادي حزب شما چه معنايي مي تواند داشته باشد؟
توضيح مفصل اين موضوع را از کميته اقتصادي بخواهيد، اما من صرفاً توضيح کوتاهي در اين رابطه مي دهم، ما مي گوييم بر اساس نظر امام(ره) جهت گيري کلي اقتصاد ما بايد به نفع مستضعفين باشد. ما با سرمايه، توليد و مالکيت موافقيم و در عين حال معتقديم حرکت اقتصادي بايد به گونه يي باشد که عدالت اجتماعي در آن نهادينه شود يعني هم «امنيت سرمايه» باشد، هم اينکه «حقوق کارگران» حفظ شود. در واقع جامعه يي بسازيم که رفاه، آسايش و تامين اجتماعي اش درست باشد. طرح 50هزار تومان براي هر ايراني بالاي 18 سال که من در انتخابات مطرح کردم هم بر همين مبنا و بر اساس نظرات کارشناسي مطرح شد. اعتقاد ما به نظر امام به عنوان يک رهبر و نه يک اقتصاددان است، يعني به طور کلي مردم در رفاه و آسايش باشند و رانت هم وجود نداشته باشد.
اين نظر شما که تلفيق همان ليبراليسم و سوسياليسم است،
خب، بله؛ ما که نمي گوييم از آنها استفاده نمي کنيم، منظور ما فقط آنها نيست. در واقع خودمان راه سومي داريم.
اخيراً برخي رسانه هاي اصولگرا به اظهارنظرهاي شما علاقه مند شده اند. شما برنامه يي داريد تا از اين اظهارنظرهاي شما عليه جريان اصلاحات سوءاستفاده نشود؟
در صحنه رقابت هاي سياسي همه طرف ها به دنبال مباحث مورد نظر خودشان هستند که به نظر من عيب نيست منتها نبايد پيازداغش را زياد کنند و تهمت بزنند و دروغ بگويند. معتقدم که مطرح کردن عين سخنان سوءاستفاده نيست بلکه حسن استفاده است. حتي اگر برخي بهره برداري ها را بخواهيم نام سوءاستفاده هم براي آن بگذاريم، مي توان اين سوال را مطرح کرد که آيا در طول تاريخ سخني بوده که از آن سوءاستفاده نشده باشد؟ اگر بخواهيم براي جلوگيري از سوءاستفاده سخن نگوييم که يعني هيچ وقت نبايد حرف بزنيم. |
| +| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 12:29
|