تبليغاتX
اسدالله رضایی
 درود بر کشاورزان زحمت کش شازند و آستانه
images/20071020/belarus3.jpg
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:29  
 بازار داغ مبارزه
images/20071020/Phoque3.jpg
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:28  
 مانند شیر ایستادگی خواهم کرد
images/20071020/lion3.jpg
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:27  
 در نظام طبیعت ضعیف پا مال است
images/20071020/croco3.jpg
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:26  
 طلاق زن عربستاني به دليل تماشا کردن تلويزيون در تنهايي


يک مرد عربستاني مي خواهد همسرش را به دليل اينكه به تنهايي يک برنامه تلويزيوني كه مجري آن مرد بوده را نگاه کرده است ، طلاق دهد!
به گزارش خبرگزاري فرانسه و به نقل از رسانه هاي سعودي ، اين مرد به يك دادگاه شرع وهابي مراجعه كرده و گفته است به دليل اينكه همسرش به تنهايي يك برنامه تلويزيوني كه مجري آن مرد بوده است را نگاه كرده ، بنابراين مي خواهد اورا طلاق دهد زيرا اين كار همسرش به اين مفهوم است كه با مجري مرد نامحرم تلويزيون در يك اتاق تنها بوده است!
دادگاه شرع وهابي قرار است حكمش را به زودي صادر كند. براساس قوانين وهابيت مردان مي توانند با بهانه يا بدون عذر و دليل همسران خودرا بدون آنکه تحت پيگرد قضايي قرار گيرند ، طلاق دهند. حالا چرا اين مرد سعودي متوسل به چنين بهانه اي شده است ، مشخص نيست.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:23  
 سنگ بزرگ را چه کسي خواهد زد؟


عصر يک روز گرم تابستاني ، محمدحسين ملک احمدي پشت عنوان خود، کلمه «سابق» را ديد تا منصور واعظي ، جايگزين او در نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور شود.
واعظي که پيش از اين ، مسووليتي چون رياست سازمان فرهنگي -هنري شهرداري تهران را به عهده داشته است ، با حفظ سمت دبير شوراي فرهنگ عمومي ، دبيرکل نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور نيز شد. چند روز بعد از اين انتصاب ، خبرگزاري مهر در گزارشي اعلام کرد: اگرچه در خبري که چندي پيش ، روي تلکس خبري وزارت ارشاد رفت ، نامي از برکناري مدير قبلي (ملک احمدي) و دليل انتخاب جايگزين جديد براي او نيامد اما خاموش بودن گوشي هاي همراه مسوولان نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور و قطع ارتباط آنها با رسانه ها از چند روز پيش و حتي توبيخ مشاور پارلماني دبيرکل پيشين به دليل انجام مصاحبه با رسانه ها، از اتفاقي جديد در اين نهاد خبر مي داد که با حکم وزير، شايعات درباره جايگزيني يکي از 2نفر مديرکل استان هاي وزارت ارشاد و يا دبير شوراي فرهنگ عمومي کشور به جاي ملک احمدي تحقق يافت.

به اين ترتيب ، مي توان گفت يک بار ديگر شکافهاي واقعي موجود ميان وزارت ارشاد و نهاد غيردولتي کتابخانه هاي عمومي آشکار شده است.

فصل گرم وعده ها و قولها

طبيعي است که هر مديري ، وقتي به رياست يا دبيري اداره اي مي رسد، برنامه هايي در جهت ارتقاي کيفي سازمان تحت امر خود دارد. واعظي نيز در نخستين نشست مطبوعاتي خود، پس از انتصاب به عنوان دبيرکل هيات امناي کتابخانه هاي عمومي کشور از «اتمام دوره رکود و شروع دوراني جديد و پرتلاش براي کتابخانه هاي عمومي» خبر داد و بر همين اساس برنامه هاي خود را ارائه کرد. اين پيشنهادها آنچنان وسيع به نظر مي رسيدند که با نگاه منطقي ، تحقق همه آنها اندکي بعيد به نظر مي رسيد. با اين همه ، بعضي از اعضاي تازه هيات امنا، اين طرحها را کارشناسي شده مي دانند. حال آن که با توجه به مدت کوتاه روي کار آمدن اين هيات جديد، کارشناسي و برنامه ريزي عملي طرحهايي که هزينه اي بالغ بر 400ميليارد تومان دربردارند، سخت قابل پذيرش است.

در ميان طرحهاي پيشنهادي واعظي ، نمونه هاي عظيم و زمانبر بسيار زيادي مي توان يافت که براي عملي شدن ، نياز به کارشناسي ، دقت نظر و همياري متخصصان حوزه هاي مختلف هنري و مهندسي و... دارند اين در حالي است که حتي بسياري از کتابخانه هاي پايتخت ايران نيز با ابتدايي ترين نواقص و مشکلات دست به گريبانند. قطعا پس از برطرف شدن مشکلات جاري کتابخانه هاي سطح کشور، هيچ کارشناسي با ساخت وساز و تجهيز کتابخانه ها همپاي کتابخانه هاي روز دنيا مخالف نخواهد بود.از سوي ديگر، با حضور واعظي به عنوان دبيرکل هيات امناي کتابخانه هاي عمومي کشور و انتصاب ناصر افراسيابي براي تصدي پست مديرکل دفتر نظارت و ارزيابي عملکرد نهاد کتابخانه هاي عمومي که تاکنون خالي مانده بود وارد دور جديدي شد.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:20  
 چاقى ناشى ازبى‌تحرکي، تهديددختران جوان ايرانى
هشدارعضوکميته علمى کنگره بيماريهاى زنان ومامايى ايران:
بخش اجتماعي: چاقى ناشى ازبى‌تحرکي، نارسايى‌هاى اسکلتى وعدم رشد کافي، دختران جوان ايرانى را به شدت تهديد مى‌کند. به گزارش خبرنگارما، دکترشهلا چايچيان عضوکميته علمى هفتمين کنگره بين‌المللى بيماريهاى زنان ومامايى ايران با اعلام اين خبر، گفت: دختران ايرانى به دليل کوچک بودن مدارس، عدم فضاى مناسب جهت پياده روى درخيابانها، آلودگى هوا، استفاده بيش ازحد ازغذاهاى آماده وروش نامناسب زندگى ‌ازهمان ابتداى عمربراى پوکى استخوانها مستعد مى‌شوند و درآينده زندگى خود با کاهش رشد، مشکلات هورمونى وچاقى روبروشده که خود اين مشکلات باعث عوارضى ديگرى شامل ازدست دادن زيبايى (رشد موهاى زايد درصورت)، کاهش قدرت بارورى واحتمال ابتلاء به بيماريهاى عروقى ازجمله فشار خون وديابت وانواع سرطان‌ها درسنين پايين‌ترمى‌شوند. وى افزود: متاسفانه درحال حاضرجامعه ما ازبيماريهاى ناشى از تمدن وپيشرفت تکنولوژى بيش ازهرچيز ديگران بهره‌مند شده وبه عنوان مثال، دختران ايرانى که امروزه به صورت وسيع ازرايانه واينترنت استفاده مى‌کنند به دليل عدم تحرک کافى واستراحت درهنگام کار با آن دچارمشکلات اسکلتى وهمينطورچاقى مى‌شوند.
با تکنيک جراح ايرانى کالج لندن انجام گرفت
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:17  
 غفورى فرد: انتخابات آتى رقابتى‌ترين انتخابات خواهد بود
 
“ حسن غفورى فرد “ نماينده تهران در مجلس شوراى اسلامى گفت: انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى چالشى‌ترين و رقابتى‌ترين انتخابات خواهد بود.
غفورى فرد روز يکشنبه در گفتگو با خبرنگار پارلمانى ايرنا افزود: در اين انتخابات شاهد حضور چشمگير نامزدهاى انتخاباتى خواهيم بود و اين امر کمک مى‌کند که بهترين افراد انتخاب شوند. عضو کميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى تاکيد کرد: حضور مردم در اين انتخابات پرشور خواهد بود و شاهد يک حماسه بى‌نظير در روز انتخابات خواهيم بود. وى در بخش ديگرى از سخنان خود با اشاره به بداخلاقى برخى احزاب و زمزمه تحريم انتخابات توسط آنها، افزود: اين عده هم متوجه اشتباه خود شده‌اند و امروز با تمام توان در حال برنامه‌ريزى و آماده شدن براى رقابت در عرصه انتخابات هستند. غفورى فرد اظهار اميدوارى کرد که در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى شاهد برگزارى يک انتخابات سالم و با نشاط و به دور از هرگونه فضاى تخريب و بداخلاقى باشيم.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:14  
 ردصلاحيت چهره هاي شناخته شده سياسي يا روزنامه نگاران و فرهيختگان
براي هيات نظارت بر انتخابات
مصطفي ايزدي

1 - رهبر انقلاب اسلامي در يکي از آخرين سخنراني هاي خود در ماه مبارک رمضان، خطاب به دانشجويان شرکت کننده در مراسم افطاري، نکات قابل توجهي را که مي تواند در معادلات سياسي داخل کشور اثرگذار باشد، بيان کردند. دو نکته از اين بيانات را که مورد توجه سياسيون قرار گرفت، نقل به مضمون مورد اشاره قرار مي دهم؛ يکي اينکه نقد منطقي و مودبانه نظرات و ديدگاه هاي مقام رهبري، نه تنها اشکالي ندارد که شايد ضرورت هم پيدا کند. ديگر اينکه قبول نداشتن بعضي از ديدگاه ها و نظرات ايشان به شرط اينکه اخلال در جامعه ايجاد نکند، به معني ضديت با رهبري و ولايت فقيه نيست. اين دو نکته البته همراه با توضيحي از ايشان بود که رهبري در ملاقات هاي خصوصي و ديدارهاي عمومي در موضوعات گوناگون دوگونه سخن نمي گويد و آنچه را براي افکار عمومي بيان مي کند، همان است که به مسوولان و تصميم گيران مملکتي مي گويد.

2 - هيات نظارت بر انتخابات خصوصاً انتخابات مجلس شوراي اسلامي که به طور سنتي به رياست دبير شوراي نگهبان تشکيل مي شود، يکي از مهمترين ملاک هايي را که براي ردصلاحيت چهره هاي شناخته شده سياسي يا روزنامه نگاران و فرهيختگان مورد توجه قرار داده و مي دهد، نسبت نظرات و ديدگاه هاي نامزدهاي نمايندگي مجلس و رهبري انقلاب است. اگرچه دبير محترم شوراي نگهبان يا سخنگوي اين شورا وقتي با پرسش هاي مربوط به علل ردصلاحيت ها مواجه مي شوند، پاسخ هاي عجيب و غريب مي دهند. مثلاً از فساد اخلاقي و داشتن پرونده هاي دزدي، قاچاق و... ردصلاحيت شدگان سخن مي گويند، در صورتي که هم خود پرسش شونده و هم مردم مي دانند که منظور از اين پرسش ها در ارتباط با چهره هاي سياسي است، نه دزدان و قاچاقچيان و بي دين ها، اما واقعيت اين است که وقتي ورقه علل ردصلاحيت به دست ردصلاحيت شدگان متدين و متعهد و انقلابي و پاک مي رسد، به مواردي از قانون اشاره شده که به تعارض و مخالفت با نظرات رهبري و عدم التزام عملي به اسلام و ولايت فقيه مربوط مي شود.آشکار است که ردصلاحيت به علل فساد اخلاقي، دزدي، قاچاق و... از روي پرونده هاي موجود در دستگاه قضايي و انتظامي بيرون مي آيد، اما بسياري از موارد ردصلاحيت برگرفته از سخنراني ها، نوشته ها يا شناخت دورادور از نامزدها توسط اعضاي هيات هاي نظارت شهرستان و استان است. قطعاً از حافظه تاريخي ملت ايران، برخوردي که هيات نظارت بر انتخابات با نويسندگان نامه انتقادي به رهبر انقلاب در مجلس ششم شد، محو نخواهد شد.

راستي فعاليت هاي عمده يي که اعضاي هيات نظارت شهرستان ها و استان ها به سفارش هيات مرکزي نظارت بر انتخابات براي جمع آوري نقطه نظرات و موضع گيري هاي داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي صورت مي دهند، براي چيست؟ ردصلاحيت گسترده اصلاح طلبان و هواداران آن به بهانه حرف زدن يا نوشتن چيزي جز نقطه نظرات رهبري تحت عنوان ضديت با ولايت فقيه، از چه پشتوانه قانوني برخوردار است؟ اگر آقايان در رسانه ملي يا جرايد متعلق به راست، تصويري نادرست از شخصيت و سابقه متدينين ردصلاحيت شده ارائه مي کنند تا شايد از زير بار مسووليتي که در قبال رفتار و تصميمات شان دارند، شانه خالي کنند، به مفهوم اين نيست که عين حقيقت عمل کرده اند.

3 - چند هفته قبل سخنگوي شوراي نگهبان خبر از اين داد که ردصلاحيت شدگان گذشته براي مجلس هشتم نيز به فکر تاييد صلاحيت نباشند. قطعاً منظور وي دزدان و فاسدان و قاچاقچيان نيست. اکنون شوراي نگهبان و تمامي کساني که در سراسر کشور به راحتي ردصلاحيت مي کردند، در آزموني سخت شرکت مي کنند. تک تک اعضاي هيات هاي نظارت بر انتخابات، فرمانداران، اعضاي هيات هاي اجرايي مستقر در فرمانداري ها و ساير کساني که نقشي حتي اندک در بررسي صلاحيت ها دارند و نوعاً مخالفان خود را به ضديت با ولايت فقيه متهم مي کنند، در موقعيت خطيري قرار گرفته اند.سخنان مقام رهبري در ديدار با دانشجويان، علي الاصول بايد براي کساني که سرنوشت انتخابات را در دست دارند، فصل الخطاب باشد و براين اساس ضرورت دارد که کليه پرونده هاي تشکيل شده براي اصلاح طلبان را بازبيني کنند و آنچه را که به زعم خود در مخالفت با رهبري و ضديت با ولايت فقيه ملاک قرار داده اند، مورد تجديدنظر قرار دهند. آيا وقت آن نرسيده است کساني که به بهانه هاي واهي، مخالفان فکري خود را ردصلاحيت کردند و موادي از قانون اساسي يا قوانين موضوعه را با تفسيرهاي غيرواقعي، مستمسک برخورد با مخالفان خود قرار دادند، ميزان اعتقاد خود را به رهبري و ولايت فقيه اثبات کنند؟ امروزه هر ردصلاحيتي که مبتني بر برداشت هاي نادرست از موضع گيري ها و نظرات داوطلبان نمايندگي است، دقيقاً برخلاف نظرات و ديدگاه هاي ارائه شده توسط رهبر انقلاب است و اگر رويه هاي سابق ادامه پيدا کند، براساس ديدگاه خودشان، به دليل مخالفت با نظرات رهبري، صلاحيت حضور در هيات هاي نظارت و حتي شوراي نگهبان را ندارد. اين گوي و اين ميدان.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:11  
 تشکيل کميته دفاع از انتخابات آزاد
از سوي عده يي از فعالان سياسي، اجتماعي و حقوقي و با صدور بيانيه يي اعلام شد
 
گروه سياسي، عشرت عبدالهي؛ ضوابط و معيارهاي انتخابات آزاد مهمترين محوري بود که ديروز در کانون مدافعان حقوق بشر با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. در اين نشست که جمعي از فعالان سياسي، حقوقي، اجتماعي و دانشگاهي در آن شرکت کرده بودند، دبير کانون مدافعان از تشکيل «کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» خبر داد و تصريح کرد؛ بنا به تشخيص ضرورت و حساسيت موضوع «انتخابات» کانون اين کميته را تشکيل داد که با تعيين معيارهاي شناخته شده انتخابات آزاد، سالم و عادلانه طبق ضوابط تعريف شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقين مربوط به آن و بيانيه اتحاديه بين المجالس به بررسي عملکرد مسوولان و مجريان انتخابات و ارزيابي آنها مي پردازد.

در ادامه بيانيه آمده است که اين کميته بر آن است که با تعيين شرايط و ضوابط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بتواند بستري را فراهم نمايد تا در صورت تحقق، يکايک شهروندان بتوانند آزادي و آگاهي بيشتري در تعيين سرنوشت خويش داشته باشند. امضاکنندگان اين بيانيه تصريح کردند که انقلاب مشروطه را - به مثابه نخستين انقلاب مردمي در قرن بيستم- مي توان به عنوان نقطه آغازي در حرکت مردم براي حکومت مردم سالار تلقي کرد. اين بيانيه يکي از شاخص هاي حکومت مردم سالار را حضور فعال مردم در تعيين سرنوشت خود از طريق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مي داند.امضاکنندگان اين بيانيه که متشکل از فعالان سياسي، حقوقي، اجتماعي و دانشگاهي هستند تاکيد کردند که با وجود تفاوت در بينش سياسي، همگي با احساس مسووليت در برابر مردم و تحقق حاکميت ملت اين کميته را تشکيل داده اند. در اين بيانيه در مورد ضوابط و معيارهاي انتخابات آزاد آمده است؛ اراده مردم اساس و منشاء قدرت حکومت است و اين اراده بايد به وسيله انتخابات آزاد، سالم و عادلانه اعلام شود . آزادي و سلامت انتخابات هنگامي ميسر است که حقوق و آزادي هاي اساسي مردم طبق معيارهاي جهانشمول تحقق پيدا کرده باشد.در ادامه اين بيانيه تصريح شده است؛ آزادي و سلامت انتخابات بدين معني است که همه آحاد ملت و همه گرايش ها و تشکل هاي سياسي، عقيدتي و قومي و... بتوانند بدون احساس زور و تحميل در انتخابات شرکت نمايند و به نامزدهاي موردنظر خود راي دهند و به لحاظ رايي که مي دهند مورد بازخواست و فشار و محروميت قرار نگيرند، شرکت يا عدم شرکت در انتخابات تحميلي نباشد و اثر سوئي در زندگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي افراد نداشته باشد.همچنين به منظور رعايت عدالت و انصاف در خصوص انتخاب شوندگان و نامزدهاي انتخاباتي، غير از محدوديت هايي از قبيل سن قانوني، تابعيت کشور محل راي يا نداشتن سوءپيشينه موثر کيفري در جرايم عادي - که منجر به محروميت موقت از حقوق اجتماعي شده باشد - هيچ محدوديت ديگري نبايد ايجاد نمود. در اين بيانيه که توسط سخنگوي اين کميته قرائت شد آمده است؛ مردم حق دارند به عنوان راي دهنده يا انتخاب شونده به طور فردي يا از طريق احزاب و تشکل هاي مختلف، در انتخابات شرکت نمايند. همچنين احزاب و تشکل هاي مختلف با هر نوع گرايش سياسي و عقيدتي بايد بتوانند در شرايط يکسان نامزدهاي خود را معرفي و براي شرکت در انتخابات از شرايط و تسهيلات مساوي و عادلانه بهره مند باشند. راي دهندگان و نامزدهاي انتخاباتي، فردي يا حزبي حق دارند بدون بيم و نگراني، ديدگاه ها و برنامه هاي خود را تبليغ و ترويج و در رسانه هاي گروهي مطرح کنند. در اين بيانيه تصريح شده است؛ دولت بايد تمام اقدامات لازم را به عمل آورد تا احزاب و نامزدها و راي دهندگان از امنيت جاني و مالي و حيثيتي مساوي برخوردار گردند و از هر نوع خشونت، جلوگيري به عمل آورد.دولت بايد تضمين کند که موارد نقض حقوق بشر در رابطه با انتخابات آزاد را فوراً در محدوده زماني معيني در دادگاه هاي عمومي علني، مستقل و بي طرف مورد رسيدگي قرار دهد و با ناقضان قانون اعم از اشخاص حقيقي يا حقوقي يا نهادهاي دولتي برخورد جدي و فوري در چارچوب قانون به عمل آورد و راي صادره را از طريق رسانه هاي گروهي براي اطلاع عموم اعلام نمايد.

همچنين تاکيد شده است؛ قوانين و مقررات داخلي مربوط به انتخابات نبايد با عرف و تعهدات بين المللي دولت مغايرت داشته باشند.انتخابات بايد دوره يي و در دوره هاي مشخص انجام گيرد. دولت موظف است برنامه هاي ملي آموزش همگاني، جهت آشنايي مردم با معيارها و آيين هاي انتخابات آزاد را اجرا نمايد. راي گيري بايد به طور فراگير انجام شود و شامل کليه اتباع ايراني باشد.

اين بيانيه افزوده است؛ به منظور تامين سلامت انتخابات دولت موظف است امکان نظارت و بازبيني بي طرفانه نهادها و تشکل هاي مردمي و غيردولتي و نمايندگان احزاب سياسي را بر فرآيند انتخابات فراهم نمايد.در ادامه بيانيه آمده است؛ در فرآيند انتخابات همه آحاد ملت بايد مورد حمايت قانوني قرار گيرند و چنانچه حقوق فردي، اجتماعي، سياسي و انتخاباتي آنان تضييع گردد بايد از امکان جبران خسارت مادي و معنوي برخوردار باشند. کليه آحاد ملت اعم از زن و مرد و تشکل ها و احزاب سياسي - عقيدتي و قومي بايد در شرايط مساوي بتوانند از رسانه هاي گروهي و به ويژه از رسانه هاي دولتي جهت تبليغات انتخاباتي بهره مند گردند.راي گيري بايد مخفيانه به عمل آيد بدين معني که غير از راي دهنده هيچ شخص ديگري از مفاد راي وي مطلع نشود.

امضاکنندگان اين بيانيه تاکيد کرده اند؛ دولت بايد اقدامات لازم و مناسب براي شفافيت روند انتخابات را به عمل آورد و اصل را بر برائت و واجد صلاحيت دانستن همه نامزدها اعم از زن و مرد قرار دهد و از هر گونه تفتيش عقايد و اعمال نظارت سليقه يي جلوگيري کند.

راي گيري بايد بدون هرگونه تقلب يا ارعاب يا هرگونه اقدام غيرقانوني انجام گيرد و شمارش آرا بايد تحت نظارت و بازبيني بي طرفانه نمايندگان احزاب، تشکل ها و نامزدها باشد، دولت مکلف به تضمين و اجراي اين بند مي باشد.

در پايان بيانيه تصريح شده است؛ اعمال هرگونه نظارت استصوابي توسط نهادهاي حکومتي - تحت هر عنوان باشد - ناديده انگاشتن حقوق شهروندي و مخدوش ساختن انتخابات آزاد، سالم و عادلانه است.همچنين محمد سيف زاده در اين نشست گفت؛ تاکنون در اين کميته دو گروه کاري تشکيل شده که گروه اول در مورد ضوابط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بحث و بررسي خواهد کرد و گروه کاري دوم عملکرد مسوولان و انطباق فعاليت آنها با ضوابط را مورد بررسي قرار مي دهد. وي افزود؛ کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه هرگز درصدد تعيين تکليف براي مردم نيست که در انتخابات شرکت کند يا خير، بلکه تنها ضوابط انتخابات آزاد را به اطلاع مردم خواهند رساند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:9  
 دعوت اتهام زنندگان به مناظره با اصلاح طلبان
سيدمحمد خاتمي در ديدار با دست اندرکاران «سرمايه» عنوان کرد
 
گروه سياسي؛ رئيس جمهور سابق کشورمان با انتقاد علني از جلوگيري برخي نهادها و محافل از «غافل نگه داشته شدن مردم از مسائل مهم» افرادي که مطالب نادرست خطاب به ملت و گذشته را انتشار مي دهند به طور رسمي دعوت به مناظره کرد. سيدمحمد خاتمي که ميزباني همه دست اندرکاران روزنامه اصلاح طلب «سرمايه» را بر عهده داشت به طور غيرمستقيم از برخي تبليغات يکسويه در رسانه هاي رسمي و غيررسمي انتقاد کرد.

«بنده معتقدم در همه مواردي که در آن خطاب به ملت و گذشته شده و يا مطالب نادرستي که به مردم بيان مي شود، بايد در ازاي ارائه اين مطالب نادرست ميزگرد گذاشته و مناظره يا بحث شود تا مردم غافل نمانند. اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع «اسلام و انقلاب» است، نه دردي از «مردم و نظام» درمان مي کند، نه دولت از اين طريق تقويت مي شود؛ بلکه بايد به گونه ديگري دولت را تقويت کنيم.»

وي با اشاره به مساله يي مثل تورم خاطرنشان کرد؛ اگر در جامعه تورم وجود دارد و بالاتر از آن احساس فردفرد جامعه هم اين است که تورم وجود دارد و مردم عادي هم تورم را در هنگام خريد خود احساس مي کنند حالا شما آمار بدهيد که تورم وجود ندارد و يا تغييري در معيارهاي علمي بدهيم که نتيجه دلخواه ما را بدهد؛ اما آن واقعيت از بين نمي رود.

رئيس بنياد باران همچنين با بيان اينکه در توليد علم، صنعت و اشتغال مشکلاتي وجود دارد و همه ما مي دانيم که اين نواقص و مشکلات يک شبه قابل حل نيست، وعده هاي داده شده در طول دو سال اخير را اين گونه تحليل کرد؛«هيچ دولتي هم نمي تواند ادعا کند که ظرف دو يا سه سال اين مشکلات را حل مي کند، گرچه متاسفانه اين ادعا هم مطرح شده است ولي آنچه مهم است اينکه جهتي را برگزينيم که به حل مشکلات منجر شود.»

خاتمي ادامه داد؛ متاسفانه رسم شده است که مسائل واقعي پوشيده نگه داشته شوند و مسائل به صورت ديگري گفته شوند و دائماً فرار به جلو صورت بگيرد. همچنين هر چيزي که نسبت به گذشته است، محکوم و بد جلوه داده مي شود ؛ ادعاي حل مساله مي شود در حالي که مي بينيم مشکل همچنان باقي است و بيشتر و بزرگتر مي شود.

خاتمي در ادامه سخنانش برنامه چهارم توسعه را مورد توجه قرار داد و گفت؛ بنده نمي گويم بهترين برنامه يي که در دنيا تدوين شده، برنامه چهارم توسعه است. ولي معتقدم علمي ترين، کارشناسي ترين و کارآمد ترين برنامه يي که بعد از انقلاب تدوين شده، برنامه چهارم توسعه است که در آن از تجربيات برنامه هاي گذشته و نظريات کارشناسانه بهره برداري شده و سعي شده است که نظريات کارشناسي در سطح بالاتري در نظر گرفته شود.

به گزارش بنياد باران رئيس جمهور سابق کشورمان مواردي از برنامه چهارم را نظير رشد اقتصادي 8 درصد، تورم يک رقمي، وضعيت اشتغال و بيکاري، سرمايه گذاري و... مورد اشاره قرار داده و گفت؛ مگر مي شود بيکاري را بدون زمينه سازي براي ايجاد اشتغال از بين برد؟ و مگر بدون شرکت دادن بخش خصوصي و جذب سرمايه هاي داخلي و خارجي و جذب تکنولوژي و امکانات خارجي مي توان به اشتغال پايدار و مورد اطمينان رسيد؟ ما که سحر و جادو نمي کنيم. بالاخره اين کار بايد انجام بگيرد. اين مسائل بايد گفته شود و جامعه بداند که ما چقدر درآمد داشتيم و اين درآمد را چگونه مصرف کرديم.

وي در مورد اجراي عدالت نيز گفت؛ اگر درآمد سرانه ارتقا پيدا کرد آن گاه توزيع عادلانه در جامعه صورت گرفته، عدالت معنا پيدا مي کند؛ در غيراين صورت اگر ارتقا پيدا نکند چه چيز را مي خواهيم عادلانه توزيع کنيم؟ بنابراين بايد زمينه سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال فراهم شده و سهم بخش خصوصي مشخص شود.

15 ميليارد ميراث به حساب ارزي دولت نهم

رئيس بنياد بين الملل گفت وگوي تمدن ها سپس درآمد نفتي در دولت اصلاحات را مورد توجه قرار داد و گفت؛ متوسط درآمد نفتي ايران در آن دوره بيست و يکي دو ميليارد دلار در سال يعني حدود 160 يا 170 ميليارد تومان در هشت سال بود. با اين درآمد 15 ميليارد تومان هم ذخيره ارزي در حساب براي دولتي گذاشتم که هم اکنون سرکار است و بعد از آن قيمت نفت تقريباً سه برابر شده است اما در اين ميان بخش خصوصي چقدر رشد کرده است؟

خاتمي وضعيت هزينه هاي صورت گرفته از صندوق ذخيره ارزي را نيز با علامت سوال مواجه ساخت چه اينکه در طول دو سال گذشته با درآمدهاي هنگفت نفتي، «ذخيره» چنداني در صندوق ديده نمي شود.

« براي اولين بار حدود 8 يا 9 ميليارد دلار براي بخش خصوصي از حساب ذخيره ارزي توافق شد و پنج يا شش ميليارد دلار از پول نفت به بخش خصوصي تزريق شد که فکر مي کنم مواردي که هم اکنون در بخش خصوصي کشور در حال به ثمر رسيدن است مربوط به سرمايه گذاري هاي همان وقت است. حالا شما برويد ببينيد ظرف دو، سه سال گذشته چقدر از حساب ذخيره ارزي صرف امور جاري کشور شده است؟ و چقدر در جاي خود يعني در خدمت سرمايه گذاري بخش خصوصي مصرف شده است؟،»

لزوم استفاده دولت از کارشناسان

سيد محمد خاتمي خاطرنشان کرد؛ «دولت بايد قبول کند که از علم، واقعيت ها و کارشناسان بهره بگيرد.»

وي با اشاره به امکانات دولت نهم افزود؛ «بنده معتقدم امکانات فراواني وجود دارد؛ هر چند که ما زمان را به سرعت از دست مي دهيم، چرا که امسال سال سوم برنامه چهارم است.»

سيدمحمد خاتمي تاکيد کرد؛«بنده معتقدم که اين مسائل بايد با انصاف و منطق در عرصه افکار عمومي بيان شود و از اين جهت بايد از رسانه ملي که بايد پيگير چنين مسائلي باشد گلايه کرد که هر گونه تهمتي به برخي افراد و جريان ها نسبت داده مي شود و طرف مقابل هم هر گونه ادعايي مي کند و البته جرياني که به آن نسبت ناروا داده شده است نمي تواند حرفي بزند و اگر هم حرفي بزند به جايي نمي رسد و البته مردم را هم اينچنين در بلاتکليفي مي گذاريم. اين امر به نفع هيچ کس و کشور نيست و آثار بدي نيز در جامعه به جاي مي گذارد.»
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:8  
 مي توانستيم مانع صدورقطعنامه ها شويم
انتقاد جواد لاريجاني از فنون ديپلماسي دولت نهم
 

گروه سياسي-کيوان مهرگان؛گفت وگو با محمدجواد لاريجاني از دو لحاظ حائز اهميت و جالب است؛ اول اينکه اين چهره پشت پرده سياست خارجي نظام جمهوري سعي دارد با زيرکي و ظرافت خاصي که مخصوص خانواده لاريجاني هاست از دادن پاسخ مستقيم به سوالات خودداري کند و دوم اينکه آنگونه که خود مي خواهد از صحبت هايش نتيجه گيري مطلوب کند. با اين وجود استعفاي علي لاريجاني برادرش از سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي باعث افزايش جذابيت و حساسيت مصاحبه شده است. اگرچه اين مصاحبه درست در روزي به انجام رسيد که ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه به ايران آمده بود وآمدن او با رفتن علي لاريجاني از کرسي دبيري شوراي عالي امنيت ملي توام شد و طبيعتاً در آن روز به صورت رسمي خبري از کناره گيري برادرش منتشر نشده بود اما به احتمال قوي جواد لاريجاني از رفتن برادرش مطلع بود و به همين دليل ترجيح مي داد در پاسخ به سوالات هسته يي احتياط ويژه يي را به خرج دهد. او صراحتاً سياست هاي هسته يي کشور را تاييد کرد اما در عين حال منتقد فنون ديپلماسي فعلي بود و ادبيات سياسي دولتمردان را هم نمي پسنديد.جواد لاريجاني معتقد بود «مي شد جلوي صدور قطعنامه ها را گرفت اما اين کار را نکرديم.»

گفت وگوي تفصيلي اعتماد با لاريجاني:

ايرج جمشيدي، کيوان مهرگان

مدتي است فضاي بين المللي فضاي تهديدآميزي شده است، جمهوري اسلامي ايران اين تهديدات را ناديده گرفته است. آيا تهديدات خالي از واقعيت است يا مي تواند ميزاني از واقعيت را هم داشته باشد؟

نسبت به جمهوري اسلامي ايران امروز چند سري تهديد از سوي جامعه بين المللي اعلام مي شود، يک سطح آن تهديدات تضييقاتي است. کشورهايي در اروپا خيلي به صورت روشن اعلام مي کنند که بايد به ايران سخت بگيريم هم از لحاظ روابط اقتصادي و هم ساير روابط. بعد از يکي دو تا قطعنامه هم که عليه ما بود در واقع بخشي از اين تهديدات به صورت مزاحمت هاي بانکي آغاز شد. حتي در بعضي تعاملات با بعضي کشورهاي اروپايي بي رغبتي هايي ديده مي شود. اين يکسري تهديدات است. تهديدات از اين بدتر تهديداتي است که توسط امريکا و رژيم صهيونيستي عليه ايران به عنوان اقدام نظامي مطرح مي شود. حالا سوال اين است که اين تهديدات براي اين است که ايران بترسد و به خواسته هاي آنها تن دهد يا اينها در يک حالتي هم آمادگي دارند که تعرضات نظامي به ايران داشته باشند. مسلماً بخشي از اين تهديدات براي ارعاب ايران است ولي تهديد نيست. منتها ما در دنيايي زندگي مي کنيم که امريکا و اسرائيل قدرت نظامي شان را حلال مشکلات مي دانند، اگرچه تا به حال ناموفق بوده اند و معلوم شد که بهره گيري از حلال نظامي مشکلي را حل نمي کند بلکه مشکلات زيادي را برايشان آفريده. رژيم صهيونيستي هم که 50 سال است عمده اتکايش به توان نظامي اش بود امروز شکست خورده است، دولت اسرائيل همه جور تسليحات نظامي دارد. من مي خواهم نتيجه بگيرم که اولاً ما به عنوان جمهوري اسلامي طبيعي است که تهديدات را جدي بگيريم. جدي گرفتن معنايش اين نيست که ما بترسيم و مرعوب شويم. مسلماً ما مرعوب نخواهيم شد.

از طرفي بايد توجه کنيم اهرم نظامي هم ناکارآمدي ا ش روز به روز دارد آشکارتر مي شود. حتي کشوري مثل پاکستان و اسرائيل که سلاح اتمي هم دارند، مي بينيم که در برخورد با مسائل، اين سلاح ها چندان به دردشان نمي خورد و بسيار ضعيف عمل مي کنند. حتي رئيس جمهور پاکستان در کتابي که اخيراً نوشته است در مقابل تهديد معاون وزارت دفاع امريکا که گفته بود اجازه دهيد ما به کشورتان بياييم يا پاکستان را هم مانند افغانستان موشک باران مي کنيم، نوشته من مجبور شدم بپذيرم. پس مي بينيم که سلاح اتمي به درد نمي خورد. يعني از دستان تسليحات اتمي هم کاري بر نمي آيد و البته اين پديده خوبي است در سطح بين الملل. اتکاي انحصاري به اهداف نظامي نمي تواند اهداف سياسي را تحقق بخشد، پس بايد هر دو را در نظر داشته باشيم.

وقتي جنگ تحميلي شروع شد حضرت امام (ره) فرمودند يک ديوانه سنگي را انداخته و اين سنگ ممکن است چند تا شيشه را بشکند منتها آنها به مقاصدشان نرسيدند. ما به هيچ وجه نبايد زمينه را براي هيچ گونه تحرک نظامي آماده کنيم حتي اگر معتقد باشيم در يک تحرک نظامي برنده مي شويم. سونگ سو استراتژيست چيني2000 سال پيش گفته که اگر آدم هزار جنگ را ببرد به اندازه اينکه جلوي وقوع يک جنگ را بگيرد نمي ارزد، ما کشور جنگ طلبي نيستيم و اين استراتژي ما است يعني ما به هيچ وجه تحميل نمي کنيم، هيچ گونه تعرض نظامي را به خودمان يا تعرض نظامي خودمان به ديگران را. پس سياست و استراتژي ما کاملاً روشن است. ما به خودمان متکي هستيم. حضرت علي (ع) مي فرمايد؛ «ملتي که شمشيرش براي دفاع از خودش در نيام باشد عاقبت خوبي ندارد.» معنايش اين است که ما تهديدات کوچک را هم نبايد کوچک بشماريم، بدون اينکه مرعوب شويم.

اين تهديدات هرچند کوچک هم باشد ما بايد چه کار کنيم که به مرحله عمل نرسند، در اين زمينه آيا جمهوري اسلامي استراتژي خاصي دارد؟

ما به عنوان يک ملت و دولت بايد منافع ملي مان را دنبال کنيم دولت فقط کارش اين نيست که تهديدات را منتفي کند. بايد مقاصد ما را که استيفاي حقوق جمهوري اسلامي است، دنبال کند. ما نبايد از منافع بزرگ خودمان تحت اين عنوان که چون مي خواهيم تهديدي را برطرف کنيم چشم پوشي کنيم. هنر اين است که ما منافع مان را دنبال کنيم. تلاش هاي جمهوري اسلامي تلاش هاي وسيعي است. تبليغات را نبايد خيلي ملاک تعامل دانست. اينکه مثلاً در صحبت ها رئيس جمهور محترم چه حرف هايي مي زند سليقه يي است، منتها ما دروازه هاي تعامل مان حتي با امريکا هم نسبت به سال هاي گذشته خيلي وسيع تر شده است، يعني ما با امريکايي ها براي اولين بار يکي دو بار مذاکره رودررو داشته ايم. رئيس جمهور ما با رئيس جمهور امريکا نامه نگاري کرد، اين علامت دهنده اين است که توجه ايران به درگيري نيست. ما با بدترين دشمنان خودمان هم ابايي نداريم که مذاکره کنيم، البته همه دنيا تنها امريکا و غرب هم نيست. امروز روابط ايران با همه کشورها خوب است. ما روابط فعالي داريم. در کل اگر نگاه کنيم، مي بينيم که دولت نهم روابط خوبي با دنيا دارد، البته کشورهايي مثل اسرائيل را دوست ندارند و عصبانيت شان به خاطر اين تحرک است. از قسمت شعار که رد شويم ايران تحرکات مثبتي را در سطح بين الملل داشته.

اين تحرکات براي رفع تهديدات بوده يا کمک کرده تهديدات عملي شود؟

مهم براي رفع تهديدات و از آن بالاتر تحقق اهداف ملي ما بوده است. ما در سطح منطقه و جهان منافعي مشروع داريم و منافعي است که همه دنيا مي پسندند، اينکه در عراق يک دولت دموکراتيک باشد که با همه همسايه ها روابط داشته باشد در جهت منافع ملي ما است.

درباره دقيقه 90 اين تنازع چه نظري داريد يعني اگر ايران به اين نقطه برسد که بين دو راهي انرژي هسته يي و اقدام نظامي قرار بگيرد در اين وضعيت کدام يک را انتخاب خواهد کرد؟

ما در شرايط واقعي در اين موقعيت قرار نخواهيم گرفت. اگر بنا باشد آنها با زور بخواهند کاري انجام دهند اين منوط به گسترش نظام تسليحات هسته يي ما نيست. پس فردا مي گويند چرا با حزب الله رابطه خوبي داريد يا چرا با حماس همکاري مي کنيد. پس بحث بر سر تکنولوژي هسته يي نيست، بحث بر سر اين است که کشورهايي که زور دارند نبايد بتوانند با ترساندن و ارعاب کشوري را وادار به کاري که دوست دارند، کنند. خيلي فراتر از مسائل هسته يي است و اين يک بهانه است. ما در يک وضع بسيار حساس هستيم. شما از سطح شعارهاي سياسي بگذريد. در زمان آقاي خاتمي شايد ادبيات ايشان از لحاظ دنياپسندي و چارچوب و قواره داشتن براي فهم دنياي غرب خيلي جالب بود. آقاي خاتمي هم اهل ادب بود و هم خوب صحبت مي کرد و هم خوب قالب ها را انتخاب مي کرد چون سال ها با فرهنگ غرب آشنا بود اما در دوره ايشان بيشترين دشمني با ايران صورت گرفت. در همين دوره است که امريکايي ها ايران را به عنوان محور شرارت اعلام کردند. اصلاً صحبت ادبيات و گفتمان نيست، صحبت يک سري مسائل اساسي تر است چون بعد از مدتي فهميدند آقاي خاتمي هم پاي منافع ملي محکم ايستاده است و حاضر نيست تهديدات آنها را گوش کند.

اما در آن دوران پرونده ما به شوراي امنيت نرفت حتي تهديدات در آن دوره فروکش کرد؟

ما در دوره آقاي خاتمي سياست هسته يي مان با الان فرقي نداشت، منتها يک تجربه يي کرديم و غرب آمد و گفت شما مدتي تعليق کنيد تا ما به چاره يي برسيم و بعد معلوم شد مي خواهند سر ما کلاه بگذارند، به محض اينکه معلوم شد آقاي خاتمي آرام آرام آن چيزهايي که تعليق شده بود را برگرداند به خاطر اينکه دولت ايران متوجه شد اين طرفي نيست که فايده دهد و لذا اين مسير چه زمان خاتمي و چه الان فرقي نکرد، منتها حجت ما بر غربي ها تمام شد و ما فهميديم که نبايد فريب اين مسائل را بخوريم. ما بايد برويم سر اصل قضيه. اصل قضيه اين است که آيا ايران حق دارد انرژي هسته يي خودش را در چارچوب مقررات بين المللي توسعه دهد يا نه که غربي ها آشکارا مي گويند نه و حتماً ما مي گوييم آره و اين حرف خيلي مهمي است.

آيا اين تضاد نيست و اگر پاسخ شما مثبت است، تضاد به وجود آمده را چگونه بايد حل کرد؟

حتماً تضاد است و ما نمي توانيم از اين واقعيت فرار کنيم. ساير منافع ما هم همين طور است. مثلاً دفاع ما از فلسطين و فلسطيني ها مگر تضاد ايجاد نمي کند. به هر حال تاکنون در سازمان ملل عليه ما دو قطعنامه صادر شده است، البته برداشت من اين است که ما مي توانستيم جلوي صدور قطعنامه ها را بگيريم. ممکن است اين حرف غلط باشد اما من با تجربه يي که در اين امور دارم، معتقدم ما بايد با يک زرنگي آنچنان قوي شويم که آنها نتوانند عليه ما قطعنامه صادر کنند و البته صدور اين قطعنامه ها يک چيز منفي در کارنامه ما است. به نظر من الان مذاکرات در مسير خوبي است اما احتياج دارد ادامه اش هم با همين درايت عاقلانه و مدبرانه و با زرنگي تمام پيش برود و من اميدوارم اين اجماع را بشکنيم و اجازه ندهيم قطعنامه هاي بعدي صادر شود.

چگونه اين کار را بايد انجام دهيم؟

بستگي دارد به ما، بخشي از آن تکنيکال است مثل اينکه الان دنيا را مجبور کرديم که بحث هاي فني را وارد شوراي امنيت نکنند و بايد در آژانس باشد. الان عملاً آژانس مسووليت بررسي مسائل فني را برعهده دارد. من مي گويم اينکه ما توانستيم آژانس را بياوريم در مرکز مذاکرات خدمت بزرگي به آژانس و جامعه بين الملل است، البته نگه داشتن آن هم تکنيک هاي زيادي مي طلبد. من نمي گويم آسان است و چالش ندارد اما ما مي توانيم.

شما اشاره کرديد که اگر پرونده هسته يي نباشد چيزهاي ديگر را پيش مي کشند، يعني آنها با ماهيت نظام مخالفند، اگر بخواهيم اين تضادي که به آن اشاره کرديم را رفع کنيم يعني جمهوري اسلامي بايد ماهيتاً تغيير روش بدهد، آيا واقعاً چنين چيزي امکان پذير است؟

غربي ها و امريکا بيش از اين مي خواهند. يعني حتي ايران اگر يک کشور ليبرال دموکراسي هم شود ولي مستقل باشد مثل زمان مصدق آن را هم نمي خواهند، آنها يک کشور دست نشانده مي خواهند. وجود جمهوري اسلامي ايران که مدلي از يک نوع دموکراسي است که براساس عقلانيت اسلامي بنا شده، تجربه قشنگي است. آنها به ما تئوکراسي مي گويند، در حالي که اين جور نيست. تئوکراسي يعني جايي که کليسا نسبت به دولت برتري داشته باشد.

آنها تئوکراسي را از اين منظر که اداره کشور براساس اصول دين باشد، مي گويند؟

تئوکراسي مربوط به قدرت است چون در فرهنگ مسيحي «حکومت» و «دولت» است. اگر کليسا بر حکومت مسلط باشد مي شود تئوکراسي. ما در حکومت مان سه قدرت داريم يکي مجلس يکي رياست جمهوري است يکي هم نهاد رهبري است.

اداره کشور براساس چه قانوني است؟ قانوني که برگرفته از اسلام است؟

قانون اساسي ما بر اساس تجربه دموکراسي امريکا، سيستم راي گيري و چيزهاي متداول دموکراسي داخلش است، البته عقايد اسلامي هم در آن است. به هر صورت فن اداره حکومت به نحو معتدل در آن است. سياست مثل همه امور هم علم و فلسفه و هم تکنيک و فن دارد. تجربه هاي بشري است که چگونه کشورمان را بهتر اداره کنيم. قانون اساسي ما از همه اينها استفاده کرده است. پايگاه قانونگذاري هم همين طور است. مثلاً ما در مجلس مان قانوني را که تصويب مي کنيم يک خاستگاهش اسلام است و اينکه با اسلام معارض نباشد.

اما 80 درصد قوانين عرف است. لذا اسلام به عنوان فضاي عقلانيت است ولي در اين فضا ما عقل خودمان را به کار مي بريم و تجربه ساير ملل را مي بينيم. اصلاً ماهيت قانون اساسي ما و تئوري که حضرت امام براي حکومت داشتند واقعاً ابعاد ناشناخته يي براي نسل امروز است و حتي نسل ديروز ما هم ريزه کاري هايي را نمي بينند، البته زياد جاي تعجب نيست. اگر شما دموکراسي ليبرال غربي را ببينيد 300 سال ادبيات دارد نظام اسلامي ما اين مقدار غناي تئوريک ندارد، جوان است و سه دهه از آن گذشته و فکر مي کنم جا دارد ما بر اين اساس بياييم و روش هاي قشنگي را براي تکامل نظام خودمان پيدا کنيم، خلاصه کلام اين تجربه يي را که ما شروع کرديم امروز از آن در سطح دنيا پرده برداري شده است.

شما اين حرف ها را ضدتبليغ مي دانيد؟

نه، مي خواهم بگويم دنيا هم نفهميد چه اتفاقي افتاده و به تازگي مي خواهد بفهمد. يکدفعه چشم باز کردند و ديدند اسلامي که امام فرمود اسلام امريکايي براي مقابله با اسلام اهل بيت مطرح شد و پول هاي نفتي که از کشورهاي منطقه حاصل مي شد، محصولش طالبان و القاعده و اينها شدند. از طرف ديگر مي بينند جمهوري اسلامي روز به روز تحرک بيشتري دارد. نهادهاي مدني اش رشد پيدا مي کند و ايران به يک کشور قابل توجه در منطقه تبديل شده است که يک سر و گردن از تمام همسايه هايش بالاتر است.

براي اين مقايسه اول شاخص هاي نظامي و سياسي و مدني است. شما کشورهايي که ميلياردها دلار پول نفتي دارند را در نظر بگيريد، آنها مثل خيمه هايي هستند که با يک باد مي افتند، ريشه ندارند. حتي در کشوري مثل ترکيه که خواستند نظام هاي دموکراتيک غربي را اجرا کنند شما مي بينيد که هميشه بخش سياسي در معرض تهديد است و درست زماني که آقاي خاتمي رئيس جمهور شد، اربکان در آنجا به قدرت رسيد، او نتوانست قدرتش را به نهايت برساند، تانک هاي ارتش آمدند در خيابان و در ايران آقاي خاتمي دور اول و دومش را به نهايت رساند، اين نشان مي دهد که از لحاظ ساختار حکومتي ما در جايگاه خاصي هستيم. نکته دوم توانمندي هاي ملي ما است. ما کشوري هستيم داراي بنيه. اين بنيه ما در جاهاي مختلف کاملاً آشکار است؛ در توانمندي صنعتي، کشاورزي، اداري و در حوزه دانش و دفاعي خودمان. اينها خيلي چيزهاي بي نظيري است و در مشي مستقل ما در دنيا علت توجه دنياي اسلام به ايران و حتي بعضي حسدهايي که برخي عناصر متحجر در دنياي اسلام نسبت به ايران ابراز مي کنند همين پرده برداري از چهره تابناکي است که با دست مبارک حضرت امام تاسيس شد و تا امروز رشد خوبي داشته.

با وضعيتي که پيش مي رويم حفظ بقاي نظام با خطر مواجه نيست؟ مثلاً شما معتقديد نظام کپي برداري از ليبرال دموکراسي غرب نيست، نهايتاً بعضي تجارب بشري که در امريکا و اروپا ديده شده در اينجا هم ديده شد، حالا حفظ اين فضا را بايد يقيناً در اولويت اول مان قرار دهيم. انتقادي که وجود دارد اين است با رفتارهايي که انجام مي شود الان ممکن است اين نظام به خطر بيفتد؟

ما براي حفظ اين نظام نبايد راه را براي اعمال زور در مورد ايران باز کنيم. يعني نبايد امريکا و اسرائيل و برخي رژيم هاي غربي به اين نتيجه برسند که اگر کمي به ما فشار بياورند ما مي توانيم چيزي را کنار بگذاريم. اين تهديد از بين رفتن نظام ما از اين نقطه است. پس ما بايد روي منافع حياتي مان محکم بايستيم. منتها بين محکم ايستادن و زبان تند داشتن تفاوت وجود دارد. جامعه بين المللي که ما تنها عنصرش نيستيم. در اين خانواده بين المللي افراد شرور وجود دارند. افراد بد هستند. افراد بهتر هم هستند. ما بايد استراتژي تعامل داشته باشيم يعني با بدترين دشمنان مان هم استراتژي تعامل داشته باشيم. دشمني هم مديريت مي خواهد. اينها براي بقاي نظام خيلي ضروري است. البته درس بزرگ امام بود که حفظ نظام را بر هر چيز ديگري ترجيح دادند و حفظ نظام معنايش همين است. يعني ما منافع حياتي مان را سخت بچسبيم و آن را عالمانه و عاقلانه در جهان پاسداري کنيم.

اين نسخه يي که تجويز مي کنيد شامل برخورد با اسرائيل هم مي شود؟

ما با اسرائيل هيچ برخوردي نکرديم. يعني براي اولين بار رئيس جمهور ما در تاريخ سه دهه اعلام کرد که ما به اسرائيل هم حمله نمي کنيم.

ولي از صحبت هاي اوليه دوران رياست جمهوري ايشان اينگونه برداشت مي شود که ايران خواستار محو اسرائيل است حتي براي اين قضيه ايران را دو بار در شوراي امنيت هم محکوم کردند.

من قوياً معتقدم هيچ رهبري در غرب نيست که نداند مقصود آقاي احمدي نژاد چه بوده است. مقصود ايشان اين نبوده که ما تانک و توپ و بولدوزر ببريم و در واقع آن کشور را محو کنيم. در واقع آن کار را آنها دارند در فلسطين انجام مي دهند منتها يک بهانه است. طبيعي است اگر يک مقدار دقت مي کرديم در الفاظ مان اين بهانه ديرتر به دست آنها مي افتاد. منتها درد آنها اين است که با تمام تلاش هايي که کرده اند نهايتاً در فلسطين حماس و مقاومت اسلامي و مردم فلسطين رسيدند به آن که يک نه بزرگ به آنها بگويند و احساس مي کنند که تجربه و منطق ايران و ايده هاي حضرت امام در ظهور چنين مقاومتي نقش مهمي داشته، اين چيزي است که آنها را خيلي ناراحت مي کند.

نتيجه اين است که آنها ماهواً حاضر به سازش با نظام جمهوري اسلامي ايران نيستند مگر اينکه اين نظام را از ميان بردارند و نه يک کشور دموکرات و مستقل را، بلکه حکومت دست نشانده شان را بياورند؟

يک مقدار بايد دقيق تر صحبت کنيم به اين معنا که اصلاً شايد سازش هم چيز مهمي نباشد، به هر صورت مي بينيم آن چيزي که در روابط دنيا با بعضي کشورهاي متخاصم داريم اين است که تنش را مهار کنيم. بايد ميزان اين تنش را پايين بياوريم و تا حدي که مي شود بعضي جاهايش را کاهش دهيم. شايد تعارض براي هميشه باشد. مديريت دشمني معنايش اين است که ما بايد يک نوع پراگماتيسم داشته باشيم. ما چرا بايد سوژه مان را اين بگذاريم که اينها با ما کنار بيايند و با ما خيلي دوست شوند و عليه ما کاري نکنند. شايد هيچ وقت اين اتفاق نيفتد. آن چيزي که ما بايد دنبالش باشيم اين است که دشمني ها را مديريت کنيم. به نظرم نسخه يي که در آن ملاک توفيق است اين است که امريکايي ها بگويند ايران کشور خوبي است. اين نسخه معقولي نيست، نسخه معقول اين است که امريکايي ها مواضع شان را دارند ما هم مواضع مان را داريم و بر سر خيلي چيزها اختلاف داريم. اما در عين حال اين تنش ها در چارچوب هايي مهار شود.

الان تصور بر اين است که اين تنش دارد از کنترل خارج مي شود؟

نمي شود اين را گفت. کلياتش اين است که طبيعي است که امريکايي ها هم محدوديت هايي دارند و منافع ما و منافع آنها الزاماً بعضي جاها تصادم ندارد يعني امريکايي ها ممکن است از اينکه سربازهايشان در عراق کشته مي شوند ناراحت شوند، ما هم از اينکه عراق کشوري است که هنوز تلاطم دارد ناراحت مي شويم، که دو انگيزه مختلف است. ما با دشمنان مان هم بايد روي نقاطي که منافع مان حتي مقطعي متقارب مي شوند کار کنيم و اين خودش سبب مهار تنش مي شود.

شما به مديريت دشمني اشاره کرديد. کدام يک از دولت هاي آقاي خاتمي يا احمدي نژاد سياست هايشان مديريت دشمن بود؟

مديريت دشمني به عنوان يک پايه استراتژي ما بوده منتها در دوران هاي مختلف با سلايق مختلف. جناب آقاي خاتمي دو سه اقدام کردند براي مديريت دشمني به اضافه يک مقدار نشان دادن حقانيت و چهره حقيقي جمهوري اسلامي، يکي از آنها بحث گفت وگوي تمدن ها است و به نظرم خيلي خوب است. يکي بحث تنش زدايي است، اين اقدام درستي بود منتها دشمني را تا حدي در يک فواصلي کاهش داد اما وقتي ظرف عوض شد به خصوص بعد از حوادث 11 سپتامبر همه اينها فرو ريخت و امريکايي ها کنترل خودشان را از دست دادند و صهيونيست ها از اين بي کنترلي دولتمردان امريکايي خوب استفاده کردند و سوار اين موج شدند و اين اسب از کنترل خارج شده را به هر سمتي که خواستند هدايت کردند. منتها اين اسب به سرعت به گل نشست. شما ادبيات رهبران امريکا را نگاه کنيد. وقتي داشتند به عراق حمله مي کردند بلافاصله با غرور صحبت از خاورميانه بزرگ کردند که در عراق يک کشور ليبرال دموکراسي به وجود مي آيد و رژيم هاي ايران و سوريه در اين خاورميانه بزرگ سرنگون مي شوند و اسرائيل آقاي منطقه مي شود و همه با آن صلح مي کنند، يعني درباره چنين نقشه بزرگي آشکارا و به صراحت صحبت مي کردند، طبيعي است که مشوق اين حرف ها دستگاه هاي رژيم صهيونيستي بودند که اين حرف ها را با زور جلو مي بريم و مسلط مي کنيم چون راه اعمال زور هم مجوز پيدا کرده بود. بعد از يکي دو سال فهميدند اين مسائل به اين آساني نيست و حال بحث بر سر اين است که چگونه از عراق بيرون بکشيم. در دوره يي که آنها سرمست بودند يک شرايط بود و الان شرايط ديگري است. من فکر مي کنم سياستمدار کسي است که فرصت هاي طلايي را مي قاپد و اين فرصت امروز براي ما و خيلي از مردم منطقه است که از آن خوب استفاده کنيم و دشمني ها را مهار کنيم.

شما در بحث هايتان به نکته يي اشاره کرديد که ما مي توانستيم از صدور دو قطعنامه جلوگيري کنيم. پرسش اين است ما چگونه مي توانستيم از صدور اين دو قطعنامه در شوراي امنيت جلوگيري کنيم؟

اين يک مناقشه حرفه يي است. شايد بعضي ها بگويند اين جور مي شد يا نه. من مثالي بزنم. بعد از تسخير فاو امريکا و شوروي به اين نتيجه رسيدند که بايد از ايران پيروز جلوگيري کنند و هم شوروي و هم امريکا شروع به اسلحه دادن به عراق کردند و هم کمک هاي وسيع لجستيک دادند. در صحنه بين المللي سابق آنها در G7سابق که الان G8 شده است يک پيش نويس قطعنامه يي را نوشتند که ايران به تمام درخواست هاي آتش بس صلح نه گفته و اين خطري براي امنيت جهاني است.پس بايد به سازمان ملل برود و مجموعه يي از اتفاقات عليه ايران بيفتد. اين بحث در داخل نظام مطرح شد و حضرت امام گفتند ما بايد جلوي اين قطعنامه را بگيريم نه اينکه جنگ را رها کنيم. لذا قطعنامه 598 چيزي بود که ما تاليف کرديم و توانستيم جاي قطعنامه امريکايي ها در شوراي امنيت بگذاريم. نمي شود گفت يک سند کامل بود اما براي اين هدف خيلي خوب بود. معاون سابق دکوئيار دبير کل پيشين سازمان ملل متحد کتابي نوشته که در آن نوشته امريکايي ها به دکويار فشار مي آوردند که آنقدر با ايران مذاکره نکنيد و بگذاريد ايران قطعنامه را رد کند يعني اصلاً دوست داشتند رد کنيم تا بروند سراغ قطعنامه هاي تهديد و تضييق و فشارها روي ايران.

مي توانستيم جلوي قطعنامه ها را بگيريم

منتها امام در شرايط بسيار حساسي در ظرفي که وجود داشت توانست اين قضيه را معکوس کنند و قطعنامه 598 را جايگزين کنند که براي عراق هيچ دستاوردي نداشت چون ما که نمي خواستيم عراق را فتح نظامي کنيم. امام در آنجا فرمودند که آتش بس بايد همزمان باشد با تشکيل کميته يي که مسوول جنگ را مشخص کند که البته اين هم با يک فاصله يي انجام شد. اين روشي بود که ما توانستيم جلوي قطعنامه را عليه خودمان در شوراي امنيت بگيريم. من فکر مي کنم به تناسب موضوعات راه هاي فني وجود دارد.

شما معتقديد در مسائل صدور قطعنامه ها، دستگاه ديپلماسي ما به نوعي انفعال از خودش نشان داده يا خلاقيتي براي جلوگيري از صدور قطعنامه ها نداشته است؟

من يک مناقشه فني دارم نه اينکه کسي نمي خواست، فکر مي کنم ما بايد بعضي تکنيک ها را به کار ببريم و اجازه ندهيم اين قطعنامه ها صادر شود و الان هم نبايد بگذاريم قطعنامه هاي بعدي صادر شود. حالا گيرم قطعنامه يي صادر شود، معناي آن اين نيست که کشور ما رو به قبله بخوابد، منتها صدور قطعنامه دو بدي دارد يکي اينکه يک جور مجوز مشروعيت مي دهد به کشورهايي که مي خواهند يک جانبه تجاوز کنند، علت اينکه امام مصر بود بايد مسوول جنگ مشخص شود دقيقاً اين بود. من چون مسوول قطعنامه 598 بودم، يک لحظه امام سر اين کوتاه نمي آمد. حتي در بحث گرفتن غرامت، امام اين را فرع بر مسوول جنگ مي دانستند، هدف اين بود که مشروعيت تجاوز به ما هيچ وقت تصويب نشود و وقتي مسوول جنگ عراق اعلام شد در واقع يکي از خواسته هاي امام تحقق پيدا کرد. بدي دوم اين است که خودش زمينه يي مي شود براي اينکه دشمنان ما بتوانند راحت تر بعضي فشارها را به ما وارد کنند.اثر قطعنامه اثر خوبي براي نظام ما نيست، ما نبايد بگذاريم هيچ قطعنامه يي عليه مان صادر شود چه در زمينه حقوق بشر، چه در زمينه مسائل هسته يي و... من بايد خدمت تان بگويم وقتي انقلاب پيروز شد در 10 سال اول يک اشتباه بين ديپلمات ها و سياسيون داخل کشور وجود داشت. آنها مي گفتند سازمان ملل آلت دست قدرت هاي بزرگ است، اصلاً بگذاريد بدترين قطعنامه ها صادر شود، اين استدلال اشکال دارد. سازمان ملل جايي است که قدرت هاي بزرگ در آن نفوذ دارند ولي اين جور نيست که همه چيز دست آنها باشد. ما نبايد به خاطر اينکه آنها در آنجا نفوذ دارند ميدان را خالي کنيم. بعد از دهه اول اين سياست برگشت. شما مي بينيد در دهه اول راجع به حقوق بشر براي ما يک نماينده ويژه گذاشته بودند، به تدريج ايران در صحنه بين الملل فعال شد و تعداد قطعنامه ها خيلي محدود شد. جالب است امريکايي ها در شوراي حقوق بشر اصلاً عضويت ندارند، جرات نکردند کانديدا شوند چون راي نمي آوردند و همچنين در يونسکو. پس اينچنين نيست که يک طرفه باشد.

آقاي رئيس جمهور بارها تاکيد کردند که به جاي سه قطعنامه 10 قطعنامه صادر کنيد و ما پيشرفت مي کنيم. آيا بازگشت به همان دهه اول انقلاب است که شوراي امنيت را آلت دست قدرت هاي بزرگ مي دانستند؟

آنچه به عنوان استراتژي نظام بايد گفت اين است که ما بايد منافع خودمان را با عزم بالا پيگيري کنيم ولي داهيانه، عالمانه و عاقلانه. من هيچ وقت دعوت نمي کنم که عليه ما قطعنامه صادر شود منتها کساني که فکر مي کنند اگر قطعنامه صادر شود ما وحشت مي کنيم، اشتباه بزرگي مي کنند.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 10:6  
 نوزاد 8 كيلويي روس ركورددار سنگين ترين نوزاد جهان در نيم قرن گذشته
 




  • يك نوزاد روسي با هشت كيلوگرم وزن ركورد سنگين ترين نوزاد جهان را در نيم قرن اخير به نام خود ثبت كرد.
    به گزارش شبكه تلويزيوني راشاتودي روسيه اين نوزاد دختر كه ناديا نام دارد هنگام تولد هفت كيلو و هفتصدو پنجاه گرم وزن داشت و در چند روز گذشته وزنش به هشت كيلوگرم رسيده است .
    وزن اين كودك بيش از دو برابر وزن نوزادان معمولي است .
    نام اين نوزاد سنگين وزن كه چند روز بيشتر از تولدش نمي گذرد در كتاب ركوردداران جهان (گينس ) ثبت مي شود.
    ناديا يازدهمين فرزند اين خانواده است كه در منطقه سردسير سيبري روسيه زندگي مي كنند سه برادر و هفت خواهر ناديا همگي هنگام تولد بيش از پنج كيلوگرم وزن داشتند.
    به گفته پزشكان تولد كودكي با چنين وزني امري غيرعادي است . مادر ناديا كه باتولد وي سرش شلوغتر شده است مي گويد : وي همانند يك مربي مهدكودك در خانه اش به رسيدگي به فرزندانش مشغول است و بخاطر مشكلات ديگر قصد ندارد بچه دار شود گذرنامه خانوادگي اين خانواده روسي بخاطر تعداد زياد فرزندان ديگر جايي براي تازه واردها ندارد و فقط نام 9 فرزند خانواده در گذرنامه والدينشان ثبت شده است .
    ناديا با هشت كيلوگرم وزن سنگين ترين كودك جهان در نيم قرن اخير است .
    سنگين ترين كودك تاريخ جهان در سال 1955 در ايتاليا به دنيا آمد . اين كودك عظيم الجثه ده كيلو و دويست گرم وزن داشت .

  • |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:28  
     حقوق بيمه شدگان و جايگاه عملکرد مدير عامل سازمان تامين اجتماعي
    در حوالي عبور از قانون
    محسن ايزدخواه

    هرگاه صحبت از حقوق بيمه شدگان مشمول تامين اجتماعي مي شود، توانمندان انديشه به مباني ذي ربط که همان قانون تامين اجتماعي است مراجعه خواهند کرد. همان گونه که آزادي تعريف و حد و مرزي دارد حقوق بيمه شدگان هم از نظر پرداخت حق بيمه و هم از نظر شرايط و ميزان بهره مندي جايگاه قانوني آن تعريف شده است. صاحبان تجربه سال هاي 1328 تا 1354 يا اگر خود در آن زمان ها نبوده اند ولي تاريخ را آنگونه که مولاي متقيان(ع) خوانده اند که گويا خود در آن زمان مي زيسته اند، مرور کنند، به اين حقيقت پي خواهند برد که ارتقاي مزاياي قانوني همواره متکي به تغييرات نرخ حق بيمه و مدت سابقه بوده است.

    وقتي بحث سابقه پرداخت حق بيمه مطرح مي شود، اگر به ماده 2 آيين نامه طرز تنظيم ليست سري بزنيم ملاحظه خواهيم کرد اندک روزهايي است که به مرور متولد مي شوند تا اينکه شرايطي را براي بر خورد اري از مزاياي مورد نظر ايجاد کنند.

    وقتي صحبت از انجام تعهدات مي شود اگر به قسمت آخر ماده 29 مراجعه شود، انجام تعهدات بر پايه وجود ماده 28 استوار است. صاحبان تجربه اين را خوب مي دانند ، اگر تعهدات را يک طرف معادله بدانيم ناگزير در طرف ديگر معادله مي بايست 4 رکن اساسي ماده 28 را داشته باشيم.

    از بين 4 رکن اساسي ماده 28 همچنان که به ترتيب آمده است يکي پرداخت حق بيمه با شرايطي که در ماده 39 پيش آمده است و ديگري درآمد حاصل از ذخاير سازمان که نسبت به ساير موارد از اهميت بيشتري برخوردار است، يعني اينکه اگر حق بيمه به موقع وصول نشود بند 2 ماده 28 معنا و مفهومي ندارد. از آنجا که تامين اجتماعي در هر کشوري به منظور تامين امنيت نيروي مولد جامعه ايجاد شده است، حال اگر هر يک از دو اصل ياد شده متزلزل شوند امنيت جامعه تعريف شده مورد تهديد قرار خواهد گرفت.

    رشد اقتصادي، در برخي موارد تغيير مقررات استخدامي حاکم بر نيروي مولد جامعه را در پي دارد و اين تغييرات ممکن است موجب تغيير نظام بيمه و بازنشستگي و پراکندگي سوابق شود.

    در سال 1365 قانون نقل و انتقال حق بيمه به منظور متمرکز کردن سوابق اين قبيل افراد به تصويب مجلس محترم رسيد.

    به حکم تبصره 3 قانون مذکور مقرر شد براي تطبيق وضع اين قبيل افراد با مقررات صندوق جديد آيين نامه يي وضع شود. به هنگام تنظيم آيين نامه با در نظر گرفتن جميع جهات مقرر شد بخشي از نرخ حق بيمه قانون تامين اجتماعي براي محاسبه مابه التفاوت در نظر گرفته شود و به منظور تطبيق نسبي اين قبيل افراد با بيمه شدگاني که داراي سابقه و دستمزد مشابه در سازمان تامين اجتماعي هستند حداقل سابقه پرداخت حق بيمه براي بازنشستگي طبق قانون تامين اجتماعي را داشته باشند. نهايتاً پس از سير تحولاتي در آيين نامه مزبور، در تاريخ 9/2/80 قانون نحوه تاثير سوابق منتقله بر سازمان تامين اجتماعي براي استفاده از مزاياي مقرر در قانون تامين اجتماعي به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد. با توجه به قسمت اخير ماده واحده مذکور، استفاده از سوابق منتقله مشروط شده است که شرط ياد شده عيناً نقل مي شود؛ «مشروط بر آنکه افراد مزبور در زمان بازنشستگي داراي حداقل سابقه پرداخت حق بيمه مندرج در قانون تامين اجتماعي باشند.»

    همان طور که همه مي دانند وظايف مدير عامل محترم سازمان تامين اجتماعي امور معين و مشخصي است که مسلماً قانونگذاري يا لغو قوانين يا عدم اجراي غير متعارف قوانين نيست.

    اخيراً مدير عامل محترم سازمان به استناد مصوبه مورخ 25/6/86 هيات محترم مديره تفضل فرمودند و اجراي قانون نحوه تاثير را براي 15 نفر از کارکنان شرکت صنايع شير ايران لغو فرموده اند.

    سوالي که مطرح مي شود اين است که تعامل قانوني آقاي مدير عامل محترم با شرکت مذکور چرا بايد غير از آنچه که قانونگذار معين کرده است، باشد؟

    آيا مدير عامل محترم سازمان مي دانند که شرکت مورد نظر در سال 85 انتقال کسور کارکنان خود را نهايي کرده است؟

    آيا مدير عامل محترم سازمان مي دانند که به علت عدم فرصت سرمايه گذاري وجوه بند 2ماده 28 قانون تامين اجتماعي را از دست داده اند؟

    آيا مدير عامل محترم سازمان، زماني که رياست سازمان بازنشستگي کشوري را عهده دار بودند و نزديک به 50 در صد سهام شرکت متعلق به سازمان بازنشستگي کشوري بوده و هست نمي دانند که به رغم تلاش هاي رياست محترم جمهور براي جلوگيري از افزايش قيمت محصولات آن شرکت در سه سال گذشته، چه سودي را نصيب آن سازمان کرده اند؟

    آيا آقاي مدير عامل محترم سازمان تعلق خاطر نسبت به شرکت مذکور دارند؟

    آيا آقاي مدير عامل محترم سازمان نمي دانند اگر هرکدام از آنها به طور متوسط سه سال کسري پرداخت حق بيمه داشته باشند و ميانگين حقوق آنها که از 000/000/8 ريال کمتر نيست براي سه سال که آنها را به صورت غيرقانوني بازنشسته مي کنند مبلغي افزون بر 5/5 ميليارد ريال از محل حق بيمه ساير بيمه شدگان که در انتظار استفاده از حقوق خود هستند هزينه فرموده اند و شرکت را از محل حق بيمه بيمه شدگان منتفع کرده اند؟

    صرف نظر از حقوق بيمه شدگان که در مصوبه مذکور پايمال شده است، آقاي مدير عامل مصوبه مجلس را براساس کدامين منطق و کدامين اختيار، لغو کرده اند.

    آيا مدير عامل سازمان نمي دانند که مديران شرکت قبل از اجراي قانون نوسازي در ارتباط با جذب نيرو چه اقدامي را به عمل آورده اند. آقاي مدير عامل خود بايد سمبل قانونمندي و پاسدار قانون باشند، وقتي مدير عامل خود عامل لغو قوانين مي شود به چه کسي دل بايد بست. آيا فکر نمي کنند وقتي دست به کارهاي منجر به لغو قوانين مي زنند و بدي اين عمل نزد کارکنان کم رنگ مي شود، آنها نيز ممکن است به چنين عمل ناروايي آلوده شوند.

    آقاي مدير عامل نمي دانند که نزديک به 300هزار کارمندي که به دلايل گوناگون صندوق بازنشستگي خود را به سازمان تامين اجتماعي انتقال داده اند با اين قانون شکني به منظور رفع تبعيض به سازمان متبوع فشار خواهند آورد تا از اين مزاياي زودرس برخوردار شوند و چه کسي پاسخ چنين خسارت هايي را خواهد داد.

    البته در اينجا بايستي تاسف خود را از افرادي که به خاطر به خطر افتادن بعضي از منافع چندروزه دنيوي به اين آساني تن به چنين اقدامات غير قانوني مي دهند، بيان کنم.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:26  
     اصول انتخاب اسباب بازي براي کودکان نابينا
    علامت ها سخن مي گويند
    مهتاب خسروشاهي

    فرزند ما نابينا است اما تنها نيست. براساس آمار صندوق حمايت از کودکان نابينا 2/6 ميليون کودک در سراسر جهان مانند او هستند. در ثاني ما و مربيان همواره با او هستيم و تلاش مي کنيم مشکلاتش را برطرف کنيم. بسته بودن چشم فرزند ما روي دنياي اطرافش مي تواند فاجعه يي ويرانگر باشد، اگر ما هم چشم مان را روي توانايي هاي ديگر او ببنديم. ولي مي تواند نقطه شروعي براي شکوفايي استعدادهاي ديگر فرزندمان باشد؛ اگر ما بخواهيم. روانشناسان يکي از راهکارهاي شناسايي توانايي هاي کودکان نابينا و برقراري ارتباط آنها با دنياي اطراف را «بازي کردن» مي دانند. اما بازي و اسباب بازي ها بايد مناسب سن و مشکل کودکان نابينا انتخاب شوند تا به نتيجه يي که مي خواهيم برسيم. بيست وسوم مهرماه روز جهاني «عصاي سفيد» بود. به اين بهانه با نکات تازه يي درباره اسباب بازي و بازي هاي مناسب کودکان نابينا آشنا مي شويم.


    همان طور که براي معرفي کاربرد هر شيئي علامت يا رنگ خاصي در نظر گرفته مي شود، براي معرفي اسباب بازي هاي ويژه کودکان ناتوان يا کم توان ذهني- جسمي هم علامت هايي وجود دارد. انجمن حمايت از کودکان نابيناي امريکا، براي آنکه انتخاب اسباب بازي براي کودکان و نوزادان با ناتوانايي هاي مختلف آسان شود، علامت هاي خاصي را انتخاب کرده است. اين علامت ها بين المللي است و روي اسباب بازي هاي اين کودکان ديده مي شود. براي خريدن اسباب بازي براي کودکان و نوزادان ناتوان يا کم توان به اين علامت ها توجه کنيم؛

    - علامت اختصاري (کوتاه شده) PI؛ اين علامت کوتاه شده عبارت «معلول جسمي» است يعني اينکه اين اسباب بازي براي کودکاني که مشکل يا نقصي در اندام هاي حرکتي شان مثل دست يا پا دارند، مناسب است.

    - علامت HI؛ کوتاه شده عبارت «نقص در شنوايي» است. بنابراين اين اسباب بازي مناسب کودکان کم شنوا يا ناشنوا است.

    - علامت BـLV روي اسباب بازي هاي کودکان نابينا يا کم بينا ديده مي شود. اين عبارت مخفف عبارت «کم بينا يا نابينا» است.

    - علامت DD؛ کوتاه شده کلمه «معلوليت گسترده» است يعني اينکه اين اسباب بازي براي کودکان مبتلا به معلوليت هاي ذهني مناسب است. مثل کودکان درگير با بيماري منگوليسم (سندرم داون).

    ويژگي هايي براي همه اسباب بازي ها

    روانشناسان عقيده دارند با وجودي که تفاوت هايي بين کودکان سالم و کم توان يا ناتوان ذهني- جسمي وجود دارد اما اين تفاوت ها دليلي براي بي توجهي ما به انتخاب اسباب بازي براي کودکان ناتوان نيست. در واقع اسباب بازي جدا از اينکه براي کودک سالم يا ناتوان انتخاب مي شود، بايد ويژگي هايي داشته باشد تا مناسب بازي کودکان باشد. براي انتخاب اسباب بازي اول از همه بايد به وجود علامت هايي که درباره آن صحبت کرديم، توجه کنيم. هرچند اين علامت ها بيشتر روي وسايل بازي ساخت کشورهاي اروپايي يا امريکايي ديده مي شود، اسباب بازي که انتخاب مي کنيم بايد حس کنجکاوي کودک را بيدار کند. يعني اينکه وقتي کودک با اسباب بازي بازي مي کند، در ذهن اش پرسش هايي ايجاد شود و به دنبال جواب آنها بگردد. بازي هاي فکري اين ويژگي را دارند.

    اسباب بازي بايد توجه کودک را به اطراف، اشخاص، اشيا و... جلب کند. مثلاً بازي با عروسک، ماشين، انواع وسايل بازي که از روي وسايل منزل، ابزار صنعتي، وسايل پزشکي و... ساخته مي شوند اين ويژگي را دارا هستند. براي اينکه فرزند ما بتواند با اجتماع به ويژه همسالان اش ارتباط برقرار کند، بايد اسباب بازي هايي براي او بخريم که به بازي گروهي تشويق بشود. وسايل ورزشي يا بازي هايي که بايد به صورت گروهي بازي شوند، کودک را با زندگي اجتماعي آشنا مي کند. اين نکته به ويژه براي کودکان ناتوان که به دليل شرايط خاص شان از اجتماع فاصله مي گيرند بسيار مهم است. توجه به سن و جنسيت کودک نيز نکته مهمي براي انتخاب اسباب بازي است. بهتر است وسايل بازي مانند ماشين، ابزار صنعتي و... براي پسرها و وسايل بازي يي مثل عروسک، لوازم تزئيني و... براي دخترها خريده شود. روانشناسان معتقدند وسايل بازي که کودک با آنها بازي مي کند، دقيقاً روي رشد شخصيتي، اجتماعي، احساسي، قبول وظيفه يي که در بزرگسالي به عهده او گذاشته مي شود و... تاثير مي گذارد.

    اسباب بازي بايد خلاقيت، توانايي ها و مهارت هاي کودک را به ما معرفي کند. مثلاً با خريدن وسايل نقاشي، کتاب، نوار موسيقي يا نوار قصه مي توانيم اولاً او را به هنر علاقه مند کنيم و در ثاني از علاقه او باخبر بشويم. براي انتخاب اسباب بازي براي هر کودکي، اعم از سالم يا ناتوان بايد اين نکته ها را فراموش نکنيم.

    قدم به قدم با کودک نابينا

    کودکان نابينا يا کم بينا به دليل شرايط خاصي که دارند، ديرتر و البته سخت تر از کودکان سالم با بازي و اسباب بازي ها بازي مي کنند. بنابراين صبر و حوصله والدين و مربي مهمترين عامل براي آشنا کردن کودکان نابينا با وسايل بازي است. در اولين قدم تلاش کنيم فرزندمان با بازي و اسباب بازي آشنا شود و بازي کردن با اسباب بازي هاي مختلف را قبول کند. در مرحله بعد سعي کنيم کم کم او را با بازي ها و اسباب بازي هاي مختلف آشنا کنيم تا اطلاعات بيشتري از دنياي اطراف به دست بياورد. در مرحله آخر به عکس العمل هاي او موقع بازي دقت کنيم تا بتوانيم به علاقه ها، خواسته ها، نيازها و توانايي هاي او پي ببريم. اين اطلاعات به ما کمک مي کند فرزندمان را در مسير درست آموزش و پرورش قرار بدهيم.

    با شادي و بازي بياموزيم

    روانشناسان عقيده دارند اسباب بازي هاي ويژه کودکان نابينا فقط وسايلي براي بازي و سرگرمي کودک نيستند بلکه بايد مثل يک وسيله آموزشي- پرورشي نکات تازه يي را به کودکان نابينا بياموزند. در انتخاب اسباب بازي هاي ويژه کودکان نابينا بايد به نکات زير توجه داشته باشيم؛

    1- پر سروصدا مثل ماشين؛ صدادار بودن و متحرک بودن اسباب بازي ها باعث برقراري ارتباط بيشتر و بهتر کودک نابينا با اسباب بازي مي شود. در حقيقت کودک نابينا از روي صدا، حرکت و خصوصيت هايي مثل اين مي تواند شکل اسباب بازي را در ذهنش مجسم کند. بعد از آن با مطابقت دادن خصوصيات اسباب بازي با همان شيء در دنياي واقعي با خصوصيت هاي اشياي واقعي آشنا مي شود مثل بازي با ماشين اسباب بازي و مقايسه آن با ماشين (خودرو) واقعي.

    2- روشن و شاد مثل رنگين کمان؛ شاد بودن و پررنگ بودن اسباب بازي ها بيشتر براي اسباب بازي هاي کودکان کم بينا مهم است. به اين ترتيب اولاً کودک کم بينا وسايل بازي را مي بيند و در ثاني با رنگ ها آشنا مي شود. توپ هاي رنگي، سازه هاي رنگي (همان لگو يا توي)، عروسک ها با لباس شاد و... و به طور کلي هر اسباب بازي رنگارنگ و شادي براي کودکان کم بينا مناسب است.

    3- اسباب بازي با شکل خاص يا سطح برجسته؛ اسباب بازي هايي که مثل توپ بسکتبال سطح ناصاف دارند يا مثل صفحه شماره گير تلفن پستي و بلندي و برجستگي و فرورفتگي دارند بسيار مناسب هستند. اسباب بازي هايي مثل خمير بازي که انعطاف پذير هستند هم مناسب اند. به طور کلي وسايل بازي کودکان نابينا بايد طوري باشد که کودک با دست کشيدن روي آنها با مفهوم هايي مثل حجم، شکل، اندازه، جنس و... اشيا آشنا بشود. اين اسباب بازي ها خلاقيت کودک را هم فعال مي کند.

    4- مثل توپ متحرک باشد؛ برخلاف اينکه فکر مي کنيم اسباب بازي کودکان نابينا بايد باعث تحرک کمتر آنها بشود، اسباب بازي هاي اين کودکان بايد آنها را به راه رفتن، ورزش و استفاده از قسمت هاي مختلف بدن وادار کند. گوشه گيري يکي از مشکلات رفتاري کودکان نابينا است که بايد با انتخاب اسباب بازي هاي پرتحرک برطرف شود.

    5- بازي هاي گروهي را فراموش نکنيم؛ اين بازي ها کودک نابينا را وارد اجتماع مي کند و او دچار افسردگي و احساس تنهايي نمي شود.

    6- انواع اسباب بازي ها به شکل وسايل نقليه؛ اشيا (مثل انواع وسايل بازي ساخته شده از روي وسايل منزل و...) و به طور کلي هر اسباب بازي که باعث شناخت بيشتر کودک با محيط اطراف شود، انتخاب خوبي است.

    7- آشنايي با بازي هاي کودکان بينا؛ فرزند نابينايمان را با همه بازي هاي کودکان سالم آشنا کنيم تا احساس کمبود نکند.

    انتخاب اسباب بازي براي کودکان، نيازمند صرف وقت، هزينه و دقت است اما انتخاب اسباب بازي براي کودکان نابينا و کم بينا و به طور کلي کودکان درگير با هر نوع معلوليتي به دقت بيشتري نياز دارد. اسباب بازي بخش مهمي از نيازهاي آموزشي-پرورشي کودکان معلول را برآورده مي کند؛ اگر به درستي انتخاب شود.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:24  
     جامعه شناسي فوتبال در دوران ده نمکي
    راه چهارم در حوزه عمومي
     
    بهمن فروتن

    ميهمان مديرعامل سابق سازمان ورزش استان «راينلاند فالتز» بودم. هانس پيتر شوسلربه مدت سي سال در اين پست به ورزش آلمان خدمت کرده است. او اينک حدود ده سال است که مديرعاملي شرکت دولتي بخت آزمايي لوتو را در همين استان به عهده دارد. هانس پيتر يک آدم فوتبالي است و دوستي ديرينه ما هم اتفاقاً در همين زمينه قوت گرفته است و 24 سال است که ادامه دارد. آدم ها وقتي بعد از مدت طولاني يکديگر را پيدا مي کنند حرف هاي زيادي دارند که بزنند به خصوص که کنجکاوي، عامل سوال هاي زيادي مي شود که طبيعتاً جواب هاي زيادي را هم به همراه دارد. همه ما دقيقاً مي دانيم که شرط بندي در ايران حرام است و به همين دليل هم ممنوع است بنابراين اميدوارم از توضيحي که مي خواهم راجع به اين بنگاه ها در آلمان بدهم برداشت اشتباهي نشود. منظور، تبليغ براي اين موسسات نيست بلکه تشريح ساختار درآمدزايي است که ورزش و ديگر امور اجتماعي از آن استفاده مي کنند. لوتو راينلاند فالتز در آذرماه سال 1948 در شهر کوبلنز تاسيس شد که گردانندگان اصلي آن سازمان هاي ورزش راينلاند، فالتز و هسن هستند. عملکرد هيات مديره اين شرکت تحت نظارت مجمع عمومي است که اعضاي آن نمايندگان سازمان هاي ورزشي دو استان راينلاند فالتز به مرکزيت ماينتز و هسن به مرکزيت فرانکفورت هستند که به اين عده، نمايندگان دولت ايالتي هم اضافه مي شوند. قوانين حقوقي اين شرکت از بدو تاسيس تاکنون بدون هيچ گونه تغييري دست نخورده باقي مانده است و کل مجموعه همچنان در محدوده عملياتي وزارت دارايي قرار دارد. درآمد سالانه اين شرکت حدود 700 ميليارد تومان است که 38 درصد آن سهم ورزش، امور فرهنگي، محيط زيست، امور خيريه و موزيک است. با يک حساب سرانگشتي ورزش سالانه بيش از 150 ميليارد تومان درآمد خالص از يک موسسه دارد که با احتساب اين مساله که هسن به مرکزيت فرانکفورت، يک شرکت لوتو جداگانه دارد در نتيجه تمامي 150 ميليارد تومان از اين موسسه به صندوق سازمان ورزش يک استان با چهار ميليون جمعيت واريز مي شود. لوتو در واقع يکي از منابع درآمد سازمان هاي ورزشي استان در آلمان است. در مقابل کنجکاوي و سوال هاي متعدد، دوست و ميزبان من هم سوال هايي درباره ورزش به خصوص فوتبال ايران داشت. براي او از استعدادهاي نهفته در بطن جامعه ايران صحبت کردم. از واليبال و قهرماني جهان برايش گفتم از کشتي که ورزش ملي است و از همه جنبه هاي مثبتي که در ورزش ما وجود دارد. از معضلات موجود پرسيد، به کم بنيگي در زمينه مالي اشاره کردم و در رابطه با قهرماني جهان در رشته واليبال توضيح دادم که اگر ورزش از نظر مالي بنيه بيشتري پيدا کند ايران در زمينه رقابت هاي بين المللي حرف هايي براي گفتن خواهد داشت. او اين ادعاي مرا تاييد کرد و گفت؛ ملت هايي هستند که نبايد ورزش را به آنها تزريق کرد. سرمايه گذاري هدفمند و سازماندهي درست عامل اصلي موفقيت ورزش در اين کشورها است و اشاره يي داشت به تاسيس بانک ورزش. هفته آينده قرار است با هم به ديدن يک بازي بوندس ليگا برويم و در راه وسيعاً راجع به بانک ورزش و راه هاي متفاوت سرمايه زايي و اشتغال آفريني در ورزش کشورهاي در حال توسعه صحبت کنيم. شايد از اين «صحبت در راه» چيزهاي به درد بخوري هم عايد ورزش ما شود.

    فوتبال و خجالت

    براي چندمين بار در بررسي معضلات فوتبال به تجزيه تحليل نظريات مسعود ده نمکي مي پردازم. ده نمکي در مصاحبه يي با مهدي اميرپور خبرنگار روزنامه اعتماد، نگرش خود را اين طور بيان مي کند«...در کشورهايي که پس از پايان جنگ مشکلات زيادي داشتند، براي اينکه مردم از طرح مطالبات اجتماعي خودشان غافل شوند، فوتبال را به جامعه تزريق مي کردند.» مي خواهم با بازکردن تک تک جواب هاي ده نمکي به معضل فوتبال و ورزش در جامعه ايران برسم. ده نمکي در جواب به سوال «کاملاً ديد مثبتي به فوتبال نداريد» جمله بالا را ادا کرده است. سوال اول من از شما خواننده عزيز اين است که فکر نمي کنيد که ساختار واقعي و حقيقي فوتبال خودش جزيي از مطالبات اجتماعي مردم ايران باشد؟ اگر هست پس چرا بايد آن را تزريق کرد؟

    سوال؛ چرا رفتيد سراغ ساختن «کدام استقلال، کدام پيروزي»؟ ... بعد از «فقر و فحشا» ديدم فوتبال مي تواند دومين پديده يي باشد که مي توان با آن غفلت و بي عدالتي در جامعه را راحت تر نشان داد... در فيلم بسيار خوب فقر و فحشا، مسعود ده نمکي موفق شده بود که به تماشاگر نشان دهد که فقر يکي از عوامل به وجود آمدن فحشا در جامعه است. در پي اين نظريه اين سوال مطرح مي شود که آيا فوتبال هم يکي از عوامل، به وجود آمدن فقر در جوامع بشري است يا اينکه مي توان آن را عامل غفلت و بي عدالتي دانست؟ در حقيقت در جامعه يي که فيلم هاي ده نمکي روي اکران نمي رود خود فوتبال هم دچار غفلت و بي عدالتي مي شود. ده نمکي به اين شکل ادامه مي دهد که من استقلال و پيروزي را... به دو جناح سياسي کشور تعبير کردم... اميرحسين ناصري در ويژه نامه روزنامه اعتماد مطلبي دارد با تيتر «اولين تشکل هاي غيررسمي و عيان ضد شاهنشاهي جامعه بر روي سکوهاي ورزشگاه امجديه اسکلت بندي شد». ناصري در اين مطلب به بيان تاريخچه تيم هاي شاهين، تاج، دارايي، پرسپوليس، استقلال و پيروزي مي پردازد. با خواندن اين مطلب و بازي تيمسارها به اين نتيجه مي رسيم که موجوديت اين تيم ها در قبل از انقلاب دلايل سياسي داشته و عملاً ثابت شده است که فوتبال در اين باشگاه ها نه براي برخوردهاي ورزشي که براي سوءاستفاده هاي سياسي مورد توجه دولت ها بوده است. در مقايسه و تعبير استقلال و پرسپوليس به دو جناح سياسي کشور با مسعود ده نمکي کاملاً موافقم. درد عمده کشورهاي در حال توسعه دقيقاً در سياسي بودن، سياسي کردن و سياسي شدن همه سيستم هاي موجود در جامعه است.

    در داربي تهران... يک سري مي روند سمت استقلال، يک سري هم سمت پيروزي... بعد اين دوتا جناح... عليه هم مي جنگند. قرمز و آبي، چپ و راست. اصلاً برويم به قديم تر پايين ده و بالا ده. در اين قسمت مسعود ده نمکي مقايسه هايي مي کند که با يکديگر هم خواني ندارند. در اين جا او دست به يکسان کردن متغيرها مي زند. در حقيقت دعواي پايين ده و بالا ده هميشه بر سر آب بوده است ولي آيا اين آب است که بد است؟ دليل اينکه فوتبال در کشورهاي در حال توسعه عامل جنگ محسوب مي شود اشاعه فرهنگ غلطي است که در استاديوم ها براي سوءاستفاده هاي سياسي به دليل مشاوره هاي غلط رواج پيدا کرده است وگرنه فوتبال، بازي است و بازي خصلت همه موجودات زنده است با اين تفاوت که بازي، در گونه بشري اش با قواعد و قوانين مدرن و مشخصي همراه است. من فکر مي کنم که اينگونه تفکر فقط مي تواند در کشورهاي در حال توسعه وجود داشته باشد و تنها در اين کشورها است که مي شود جنگ، چپ و راست و نزاع پايين ده و بالا ده را با بازي استقلال و پرسپوليس مقايسه کرد. ده نمکي ادامه مي دهد وقتي بازي تمام مي شود قلعه نويي و پروين مي روند کنار فلان کانديدا عکس مي اندازند تا از او در انتخابات حمايت کنند اما در آن زمان باز هم توي استاديوم تماشاگران دارند به هم فحش مي دهند. من از ده نمکي اين سوال را دارم که مشخص کند کدام فرهنگ بد است؟ فرهنگ به هم فحش دادن يا تفاهم براي تعيين سرنوشت سياسي بين پروين و قلعه نويي؟

    سوال؛ اين دو بحث اين قدر هم که در فيلم به تصوير کشيده ايد به هم شباهت ندارند. بالاخره يک جاهايي با هم تفاوت دارند. بله يک تفاوت هست سر هر بازي استقلال- پرسپوليس سيصد، چهارصد تا اتوبوس داغان مي شود. شيشه ها مي آيد پايين... اما وقتي يکي شيشه توي دانشگاه مي شکند جنجال راه مي افتد. در دانشگاه دو جريان بر سر يک انديشه شيشه مي شکنند ولي در داربي بر سر يک غفلت.و اينکه بعضي ها دوست دارند قرمز و آبي داشته باشيم تا چپ و راست...

    و بعضي ها هم دوست دارند که چپ و راست داشته باشيم تا قرمز و آبي ولي تجربه ثابت کرده است که جوامع عاري از چپ و راست و قرمز و آبي خيلي زود به پوچي و خلأ مي رسند و بالاخره هم به همين دليل فرومي پاشند. ده نمکي فکتي از شهيد بهشتي مي آورد که در حقيقت تاييد همين نظريه است. ايشان مي گويند«اگر به بي تفاوتي کشيده شويم هلاک مي شويم.» شهيد بهشتي منظورشان بي تفاوتي به يک مورد خاص نبوده است بلکه ايشان معتقدند که بي تفاوتي به همه موارد موجود در جامعه موجب هلاک جامعه خواهد شد.

    ده نمکي مي گويد؛ يک زماني توي همين کشور گفتن کلمه «قرمزته» يا «آبيته» در تلويزيون جرم بود ولي امروز هر کاري در تلويزيون مي کنند که مردم سرگرم شوند. آيا اينقدري که پول خرج تعمير اتوبوس هاي خراب شده استاديوم مي کنند پول براي امکانات ورزشي توده ها هم مي دهند يا اينکه فقط مي خواهند سر مردم را گرم کنند. اتفاقاً در اين جا من با مسعود ده نمکي هم عقيده هستم، واقعاً هدف دولت در ورزش و به خصوص فوتبال چيست؟

    در اينجا مسعود ده نمکي حداقل براي ورزش عمومي سنگي به سينه مي زند.

    ... به مدت دو سال همه بازي ها را رفتيم. در اين دو سال هميشه بعد از بازي ها مي گويند براي اينکه ديگر بين تماشاگران دعوا نشود بايد فرهنگ سازي کنيم. بعد هم مي گويند بايد کار ريشه يي کرد و بعدش هم کاري نمي کنند... بحث من هم بر سر همين هيچ کار نکردن ها است. چرا معضلات ديده مي شود، شناخته مي شود، بررسي مي شود و حتي طرح برطرف کردن آنها هم داده مي شود ولي کاري در سطح جامعه انجام نمي پذيرد. مي دانيد چرا آقاي ده نمکي؟ چون جواب اين مساله درست در طرز تفکر خود شماست به اين پرسش و پاسخ دقت کنيد، سوال؛ شما فوتبال بازي مي کنيد؟ بله يک دوره حتي توي تيم جوانان يکي از همين دو باشگاه عضو بودم.

    سوال؛ کدام شان؟ نمي گويم.

    سوال؛ چه سال هايي؟ بعد از جنگ بود. سال 68...

    سوال؛ چرا فوتبال را ول کرديد؟ به خاطر مجروحيت جنگي. البته در آن سال ها مي خواستم چهره سياسي بشوم ديگر خوب نبود که شورت پايم کنم و بيايم توي زمين. آن دوره آنقدر خجالت مي کشيدم که با اسم مستعار عضو تيم بودم. ببينيد آقاي ده نمکي شما اگر فيلمساز نمي شديد و اتفاقاً سياستمدار مي شديد نظرتان راجع به فوتبال چگونه بود؟ شمايي که با اسم مستعار عضو باشگاه بوديد و از فوتبال بازي کردن خجالت مي کشيديد اگر مسووليتي در حکومت داشتيد براي فوتبال چکار مي کرديد؟ معضلات ورزش در کشورهاي در حال توسعه بي اهميت بودن و گاه مسخره بودن آن است، اتفاقاً درد ورزش در اين جوامع آنجاست که سياستمداران زيادي مثل شما در دولت هايشان همين نگرش شما را به فوتبال دارند. براي آنها رقابت هاي ورزشي در حقيقت همان نزاع پايين ده با بالا ده بر سر آب است و شايد هم که حتي نه در آن حد. آقاي ده نمکي در نگرش سياسي شما، آيا اين اعتقاد وجود دارد که ورزش براي هر جامعه يي مفيد است؟ آيا اين مساله را تجربه کرده ايد که رقابت هاي ورزشي در حد حرفه يي تاثير شديدي بر همه گير شدن ورزش عمومي دارد و در حقيقت مسابقات در حد حرفه يي، عامل محرکه ورزش در سطح جامعه است؟ واقعيت را بگوييد آقاي ده نمکي، فکر مي کنيد چه تعداد سياستمدار در پست هاي حساس حکومتي مثل شما از پوشيدن شورت ورزشي خجالت کشيده باشند و با اسم مستعار ورزش کرده باشند؟ کمي اين روان شناسي را براي من تشريح کنيد، شورت پوشيدن نشانه بالاشهري و پايين شهري بودن نيست همان طور که نگاه به ورزش با بالا و پايين شهر ارتباط ندارد. ورزش اتفاقاً براي از بين بردن تفاوت هاي موجود بين افراد جامعه است. ورزش براي اين است که گاه آدم هاي متفاوت يکدل، يک زبان، هم لباس، هم سو و هم قسم شوند تا با اهداف مشترکي براي پيروزي گام در ميدان بگذارند و به اين شکل وسايل تفريح و سرگرمي مردم جامعه را فراهم آورند و نيز با نشان دادن توانايي هاي ويژه با برتري در ميدان هاي بين المللي، غرورآفرين شوند و باعث سربلندي ملت و مملکت شوند.

    چه کار بايد کرد؟

    ما بايد در نهايت تکليف ورزش را در جامعه کنوني معلوم کنيم. در جوامع در حال توسعه، مواردي هستند که به علت عدم توجه، عقب افتاده محسوب مي شوند. با شواهدي که در دست است ورزش در مملکت ما يکي از اين موارد به حساب مي آيد. ورزش در جامعه در حال توسعه ما يک پايش لنگ است و در ته صف، لحظه به لحظه فاصله اش با حرکت عمومي جامعه در راه ترقي و توسعه زياد مي شود. چکار بايد کرد؟ خصوصي سازي يکي از راه هاي جبران عقب افتادگي موجود است اما آيا گروهي از طرف سازمان ورزش تعيين شده اند که در اين امر تحقيقات اوليه را شروع کنند؟ در مملکتي که تجربه خصوصي سازي زياد موفقيت آميز نبوده است بايد با احتياط و دقت کامل اقدام کرد. اين مساله طبيعي است که بخش خصوصي در زمينه سرمايه گذاري در ورزش به تناسب يک به يک فکر مي کند، اين شرايط در وهله اول بايد از طرف دولت مهيا شود. در مطالب هفته هاي آينده مي پردازيم به خصوصي سازي فوتبال در راه چهارم.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:23  
     افغاني ها عاشق کتاب هستند
    کتاب فروش قهرمان افغاني
    گروه ترجمه؛ کتاب فروشي هاي کابل اين روزها بازارهاي جديدي را مورد هدف خود قرار داده اند. اگر گشتي در خيابان هاي جنگ زده اين شهر بزنيد در مي يابيد که کتاب فروشي هاي سيار زيادي براي رساندن کتاب به دست مردمي که در نقاط دورافتاده و محروم زندگي مي کنند تاسيس شده است.

    شاه محمد رئيس پس از آنکه يک خبرنگار نروژي به نام «آسنه سيرستاد» کتابي در مورد زندگي او در کابل نوشت به شدت معروف شد. اين کتاب داستان زندگي او به عنوان يک کتاب فروش و تلاش وي براي تامين زندگي خانواده اش و در عين حال حفظ آثار ادبي جهان را تشکيل مي داد. کتاب اين خبرنگار نروژي چنان جذابيتي را در خود جاي داده بود که به پر فروش ترين کتاب سال تبديل شد.

    آقاي رئيس که خود را رسول کتاب خواني مي داند، روز گذشته به خبرنگاران گفت قصد دارد ذائقه سيري ناپذير افغاني ها براي مطالعه را حتي در دورترين نقاط اين سرزمين جنگ زده ارضا کند. او بيان داشت که به تازگي از شمال افغانستان مراجعت کرده و موفق شده در آنجا ظرف 40 روز تمام کتاب هاي خود را به فروش برساند.

    او يک اتوبوس قديمي را به کتاب فروشي سيار خود تبديل کرده و در آن يک دستشويي و آشپزخانه نيز تعبيه کرده است. اين اتوبوس به او اين فرصت را مي دهد تا تمام کتاب هاي خود را بار آن کند و آنها را به دست فراموش شده ترين مردم افغانستان برساند. او مي گويد؛ «افغاني ها عاشق کتاب هستند اما متاسفانه کتاب هاي زيادي را در اختيار ندارند... جنگ همه چيز را نابود کرد. نه تنها خانه ها و مزارع اين مردم طعمه جنگ شد بلکه روح آنها هم در اين درگيري ها از بين رفت. کتاب به افغاني ها مي آموزد با شادي به زندگي خود ادامه دهند و تمام ناراحتي ها و بلايايي که در اين دوران تلخ بر سرشان آمده را فراموش کنند. نسل جديد شيفته يادگيري هستند و آينده بسيار درخشاني دارند. من قصد دارم بار ديگر به شمال افغانستان سفر کنم تا براي آنها کتاب هاي جديدي که مردم از من خواسته بودند را ببرم. البته بدم نمي آيد که در سفرهايم سري هم به تاجيکستان بزنم و تجربياتم را در اختيار مردم آنجا نيز بگذارم.»

    آقاي رئيس از سال 1972 با وجود تمام ناآرامي هاي حاکم بر کشورش موفق به حفظ رسالتش شده و پستي و بلندي هاي تاريخ معاصر افغانستان از حمله روس ها به اين کشور در دهه 80 گرفته تا دوران طالبان و دشمني شان با ادبيات و علم نتوانسته او را از رسالتش که رساندن کتاب به دست مردم است باز دارد.

    او تقريباً به يکي از قطب هاي فروش کتاب کابل تبديل شده است و مي تواند جديد ترين کتاب هاي روز را از اقصي نقاط دنيا تهيه کرده و در اختيار مردم قرار دهد.اين مرد در افغانستان از احترام زيادي برخوردار است زيرا زندگي خود را براي رشد و توسعه ادبيات به خطر انداخته است. او در دوران سلطه کمونيست ها دو بار به زندان افتاد و طالبان هم در مقابل چشمان او با ارزش ترين کتاب هايش را به آتش افکندند. او پس از آزادي کتاب هاي خود را در انباري هاي مردم کابل پنهان کرد و خيلي از آنها را مخفيانه به پاکستان برد. پس از سقوط طالبان در سال 2001 رسانه ها براي مصاحبه با او دست و پا مي شکستند. اين مرد توسط رسانه هاي غربي «ناجي کتاب ها» نام گرفته است. با وجود درخواست هاي مکرر براي تاليف زندگي او در آخر يک نويسنده نروژي موفق به جلب رضايت آقاي رئيس شد و با کتابش تلاش هاي اين مرد براي نجات و حفظ ادبيات افغاني را به جهانيان معرفي کرد.

    در اين کتاب با مردي رو به رو هستيم که زندگي اش را سي سال براي ترويج کتاب خواني به خطر انداخته است. متاسفانه اين نويسنده از آقاي رئيس تصوير يک انسان متعصب و تا حدي دگم را ارائه داده که به زن ها کاملاً بي اهميت است و نقش آنها را در اجتماع ناديده مي گيرد.اين کتاب در اولين چاپ خود دنيا را تکان داد. اما آقاي رئيس که از «سير ستاد» دعوت کرده بود تا مدتي در کنار او، دو همسر و 5 فرزندش زندگي کند معتقد است اين مرد در حق او ناجوانمردي کرده و از اين کتاب براي محبوبيت خودش استفاده کرده است.

    منبع؛واشنگتن پست
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:22  
     بحران در مديريت بحران
     

    محسن آرمين
    بالاخره خبر استعفاي آقاي لاريجاني که بلافاصله پس از بازگشت پوتين از تهران صورت گرفته بود، با سه روز تاخير رسماًً اعلام شد.از زماني که لاريجاني در نقد سياست هسته يي دوران اصلاحات و توافقات سعدآباد و پاريس گفته بود در غلتان داديم و آب نبات گرفتيم تا زماني که وي در پرونده هسته يي به نتايجي کم وبيش مشابه راهکارهاي دوران اصلاحات رسيد، زمان زيادي گذشت. در دنيايي که روزها و بلکه ساعت ها تعيين کننده تحولات بين المللي هستند، زماني به درازاي دو سال و سه سال البته زمان کمي نيست. لاريجاني در آن روزهايي که از معاوضه در غلتان و آب نبات مي گفت، با يقين و تلاشي شگفت آور از هر موقعيت و امکاني براي برهم زدن بازي و توقف و به بن بست کشاندن يا به بن بست رسيدن اقداماتي که در چارچوب سياست هسته يي پيشين صورت مي گرفت، کوتاهي نمي کرد. تا آنجا که به نظر برخي تحليلگران تبديل آن استراتژي به استراتژي جديد به ميزان زيادي مرهون و نتيجه تلاش هاي او است. اما خارج شدن از جايگاه و مسند تبليغات رسمي کشور در کسوت رياست رسانه ملي که با تمايلات حاد سياسي به نفع يک جناح و تفکر خاص حاکم بود، و تکيه زدن به جايگاه دبيري شوراي عالي امنيت ملي و مسووليت تيم مذاکره کننده در پرونده هسته يي کافي بود تا لاريجاني از حقايق و واقعياتي که تا پيش از آن زمان قادر به ديدن آن نبود، درک بهتري پيدا کند. تجربه چند دور مذاکره با اتحاديه اروپا و درک بهتر واقعيات جاري کافي بود تا لاريجاني با فاصله گرفتن از آن موضع ديگر مذاکرات گذشته را دادوستد در غلتان و آب نبات توصيف نکند و در پاسخ به سوال هاي طعنه آميز خبرنگاران که آن جمله معروف را به او يادآور مي شدند، از ايشان بخواهد گذشته را به فراموشي بسپارند.

    لاريجاني اميدوار بود که مي تواند آب رفته را البته به شکل ديگر يا با ظاهر ديگر به جوي بازگرداند و در اصلاح و ترميم آنچه که خود در آن نقشي مهم داشت توفيقي حاصل کند. اما واقعيت دنياي امروز و گذشت بي رحم زمان که فرصت ها را بسان برق و باد با خود مي برد، اين اميد را کمرنگ مي کرد. ديگر اروپا برخلاف گذشته بيش از آنچه تصور مي شد به امريکا نزديک شده و اوضاعي متفاوت با شرايط دوران اصلاحات حاکم شده بود، آن فرصت ها از دست رفته بود، صدور قطعنامه آژانس بين المللي انرژي هسته يي عليه ايران و ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد عرصه و فضا را به کلي تغيير داده بود. با ارجاع پرونده به شوراي امنيت و صدور قطعنامه عليه ايران ديگر اين تنها ايران نبود که موضوع هسته يي برايش مساله يي حيثيتي شده بود بلکه براي طرف اروپايي نيز همين احساس پيش آمده بود و همين امر بر پيچيدگي اوضاع و سختي دستيابي به يک توافق مرضي الطرفين مي افزود.

    اما اين همه مانع از آن نمي شد که مرد جديد ديپلماسي هسته يي را از دستيابي به توافقي با اروپا اميدوار سازد توافقي که اگر چه هزينه هايي به مراتب بيشتر از آنچه در دوران اصلاحات ممکن بود، بر کشور تحميل مي کرد اما به مراتب کمتر از هزينه هايي بود که در صورت رويارويي بايد پرداخت مي شد. او اميدوار بود تا به اين ترتيب مشکل هسته يي را به گونه يي رفع و رجوع کند که ضمن رعايت مفاد قطعنامه شوراي امنيت، ايران دست کم در سطح سياسي و تبليغاتي بازنده ماجرا شناخته نشود و بتوان پايان ماجرا را حداقل به لحاظ تبليغاتي يک پيروزي جلوه گر ساخت.

    اما علاوه بر مواضع متصلب امريکا که با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت همراه بود، لاريجاني در تحقق هدف خود را با مشکل ديگري نيز مواجه مي يافت. اين مشکل برخلاف مشکل اول خارجي نبود. اگر چه تلاش مي شد تا چنين نمايانده شود که در داخل همگان درباره موضوع هسته يي نظري واحد دارند، اما پيش از همه، اين دست اندرکاران سياست هسته يي بودند که درباره چگونگي مديريت اين بحران گرفتار اختلاف نظر بودند. يک ماه پيش که احمدي نژاد در نطق علني خود به برخي اقدامات خودسرانه در مذاکره با طرف هاي اروپايي اشاره کرد، خيلي ها تصور کردند اشاره او به آقاي روحاني است، اما آنان که با واقعيات پشت پرده آشنايي داشتند به خوبي دريافتند که انگشت اشاره احمدي نژاد به سوي لاريجاني است و نه روحاني. در واقع اختلاف نظر در نحوه پيشبرد مديريت پرونده هسته يي به تدريج مشکل هسته يي را خود با مشکل جديدي مواجه ساخته بود.

    اين مشکل با آمدن پوتين به ايران پيچيده تر شد. اگرچه آقاي احمدي نژاد صريحاً اعلام کرد پوتين حامل هيچ پيامي درباره پرونده هسته يي براي ايران نبوده است اما پيش از او رسانه هاي گروهي اين جمله از آقاي لاريجاني درباره ديدار پوتين با رهبري را نقل کرده بودند که پيام شما را بررسي خواهيم کرد. اين پاسخ حاکي از آن بود که پوتين حامل پيشنهاد و مطلبي بوده که پاسخ به آن نيازمند بررسي است. ظاهراً اين پيام چنان مهم بوده که پوتين به جاي ارائه آن به همتاي خود يعني احمدي نژاد ترجيح داده بود آن را با رهبري در ميان بگذارد. از اين رو شايد منظور احمدي نژاد از اينکه پوتين حامل هيچ پيامي درباره پرونده هسته يي نبوده، اين باشد که وي حامل هيچ پيامي براي وي نبوده است.

    اگرچه هنوز براي اظهارنظر درباره علل نزديک و نهايي که منجر به استعفاي آقاي لاريجاني شده است زود باشد اما مي توان احتمال داد که اين استعفا با پيام پوتين و اختلاف نظر ميان لاريجاني و احمدي نژاد در چگونگي پاسخ بدان بي رابطه نباشد. اختلاف درباره واکنش به اين پيام به ويژه در شرايطي که زمان تصميم گيري شوراي امنيت درباره ايران و صدور قطعنامه جديد نزديک مي شود، ظاهراً لاريجاني را با توجه به تشديد اختلافات مذکور از نتيجه بخش بودن مذاکرات و تلاش هاي ديپلماتيک نااميد ساخته است.

    استعفاي لاريجاني احتمال ديگري نيز مي تواند داشته باشد. طي ماه هاي گذشته مذاکرات آژانس و مذاکرات با سولانا به نمايندگي اتحاديه اروپا در دو مشي موازي جريان داشت. مذاکره با آژانس عمدتاً در چارچوب دستگاه ديپلماسي دولت صورت مي گرفت يا دست کم اشراف دولت و احمدي نژاد بر اين مذاکرات بيشتر از مذاکراتي بود که لاريجاني شخصاً با سولانا انجام مي داد. امري که همواره مورد اعتراض و ناراحتي احمدي نژاد بوده است. مي توان چنين احتمال داد که پيام پوتين به گونه يي بوده است که اين فرصت را به احمدي نژاد داده است تا با بي حاصل بودن مذاکره با اروپا، مانع لاريجاني در انجام اين مذاکره شود. و اين يعني پايان کار لاريجاني در ديپلماسي هسته يي و ناگزيري او از استعفا.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:20  
     علي لاريجاني مذاکره کننده ارشد هسته يي کناره گيري کرد
    استعفاي ناگهاني

    گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛ علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي استعفا داد و سعيد جليلي معاون امريکا و اروپاي وزارت خارجه جايگزين وي شد. اين خبري بود که صبح روز گذشته در نشست خبري سخنگوي دولت که پس از سه هفته غيبت در جمع خبرنگاران حضور يافته بود، اعلام شد تا يکي از مهمترين خبرهايي باشد که او طي دوران سخنگويي اش در دولت نهم اعلام مي کند.به اين ترتيب نخستين ساعات صبح ديروز با اعلام اين خبر از سوي الهام همراه شد؛ «استعفاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي پذيرفته شده و مراحل جانشيني وي در حال طي شدن است.»به گفته غلامحسين الهام«علي لاريجاني به دليل مشکلات شخصي مايل بودند که در ديگر حوزه هاي سياسي جمهوري اسلامي ايران فعاليت کنند و در اين راستا تقاضاهايي را مطرح کرده بودند و اصرار به استعفا داشتند.»اشاره الهام به دو بار تقاضاي قبلي استعفا از سوي علي لاريجاني بود که گفته مي شود طي يک سال اخير به رئيس جمهوري تقديم کرده اما درخواست وي مورد موافقت قرار نگرفته بود.اما آنچه در اين ميان به عنوان دليل اصلي استعفاي علي لاريجاني مطرح مي شود، اوج گيري اختلافات داخلي بر سر چگونگي هدايت پرونده هسته يي ايران در شرايط پيش رو است. حتي برخي اخبار از اختلافات شديد او با محمود احمدي نژاد در اين راستا حکايت مي کند. با اين حال سفر ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه به ايران مهر تاييدي بر اختلافات او با رئيس جمهوري زد؛ آنجا که علي لاريجاني از پيام ويژه پوتين خطاب به دولتمردان ايراني و بررسي آن خبر داد و محمود احمدي نژاد خبر مذکور و اصل وجود هر گونه پيامي از جانب پوتين را رد کرد.پيش از آن هم با اظهارات احمدي نژاد در نطق پيش از خطبه هاي نماز جمعه روز قدس مبني بر اينکه «برخي با ترس و نگراني مذاکره مي کنند» و يا به کار بردن لفظ مذاکرات مخفيانه هسته يي، نگاه ها از يک سو به طرف علي لاريجاني و از سوي ديگر به سمت حسن روحاني که آن زمان راهي آلمان شده بود تا ديداري هم با خاوير سولانا داشته باشد، جلب شده بود و عمق اختلاف لاريجاني و احمدي نژاد اين دو رقيب پيشين انتخاباتي را بيان مي کرد.در اين بين برخي نيز از محتواي پيام رئيس جمهوري روسيه به ايران و مذاکراتي که علي لاريجاني سه شنبه هفته جاري با خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا در پيش رو داشت، به عنوان اصرار لاريجاني بر استعفا حکايت مي کنند، چرا که به باور اين صاحب نظران مذاکرات آتي در رم به درخواست اعضاي گروه 1«5 آخرين مذاکرات سولانا با مقامات تهران بر سر پرونده هسته يي است و به نتيجه نرسيدن مقامات ايراني بر سر محتواي گفت وگوهايشان در ايتاليا با توجه به محتواي پيام پوتين، دبير مستعفي شوراي عالي امنيت ملي را بيشتر از قبل به رفتن ترغيب کرده است.اما با رفتن علي لاريجاني و به عبارت بهتر کناره گيري مذاکره کننده ارشد هسته يي ايران، گمانه ديگري هم مبني بر استعفاي منوچهر متکي وزير امور خارجه در حال تقويت شدن است. اين خبر از چند ماه پيش از سوي سياسيون زمزمه مي شود و حال با استعفاي لاريجاني به نظر مي رسد که دولت نهم درصدد يکدست کردن سياست هاي خارجي دولت با ورود افراد نزديک به افکار رئيس جمهوري است.در اين راستا جايگزيني سعيد جليلي معاون امريکا و اروپاي وزارت خارجه به جاي علي لاريجاني که از روابط نزديکي با محمود احمدي نژاد برخوردار است و احتمال جايگزيني ثمره هاشمي به جاي منوچهر متکي مي تواند اخبار فوق را تاييد کند.به هر حال علي لاريجاني ديروز در حالي خبر استعفايش اعلام شد که غايب بزرگ نشست سران کشورهاي حاشيه درياي خزر در تهران بود و همين امر بيانگر آن است که او مدت هاست تصميم نهايي اش را بر کناره گيري از مهمترين مسائل امنيتي کشور گرفته است.هر چند که گفته مي شود به رغم اصرار او به کناره گيري، بسياري نيز خواهان ماندن او در کسوت دبيري شوراي عالي امنيت ملي بودند.به هر ترتيب استعفاي علي لاريجاني بي ترديد با تغيير تيم مذاکره کننده هسته يي نيز همراه خواهد بود و اين در حالي است که ايران با شرايط ويژه يي در زمينه پرونده هسته يي اش روبه رو است.علي لاريجاني روز 24 مرداد سال 1384 يک روز پس از معرفي کابينه محمود احمدي نژاد به مجلس هفتم از سوي او به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي منصوب شد و با انتصاب وي حسن روحاني پس از 16 سال کسوت دبيري شورا را به علي لاريجاني واگذار کرد.علي لاريجاني پيش از انتصابش به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي به مدت ده سال رئيس سازمان صداوسيما بود. اما اين تنها سابقه اين عضو شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب به هنگام تصدي اش بر شوراي عالي امنيت ملي نبود.او پيش از اين پست ها، بين سال هاي 1370 تا 1372 وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني هم بود و با اين حساب زماني که قدم به ساختمان شوراي عالي امنيت ملي گذاشت اگرچه در عرصه سياست خارجي مقامي نداشت، اما مي شد از او به عنوان يکي از چهره هاي سياسي و باتجربه دولت اصولگراي نهم ياد کرد.علي لاريجاني پيش از حضورش بر مسند دبيري شوراي عالي امنيت ملي جملات معروفي در خصوص پرونده هسته يي ايران داشت و طي دوران مبارزات انتخاباتي اش در نهمين انتخابات رياست جمهوري، انتقاد از سياست هاي هسته يي دولت خاتمي را سرلوحه نطق هاي انتخاباتي اش قرار داده بود.در همين نطق ها بود که جمله معروف «در مذاکرات مرواريد غلتان داديم و

    آب نبات گرفتيم» را مطرح کرد. «بازي برد - برد در پرونده هسته يي ايران» از ديگر جملات معروف علي لاريجاني بود که بارها طي مصاحبه ها و گفت وگوهايش عنوان مي کرد.او همچنين بر اين نظر بود که دولت نهم در ديپلماسي داراي تکنيک ها و ابتکارات متفاوتي است.به هر حال زماني که لاريجاني جايگزين حسن روحاني شد، هنوز پرونده ايران راهي شوراي امنيت سازمان ملل نشده بود و ايران به رغم صدور چندين قطعنامه در شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي، هنوز تصويب دو قطعنامه شوراي امنيت را مبني بر آغاز تحريم هاي هسته يي ايران تجربه نکرده بود.پرونده هسته يي ايران طي 26 ماه گذشته اگرچه با مذاکرات هسته يي بسياري با حضور علي لاريجاني به عنوان مذاکره کننده ارشد هسته يي ايران همراه بوده اما دو قطعنامه نيز بر صفحاتش نقش بسته و به نظر مي رسد روزهاي پاياني حضور او در شوراي عالي امنيت ملي نيز با انتظار صدور قطعنامه يي ديگر همراه بوده است.اما آنچه در کنار خبر پذيرش استعفاي غيرمنتظره علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي بيش از همه موجب تعجب شد، خبر انتصاب سعيد جليلي معاون امريکا و اروپاي وزارت خارجه است که چهره چندان آشنايي در عرصه سياست خارجي نيست و شايد تنها دليل انتخاب وي نزديکي اش به رئيس جمهوري باشد.جليلي 42 ساله دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) و متولد شهر مشهد است و يکي از گزينه هاي مطرح شده از طرف محمود احمدي نژاد براي تصدي پست وزارت امور خارجه در کنار علي لاريجاني و منوچهر متکي بود.گفته مي شود جانشين علي لاريجاني در زمان جنگ تحميلي نيز به عنوان نيروي بسيجي در جبهه هاي جنگ حضور داشته است. با اين وجود طي دو سال گذشته نام او تنها در چند مورد آن هم به عنوان پيام رسان ويژه رئيس جمهوري به نخست وزير ايتاليا و حضور در سفر رئيس جمهوري به نيويورک مشهود بوده است.در کنار اين مسائل يکي از مهمترين مباحثي که اکنون مطرح مي شود، سرانجام مذاکرات آتي ايران با خاوير سولانا است، چرا که بنا به درخواست اعضاي گروه 1«5 مذاکرات پيش رو بايد آخرين مذاکرات جاري ميان تهران و اتحاديه اروپا باشد و با اين حساب عدم حضور علي لاريجاني در ايتاليا مي تواند بر روند مذاکرات تاثير بگذارد.

    به نظر مي رسد استعفاي لاريجاني مقامات ايران را دچار اين سردرگمي کرده که براي مذاکرات سرنوشت ساز رم چه کسي را راهي ايتاليا کنند. همچنان که «غلامحسين الهام» سخنگوي دولت در پاسخ به اين سوال که با پذيرفته شدن استعفاي «علي لاريجاني»، چه کسي اين هفته با «خاوير سولانا» مذاکره مي کند، گفت؛ ممکن است آقاي لاريجاني در مذاکرات حضور يابد. ممکن است آقاي جليلي و لاريجاني با يکديگر به مذاکرات بروند و يا ممکن است صرفاً آقاي جليلي برود.

    به باور الهام، مساله مهم ادامه گفت وگوها و دنبال کردن سياست ها است.او البته اين نکته را نيز مورد تاکيد قرار داد که استعفاي لاريجاني به معناي تغيير و دگرگوني در سياست ها و برنامه ها نيست و اصل سياست ها با رويکرد مشترک دنبال مي شود.الهام افزود؛ مهم نيست که شکل کار چگونه باشد و چه کسي مذاکره کند، بلکه مهم اين است هر کسي که مذاکره مي کند از سوي نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست ها کار پيش مي رود.

    با اين وجود مذاکرات آتي و اينکه چه کسي سکان کشتي پرونده هسته يي را به دست خواهد گرفت، با استعفاي علي لاريجاني مذاکره کننده ارشد هسته يي در هاله يي از ابهام فرو رفته است. اما در کنار اين تحولات به گفته الهام ديدار روز سه شنبه ايران و اروپا به قوت خود باقي است. همچنان که مقامات اتحاديه اروپا نيز ديروز پس از استعفاي علي لاريجاني بر ادامه مذاکرات هسته يي با ايران در رم تاکيد کردند.

    حال چنانچه اين مذاکرات بدون تغييري انجام شود، سعيد جليلي جانشين لاريجاني را بايد خوش شانس تر از دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي بدانيم، چرا که با روي کار آمدن علي لاريجاني به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي، اروپا مذاکراتش با ايران را به بهانه آغاز به کار يو سي اف اصفهان قطع کرد و اگر مذاکرات ايران و اروپا در اين برهه خاص از پرونده هسته يي ايران ادامه يابد، سعيد جليلي فعاليتش را با «شانس يک تازه کار» در مسند دبيري شوراي عالي امنيت ملي آغاز خواهد کرد.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:19  
     رفتار سياسى حجت‌‌الاسلام والمسلمين مهدى کروبى
    تحليلى بر مواضع اخير دبير کل حزب اعتماد ملي روانشناسى سياسى رفتار انتخاباتى مهدى کروبي
    اميرعلى اسکندري
    شناخت انگيزه‌هاى آشکار تصميم‌گيرى‌هاى سياسى توسط بازيگران موضوعى ساده است و احتياج زيادى به روش‌هاى روانشناسانه ندارد. اما اين اعوجاجات درونى انگيزش‌هاى سياسى افراد است که بسيارى از صاحب‌نظران روانشناسى سياسى را به خود مشغول کرده است.
    بسيارى از نويسندگان در اين زمينه معتقدند که اغلب سياستمداران نيز مانند انسان‌هاى ديگر مبرى از انگيزه‌هاى شخصى نيستند و مانند هر شغل و حرفه ديگر، منافعشان را در زندگى سياسى جستجو مى‌کنند.
    البته اگر چه اين بحث در قبال برخى از سياستمداران ملتزم به ايستارهاى غيرشخصى مغشوش است اما حداقل در قبال تصميم‌گيرى‌هاى رفتار سياسى حجت‌‌الاسلام والمسلمين مهدى کروبى دبيرکل حزب اعتماد ملى تا حدود زيادى دلالت‌هاى نقلى و عينى افاده از انگيزه‌هاى مشخص ايشان براى بازگشت به قدرت دارد.
    حجت الاسلام کروبى به صراحت درباره هدف تشکيل حزب اعتماد ملى مى‌گويد: “برنامه‌ما قطعا گرفتن دولت و قدرت و بازگشت به آن است. اصولا حزب مى‌آيد که قدرت را در دست بگيرد و در اکثريت باشد”.
    در روانشناسى سياسى شخصيت حجت الاسلام کروبى با بررسى دو تجربه انشعاب و انشقاق ايشان از جامعه روحانيت مبارز در سال 66 و مجمع روحانيون مبارز در سال 84 نمى‌توان انگيزه‌هاى شخصى ايشان و علاقه به حضور در سازمان رسمى قدرت را ناديده گرفت.
    اگرچه در مجلس ششم کروبى به رياست مجلس رسيد و محتشمى‌پور هم رئيس فراکسيون دوم خرداد شد اما در همان زمان نيز super structure جريان دوم خرداد يعنى حجت الاسلام سيدمحمد خاتمى انگيزه‌هاى درونى کروبى را قلقلک مى‌داد.
    در انتخابات مجلس هفتم نه کروبي، نه انصاري، نه منتجب نيا، و نه هيچ يک از اعضاى مجمع به مجلس راه نيافتند. پس از اين انتخابات کروبى سکوت را شکست و حرف‌هاى فرو خورده چند ساله‌اش را بيرون ريخت. وى ناکامى‌هاى اصلاح‌طلبان در انتخابات را ناشى از گلى دانست که دوم خردادى‌ها بر سرشان زدند و انتخابات را تحريم کردند. در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، حجت‌الاسلام مهدى کروبى به عنوان دبيرکل مجمع روحانيون تصميم به نامزدى در صحنه انتخابات گرفت. اين در حالى بود که مشارکت و سازمان مجاهدين مصطفى معين را به ميدان فرستاده بودند. حجت الاسلام خاتمى که در آن زمان رئيس جمهور بود، موسوى خوئينى‌ها، موسوى بجنوردي، محمد على ابطحى و بسيارى از اعضاى ديگر مجمع نيز حاضر نشدند در رکاب کروبى به ميدان انتخابات بيايند. در اين بين حمايت مجيد انصارى از هاشمى رفسنجانى نيز براى کروبى خيلى گران تمام شد. چنين برخوردى از جانب مجمع سبب شد کروبى حسابش را از ساير سابقون مجمع جدا کند و حزب اعتماد ملى را در سال 84 تاسيس نمايد.
    اگرچه بدنه حزب اعتماد ملى مدعى است قصد ندارد به عنوان محوريت جريان اصلاحات و ستون اصلى و فرعى و ... آن وارد عمل شود اما واقعيت آن است که مهدى کروبى با تاکيد بر تمايزات خود و حزب متبوعش با ساير گروه‌هاى دوم خردادى بر پرچمدارى جريان اصلاحات مصلحانه مصر است.
    چندى پيش حجت الاسلام و المسلمين مهدى کروبى در جمع خبرنگاران گفته بود: “من يک دستگاه جوشکارى زير بغل دارم و مدام به دنبال جوش زدن هستم.” وى همچنين افزوده است: “من ديگر حمالى ديگران را نمى‌کنم. من هزينه خواهم داد و کار خواهم کرد ولى براى کسانى که به، آنها اعتقاد دارم و نه براى غير از اين.” دبيرکل حزب اعتماد ملى در ادامه ضمن اشاره به عده قليلى که موجب شکست اصلاحات شدند خاطر نشان کرده است: “همان عده دوباره مى‌خواهند کلاه جديد بر سر ما بگذارند... من ديگر زير بار آنها نخواهم رفت... اصلاح‌طلبان هيچ اختلافى با هم ندارند چون همه مى‌دانيم اختلاف سر سفره‌اى است که گوشت و برنج و پلو باشد، سر سفره خالى کسى دعوا نمى‌کند...”
    احتجاجات صحيح و سقيم حجت الاسلام مهدى کروبى در آسيب‌شناسى فرآيند ائتلاف‌سازى در جبهه دوم خرداد قبل از هر چيز اذهان را به يافتن سر منشا اختلافات بين کروبى و عده قليلى که وى عنوان “صحنه‌گردانان فريبکار” را به آنها داده است، رهنمون مى‌سازد. در واقع محل بحث و اختلاف کروبى با دوم خردادى‌ها کجاست که وى را وادار ساخته به صراحت اعلام کند “ما به هيچ وجه وارد اين ائتلاف نخواهيم شد.” البته نبايد فراموش کرد تصميم‌گيرى سياسى بازيگران در عرصه‌هاى مختلف محصول چندين عامل است و انگيزه‌هاى روانى فرد تنها بخشى از فرآيند يک تصميم‌گيرى است. فشار افکار عمومي، فشار گروه‌هاى اجتماعي، محيط سازمانى تصميم‌گيرنده، ميزان اطلاعات در دسترس تصميم‌گيرنده، هزينه‌هاى تصميم‌گيرى و عوامل موثر به يک تصميم‌گيرى سياسى را شکل مى‌دهند که البته در مورد تصميمات و رفتار سياسى حجت الاسلام کروبى تمام اين فاکتورها قابل بحث هستند و طبيعى است که مجال حاضر فرصت پرداخت شامل و کامل را فراهم نخواهد کرد. به هر حال رفتار سياسي، مصاحبه‌ها، اظهارات مختلف کروبى که گاهى به نعل و گاهى به ميخ است به راحتى در اين چارچوب تحليلى روانى مى‌گنجد.
    اما علاوه بر اين مباحث حجت الاسلام کروبى را بايد در زمره اعتداليون و فحول جريان دوم خرداد دسته‌بندى کرد. ايشان بارها بر مبانى انقلاب، نظام و رهبرى تاکيد کرده‌اند هر چند بازگشت به قدرت در چارچوب استراتژى حزب اعتماد ملى نقش محورى را بازى مى‌کند.
    در واقع علاقه به قدرت در نزد کروبى را نمى‌توان امرى مذموم برشمرد. وى سعى دارد ضمن پايبندى به چارچوب‌هاى قانونى نظام در راستاى تکثر سياسى فعاليت‌هاى خود را ادامه دهد. اما تحرکات اخير رسانه‌اى مهدى کروبى را صرفا مى‌توان در مسير هرچه بيشتر رسانه‌اى شدن حزب اعتماد ملى و انديشيدن به موفقيت‌ در انتخابات دانست.
    اين تصور که مهدى کروبى مى‌تواند برگ برنده اصولگرايان واقع شود و به گفته تاجرنيا از حزب مشارکت نوعى عهد اخوت نانوشته بين او و اصولگرايان وجود دارد افسانه‌‌اى خيال‌انگيز است که نه اصولگرايان آن را باور مى‌کنند و نه خود آقاى کروبي.
    مهدى کروبى و حزب متبوعش قصد دارند به عنوان يک جريان نوظهور در کشور با نقد آسيب‌هاى اصلاحات مسير فعاليت سياسى خود را وارد فاز جديد و متفاوتى کند که در برخى جاها مورد تائيد اصولگرايان و درخيلى جاها متفاوت و حتى متعارض با آنهاست اما از آنجا که کروبى ثابت کرد به چارچوب‌هاى قانون اساسى وفادار است حيات حرکت حزب اعتماد ملى تا آينده‌اى در دست با التزام متداوم و مستمر آن به مبانى قانونى نظام ادامه خواهد يافت.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:17  
     دليل استعفاي لاريجاني
    پس لرزه هاي يک استعفا

    استعفاي علي لاريجاني از سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي و جايگزيني سعيد جليلي معاون کنوني امريکا و اروپاي وزارت امور خارجه مهمترين خبر روز گذشته در سطح ايران و جهان بود که از سوي غلامحسين الهام ، سخنگوي دولت در جمع خبرنگاران اعلام شد.
    اين خبر آنچنان اهميت و بازتابي داشت که علاوه بر منابع داخلي ، در صدر اخبار رسانه هاي جهان قرار گرفت. منابع داخلي به واکنش مقامات کشورمان به اين استعفا پرداختند و خط سير خبري خود را تجليل از لاريجاني و معرفي جليلي قرار دادند و منابع خارجي به ويژه رسانه هاي غرب در شيطنتي تازه از اين استعفا به اختلافات داخلي در کشور برداشت و تلاش کردند اين موضوع را به گونه اي به مخاطبان القا کنند، اما واکنش سخنگوي سولانا خيلي زود رسانه هاي غربي را خلع سلاح کرد، چرا که وي به صراحت اعلام کرد؛ سولانا با جانشين علي لاريجاني مذاکره کننده ارشد ايراني ديدار خواهد کرد و در برنامه ديدار سه شنبه اين هفته دوطرف در رم خللي ايجاد نشده است.
    سخنگوي دولت درباره دليل استعفاي لاريجاني در نشست هفتگي خود با خبرنگاران گفت که لاريجاني قصد دارد در ديگر حوزه هاي سياسي جمهوري اسلامي ايران فعاليت کند.
    الهام تاکيد کرد که لاريجاني اصرار بر استعفا داشته و اين استعفا نيز پذيرفته شده است و قرار است جليلي ، جايگزين قطعي دبير مستعفي باشد. الهام به اين نکته نيز اشاره کرد که لاريجاني چندين بار استعفا کرده که در نهايت اين بار از سوي رئيس جمهور پذيرفته شده است.
    پذيرش استعفاي دبير شوراي عالي امنيت ملي در حالي از سوي سخنگوي دولت اعلام شد که بنا بر درخواست اتحاديه اروپايي و پيگيري هاي خاوير سولانا، قرار بود سه شنبه و در رم گفتگوي بين لاريجاني و سولانا صورت پذيرد.
    سخنگوي دولت درخصوص برگزاري چنين ديداري و تاثير استعفاي لاريجاني بر ديدار و مذاکره اين هفته با سولانا و احتمال لغو اين ديدار نيز اعلام کرد که چنين ديداري لغو نشده و ديدارها و سياست هاي جمهوري اسلامي ايران و مسائل هسته اي روال خود را دارد.
    وي تاکيد کرد: سياست ها خيلي روشن و محکم و تثبيت شده است و احيانا با تغييرات مديريتي ، هيچ برنامه اي تغيير نمي کند و اين هيچ ارتباطي با اصل سياست هاي جمهوري اسلامي ايران در عرصه هسته اي و امنيت ملي ندارد و آنها محکم و تثبيت شده هستند. الهام اين نکته را نيز يادآور شد: منعي براي حضور لاريجاني در مذاکرات وجود ندارد و شايد آقاي لاريجاني با آقاي جليلي در مذاکره با سولانا حضورپيدا کنند.
    وي اظهار کرد که تغيير شخص به معناي تغيير و دگرگوني در برنامه ها و سياست ها نيست.

    اصل ، مذاکرات است و اين مذاکرات در چارچوب منافع ملي و سياست هاي اتخاذ شده از قبل دنبال مي شود و تغييري در سياست ها ايجاد نمي شود.
    استعفاي علي لاريجاني از سمت دبير شوراي عالي امنيت ملي که يکي از تحولات مهم کشور به شمار مي رفت ، باعث شد محمدنبي رودکي ، نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي از بررسي دليل اين استعفا در کميسيون خبر دهد.
    رودکي با مثبت ارزيابي کردن عملکرد لاريجاني در بحث هسته اي کشور تاکيد کرد: تلاش و پيگيري هاي لاريجاني و اداره جلسات و ملاقات در روند بحث هسته اي ايران نشان مي دهد که لاريجاني در دوره مسووليت خود موفق بوده است.
    وي افزود: لاريجاني به جهت توانمندي هاي فردي و علمي و داشتن دکتراي فلسفه از نظر فلسفه و منطق ، آگاهي علمي خود را در مذاکرات بخوبي به کار مي گرفت.
    محسن رضايي ، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز سياست هاي علي لاريجاني در دوره مسووليت وي را موفق و خنثي کننده بسياري از تهديدها خواند.
    وي در واکنش به استعفاي دبير شوراي عالي امنيت ملي ، گفت: آقاي لاريجاني در مدتي که مسووليت داشتند، سياست هايي را در چارچوب تدابير رهبري به خرج دادند که توانسته بود بسياري از تهديدها را خنثي کند.
    رضايي گفت: لاريجاني در طول مدت مسووليت خود، 3 کار مهم را انجام داد؛ ابتدا تشکيل کميته سه جانبه بين ايران ، امريکا و عراق ، کار دوم مذاکرات سازنده با سولانا که بارها تيغ امريکا را کند کرد و سومين موفقيت ايشان هم قانع کردن البرادعي براي موضع گيري در برابر امريکا بود.

    لاريجاني در شرايط سخت پرونده هسته اي موفق بود

    رضا طلايي نيک ، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز لاريجاني را تکيه گاه موفقي براي دولت و نظام دانست و تاکيد کرد: لاريجاني در يکي از سخت ترين شرايط پرونده هسته اي مسووليت خود را با موفقيت انجام داد. وي افزود: مديريت موفق لاريجاني در پيگيري پرونده هسته اي موجب فرصت سازي اجرايي در داخل و ظرفيت سازي سياسي در خارج از کشور شد.

    اظهار تاسف احمد توکلي از تغيير لاريجاني

    احمد توکلي ، رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس درباره استعفاي علي لاريجاني گفت: به عنوان حامي جدي آقاي احمدي نژاد در ايفاي حق ملت ايران از اين جابه جايي بسيار متاسف شدم. توکلي تاکيد کرد: از نظر حيثيت حقوقي نيز علي لاريجاني هم به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي منصوب رئيس جمهور بود و هم نماينده رهبري در شوراي امنيت ملي و طبيعتا جايگاه حقوقي ايشان وزني به ايشان مي داد که مثل جايگاه سياسي و اجرايي باسابقه ، قدرت او را در چانه زني و استيفاي حقوق ملت بيشتر مي کرد.

    پشتوانه نظام بود

    حميدرضا حاج بابايي ، عضو هيات رئيسه مجلس و کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي با قدرداني از زحمات علي لاريجاني در سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي گفت: لاريجاني از چهره هاي خدوم ، خدمتگذار و پشتوانه محکمي براي تفکر ولايي و ارزشهاي نظام است که در طول دهه هاي گذشته خدمات شايسته اي ارائه کرده و در همه فرصتها در مسير انقلاب گام برداشته است.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:16  
     محسن رضايي: مديريت لاريجانى موفق و پر دستاورد بود
    دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: آقاى لاريجانى در مدتى که دبير شوراى عالى امنيت ملى بودند با سياست‌هاى خوب خود در چارچوب تدابير مقام معظم رهبرى از بسيارى تهديدات با تدبير و منطق عبور کردند.
    به گزارش ايسنا، محسن رضايى که پس از پايان جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام و ساعتى پس از انتشار خبر استعفاى على لاريجانى در جمع خبرنگاران، سخن مى‌گفت، با بيان اين‌که دوره‌مسئوليت دبير شوراى عالى امنيت ملى بسيار موفق بود، گفت: از فعاليت‌هاى آقاى لاريجانى مى‌توان تشکيل کميته‌ى امنيت سه جانبه بين ايران، آمريکا و عراق، مذاکرات سازنده با سولانا که بارها تيغ آمريکا را کند کرد و موفقيت ايشان در قانع‌کردن البرادعى در مقابل موضع‌گيرى‌هاى آمريکا و جلوگيرى از سوءاستفاده‌ دشمنان نظام را برشمرد.
    وى هم‌چنين با اشاره به اين‌که تهديدات دشمنان را نبايد دستکم گرفت، اظهار داشت: ملت ايران همواره در مقابل اين تهديدات ايستادگى کرده و هيچ‌گونه ترسى نسبت به اين تهديدات ندارد. ما معتقديم که با تدبير و منطق مى‌شود از اين تهديدات عبور کرد.
    محسن رضايى در ادامه، سفر ولاديمير پوتين به ايران را فرصت بسيار مناسب و خوبى براى جمهورى اسلامى ايران دانست و اظهار داشت: اگرچه اختلاف‌هاى روسيه و آمريکا از مهمترين عوامل انجام اين سفر بود و روس‌ها براى حذف طرح سپر موشکى اين سفر را انجام دادند، ولى ايران توانست بهره‌بردارى مناسبى از اين سفر داشته باشد.
    دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگر اين گفتگو درباره اخبار منتشرشده مبنى بر ائتلاف وى با قاليباف در انتخابات مجلس هشتم، گفت: ما با همه‌ دوستان رابطه‌ نزديک داريم و تلاش مى‌کنيم تا همه در جبهه‌ اصولگرايى حضور داشته باشند.
    وى افزود: جبهه‌ اصولگرا بايد فراگير باشد و به نظر مى‌رسد انتخابات آينده پررقابت است؛ البته اصولگرايان بايد تلاش کنند تا جبهه‌ اصولگرايى فراگيرى به‌وجود آيد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:14  
      کانديداها بايد مورد اعتماد مردم باشند
    مهندس سيد مرتضى نبوى در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان: کانديداها بايد مورد اعتماد مردم باشند
    مسئول کميته سياسى جامعه اسلامى مهندسين گفت: کانديداها علاوه بر داشتن شاخص هاى تعريف شده در احزاب‌، بايد مورد اعتماد مردم باشند.
    مرتضى نبوى در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان‌گفت: در معرفى کانديدا بايد اعتماد به همراه صداقت تعهد و تدين‌،تخصص و تجربه از ويژگى هاى نامزدها باشد که اگر داراى چنين خصوصياتى باشند يک عنصر کارآمد و مورد اقبال و پسند عمومى خواهند بود.
    وى تصريح کرد: من با شاخص هايى همچون داشتن پول بيشتر برخورد نداشتم وقتى که کانديدا شدم در ليست جامعه روحانيت مبارز قرار گرفتم و چنين شاخص هايى مطرح نبود.
    نبوى افزود: بدترين شاخص مسائل مالى و اعمال نفوذ ثروت و قدرت است و اگر صاحبان قدرت و ثروت در مقام اين بربيايند که مراکزى که با راى مردم تشکيل مى شوند به تصاحب خودشان در بياورند در آن صورت کسانى به مجلس مثلا همين دوره هشتم خواهند رفت که نماينده قدرت و ثروت خواهند بود و همچنين گروهى بجاى اينکه در خدمت جامعه ،مردم و پيشرفت باشند در خدمت منافع ثروت و قدرت قرار خواهند گرفت.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:13  
     نوه امام(ره) :نيروهاى نظامى نبايد بازيچه دست سياستمداران شوند

     

     
    071616.jpg
    نوه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامى ايران گفت: اگر نيروهاى نظامى بخواهند براى هميشه با دل هاى مردم پيوند برقرار كنند، بايد سعى كنند خود را درگير و روبه روى هيچ قشرى از مردم قرار ندهند و با همه مثل پدر رفتار كنند. به گزارش ايسنا ،سيدحسن خمينى طى سخنانى در جمع روحانيون عقيدتى سياسى ارتش در حرم مطهر امام خمينى(ره) اظهار كرد: در آغازين روزهاى انقلاب و دفاع مقدس، ارتش همراه نيروهاى مردمى در مقابل دشمن ايستاد و مقاومت كرد و مى توان گفت يكى از بزرگترين عوامل متفاوت بودن ارتش جمهورى اسلامى ايران، داشتن ريشه  مردمى و دينى است. وى خطاب به روحانيون حاضر گفت: قطعا ًحضور شما روحانيون در محيط هاى نظامى هم ايجادكننده پيوندى است كه اگر وجود نداشته باشد، حكومت مانند حكومت رضاشاه سقوط مى كند. وى افزود: نيروهاى نظامى نبايد بازيچه  دست سياستمداران شوند؛ زيرا ورود آن ها به اين عرصه باعث مى شود كه آن ها مردم را از دست بدهند، تأكيد امام(ره) براى عدم ورود نظاميان به عرصه  سياسى نيز شايد به همين دليل بود. نوه امام خمينى(ره) اظهار كرد: وطن و خاك به ذات اصالت ندارد، بلكه مرز، جامعه اسلامى و حكومت اسلامى بودن است كه ارزش مضاعف به اين خاك مى دهد، به همين دليل اگر ارتش و ارتشى در دل با دين پيوند داشته باشند، ايستادگى اش چندبرابر خواهد شد. فرزند يادگار حضرت امام همچنين با اشاره به شعار منتخب هفته نيروى انتظامى گفت: همه  ما بايد تلاش كنيم آن چه در رمضان درباره افزايش معنويت شاهد هستيم، تداوم بخشيم ،زيرا اگر معنويت رمضانى را به عنوان هنجار و ارزش اجتماعى ببينيم، بر آن تأكيد و آن را در جامعه بارور كنيم، ناخودآگاه كنترل هاى غيررسمى در جامعه تقويت مى شود و اين بزرگترين كمك به پليس است. سيدحسن خمينى طى سخنانى در جمع فرماندهان، روحانيون و پرسنل نيروى انتظامى در حرم مطهر امام خمينى(ره) اظهار كرد: جامعه شناسان براى هر جامعه دو نوع كنترل تعريف كرده اند،يكى از آن ها كنترل رسمى است كه توسط مسئولان اعمال مى شود و لازمه وجود حكومت هاست، البته اين كنترل درصد بسيار كمى از كنترل جامعه را بر عهده دارد. وى افزود: آن چه جامعه را نسبت به ارزش ها پاسدارى مى كند كنترل هاى غيررسمى موجود است كه بايد آن ها را شناخت و به آن ها بها داد. اين نوع كنترل، كنترلى است كه آحاد جامعه نسبت به يكديگر دارند، بدون اين كه مسئوليتى به آن ها واگذار شده باشد و شايد به همين دليل باشد كه در محيط هاى كوچك مثل روستاها ناهنجارى كمتر اتفاق مى افتد،زيرا كنترل غيررسمى در اين محيط ها بيشتر است. نوه  امام خمينى(ره) گفت: اگر جامعه داراى كنترل هاى غيررسمى قوى تر و درهم تنيدگى بيشترى باشد، حركت آن به سمت ناهنجارى به مراتب كمتر است، زيرا بزرگترين عامل كنترل يك جامعه كنترل نامرئى و غيررسمى جامعه نسبت به خود است. سيدحسن خمينى اظهار كرد: كنترل غيررسمى همواره بر مدار ارزش هايى است كه جامعه آن را قبول دارد، ضمن اين كه كنترل هاى غيررسمى با هنجارها پيوندى روشن منطقى دارد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:30  
     هاشمى رفسنجانى:در صورت عدم انتخاب مسير درست دچار خسارات سنگينى مى شويم

     
    071607.jpg
    رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين كه شهدا راهى درست را انتخاب كردند،گفت: شهدا مسير حركت انسانى را به درستى تشخيص دادند و انتخاب صحيح آنها مى تواند براى ما يك راهنمايى درست باشد. وى افزود: ما بايد در حركت هاى خود مسير درست را انتخاب كنيم وگرنه دچار خسارت هاى سنگينى خواهيم شد. به گزارش ايسنا،هاشمى رفسنجانى طى سخنانى در يادواره  شهداى منطقه  گلشهر با اشاره به جمعيت حاضر در مراسم اظهار كرد: چنين جلسه باشكوهى در دوازدهمين يادواره  شهدا جاى قدردانى دارد. من در جلسات مختلفى از يادواره شهدا شركت كرده ام؛ اما در هيچ كجا جلسه اى به اين باشكوهى نديده ام. وى ادامه داد: زندگى دنيايى در بهترين شرايط آلوده با مشكلات است؛ اما سعادت واقعى در آن دنياست و همان مسيرى كه شهدا رفتند. خانواده هاى شهدا و جانبازان نبايد هيچ گاه احساس كمبود كنند. مشكلات و سختى ها ممكن است زياد باشد، اما آن چه پشتوانه راه ماست و ما را شادمان مى كند، اين است كه شهدا انتخاب درستى كرده اند. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به نجات كشورمان از شر دشمنان با فداكارى شهدا و جانبازان گفت: اگر روحيه  ايثارگرى در مردم نبود و داوطلبان بسيجى جبهه ها را پر نمى كردند و جوانان پرشور اين جامعه به جبهه نمى رفتند، خدا مى داند بر سر انقلاب و ايران ما چه آمده بود. غرب و شرق و ارتجاع هرچه مى خواستند در جنگ داشتند، اما ما تنها بوديم و هيچ كشورى به ما كمك مجانى نمى كرد. اين حقانيت انقلاب ما بود كه باعث شد نظام ما حفظ شود. انقلاب  ما قرآنى بوده است و قرآن هم به ما كمك كرده است. هاشمى  رفسنجانى گفت: من به خانواده هاى شهدا عرض مى كنم كه هيچ قطعه اى در تاريخ ايران به عظمت دوران دفاع مقدس در تاريخ وجود ندارد. وى با اشاره به سرنوشت خفت بار صدام، افزود: امثال صدام و منافقين امروز وضعيت شان بسيار بد است، حتى آمريكايى ها هم كه از صدام حمايت كردند هر روز در عراق جنازه به آمريكا مى دهند و روزانه اين همه هزينه مى كنند و سوغاتشان براى مردم آمريكا جنازه و مجروح و شكست است. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام خطاب به خانواده هاى شهدا گفت: اين قطعه  تاريخى(دوران دفاع مقدس) كه شما خلق كرديد در تاريخ بى نظير است و منطقه  اسلامشهر از هر نقطه  ديگرى در كشورمان بيشتر شهيد داده است و من خود را مديون خانواده هاى شهيدان و خون شهيدان مى دانم.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:28  
     رونق و نشاط سياسى در تعدد و تکثر احزاب
    عسکر اولادى در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران: ائتلاف فشرده تر اصولگرايان را کليد خواهيم زد
    دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبرى گفت: تعدد و تکثر احزاب مى تواند نشانگر رونق و نشاط سياسى و رقابت بيشتر و در نتيجه مشارکت سياسى و گسترده تر در جامعه باشد.
    حبيب الله عسکراولادى در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با تاکيد بر اينکه تعدد احزاب مى تواند نشانگر رونق ونشاط سياسى باشد ادغام احزاب در يکديگر را رد کرد وافزود: تعدد و تکثر احزاب مى تواند نشانگر رونق و نشاط سياسى و رقابت بيشتر و درنتيجه مشارکت سياسى بهتر و گسترده تر در جامعه باشد اما مشروط به اينکه هر حزب يک تفکر سياسى و يا تئورى سياسى را نمايندگى کند و در متن جامعه حضور و براى مشکلات مردم راه حل داشته باشند اما به نظر مى رسد بسيارى از احزابى که از کميسيون ماده ده احزاب مجوز فعاليت سياسى گرفته اند تئورى سياسى مشخصى را براى اداره جامعه ارائه نکرده اند و حتى تعداد اعضاى واقعى برخى از آن ها کمتر از تعداد انگشتان دو دست باشد بنابراين مى توان دريافت که برخى از اين احزاب فقط يک تيتر و عنوان دارند و دامنه حضورشان در جامعه بيشتر مربوط به موضع گيرى هاى دبيرکل آنان آن هم در زمان انتخابات است.
    عضو شوراى مرکزى حزب موتلفه اسلامى همچنين ادغام احزاب در يکديگر را ممکن ندانست و اظهار داشت: ادغام اين تشکل ها به دليل اختلافات اعضاى آنها و قرائت گوناگون آنها در مورد تقسيم قدرت هم ممکن نيست البته درهر انتخابات به صورت موسمى ممکن است ائتلافى شکل بگيرد اما پس از اين انتخابات وحدت و همگرايى منجر به واگرايى مى شود و رهبران ائتلاف توفيق قدرت به صورت عادلانه و منطقى را پيدا نمى کنند.عسکراولادى در ادامه در خصوص همگرايى اردوگاه اصولگرايان و حضور جريان رقيب در عرصه انتخاباتى تصريح کرد: جريان اصولگرا با سازوکار شوراى 6+5 يک سمت و سوى خوبى را براى رسيدن به وحدت طى مى کند البته در آينده نزديک براى انتخابات آينده يک دوره تمرين رقابت فشرده تر را کليد خواهيم زد تا در جريان دوم خرداد هم ما شاهد نوعى همگرايى مثبت وسازنده باشيم زيرا رقابت سالم جناح ها موجب شرکت گسترده تر مردم و انتخابات هم نهايت شرکت حداکثرى ملت خواهد بود.دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبرى در ادامه افزود: ما يک جريان سياسى در کشور داريم که کارکرد حزبى دارد اما حزب نيست و آن جريان فکرى و سياسى مراجع عاليقدر مدرسين و روحانيت و حوزه هاى علميه است بنابراين تعريف نسبت احزاب سياسى که يک شکل مدرن دارند با اين جريان اصيل به لحاظ توسعه سياسى و پيشرفت کشور خيلى مهم ارزيابى مى شود.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:26  
      آغاز فعاليت‌هاى پر حجم براى ورود به انتخابات مجلس
    احزاب و انتخابات آتي
    على نمازى
    رفته رفته به انتخابات مجلس شوراى اسلامى نزديک مى‌شويم و گروه‌ها و احزاب و جناح‌هاى سياسى فعاليت‌هاى پر حجمى را براى ورود در اين انتخابات آغاز کرده‌اند. اصولگرايان، عمده تلاش خود را بر ائتلاف و حفظ يکپارچگى مصروف داشته‌اند و در پى آن هستند که با تفرق و دسته دسته شدن خود، آراى مردم را متفرق و پراکنده نکنند. اصلاحاتيان نيز در جاى خود، پيگير ائتلافند، هر چند مشکلات فراوانى پيش روى دارند. علاوه بر اين، اقدامات ديگرى نيز در دستور کارى آنها قرار دارد. بوالعجب اينکه آنها با استفاده از پتانسيل برخى شخصيت‌هاى بزرگ سعى در الصاق خود به بدنه اصيل انقلاب دارند و اصولگرايان (خصوصا طيف دولت) را منحرفين از خط امام مى‌شمارند! همچنين آنان با تکيه بر نقد اقتصادى دولت نهم، سعى در پشيمان کردن ملت از راى‌شان به احمدى‌نژاد دارند و فراموش کرده‌اند که خود، در برابر نقدهاى اقتصادى بر دولت پيشين، چنين از خود دفاع مى‌کردند که اصولا هدف اصلاح‌طلبان، توسعه سياسى است نه توسعه اقتصادي!
    مى‌دانيم در چند انتخابات گذشته، سير نزولى جايگاه سياسى اصلاحاتيان سرعت گرفت تا آنکه در انتخابات رياست جمهورى نهم، به راى بالاى احمدى‌نژاد در دو راى‌گيرى پشت سر هم (به فاصله يک هفته) منجر شد. در گرماگرم ادبار ملت به اصلاح‌طلبان افراطي، برخى اصلاحاتيان هنوز هم براى گرم نگه‌داشتن تنور اصلاحات و دلگرم کردن حاميان، به گرمى از شانس بالاى خود در انتخابات پيش روى سخن مى‌گويند. مثلا روزنامه اعتماد در يادداشتى نوشته است: «از مجموع فضاى سياسى موجود و استشمام سمت و سوى تمايلات افکار عمومى اقبال از اصلاح‌طلبان هويدا است و اگر حادثه خاصى پديد نيايد اصحاب دوم خرداد سال 76 مى‌توانند به بخت و اقبال خويش اميدها ببندند و به داشتن آراى مردم براى خود مباهات کنند.» (1) اگر به صرف ادعا باشد، مى‌توان دقيقا همين جمله را دوباره نوشت و به جاى کلمه «اصلاح‌طلبان» و «اصحاب دوم خرداد سال 76»، گذارد: «اصولگرايان.»
    نوشتار مورد اشاره در ادامه مدعى مى‌شود: «پيدا است که اصلاح‌طلبان کارنامه قابل قبولى در زمينه عمل به آبادانى کشور در حد مقدورات ارائه داده‌اند همان طور که التزام خود را به آزادى بيان و فکر و انديشه را جزء برنامه‌هاى اساسى خود اعلام داشته‌اند، مى‌ماند عدالتى که بايد جاى نيکوى خود را در منظومه فکرى و عملى آنان پيدا کند.» اين نتيجه‌گيرى از آنجا آمده است که نويسنده، خواسته مردم را پس از پشت سر گذاردن سه دوره سازندگي، اصلاحات و دولت نهم، عبارت مى‌داند از «سازندگى در معيت آزادى و با محوريت عدالت»و اين نگاه ساده به مسائل سياست داخلي، آفتى است که ظاهرا همواره گريبانگير اصلاحاتيان بوده است، يعنى نوعى سطحى‌نگرى و وارد نشدن در عمق مسائل جاري. اصلاحاتيان مشکل عمده‌شان، آن است که مطالبات و خواسته‌هاى مردم را در قالب‌هاى خود ساخته، فهم مى‌کنند و برخورد روراست و مستقيم با معضلات و مشکلات مردم از نزديک را کنار مى‌گذارند (حتى با کارهايى از اين دست، نظير سفرهاى استانى دولت نهم نيز سخت مخالفند.) اگر مردم، دغدغه حوايج اوليه معيشت دارند، آن را در قالب تئورى‌هايى خاص، به نياز آنان به توسعه سياسى و تقدس‌زدايى از کل عرصه حکومت و سکولارتر شدن آن تاويل مى‌برند و در توجيه آن مى‌گويند: خب اگر اين رخ ندهد اقتصاد مبتنى بر بازار آزاد رشد نخواهد کرد و اگر آن رشد نکند، فقر گريبانگير مردم خواهد شد.
    نوشتار مورد اشاره، ظاهرا تنها کاستى‌ اصلاحاتيان را عدم توجه کافى به عدالت مى‌بيند و مدعى مى‌شود که اگر عدالت هم جايگاه خود را در منظومه فکرى و عملى اصلاحاتيان بيابد، آنها حرف زيادى براى گفتن و جذب مردم به سوى خود خواهند داشت. بايد توجه داشت که جمع ميان سازندگى و آزادى و عدالت، نظير جمع شير گاو پلنگ نيست که با ساده‌سازى مسئله بخواهيم سه امر ايده‌آل را که در دوره‌هاى پيشين به جذب آراى مردم موفق شده‌اند در کنار هم بنهيم و چيزى جديد ايجاد کنيم. عدالت، آزادى و حتى توسعه در بخش‌هاى مختلف اقتصادي، سياسى و فرهنگي، تعاريف متعددى دارند که بر حسب ديدگاه‌هاى گوناگون فرق مى‌کنند. عدالت و آزادى مورد نظر اصلاحاتيان، الزاما همان عدالت و آزادى‌اى نيست که کارگزاران يا اصولگرايان پذيراى آن هستند. ملت ايران نيز آن قدر فهيم هستند که نتوان صرفا با تقليد از دولت نهم و گنجاندن ظاهر شعار عدالت در ميان شعارهاى انتخاباتي، جذبشان کرد و آراى‌ آنها را کسب کرد.
    در هر حال، اگر اصلاحاتيان در پى آنند که ملغمه‌اى از گذشته درست کنند و آن را شعار انتخاباتى آتى خود کنند، سخت در اشتباهند، زيرا اولا مردم فهيم‌اند و به عمق شعارها نظر مى‌کنند نه به ظاهر کلمات و شعارها. ثانيا مشخص نيست موفقيت‌هاى پيشين برخى گروه‌ها را به خاطر شعارهايى خاص بدانيم. مثلا معلوم نيست که موفقيت اصلاح‌طلبان در مجلس ششم و رياست جمهورى نهم و شوراى شهر و روستاى اول، به خاطر شعار آزادى و توسعه سياسى باشد. بايد تاريخ و عرصه سياسى را بيشتر کاويد و درک کرد که مردم واقعا به چه علت راى داده و مى‌دهند. شايد اصلاح‌طلبان محصول رويکرد مردم به نوعى برداشت حداقلى از آزادى بودند (در برابر برخى فشارهاى سياسى و بوروکراسى مقاوم) و نه برداشتى آرمانى و غربى از آزادى که تئوريسين‌ها و نخبگان اصلاحات مطرح مى‌ساختند.
    اصولگرايان هم اکنون در برهه‌اى خطير قرار گرفته‌اند. توجه به ارزش‌ها، عدالت‌ محوري، دورى از مجادلات و مشاجرات بيهوده سياسى که جز به تشنج فضاى کشور نمى‌انجامند، توجه تام به مطالبات توده مردم و حمايت از منافع کشور در عرصه بين‌المللي، همان الگو و فرمولى است که موفقيت اصولگرايان را رقم مى‌زند و آراى مردم را به سوى آنان جذب و هدايت مى‌کند. اگر به اين همه، ائتلاف و پرهيز از اختلاف و چند دستگى نيز ضميمه شود، مى‌توان وجود مقتضيات و رفع موانع را به نفع اصولگرايان شمرد و پيروزى در انتخابات آتى را پيشاپيش به آنان تبريک گفت.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:23  
     اتهام عليه روساي جمهوري دوره اصلاحات و سازندگي ادامه دارد
    انتقاد عضو ارشد موتلفه از خاتمي و هاشمي
    گروه سياسي؛ «حميدرضا ترقي» عضو حزب موتلفه اسلامي دولت هاي کارگزاران و اصلاحات را متهم به تلاش براي دخالت در انتخابات کرد.

    اين نماينده دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي در قالب بازگويي خاطراتش از دوران نمايندگي در پارلمان با انتقاد شديد از عملکرد دولت هاي هاشمي و خاتمي نقش مجلس پنجم را کنترل و برخورد با سياست هاي نادرست دولتمردان ششم و هفتم عنوان کرد.ترقي که هم اکنون مسووليت امور بين الملل حزب موتلفه اسلامي را برعهده دارد، در گفت وگوي مفصلي با ايسنا هاشمي را متهم به حزب سازي با حمايت از وزرا و معاونان خود براي تاسيس حزب کارگزاران به منظور راهيابي به مجلس پنجم کرد و همچنين طرح ها و پيشنهاداتي که از سوي دولت خاتمي و طرفداران وي ارائه مي شد را در مسير سکولاريزه کردن کشور و همسو با مخالفان ارزيابي کرد.

    دولت حزب ساز

    ترقي در اين مصاحبه ابتدا به سال آخر دولت هاشمي در دوران مجلس پنجم پرداخت و گفت؛«پيش از انتخابات مجلس پنجم، بعضي از وزرا و تعدادي از معاونين در دولت آقاي هاشمي مبادرت به تشکيل حزب کارگزاران کردند و تلاش داشتند در انتخابات ايفاي نقش کرده و تعدادي از نمايندگان همفکر کارگزاران را وارد مجلس کنند. در آن مقطع زماني مقام معظم رهبري اصل حضور وزرا در اين حزب را مغاير با قانون دانستند و با آن مخالفت کردند. کارگزاران مجبور شدند با ترکيب معاونين به کار خود ادامه دهند. به هرحال کارگزاران، با ترکيبي از جبهه پيروان خط امام(ره) و مجموعه مجمع روحانيون مبارز در آن زمان شکل گرفت و توانست جمعيتي حدود 90-80 نفر را در مجموعه يي سامان دهد. در آن مقطع تقريباً جو اصلي در اختيار جناح اصولگرا بود که برنامه خود را در مجلس دنبال مي کرد. در مقايسه با دوره قبل شايد تنها دوره يي در مجلس بود که به لحاظ تشکيلاتي مجموعه نمايندگان جناح اصولگرا از سازماندهي مرتبي برخوردار شدند. لذا دوره پنجم اولين بار است که مجلس با فراکسيون قوي و تشکيلاتي وارد عمل در حوزه قوه مقننه مي شود.»

    اين عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي خاطرنشان کرد؛«انتقادات موتلفه به اين تشکل در آن مقطع بيشتر در اين مورد بود که دولت طبق قانون نبايد در انتخابات دخالت کند. دولت براي اينکه بتواند خودش را در قدرت حفظ کند، نبايد حزب سازي کند. اين شيوه تشکيل حزب منجر به بدبين شدن مردم نسبت به تحزب در کشور مي شود و عاملي براي رويگرداني مردم از حزب خواهد بود.»

    وي با بيان اينکه درست نيست احزاب با قدرت ها بيايند و با قدرت ها بروند، افزود؛« آقاي هاشمي هم ابتدا از آنها حمايت کرد، اما از آنجا که وزرا دست به تشکيل چنين حزبي زده بودند و رهبري آن را مغاير با قانون دانستند ايشان کنار کشيد. مخالفت ما بيشتر به اين دليل بود که انتخابات دولتي نشود و دولت بابي را براي دخالت کردن در انتخابات باز نکند، چرا که اين کار در واقع سيئه يي مي شد و دولت بعدي را نمي شد از آن برحذر داشت.»

    ترقي در ادامه روي کارآمدن حزب کارگزاران در عرصه سياسي را تحليل کرد و گفت؛ «شيوه هايي که در اين نوع اقتصاد، عناصر حزب کارگزاران دنبال کردند موجب شد در جامعه فرهنگ مصرف جديدي بر خلاف فرهنگ قناعت و صرفه جويي که در دوران جنگ داشتيم، حاکم شود و جامعه به سمت مصرف گرايي پيش رود. ارزش ها کاملاً تغيير کند. اين حزب با ايجاد روزنامه همشهري فعاليت تبليغاتي وسيعي را براي تغيير نظام ارزشي دنبال کرد، به گونه يي که يک باره جامعه يي که اوقات فراغت و تفريحش را به سوريه يا عمره مفرده مي رفت، سليقه اش تغيير کرد. بازار تبليغ براي رفتن به کيش و دوبي کاملاً در روزنامه ها رونق پيدا کرد و تبليغ اشرافي گري و زندگي مرفه جاي صرفه جويي ها و قناعت هاي قبلي را گرفت.»

    لوايح تورم زاي هاشمي

    ترقي که نمايندگي مردم مشهد را در پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي برعهده داشت همچنين تصريح کرد؛ «به تدريج مشي اقتصادي کارگزاران به تئوري سياسي تبديل شد و از طريق اقتصاد و کار اقتصادي وارد حوزه سياست شد. اولين اختلاف در حوزه اقتصاد بود، اما به مرور کارگزاراني ها چون با جريان اصولگرا و مذهبي و انقلابي وجه اشتراکي نداشتند و تنها ميدان فعاليت خود را در جريان چپ در کشور مي ديدند، به سمت ائتلاف با چپ پيش رفتند و امروز هم اين وضعيت را دارند.»

    وي در ادامه با يادآوري اينکه در پايان دولت آقاي هاشمي مسائل مهمي در کشور رخ داد، گفت؛ «در بعد اقتصادي در آن مقطع زماني لايحه فقرزدايي دولت آقاي هاشمي که تقريباً بسيار مهم بود، مطرح شد و مجلس هم آن را به علت تورم زا بودن و آثاري که در گسترش فقر و فاصله طبقاتي داشت، تصويب نکرد.»

    پول براي استيضاح

    وي در بخش ديگري خاطراتش از مجلس پنجم در دوران اصلاحات را مرور کرد و با بيان اينکه در جريان استيضاح هاي وزرا رقابت ها خود را نشان مي داد و مرزبندي ها سخت مي شد، اظهار داشت؛«اقليت مجلس شوراي اسلامي در آن دوره بسيار فعال بود و براي اينکه بتواند اقليت را اقليت موثري قرار دهد سرمايه گذاري زيادي مي کرد. لذا آنها در استيضاح آقاي مهاجراني با 3 يا 4 رايي که شب رفته بودند و تعدادي از نماينده ها را ديده بودند و امکانات و پول هايي را براي حوزه انتخابيه شان خرج کرده بودند، توانستند مانع موفقيت ما شوند.»

    ترقي در ادامه خاطرنشان کرد؛ «استيضاح آقاي نوري مخالفين بيشتري داشت. حتي تعدادي از نمايندگان فراکسيون اقليت نيز با اين قضيه موافق بودند. فاصله آراي آقاي نوري با مهاجراني بالاي 20 تا اختلاف داشت. اين نشان مي داد که به خاطر اختلاف عزل و نصب استانداران و فرمانداران با نماينده ها، ما در استيضاح آقاي نوري طرفداران بيشتري داشتيم. اين اختلاف ميان اقليت هم وجود داشت.»

    لوايحي براي سکولاريزه کردن کشور

    وي اضافه کرد؛ «فضا در مجلس از نظر کار کردن سخت بود؛ همه هم تحمل نداشتند. اما عده يي بوديم که تکليف مان در مسائل روشن بود. در خط مقدم برخورد بوديم. من جزء نمايندگاني بودم که مرتب در نطق هاي قبل از دستور موضع گيري هاي شفاف و تندي را نسبت به دولت آقاي هاشمي و خاتمي داشتم. تقريباً کار ميان افراد تقسيم بندي شده بود که کدام در خط مقدم عمل کنند و کدام در پشتيباني عمل کنند و چه کساني براي مهار شرايطي که در کشور پديد آمده بود، برنامه ريزي کنند. اين دوران را تقريباً به شکلي برنامه ريزي کرديم و پشت سر گذاشتيم که حتي دولت آقاي خاتمي نتوانست بگويد مجلس دارد براي من کارشکني مي کند و نمي گذارد من کار کنم،» ترقي همچنين خاطرنشان کرد؛ «به رغم اين، طرح ها و پيشنهاداتي که از طرف طرفداران دولت و خود دولتمردان به مجلس داده مي شد، همه در مسير اهداف سکولاريزه کردن کشور بود و جهتي داشت که ميدان را کاملاً براي مخالفين نظام هموار مي کرد، اما مجلس در اين شرايط بايد با دقت و مهارت جوري با اين طرح ها برخورد مي کرد که خيلي فضا، فضاي درگيري و جنگي نشود. به هر حال فضايي که در کشور در نفي ارزش ها و کم رنگ شدن آنها پديد آمده بود، براي انقلاب خطر زيادي داشت.

    اين عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي در ادامه يادآور شد که «در آن مقطع زماني به طور مرتب با جلساتي که داشتيم اين شرايط را مهار کرديم و در همان جلسات زيرساخت هاي جريان اصولگرايي را در کشور براي 8 سال بعد رقم زديم.»

    فائزه هاشمي تعلل کرد

    ترقي همچنين به ماجراي کوي دانشگاه نيز اشاره کرد و با بيان اينکه رياست کميته تحقيق و تفحص مجلس از حادثه کوي دانشگاه با فائزه هاشمي بود، اظهار داشت؛ « کميته مذاکرات زيادي با همه افراد دست اندرکار داشت. در جلساتي با آنها صحبت کرديم. تحقيقات به جايي رسيد که نشان مي داد عواملي از دولت در تشديد اين قضايا نقش داشته اند. حتي بسياري از اسناد توزيع بي سيم ها و موبايل ها توسط وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي و مجموعه يي که با تحکيم ارتباط داشتند را مشخص کرد. تحقيقات نشان داد آنها دانشجويان مرتبط با تحکيم را براي اين کار تجهيز کرده اند. در اين کميته نقش تعدادي از دانشجويان اصلي و محوري در اين قضيه و پشتيباني يي که از طريق بعضي از عناصر در وزارت علوم و کشور مي شدند تا اندازه يي روشن شد.

    در مجموع اين مسائل به جايي رسيد که از وزير کشور آن زمان خواسته شد در جلسه غيرعلني و محرمانه مجلس توضيحاتي ارائه دهد. حتي نقش يکي از افراد مطرح وزارت کشور در بسترسازي براي حمله بعضي از مردم به وزارت کشور و شکستن در وزارت کشور و تحريکاتي که ايشان در آنجا انجام داد نيز روشن شد. اما اينها منجر به نهايي شدن گزارش و ارائه آن به مجلس نشد و مجلس پنجم به اتمام رسيد. خانم فائزه هاشمي هم سعي مي کرد در پيگيري مقداري تعلل کند و قضيه را خيلي جدي نگيرد. نهايتاً گزارش همان طور ابتر ماند و به نتيجه نرسيد.»

    وي همچنين يادآور شد؛«مجلس ششم که دست آقايان افتاد همه اسناد و مدارک دست آقاي ميردامادي بود که ديگر ما نفهميديم پيگيري قضايا چه شد.»

    دولت اصلاحات دخالت کرد

    ترقي در پايان با خاطرنشان کردن اين مساله که شرايطي که پس از انتخابات رياست جمهوري پديد آمد کاملاً طبيعي بود، اظهار داشت؛« نگراني که از دولت آقاي هاشمي در مورد دخالت دولت در انتخابات داشتيم در دولت آقاي خاتمي خيلي بيشتر شد. نقش وزارت کشور در انتخابات مجلس ششم بسيار روشن و شفاف بود. مشخص بود که دولت تلاش وسيعي کرده بود که نيروهاي اصولگرا و طرفدار روحانيت در انتخابات راي نياورند.»
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:18  
     واکنش تند دو تن از چهره هاي شاخص اصلاح طلب
    پاسخ مدافعان خاتمي به سخنگوي دولت
    گروه سياسي؛ حمله هفته گذشته سخنگوي دولت نهم در متهم ساختن سيدمحمد خاتمي و دولت اصلاحات، با واکنش تند دو تن از چهره هاي شاخص اصلاح طلب مواجه شد. غلامحسين الهام که پيش از اين نيز بارها اتهاماتي را به دولت هاي گذشته خصوصاً دولت هاي اصلاحات و سازندگي منتسب کرده طي اظهاراتي در همايش «آژير خطر در نيويورک» در دانشگاه شاهد، طرح گفت وگوي تمدن هاي خاتمي را موضعي انفعالي و کرنش در برابر نظام سلطه عنوان کرده بود. وي که وزارت دادگستري و رياست ستاد قاچاق کالا و ارز را نيز عهده دار است همچنين از سفر احمدي نژاد به نيويورک با تعريف و تمجيد فراوان ياد کرده بود.انصاري عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز پس از اين اظهارات ضمن رد اظهارات الهام، طرح گفت وگوي تمدن ها را افتخار ديپلماسي ايران ناميده و با يادآوري استقبال جهاني و ناميده شدن سال 2001 به نام آن اين گونه به الهام پاسخ داد؛ «خاتمي با اين ابتکار عمل انديشه جنگ تمدن ها که هانتينگتون مطرح کرده بود و جنگ افروزان صهيونيسم دنبال طرح جنگ تمدن ها بودند، را خنثي کرد و در عين حال دفاع جانانه يي از انقلاب کرد که به ناحق طي 25 سال از سوي رسانه هاي صهيونيستي متهم به جنگ طلبي و جنگ افروزي شده بود.» مجيد انصاري افزود؛ دعوت آقاي خاتمي يک ريشه قرآني دارد چرا که گفت وگوي اديان يک دعوت قرآني است و چون تمدن هاي بشري عمدتاً از اديان آسماني شکل گرفته و بر اين اساس اسلام و قرآن دعوت به گفت وگو و فعاليت حول هدف هاي مشترک مي کند چرا که گفت وگوي تفاهم آميز مي تواند به وحدت بينجامد. وي در ادامه درباره آن بخش از سخنان الهام که سفر اخير احمدي نژاد به نيويورک را «موفقيت آميز» دانسته بود، گفت؛ احمدي نژاد طي سخنراني اش در دانشگاه کلمبيا به نوعي گفتمان گذشته خود را تعديل کرد و همان گفتمان خاتمي با ادبياتي ديگر مطرح شد.انصاري اظهار داشت؛ اگر دوستان در دولت نهم هنر و خدمتي دارند بهتر است آن را بيان کنند و اين مردم هستند که قضاوت مي کنند. اينکه بخواهند با شبهه افکني چهره تابناک خدمتگزاران نظام در گذشته را مخدوش کنند، بي فايده است. عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرد؛ مردم قطعاً خاطره خوشي از دوران هشت ساله رياست جمهوري و چهره محبوب، نوراني، صادق و خدمتگزار خود آقاي خاتمي دارند و با اين شبهه افکني ها چهره خاتمي مخدوش نخواهد شد. وي به سايت خبري آفتاب گفت؛ همان طور که نظرسنجي ها نشان مي دهد مردم همچنان خاتمي را به عنوان يک روحاني فرهيخته، ايراني برجسته و خدمتگزار صادق در کانون محبت خود قرار داده اند و خوب است دولتمردان و سخنگويان دولت نهم خودشان را در مقابل خيل عظيم مردم قرار ندهند.

    توجيه ناکارآمدي

    طرح گفت وگوي تمدن ها که در جريان سفر تاريخي خاتمي به مقر سازمان ملل از سوي ايشان ارائه شد، با استقبال گسترده ملت ها و دولت هاي جهان روبه رو شد تا جايي که سازمان ملل متحد ناچار شد سال 2001 را به اين نام نامگذاري کند. عضو دفتر سياسي جبهه مشارکت ادامه داد؛ «برخلاف نظر آقاي الهام بايد گفت که ايده گفت وگوي تمدن ها دقيقاً منطبق با آرمان هاي انقلاب اسلامي بوده است اما مشکل اين است که درک آقاي الهام و مجموعه دولت نهم از آرمان هاي انقلاب چيز متفاوتي است.»

    درايتي با بيان اينکه «خاتمي دولت اول خود را در بد ترين شرايط زماني و مکاني و در حالي که تهديدهاي داخلي و خارجي فراواني کشورمان را در معرض خطر قرار داده بود، تحويل گرفت»، اظهار داشت؛«در چنين فضايي بود که آقاي خاتمي با شناخت صحيح و دقيق مناسبات جهاني، به موقع طرح گفت وگوي تمدن ها را ارائه کردند و کليه معادلات جهاني را به نفع ملت و دولت ايران تغيير دادند.»

    مشاور محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري با تاکيد بر اين نکته که «طرح گفت وگوي تمدن ها، تهديدات و خطرات زيادي را از کشورمان مرتفع کرد» افزود؛«متاسفانه دولتمردان نهم به دليل ناکامي ها و ناتواني ها در عمل به وعده هاي خود، به جاي اثبات خويش، خطر تخريب اقدامات موفق دولت هاي قبلي را پيش گرفته اند.» وي گفت؛«کشور ما امروز يکي پس از ديگري دچار تحريم هاي بين المللي از جانب سازمان ملل مي شود اما مسوولان دولت نهم به جاي آنکه تدبيري براي رفع مشکلات فراوان کشور و تهديدات خارجي بينديشند، به فکر فرافکني و بزرگنمايي اقدامات کوچک خود هستند.»

    عضو دفتر سياسي جبهه مشارکت تاکيد کرد؛«آقاي الهام و ساير دولتمردان کنوني به جاي تخريب اقدامات تاريخي دولت هاي گذشته، راهي براي برون رفت کشور از شرايط کنوني پيدا کنند و به اين پرسش پاسخ دهند که چرا کشوري را که در بهترين شرايط سياسي، اقتصادي و بين المللي تحويل گرفتند، ظرف دو سال به جايي رساندند که در تمام 28 سال گذشته سابقه نداشته است.»
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 9:16  
     نااميدي جوانان و ناسازگاري روشنفکران
    گفت وگو با محمد توسلي درباره شرايط سياسي - اجتماعي جامعه ايراني
     
    پروين بختيارنژاد

    با نسلي مواجهيم که اميدش به آينده اندک است و مطالباتش فراوان. آرزوهايش بي شمار ولي ابزارهاي رسيدن به آن محدود. اما بدون اميد چگونه مي توان به آرزوها رسيد. مهندس محمد توسلي که به آينده اميد فراوان دارد، در اين خصوص به سوالات ما پاسخ مي دهد و نااميدي نسل جوان را به کاوش مي نشيند.

    ---

    شما فقدان اميد به آينده و حضور کم رنگ در عرصه سياست را در چه عواملي مي دانيد؟

    سوال شما بجاست، چرا که گاه در طول صد سال اخير رفتار اجتماعي بهنجاري نداشته ايم. در شرايط سياسي - اجتماعي مختلف مردم از خود رفتار متفاوتي نشان داده اند. همگرايي و اميد از يک سو و واگرايي و يأس و نااميدي از سوي ديگر. حال اگر بخواهيم به اختصار محورهاي اصلي واگرايي و نااميدي را جويا شويم، مي توان به برخي از خصلت ها و خصوصيات فرهنگي مان اشاره کرد. خودخواهي، خودمحوري، خودبيني، خود رايي و نبود آمادگي براي کار جمعي قطعاً يکي از مولفه هاي ناکامي ما در ايجاد و حفظ و توسعه نهاد هاي اجتماعي است تا بتوان نيروهاي جامعه را در کنار هم قرار داد و تبديل به نيروي اجتماعي موثر کرد و آمادگي براي دستيابي به مطالبات مردم فراهم شود. همه کساني که روي اين موضوع مطالعه کرده اند، بر اين موارد تاکيد دارند.

    به عنوان نمونه شما تجربه دوران نهضت مقاومت ملي را مرور کنيد، پس از 28 مرداد سال 32 به دليل منش، رفتار و عملکرد دکتر مصدق و زمينه هاي اجتماعي که فراهم شده بود، نهضت مقاومت ملي بلافاصله بعد از کودتا شکل گرفت و مبارزات سياسي متوقف نشد. اگرچه براي مردم به خاطر عملکرد توده- نفتي ها ابهاماتي پيش آمده بود و در روز کودتا واکنشي نشان ندادند. به رغم شرايط انفعالي که وجود داشت، شخصيت هاي ملي و اسلامي مانند آيت الله سيدرضا زنجاني و مهندس بازرگان و به تدريج احزاب سياسي نهضت مقاومت ملي را تشکيل و فعاليت مخفي خود را گسترش دادند، در جريان فعاليت نهضت مقاومت ملي فعالان نهضت در دو نوبت در سال 1334 و در سال 1336 بازداشت شدند. مهندس بازرگان که در هر دو بازداشت حضور داشت مجموعه مشکلات رفتاري و عملکرد فعالان نهضت مقاومت ملي را در بيرون و درون زندان که بيشتر مربوط به روحيات تکروي و خود محوري هايي که آفت کار جمعي است جمع بندي کرد. مهندس بازرگان در سال 36 اين جمع بندي را در سخنراني جشن عيد فطر انجمن اسلامي دانشجويان در دانشکده کشاورزي کرج تحت عنوان «احتياج روز» ارائه کرد که محورهاي اصلي آن در واقع احتياج امروز ماست و جا دارد دوباره مطالعه شود.

    مهندس بازرگان در همين راستا در سال 34 وقتي از زندان اول آزاد شد متاع را با حضور جمعي از شخصيت هاي موثر اجتماعي تشکيل داد؛ مکتب تربيتي، اجتماعي و عملي که نهاد کاملاً مخفي و بستري براي درمان اين معضل اجتماعي بود. البته پس از انقلاب و ترور شهيد مطهري، متاع معرفي شد. هدف اصلي متاع ايجاد نهاد هاي مدني و بستر هاي شکل گيري عملي کارهاي دسته جمعي در زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي و حتي اقتصادي بود. انجمن هاي اسلامي مهندسين، پزشکان، معلمان، بانوان، هنرستان کارآموز، مسجد جامع نارمک، شرکت سهامي انتشار و... از جمله اين نهاد هاي فرهنگي و اجتماعي متاع بودند که به اين مهم پرداخته اند.

    به نظر شما تکروي ها و خودخواهي ها فقط در بدنه جريانات سياسي وجود دارد يا اينکه در بين رهبران سياسي نيز اين خصوصيات ديده مي شود؟

    فکر مي کنم همه ما سر و ته يک کرباس باشيم. منتها اين خصلت ها در کساني که خودسازي کرده باشند، کمتر است. اشخاصي مانند دکتر مصدق يا مهندس بازرگان به خاطر بهره مندي از ايمان و اطلاعات و تجربه غني تاريخي در واقع اين خصوصيات را مهار مي کردند (ملکه تقوا). ولي در هر برهه تاريخي که شما مطالعه کنيد اين خصوصيت در بسياري از فعالان و روشنفکران جامعه وجود داشته و به همين دليل تحولات اجتماعي ما که قاعدتاً روشنفکران بايد موتور آن باشند، مانع از آن شد که بتوانند به وظيفه خود عمل کنند و ما الان در اينجا هستيم.

    جناب توسلي، چندي پيش در کتابي خواندم که ميزان مشارکت سياسي در کشور امريکا به قدر قابل توجهي پايين آمده و کارشناسان امريکايي دليل آن را رفتارهاي سليقه يي رهبران سياسي امريکا و تکروي نخبگان تشخيص دادند. ما در بحث قانونگذاري هم همين مساله را داريم. قانوني توسط مردم خوب اجرا مي شود که با مشارکت و توجيه عقلاني مردم وضع شده باشد. تصميمات مديران هم همين طور است، اگر مديران سياسي در تصميمات خود به منويات مردم و اعضاي خود توجه نکنند، تصميمات شان با استقبال جامعه و اعضاي آن جريان سياسي مواجه نخواهد شد؟

    نکته يي که شما اشاره کرديد به نظر من دست کم در جامعه ما نشأت گرفته از همان نقص تاريخي است که ما داريم. نقص در تربيت کار جمعي و مشارکت واقعي مردم در اداره امورشان.

    تشکل ها و گروه هايي که در اين زمينه موفق بودند، گروه هايي هستند که اين ويژگي را بيشتر در بين خود داشتند. به عنوان مثال نهادهايي مانند انجمن اسلامي مهندسين، نهضت آزادي ايران و... که توسط مهندس بازرگان و همفکرانشان پايه گذاري شدند و به صورت دموکراتيک اداره مي شوند در غياب آنان همچنان به فعاليت خود ادامه داده اند. البته اين ويژگي را مي توان در سطح مديريت جامعه نيز تعميم داد.

    به نظر شما اميد چه نقشي در پويايي انسان، جامعه و به کارگيري ظرفيت هاي آن دارد؟

    همان طور که روان شناسان مي گويند، انسان براي اينکه ظرفيت هاي بالقوه اش به بالفعل تبديل شود نيازمند اميد است. برعکس انسان هايي که نااميد هستند گرفتار يأس و نااميدي مي شوند و در واقع برخي از ظرفيت هاي وجودي شان خاموش مي شود. براي سنجش ميزان اميدواري و نااميدي مي خواهم مقايسه يي بين نسل جوان دهه 40 و 50 با نسل جوان دهه 70 و 80 انجام دهم. در دهه 40 و 50 به رغم اينکه محدوديت ها و بازداشت هايي وجود داشت، اما دانشگاه در آن دوران استقلال نسبي داشت. اگر دانشجويي بازداشت مي شد، نه تنها دانشجويان بلکه استادان و مديريت دانشگاه از او استقبال مي کردند و حتي براي او تسهيلات فراهم مي کردند، به او کمک مي کردند تا بتواند درسش را ادامه دهد. نمونه اين قضيه دکتر شيباني است. دکتر شيباني در آن دوران 5 يا 6 بار به زندان افتاد، زندان هايش از بقيه هم شديدتر بود ولي پس از بازداشت دوباره به دانشگاه برگشت و نهايتاً موفق به اخذ مدرک دکترايش شد. ناگفته نماند براي نسل ما کار، مسکن و ازدواج امر غيرقابل دسترسي نبود. کساني که استعداد داشتند، بدون اتکا به خانواده مي توانستند حتي در خارج از کشور ادامه تحصيل دهند و در پي آن شرايط بخشي از روشنفکران جامعه در عرصه اجتماعي و سياسي به تدريج فعال شدند. اين افراد نه تنها انگيزه ملي داشتند بلکه از اعتقادات و باورهاي ديني هم بهره مند بودند. بنابراين موانع هيچ گاه باعث نمي شد که نااميد و سرخورده شوند.

    به لحاظ اجتماعي هم شرايط آن گونه بود که ادبيات روشنفکران و فعالان سياسي و فرهنگي چون مهندس بازرگان و دکتر شريعتي، ادبيات اميد بود. در اينجا جالب است که يک خاطره يي را برايتان تعريف کنم، زماني که ما در سال 51 وارد زندان قصر شديم جمعي از موتلفه يي ها به دليل پرونده قتل منصور در زندان بودند. روحيه آنها بسيار پايين بود. آقاي انواري، مرحوم حاج مهدي عراقي و آقاي عسگراولادي به ما گفتند سال 43 که بازداشت شديم ديديم هر کسي که وارد زندان مي شود، مارکسيست است. هميشه ما مي گفتيم پس اين مسلمان ها کجايند؟ پس چرا کار ما ادامه پيدا نکرد؟ آنها مي گفتند با ورود شماها، روحيه ما تغيير کرد. بنابراين آنها اميد فراوان يافتند تا سال 54 که تغيير ايدئولوژي ضربه سنگيني به همه مبارزان مسلمان به ويژه روشنفکران ديني وارد ساخت. من از بازگويي اين خاطره مي خواهم به اين نکته اشاره کنم که ما در دوره مبارزه با اميد زنده بوديم و با اميد حرکت مي کرديم. جامعه هم به يک وحدت رسيده بود که نقطه کليدي آن انسداد سياسي شاه بود. البته نقش مهم آيت الله خميني بعد از حوادث 15 خرداد، و تبعيد ايشان به خارج از کشور در حفظ و تقويت روحيه و اميد مردم غيرقابل انکار است.

    اما در دهه 60 و 70 چند اتفاق افتاد؛ اول آنکه گاه نقايص عملکرد و رفتار سياسي - اجتماعي دولتمردان در ذهنيت مردم به ويژه جواناني که دين خود را از دولتمردان گرفته بودند به حساب دين گذارده شد و بنابراين به تدريج مباني ايماني و اعتقادي بسياري از جوانان ضعيف شد و اين امر يکي از مولفه هاي مهم نااميدي بسياري از مردم به ويژه نسل جوان ما است. عامل دوم اينکه آن همسويي که قبل از انقلاب بين گروه هاي سياسي و اجتماعي وجود داشت از بين رفته است.

    در دهه هاي 60 و 70 به رغم اينکه به تدريج گفتمان نيروهاي سياسي يعني «آزادي، دموکراسي و حقوق بشر» به هم نزديک شده، اما تمام نيروهاي اجتماعي با هم همسويي و همکاري لازم را ندارند.

    اما چرا در اين شرايط يأس و نااميدي در جامعه ما گسترش پيدا کرده است؟ فکر مي کنم ريشه اصلي آن را بتوان در چند محور خلاصه کرد. اميد که در واژه هاي قرآني با رجا مي آيد، به معني دستيابي به آرزوها است. انسان يا جامعه يي که امکان دستيابي به آرزوهايش را دارد، انسان يا جامعه اميدوار است. زماني که راه ها را براي دستيابي به آرزوهايش محدود مي بيند، نااميد مي شود.

    حال نااميدي نسل جوان ما قدري به عجول بودن آنها بستگي دارد. فرهنگش «زود و زور» است. زود خسته مي شود. جوانان فکر مي کنند که با يک راي انداختن، در چند انتخابات شرکت کردن با يک زندان رفتن بايد مسائل تاريخي آنها حل شود. به نظر مي رسد اولين عامل اميدواري انسان ها داشتن ايمان و توکل است. نسل جوان بايد ارتباط خودش را با هستي تعريف کند، باور داشته باشند قانونمندي هايي بر جهان هستي حاکم است. اين باعث مي شود که تعادل رواني اش را از دست ندهد و نيز آخرت گرايي و ايمان به آخرت داشته باشد و دنيا را کوتاه ببيند، با اين شرايط دليلي ندارد که نااميد شود. آشنايي و انس با قرآن و همچنين مطالعه تاريخ و بررسي سرنوشت پيشينيان مي تواند اين شرايط را براي انسان فراهم سازد.

    مطالعه تاريخ قرون وسطي نشان مي دهد که همين کشورهايي که امروز مهد آزادي و دموکراسي هستند و به ارزش هاي اجتماعي جامعه خود مي بالند، چه تحولاتي را در طول چند قرن طي کرده اند و چه هزينه هاي سنگيني براي آن پرداخته اند.

    ما در تحولات دهه هاي 70 و 80 کشور خود، هم بايد جنبه هاي منفي و هم جنبه هاي مثبت آن را ببينيم. در قبال جنبه هاي منفي که ما را به طور مستمر رنج مي دهد بايد به جنبه هاي مثبتي هم که وجود دارد توجه کنيم. شرايط اجتماعي- سياسي دهه 80 را با دهه 60 مقايسه کنيد. رشد و آگاهي مردم که گسترش چشمگيري پيدا کرده است هرگز با دهه 60 قابل مقايسه نيست. در دوره اصلاحات به رغم کاستي هاي زياد گام هاي بلندي برداشته شده است. اطلاع رساني و اعتراضاتي که امروز در قبال بازداشت ها صورت مي گيرد در دهه 60 هرگز وجود نداشت. تا حدودي قانونمندي بر روابط زنداني و دستگاه قضايي به وجود آمده است و به طور خلاصه شرايط داخلي و بين المللي و تسهيلات ارتباطي و اطلاع رساني به طور چشمگيري متحول شده است.

    يکي ديگر از عوامل نااميدي، الگوگيري ناقص از غرب است. بسياري از جوانان ما فکر مي کنند براي اينکه ما جامعه آزاد و دموکراتيک پيدا کنيم، بايد حزب داشته باشيم، احزاب هم بايد به قدرت دست پيدا کنند تا برنامه هاي خود را پياده کنند. در شرايطي که ساز و کار اجتماعي پروژه ها به گونه يي است که امکان دستيابي به قدرت وجود ندارد، دچار نااميدي مي شوند. در حالي که نسل جوان ما بايد به اين موضوع فکر کنند که غرب پس از چند قرن تلاش و فداکاري و طي پروسه يي طولاني به اين نقطه تعادلي رسيده است ولي ما مي خواهيم با چند حضور در انتخابات به آن امکانات دست يابيم.

    من فکر مي کنم جايگاه احزاب در کشورهاي در حال گذار با کشورهاي دموکراتيک متفاوت است. ما بايد ساز و کار خاص و درون زايي را براي کشور خود تعريف کنيم.

    آزادي، دموکراسي، حقوق بشر، قانونمداري و برگزاري انتخابات آزاد و سالم ارزش هايي است که خواسته تاريخي مردم ما است و ما بايد بيش و پيش از قدرت بر تحقق اين ارزش ها پاي بفشريم.

    من فکر مي کنم عدم موفقيت اصلاح طلبان در دوره اخير يکي از عوامل نااميدي و سرخوردگي براي جوانان و حتي خود اصلاح طلبان است که هنوز هم برخي مي خواهند پايشان به هر قيمت در قدرت باشد. تا اين ديدگاه اصلاح نشود و قدرت هدف باشد اين روند نااميدي ادامه پيدا خواهد کرد. البته منظور من اين نيست که در قدرت بودن بد است اما نبايد اين خواسته هدف شود. هدف براي جامعه يي که در حال گذار به دموکراسي است، نهادينه کردن ارزش هاي آزادي، دموکراسي و حقوق بشر است. بايد به فکر حاکميت اين ارزش ها باشيم. اگر اين فرآيند اصلاح شود شما مي توانيد به ماندگاري خود در قدرت هم اميدوار باشيد.

    به هر ترتيب براي اينکه روح اميد را به جامعه خود برگردانيم، بايستي در واقع تحليل خود را از حضور در قدرت اصلاح کنيم و زمينه را براي تقويت مشارکت خود و مردم در عرصه هاي مختلف فراهم کنيم.

    جناب توسلي، بداخلاقي روشنفکران با يکديگر منجر به تبديل روشنفکران به جزاير دور از هم شد. در اين رابطه چه کار بايد کرد؟ بايد به روي خود نياوريم، بايد به عنوان يک معضل به آن نگاه کنيم و سکوت کنيم يا شما راه حلي براي آن داريد؟

    شما تعبير خوبي را به کار برديد؛ «بداخلاقي روشنفکران». نبود روحيه و تمايل به همکاري اجتماعي بين روشنفکران در صد ساله اخير، هزينه هاي سنگيني را به مبارزات ملت ايران تحميل کرده است. جا دارد اين هزينه هاي سنگين برجسته شود و توجه مردم و فعالان سياسي و اجتماعي را به آن جلب کند که روشنفکران بايستي به اصطلاح از خر شيطان پايين بيايند. ياد بگيرند با يکديگر همکاري کنند. بپذيرند که با هم اختلاف تشخيص و سليقه دارند ولي بايد به نظرات يکديگر احترام بگذارند. از طريق گفت وگو بسياري از توهمات برطرف و باعث مي شود همکاري شان توسعه پيدا کند. در اين خصوص ما حتي در راستاي راهبرد «وفاق ملي» به احزاب مختلف از جمله مشارکت و موتلفه نزديک شديم، دستاورد آن کم ولي مثبت بود.

    به نظر من بخشي از نااميدي جوانان به ناسازگاري روشنفکران برمي گردد زيرا نتوانستند جوانان را درست راهنمايي کنند و گاه آنها را به بيراهه کشاندند.

    فکر مي کنم ذهن روشنفکران ما مکدر از اين نکته است که پروژه هايي را به خوبي با هم شروع کردند ولي آن را بد تمام کردند. فکر نمي کنيد روشنفکران بهتر است پروژه هاي کوتاه مدتي را با هم شروع کنند ولي خوب تمام کنند و از طريق گفت وگو اختلاف سلايق را به حداقل برسانند. در حال حاضر بحث دموکراسي گفت وگويي يک مبحث بسيار جدي و مهم است که انديشمنداني چون هابر ماس آن را مطرح مي کنند يا گيدنز که بحث دموکراسي مشارکتي را مطرح مي کند.

    مهندس بازرگان هم در سال 34 با پروژه هاي کوچک کار خود را شروع کرد، پروژه هاي کوچکي که در صورت بروز اختلافات باعث صرف هزينه هاي زياد نمي شود و افراد در کنار آن کار جمعي را ياد مي گيرند و اختلافات در يک شاکله گفت وگويي حل مي شوند. قطعاً همين طور است. اين گونه فعاليت ها مي تواند در چارچوب کارهاي فرهنگي و اجتماعي باشد.

    حتي سياسي؟

    پروژه هاي سياسي دامنه اش وسيع است و اختلافات آن پر هزينه، بنابراين بايستي در مهندسي آن دقت بيشتري داشت.

    اگر پروژه هاي سياسي را کوچک تعريف کنيد چطور؟

    بله، مي شود به ويژه در شرايطي که حول محور هاي دموکراسي خواهي و حقوق بشر گفتمان فراگيري به وجود آمده است اين همکاري ها بايد جمعي تعريف شود.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 13:22  
     پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران
    نتايج سفر پوتين به تهران روشن شد
    قرارداد 200 ميليارد دلاري


    پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي براي مقام معظم رهبري همراه بود و علي لاريجاني با تاييد اين خبر گفت که ديدگاه هاي خاص پوتين از جمله درباره مباحث هسته يي در حال بررسي است

    گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛نخستين ديدار ولاديمير پوتين از ايران با يک ضيافت شام به صفحات تاريخ روابط تهران و مسکو سپرده شد و برگي ديگر از روابط ديپلماتيک دو کشور گشوده شد.او هر چند چندماه مانده به پايان رياست جمهوري اش در روسيه قدم به خاک ايران گذاشت، اما نتايج اين سفر بي ترديد در آينده روابط تهران - کرملين نقشي موثر ايفا خواهد کرد. حضور ولاديمير پوتين در ايران همان قدر در روابط ايران و روسيه تاريخ ساز است که حضور اسلاف او در تهران، خصوصاً که ديدار او از ايران در زماني صورت گرفت که تهران بيش از هر زماني به متحدي همانند روسيه نياز داشت.اگر بزرگترين افتخار خانواده پوتين ها روزگاري خدمت پدربزرگ ولاديمير پوتين به لنين و استالين بود، امروز بزرگترين افتخار اين خانواده حضور ولاديمير در کرسي است که رونق اقتصادي را براي روسيه به ارمغان آورده است و در چنين فضايي رودرروي يکه تاز دنيا يعني امريکا ايستاده است.او در ماه هاي پاياني حضورش در کرملين قصد کرده قدرت از کف رفته روسيه را پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به روسيه بازگرداند و از همين منظر در راستاي مخالفت ضمني با سياست هاي امريکا که يکجانبه گرايانه توصيف مي کند راهي تهران شد.بهانه اختلاف نظر روسيه و امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي امريکا در چک و لهستان است که زماني جزء اقمار اتحاد جماهير شوروي محسوب مي شدند و در همين راستا قبل از آنکه ولاديمير پوتين سفر يک روزه اش را به ايران براي شرکت در اجلاس سران کشورهاي ساحلي خزر آغاز کند با وزراي خارجه و دفاع امريکا در مسکو ديدار کرد و در خصوص موضوع مورد اختلاف شان به بحث و تبادل نظر پرداخت. از نگاه امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي فوق امنيت روسيه را جهت مقابله با ايران و کره شمالي تامين مي کند و اين درست همان مطلبي است که مسکو با ترديد به آن مي نگرد.با چنين رويکردي ناظران سياسي سفر پوتين به ايران و توافقات حاصل از اين رهگذر را هشدار وي به امريکا توصيف مي کنند. لذا توافق هسته يي روسيه با ايران بر سر تکميل نيروگاه اتمي بوشهر با واکنش امريکا مواجه شد.واکنشي از جانب تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه امريکا مبني بر اينکه «گمان نمي کنم هيچ گونه نگراني از اين بابت وجود داشته باشد» و ذکر اين نکته که «امريکا همچنان معتقد است که روسيه با وجود همکاري هايش با ايران به موضوع تضمين دست نيافتن ايران به سلاح هسته يي پايبند است.»با اين حال و به رغم نگراني هاي امريکا در اين خصوص ولاديمير پوتين روز سه شنبه طي مذاکرات دوجانبه يي که با مقامات ايراني داشت صراحتاً اعلام کرد که «در زمينه انرژي هسته يي و در ساخت نيروگاه بوشهر همکاري خوبي بين دو کشور وجود دارد.» او همچنين تاکيد کرد؛ «مي خواهيم به زودي اين طرح را تمام کنيم.» پوتين وعده يي هم داد؛ وعده يي بر اين مبنا که «روسيه کار احداث نيروگاه بوشهر را به اتمام خواهد رساند و طبق معاهده آژانس بين المللي انرژي اتمي، سوخت نيروگاه چند ماه قبل از راه اندازي رآکتور ارسال مي شود.» به گفته پوتين روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت مورد نياز رآکتور نيروگاه بوشهر خودداري نخواهد کرد.به گزارش ايسنا رئيس جمهوري روسيه سپس از ايران خواست تا طبق موافقتنامه يي که پيش از اين بين تهران و مسکو به امضا رسيده است، سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر به روسيه بازگردد.اين درخواست بخش مهمي از نگراني هاي مسکو و البته ديگر اعضاي 1«5 درباره سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر است که پوتين در سفرش به ايران صراحتاً بر آن تاکيد کرد.بخش ديگري از توضيحات پوتين به تجهيزات قديمي نيروگاه برمي گشت. چرا که قبل از آنکه روسيه با ايران جهت تکميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر قراردادي منعقد کند، آلمان شريک ايران محسوب مي شد. بنابراين يکي از بهانه هاي عمده روسيه براي تاخير در راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر امکانات قديمي موجود و به روز کردن آنها بود. رئيس جمهوري روسيه نيز طي مذاکراتش با مقامات ايراني در اين ارتباط بر مساله فوق صحه گذاشت و چنين اظهار داشت؛ مردم ايران مي دانند هيچ يک از کشورهاي ديگر اجراي طرح نيروگاه بوشهر را برعهده نگرفتند و شرکاي آلماني ما که چند دهه قبل کار را شروع کرده بودند آن را رها کردند و به همين دليل اجراي اين طرح سخت شد.به گفته وي اجراي طرح احداث نيروگاه بوشهر نه به دلايل سياسي، بلکه به علت مسائل مربوط به فناوري به کار رفته در آن سخت شده است؛ تجهيزات آلماني اوليه استفاده شده در اين طرح، قديمي و متعلق به سي سال قبل است که خود باعث بروز مشکلاتي در روند کار شده است.وي پايبند نبودن ديگر کشورها را به موافقتنامه هاي امضا شده با ايران، از جمله کره جنوبي که حاضر نشد تجهيزات مورد نظر را ارسال کند، از ديگر عوامل کندي ساخت نيروگاه بوشهر خواند و افزود؛ با اين مشکلات مجبور شديم به دنبال تجهيزات جايگزين باشيم و اين خود باعث تاخير در اجراي طرح نيروگاه بوشهر شد.رئيس جمهوري روسيه البته در نهايت اطمينان داد وقتي راه حل مورد نظر پيدا شود، موضوع حل خواهد شد.او بر اين نکته هم تاکيد کرد که روسيه تحت تاثير فشارهاي سياسي غربي ها براي تکميل نکردن نيروگاه اتمي بوشهر قرار نمي گيرد و از آنها خواسته است آماده آغاز به کار اين نيروگاه باشند.اما شايد يکي از مهمترين سخنان پوتين طي مذاکراتش با مقامات ايراني، علاوه بر نيروگاه اتمي بوشهر و وعده تکميل آن، اظهارات وي در خصوص پدافند موشکي امريکا و هشدار هماهنگ وي با سران کشورهاي حاشيه خزر در اعلاميه اجلاس خطاب به قدرت هاي خارجي باشد.به باور پوتين اصرار بر ايجاد سپر دفاعي نيازمند آن است که ابتدا خطرهاي موشکي، منبع اين خطرها و افرادي که در پي آن هستند روشن شود و برخورد دموکراتيک براي مديريت آن صورت گيرد.به گزارش ايسنا وي با بيان اينکه پس از تعيين مديريتي عمومي براي سپر دفاعي موشکي آنگاه مي توان به اين موضوع پرداخت اين نکته را هم تصريح کرد که گفت وگوي اخيرش با امريکا اين معني را دارد که امکان انتقال ديدگاه ها وجود دارد.به هر حال پس از پايان مذاکرات ولاديمير پوتين و مقامات ايراني بر سر نيروگاه اتمي بوشهر به نظر مي رسد آن دود سفيدي که مسوولان ايران در انتظار خارج شدنش از دودکش مذاکرات بودند سرانجام خارج شده است، هر چند که سرانجام اين دود سفيد هنوز مشخص نيست.در کنار گفت وگوهاي صورت گرفته ميان ايران و روسيه درباره درياي خزر و نيروگاه اتمي بوشهر، بيانيه مشترک دو کشور نيز مهم ارزيابي مي شود. تهران و مسکو در اين بيانيه خواستار افزايش تلاش ها در جهت توسعه بيشتر روابط اقتصادي از جمله صنايع نفت و گاز، انرژي اتمي و... شده اند.همچنين رضايتمندي طرفين از امضاي قرارداد تحويل پنج فروند هواپيماي توپولف به ايران، تلاش براي توسعه کريدور بين المللي حمل ونقل شمال - جنوب، توافق جهت بازگشايي راه زميني بين ايران و روسيه از طريق خاک جمهوري داغستان و تاکيد بر حل همه مسائل به وجود آمده در درياي خزر از مسائل مطرح در بيانيه مشترک تهران و مسکو است.در اين ميان توافق دو کشور درباره فراهم ساختن زمينه لازم براي تجديد وفاق همه فلسطيني ها و پشتيباني از پايان حضور نظامي خارجي از خاک عراق را هم بايد به ليست مهم موارد مورد تاکيد ايران و روسيه اضافه کنيم.در اين ميان آنچه که از اهميت بسياري در توافقات دو کشور برخوردار است، تفاهم محمود احمدي نژاد و ولاديمير پوتين مبني بر افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري تهران و مسکو تا 200 ميليارد دلار ظرف ده سال آينده است.به گزارش ايسنا احمدي نژاد در اين تفاهم بر اراده جمهوري اسلامي ايران براي توسعه مبادلات تجاري و همکاري هاي اقتصادي دو کشور تا سقف 200 ميليارد دلار تا 10 سال آينده تاکيد کرد و افزود؛ اين هدف والا نيازمند برنامه جامعي است که با توجه به زمينه هاي متعدد براي همکاري دو کشور از جمله در بخش حمل ونقل، انرژي، صنعت هوا و فضا و مشارکت در سرمايه گذاري هاي مشترک قابل تحقق است.اين تفاهم در حالي ميان دو کشور صورت گرفته که ايران براساس دو قطعنامه صادره در شوراي امنيت سازمان ملل با تحريم هايي از جانب اتحاديه اروپا، امريکا و روسيه روبه رو شده است و از سوي ديگر چند روز پيش وزارت خزانه داري امريکا به تمامي کشورها هشدار داده است که از فرصت هاي تجاري که به واسطه کنار کشيدن کشورهايي که رژيم تحريم ها را رعايت نمي کنند، سوءاستفاده نکنند.در اين بين يکي ديگر از پيشنهادات مهم ولاديمير پوتين به ايران هماهنگي ايران و روسيه در بازار گاز بود.پوتين در اين خصوص گفت که مسکو آماده همکاري هاي مشترک با تهران براي سرمايه گذاري در حوزه هاي نفت و گاز است.پيش از اين روسيه يک بار ديگر نيز خواستار تشکيل سازماني با محوريت ايران و روسيه تحت عنوان اوپک گازي شده بود. اين پيشنهاد در سفر سال گذشته دبير شوراي عالي امنيت ملي روسيه به ايران مطرح شده بود .

    رهاوردهاي يک سفر

    به هر حال سفر ولاديمير پوتين به ايران براي هر دو کشور دستاوردهايي به همراه داشته است. اگر رهاورد اولين سفر رئيس جمهور روسيه به ايران براي مقامات تهران گشايش باب جديدي در پرونده هسته يي اش باشد، اين سفر براي روسيه دستاوردهاي مهمتري دربرداشته است.احياي قدرت روسيه در ايران به عنوان يکي از کشورهاي منطقه و خاورميانه جهت جلوگيري از نفوذ احتمالي امريکا در ايران بي ترديد يکي از اين دستاوردهاست؛ دستاوردي که با دعوت پوتين از احمدي نژاد براي سفر به روسيه فصل جديدي را در تنش ميان مسکو و واشنگتن باز خواهد کرد.

    اين دعوت در پايان سفر رئيس جمهور روسيه از ايران صورت گرفت، هرچند که هنوز تاريخي براي آن تعيين نشده است و طرفين توافق کرده اند تاريخ اين سفر را از طريق کانال هاي ديپلماتيک مشخص کنند.در همين حال پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي به مقامات ارشد ايران همراه بود. علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي روز گذشته در اين خصوص تاييد کرد که رئيس جمهوري روسيه در ديدار با مقام معظم رهبري، نظر و ديدگاه خاصي را مطرح کرده که به گفته او ديدگاه هسته يي يکي از اين موضوعات مطرح بوده است. پيش از سفر پوتين به ايران او ديدارهايي با مقامات فرانسوي، امريکايي و آلماني از اعضاي گروه 1«5 و شوراي امنيت سازمان ملل داشت که همان زمان شائبه طرح پيشنهادهايي به رئيس جمهوري روسيه جهت انتقال به مقامات ايران شکل گرفت. به هر ترتيب علي لاريجاني ديروز در اين خصوص تاکيد کرد که ديدگاه هاي خاص پوتين در حال بررسي است.و سرانجام رئيس جمهوري روسيه اولين سفرش به ايران را با مذاکراتي که به گفته محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري مثبت و سازنده بود سه شنبه شب به پايان برد و با بدرقه رسمي رئيس جمهوري به روسيه بازگشت، شايد که اين سفر بهار ديپلماتيک ايران و روسيه باشد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 13:20  
     ناگفته هاي سفر محمود احمدي نژاد به نيويورک
    همايش «آژير خطر در نيويورک» عنوان شد
    حمله الهام به خاتمي و هاشمي
    گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ هرچند «غلامحسين الهام» روز سه شنبه به دانشگاه شاهد رفته بود تا ناگفته هاي سفر محمود احمدي نژاد به نيويورک را گزارش دهد اما آنچه که دانشجويان شنيدند تنها متهم کردن سيدمحمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات به انفعال و کرنش در مقابل امريکا، انتقاد شديداللحن از هاشمي رفسنجاني رئيس دولت سازندگي و تمجيد از رئيس دولت نهم به واسطه به هم ريختن سناريوي امريکا درباره ايران با سخنراني در دانشگاه کلمبيا بود.در مراسم «آژير خطر در نيويورک» که از سوي انجمن اسلامي دانشگاه شاهد برگزار شده بود، غلامحسين الهام سخنگوي دولت با برشمردن سفر روساي جمهور پيشين به سازمان ملل، سفر سيدمحمد خاتمي به نيويورک را مورد اشاره قرار داد و با انتقاد از طرح «گفت وگوي تمدن ها» اين طرح را از موضع انفعال و کرنش در مقابل نظام سلطه توصيف کرد؛ «در اين طرح ما در برابر نظام سلطه گردن کج کرديم و گفتيم ما عقب مانده ايم. ما بايد درس دموکراسي را از شما ياد بگيريم. ما هنگام طرح اين موضوع با يک موضع انفعالي و کرنش گرانه مواجه شديم.» وي نتيجه اين طرح را «محور شرارت» خواندن ايران و تهديدات عليه نظام ارزيابي کرد. سخنگوي دولت در مقابل به تمجيد از رئيس دولت نهم پرداخت. الهام با بيان اينکه مراسم سخنراني در دانشگاه کلمبيا سناريويي بود تا طي آن بستري براي حمله سنگين نظامي به ايران چيده شود، رئيس جمهور را به خاطر بر هم زدن اين سناريو ستود؛ «درصدد بودند از رئيس جمهور فردي ديکتاتور و فرصت طلب بسازند و پس از آن نيز با توجه به واکنشي که انتظار دارند اتفاق بيفتد، زمينه ساز تبليغات بعدي عليه ايران شوند و حتي هجوم به ايران را به عنوان محور تروريسم تدارک ببينند.»سخنگوي دولت با اشاره به اينکه اين اقدامات يک سحر فرعوني و مکر واقعي بود، ابراز داشت؛ اما رئيس جمهور که در آن ايام ماه رمضان روزه بود و پس از يک سفر سخت طولاني و 24 ساعت کار لاينقطع در اين مراسم حاضر شده و اين بيانيه سراسر توهين و فحاشي را نيز شنيده بود، به خوبي اين حضور را پشت سر گذاشت و با اعصاب مسلط و منطق صحيح، هم اصل سخنراني را ادامه داد و هم مباني فکري انقلاب اسلامي ايران را منتقل کرد و پس از آن نيز به سوالات به خوبي جواب داد.الهام در پاسخ به اينکه برخي سفر آقاي احمدي نژاد را با سفر آقاي خاتمي مقايسه مي کنند و مي گويند که نبايد حرفي زده شود که موجب فشار به ايران شود، گفت؛ گفت وگوي رئيس جمهور اتفاقاً فشار را از روي ايران بر مي دارد و فشارهاي جهاني را بر امريکا رقم مي زند و بعد از سفر رئيس جمهور به امريکا نيز يک فضاي ضدامريکايي شکل گرفته است و جمهوري اسلامي ايران بدون استفاده از قدرت نظامي و به دليل قدرت سياسي در فضاي امن تري قرار گرفته است. وي افزود؛ حضور يکي از اعضاي 1«5 در ايران يعني روسيه و بيانيه مثبت کشورهاي حاشيه درياي خزر نشان از موفقيت ديپلماسي خارجي دولت نهم دارد.اما انتقاد شديداللحن الهام از رئيس دولت اصلاحات مانع از اين نشد که رئيس دولت کارگزاران از انتقادات بي نصيب بماند. سخنگوي دولت در پاسخ به دو سوال، هاشمي رفسنجاني را آماج اعتراضات خود قرار داد. اولين سوال درباره هشدارهاي اخير رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. دانشجويي با بيان اينکه «در حالي که هاشمي رفسنجاني شرايط کشور را ويژه ارزيابي مي کند و هشدار مي دهد تا تهديدات جدي گرفته شود، اما رئيس جمهور اطمينان مي دهد تهديدها جدي نيست»، خواستار توضيح الهام در اين باره شد. سخنگوي دولت با ابراز تاسف در اين باره گفت؛ متاسفانه برخي براي اينکه عظمت جمهوري اسلامي ايران در سايه رهبري و مردم و تدبير رئيس جمهور شکل نگيرد و ايران منفعل شده و لذت ها به کام مردم خوش نيايد با اين گونه ادبيات مي خواهند افکار عمومي را متوحش کنند.

    وي با بيان اينکه «اين افراد مي خواهند با اين نوع ادبيات خود را زنده نگه دارند»، تصريح کرد؛ ايران امروز بسيار قدرتمندتر از گذشته است و تهديدها نيز بسيار ناکارآمد است. ما هرچند تهديدها را جدي نمي بينيم، اما از نظر اقتصادي، نظامي و سياسي آمادگي کامل داريم.

    سوال بعدي که مطرح شد و در نتيجه آن هاشمي توسط الهام به باد انتقاد گرفته شد درباره عقب نشيني دولت از بحث دانشگاه آزاد و اعلام اسامي مفسدين اقتصادي بود؛ «بعد از توفيقي که دولت در پيشبرد بحث هسته يي احراز کرد، جريانات سياسي دنبال فشارهايي بر دولت و شخص احمدي نژاد بودند که توفيقات را منحرف کنند و مشکلات جديد درست کنند به همين دليل دولت به خاطر سطربندي، اولويت بندي و مصلحت اين موضوع را به طور اساسي از دستور کار خارج کرد.» وي در پاسخ به بخش ديگر سوال درباره اعلام اسامي مفسدين از دانشجويان خواست تريبون را در ميان مردم کوچه و بازار ببرند تا آنها بگويند ريشه مفاسد اقتصادي کجاست.الهام با تاکيد بر اينکه مفسدان جا پاي خود را در دولت از دست داده اند، گفت؛ نيازي نيست چالش رسانه يي جديدي با نام بردن از اشخاص بين روسا شروع کنيم.

    محاکمه الهام

    به اين ترتيب روز سه شنبه سخنگوي دولت عازم دانشگاه شاهد شد تا نشان دهد اگر چه براي اداي وظيفه سخنگويي اش در خيابان پاستور و پاسخگويي به سوالات خبرنگاران فرصتي پيدا نمي کند اما براي سخنراني از پشت تريبون هاي يکسويه فرصت کافي در اختيار دارد و به اين ترتيب وي راهي جاده تهران - قم شد.

    الهام ترجيح داد بعد از بازگشت از سفرش به نيويورک پيش از آنکه در جمع خبرنگاران حاضر شود در جمع دانشجوياني حضور يابد که منتظر بودند ناگفته هاي سفر احمدي نژاد به نيويورک را که از ديد رسانه ها مخفي مانده و به گفته برخي دانشجويان با سانسور رسانه يي روبه رو شده، شوند تا علت تبليغات وسيع دولت و حاميانش پيرامون اين سفر را دريابند.

    اما پس از يک ساعت و نيم سخنراني خطابه گونه چيزي وراي آنچه در رسانه ها مطرح شده بود، مطرح نشد. البته خود الهام نيز در ابتداي سخنان خود آب پاکي را روي دست همگان ريخت و گفت ناگفته چنداني از اين سفر وجود ندارد.

    اگرچه عنوان اين سخنراني روايت ناگفته هاي سفر به نيويورک بود اما نه موضوع برنامه و نه اظهارات الهام باعث نشد سوالات دانشجويان در اين محور باشد و کمتر کسي تصور مي کرد با طرح سوالاتي درباره چند پيشگي الهام اين سخنراني به جلسه محاکمه وي تبديل شود. اين در حالي بود که تنها 20 دقيقه به پرسش و پاسخ دانشجويان با سخنگوي دولت اختصاص داده شد. در سوال اول و دوم که به ترتيب خوانده شد دانشجويان از الهام خواستند توضيح دهد تفاوت سفر خاتمي و احمدي نژاد چه بود اما الهام به اين سوالات پاسخ روشني نداد و به يک سري کلي گويي بسنده کرد. پس از پايان سوال دوم نجواگونه يي با مجري برنامه صورت گرفت و او را بر آن داشت که با اين سوالات دنبال سوالاتي خاص بگردد و بعد از دقايقي در حالي که حجم عظيمي از سوالات در دستش مانده بود اعلام کرد فرصتي براي مطرح کردن باقي نيست. وي خطاب به دانشجويان به آنان اطمينان داد سوالات را براي الهام ارسال خواهد کرد و تنها در آخر اعلام کرد که يک سوال شخصي از الهام دارد که سخنگوي دولت با خنده پيش بيني کرد که اين سوال درباره تعدد مشاغل وي باشد. مجري نيز با تاييد اين حرف سوالي را خواند که در آن در مورد تعدد مشاغل سخنگوي دولت پرسيده شده بود. اما بعد از اينکه قرائت سوال توسط مجري به پايان رسيد دانشجويان به اينکه سوال هايشان گزينشي و تحريف شده مطرح مي شد، اعتراض کردند و خواستار قرائت درست سوالات شدند.

    توضيح مجري مبني بر اينکه ترجيح داد ادبيات سوال ها را تغيير دهد، دانشجويان معترض را قانع نکرد و باعث شد تني چند از دانشجويان به روي سن بيايند. يکي از دانشجويان نيز بدون اينکه منتظر اجازه دست اندرکاران باشد مجري را به کناري زد، پشت تريبون قرار گرفت و به اينکه سوالات گزينشي و تحريف شده عنوان مي شود اعتراض کرد. الهام نيز خطاب به کساني که مي خواستند دانشجوي مذکور را از طرح سوال منصرف کنند، گفت؛ اجازه بدهيد سوال بپرسند ما پوست مان کلفت شده. و دانشجوي مذکور که خود را دانشجوي حقوق معرفي کرد تعدد مشاغل الهام را همزمان با عضويت در شوراي نگهبان مغاير با اصل 142 قانون اساسي ندانست اما از وي خواست توضيح دهد اين با اصول ديگر قانوني و انساني قابل توجيه است يا خير.

    آب حوض هم مي کشيم

    الهام با توضيح اينکه تمامي اعضاي حقوقدان شوراي نگهبان از ابتداي انقلاب دوشغله بودند پاسخ خود را آغاز کرد؛«از ابتداي انقلاب اعضاي حقوقدان شوراي نگهبان نظير حبيبي، مهرپور، افتخارجهرمي، عباسي، عليزاده و حتي مهدوي کني دو شغله بودند. اين تعدد مشاغل اعضاي شوراي نگهبان با من آغاز نشد و با من پايان نمي يابد. در ضمن اين شورا در هفته يک جلسه بيشتر ندارد.

    عضو حقوقدان شوراي نگهبان با طرح اين سوال که «آيا درست است به خاطر چهار ساعت در هفته مانع کارهاي ديگر يک نفر شد؟» به توضيح درباره شغل ديگرش پرداخت. وي مقام وزارت دادگستري را در حد يکي از اداره کل هاي وزارتي نظير وزارت کشور تنزل داد و با بيان اينکه کار اصلي وزارت دادگستري هماهنگي بين ساير قوا است، گفت؛ وزارت دادگستري يک وزارتخانه ستادي است و هماهنگي سه قوه نيز کار بسيار سخت و تعريف نشده هم نيست. هيچ عزل و نصبي هم در اين وزارتخانه صورت نمي گيرد و حجم کارهاي اين وزارتخانه به اندازه يکي از اداره کل هاي وزارت کشور هم نمي شود.

    وي پرونده رياستش بر ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را نيز با اين توضيح که ستاد قاچاق کار عملياتي ندارد و تنها هماهنگ کننده است، بست. سخنگوي دولت، عضو حقوقدان شوراي نگهبان، وزير دادگستري و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شغل خود را معلمي عنوان کرد و با اين استدلال که چون ديناري بابت اين مسووليت ها دريافت نمي کند پس کارش شغل محسوب نمي شود، تمام اين مسووليت ها را از دايره تعريف شغل خارج دانست. وي به رواج SMSهايي پيرامون خود اشاره کرد؛ «تازگي ها هم صندلي رياست هرجايي خالي مي شود فوراً مي گويند الهام رئيس مجلس خبرگان، الهام رئيس فدراسيون فوتبال. به هر حال اگر روزي همه اينها را بگيرند من اينجا مي آيم تدريس مي کنم.اگر دانشگاه شاهد رئيس خواست رياست دانشگاه را به عهده مي گيرم. وي با خنده گفت؛ رئيس دانشگاه مي شويم، آب حوض مي کشيم.الهام با اشاره به اينکه ديناري بابت مسووليت هايش دريافت نمي کند اين مساله را باعث کاهش بار مالي بر دولت عنوان کرد و گفت؛ اين گونه نيست که کناره گيري من از رياست ستاد مبارزه با قاچاق فرصت شغلي ايجاد کند.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 13:19  
     انگلیسی‌ها خودشان دندان‌هايشان را می‌کشند!
     
     
    عمومی - همشهری آنلاین:
    نتایج یک بررسی جدید در انگلیس نشان می‌دهد کاهش شمار دندانپزشکان دولتی در این کشور برخی از مردم را وادار کرده است که دست به اقداماتی غیرمعمول مانند کشیدن دندان‌های خودشان بزنند.

    به گزارش خبرگزاری فرانسه بر اساس این بررسی برخی دیگر به جای مراجعه به سرویس‌های خصوصی درمان به چسباندن تاج شکسته دندان‌شان با چسب‌های قوی روی آورده‌اند.

    در این بررسی یک فرد از 14 بار جداگانه کشیدن دندان‌هایش با انبر دست سخن گفته است.

    با عبارت دیگر  کمبود دندانپزشکان در اختیار بخش عمومی باعث شده است که شمار فزاینده‌ای از افراد به بخش خصوصی مراجعه کنند: 78 درصد بیماران بخش خصوصی گفته بودند که به خاطر پیدا نکردن دندانپزشک تحت پوشش "سرویس بهداشت ملی" (NHS) به بخش خصوصی مراجعه کرده‌اند و تنها 15 درصد افراد این کار  را به دلیل درمان بهتر انجام داده بودند.

    بر اساس این بررسی که بر روی 5000 بیمار در انگلیس انجام شده است، در مجموع  شش درصد از بیماران به خوددرمانی بازگشته بودند، و از هر پنج ‌نفر این گروه یک نفر به علت هزینه بالا رفتن به دندانپزشکی را کنار گذاشته بودند.

    دندانپزشکان نیز از این روند نگران هستند. 58 درصد آنها گفته بودند که قراردادهای با دندانپزشکان جدید که در سال گذشته به کار گرفته شدند، کیفیت مراقبت‌ها را بدتر کرده‌اند و 84 درصد آنها عقیده داشتند که نتوانسته‌اند دسترسی به مراقبت‌های دندانی را برای بیماران ساده‌تر کنند.

    حدود 45 درصد دندانپزشکان گفته‌اند که دیگر بیماران NHS را ویزیت نمی‌کنند و 41 درصد آنها گفته بودند فشار  کاری "مفرطی"‌دارند. 29 درصد نیز گفتند که کلینیک آنها در به کارگرفتن دندانپزشکان یا حفظ کردن آنها دچار مشکل بوده‌اند.

    به عقیده کارشناسان این یافته‌ها بیانگر کارکرد بسیار بد نظام‌‌ دندانپزشکی NHS در مورد بسیاری از بیماران است.

    تاریخ درج: 23 مهر 1386 ساعت 23:43 تاریخ تایید: 24 مهر 1386 ساعت 01:04 تاریخ به روز رسانی: 24 مهر 1386 ساعت 01:04  
         
      
     
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 13:28  
     آيـت الـلـه صـانعي در ديدار با اعـضـاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلا‌ب
    هشدار ياران امام درباره تحريف انقلا‌ب

    گـروه سـيـاسـت:آيـت الـلـه صـانعي در ديدار با اعـضـاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلا‌ب اسـلا‌مي ضمن هشدار مجدد نسبت به خطر تاسف بـار انـحـصـارگـرايـي در قدرت تصريح كرد: عرصه سياست هميشه بر يك پاشنه نمي‌چرخد و همه بايد تـلاش كنيم تا انتخابات آزاد برگزار شود. وي خطر تحريف تاريخ انقلاب را متذكر شده و گفته نبايد كار بـه جايي برسد كه عده‌اي كه در انقلاب نبودند و با امام مخالف بودند، سر كار بيايند. همچنين هاشمي رفسنجاني در ديدار روز گذشته خود با اعضاي خانه احزاب بر تحزب گرايي در كشور تاكيد كرده و گفته است: كساني كه مخالفت با تخرب را به امام نسبت مي‌دهند به آن پير فرزانه جفا مي‌كنند و تلقين انديشه بي تاثير بودن راي مردم آتش در خرمن انقلاب افتادن اسـت.‌‌ ايـن دو يـار امـام تـاكـيـد كـرده‌انـد كه نبايد از انـديـشـه‌هـاي امـام فاصله گرفت و انتخابات بايد بر اساس انديشه‌هاي امام برگزار شود و تاكيد كرده‌اند فاصله گرفتن از انديشه‌هاي امام تحريف انقلاب را به همراه دارد.‌در پي اظهارات ايشان را مرور مي‌كنيم.‌ آيـت‌الـلـه صـانـعي گفت: بايد تلاش كنيم به همه بفهمانيم كه خدا كسي را در امور سياسي قيّم بر مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خـويـش قـرار داده است و تنها نبي مكرم اسلام و ائمه معصومين هستند كه هرچه فرمودند ما بايد بدون سؤال و جواب قبول كنيم چون آنجا پشتوانه عصمت وجود دارد مضافاً به اينكه قطع نظر از عصمت اسلام در بيان امـور اجتماعي و سياسي هم قانون دارد وَمَا يَنطِقُ عَنِ ال­هَوَي* اِن­ هُوَ اِلاَّ وَح­يٌ يُوحَي. ‌وي همچنين با اشاره به بحث اطاعت از اولوالامر و شمول خطاب اولوالامر تـصــريــح كــرد: زمــانـي در مـجـلـس دوم عـنـوان شـد كـه اولوالامر علماء يا امام امت را نيز شامل مي‌شود؟ كه امام بــلافــاصـلــه پـيـغــام دادنــد آيــات و روايــاتــي كــه در ايـن خـصـوص وارد شـده اسـت مـخـصـوص بـه مـعصومين است و فقها و علماي بزرگ اسلام هم در آنها شركت نـدارنـد، چـه رسـد بـه مـثـل ايـنـجانب. ‌آيت‌الله العظمي صـانـعـي در ادامـه بـا اشـاره بـه انـتـخـابات آتي مجلس و نـگـراني‌هاي احزاب و گروه‌هاي سياسي درباره تأييد صلاحيت افراد و نظارت بر امر انتخابات اظهار داشت: همه موظفيم در حد توان تلاش كنيم تا انتخابات آزاد و بر اساس اصول انديشه‌هاي امام امت برگزار شود و اگر امـام امـت را بـه عـنـوان اساس و محور قبول داريم، كه داريم، بايد انتخابات را آن گونه كه در زمان امام برگزار مي‌شد اداره كنيم. ‌صانعي با بيان اين‌كه انسان از تذكر دادن هيچگاه نبايد مأيوس شود چرا كه يأس از گناهان كبيره است، گفت: عرصه قدرت هميشه بر يك پاشنه نمي‌چرخد، امروز تذكر دادن برخي امور وظيفه است و انجام وظيفه به قول امام امت پيروزي است. ‌وي ادامه داد: از تـوهـيـن‌هـا هـم نـتـرسـيـد و نـاراحـت نـباشيد زيرا تـوهـيـن پول قلابي است و پول قلابي به صاحبش باز مـي‌گـردد. ‌ صـانـعـي افـزود: تـوهـيـن، خباثت است و با خـبـاثـت كه نمي‌شود جنگيد؛ كسي كه روانش خبيث است ريشه ندارد، ريشه پيدا نكرده است، بيست و هفت سـال انقلاب و تربيت اسلامي- انقلابي نتوانسته او را عـوض كـنـد ايـنـها خبث باطن دارند. ‌شاگرد مبرز امام امت با اشاره به نقش تعيين كننده امام در احياي اسلام و آن‌هم پس از گذشت چهارده قرن از زمان حيات ائمه گفت: به بركت امام و انديشه تابناك او امروز توده مردم خـصــوصــاً جــوانــان طـرفـدار اسـلام‌انـد مـنـتـهـي اسـلام راستين نه آن اسلامي كه برخي براي پست و مقام از آن دم مـي‌زنـنـد. ‌وي در بـخـشـي ديـگـر از سـخـنانشان و با هـشــدار خـطــر تـحـريـف تـاريـخ انـقـلاب گـفـت: تـاريـخ هميشه در معرض تحريف بوده است و تنها قرآن است كه تحريف نشده است اما ساير چيزها خصوصاً تاريخ تحريف شده است و تاريخ انقلاب نيز از جمله مواردي است كه خطر تحريف آن را تهديد مي‌كند. ‌ صانعي در ادامه با شايسته خواندن حركت هاشمي رفسنجاني در ثبت وقايع انقلاب، از وي تجليل كرد و ادامه داد: شيوه خوبي را حضرت آيت‌الله هاشمي دارد انجام مي‌دهد و اين كار ايشان ارزنده و زيباست شما هم وظيفه داريد كـه تـاريـخ انـقـلاب را حـفظ كنيد لذا توصيه مي‌كنم به شماها بنويسيد كه در زندان‌هاي شاه چه بر شما گذشته اسـت، زنـدگـي‌هـايتان را بنويسد، بنويسيد كه در طول صدارت و امارتتان بعد از انقلاب چه كرده‌ايد تا خداي نـاخـواسـته تاريخ آن چنان تحريف نشود كه نهضت و انقلاب در آينده زير سوال برود. ‌وي افزود: اين كار شما 50 سال آينده يا حتي 100 سال آينده هم كه باشد نتيجه مــي‌دهــد. ‌ صــانـعــي هـمـچـنـيــن بــا اشــاره بـه خـاصـيـت غـيـراقـنـاعي قدرت و تمايل صاحبان قدرت به قدرت انـدوزي بـيـشـتـر افـزود: خـاصـيـت قدرت اين است كه معمولاً افرادي كه به قدرت مي‌رسند مي‌خواهند تمام قدرت انحصارا در اختيار خودشان باشد و حتي بدتر از آن خدمات ديگران را نيز به نفع خود مصادره مي‌كنند. اين معنايش اين است كه اين‌ها راضي نيستند كه كسي چـيــزي داشـتــه بــاشــد و هـمــه چـيـز را مـربـوط بـه خـود مي‌دانند. ‌وي متذكر شد: اين نكته بايد يادمان باشد كه بدانيم ما هيچ كداممان از خودمان هيچ چيز نداريم بلكه هر چه داريم آنگونه كه امام امت معتقد بودند با مشيت خداوند و الطاف ائمه و همت ستودني مردم به دست آمـده است و قدرتمند بايد قدرت را براي ديگران هم بـخـواهـد نـه ايـنـكـه حـاضـر نـبـاشـد بـگـويـد ديـگـران هـم خدمت كرده‌اند و اصولا اسلام و عقل و بزرگواري و دموكراسي اقتضا مي‌كند كه از خدمات ديگران هم به شايستگي تجليل شود. ‌صانعي افزود: بايد اين فرهنگ جا بيفتد كه رَبَّنَا اغ­فِر­ لَنَا وَلاِِخ­وَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالا­ِيمَانِ وَلاَ تَج­عَل­ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا خدايا ما و برادران مـا كـه در ايـمـان آوردن سـبـقـت گـرفـتـند را بيامرز و در قلوب ما كدورت نسبت به كساني كه ايمان آورده‌اند قـرار مـده. ‌وي بـا هـشـدار مـجـدد نـسـبـت بـه خـطرات تأسف‌بار انحصارگرايي در قدرت گفت: نشود كار به جايي برسد كه عده‌اي كه اصلا در انقلاب نبوده‌اند، آنـهــايــي كــه بــا امــام مـخــالــف بــوده‌انــد، آن‌هـايـي كـه مي‌گفتند گلوله با استخوان سينه چه ارتباطي دارد؟! روي كـار بـيـايـنـد و فـرزنـدان امـام و انـقلاب كنار زده شـونـد، نـشـود كـار بـه جـايي برسد كه افرادي كه امام كــوچــك‌تــريــن پـسـتـي بـه آنـهـا نـداد و كـوچـك‌تـريـن اشــاره‌اي در نـظــام و انـقــلاب بــه آنـهــا نـشــده خــداي ناخواسته صاحب آلاف و الوف از پست‌ها بشوند. ‌
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 10:29  
     رايانه‌اى‌شدن برخى مراحل انتخابات
    کدخدايي: براى رايانه‌اى‌شدن برخى مراحل انتخابات به‌نتايج خوبى رسيده ايم
    عباسعلى کدخدايى سخنگوى شوراى نگهبان گفت: کارشناسان شوراى نگهبان و وزارت کشور در خصوص رايانه‌اى شدن برخى مراحل انتخابات آتى ، از جمله مراحل ثبت نام داوطلبان و نيز تجميع شمارش آرا به نتايج خوبى دست يافته‌اند.
    سخنگوى شوراى نگهبان ديروزدرگفتگوبا ايرنا افزود: مذاکرات کارشناسى بين شوراى نگهبان و وزارت کشور براى رايانه‌اى برگزار شدن انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.
    وى اين مذاکرات را رو به پيشرفت دانست و تصريح کرد: پس از اتمام مذاکرات کارشناسي، نتايج اين گفتگوها بايد به تائيد شوراى نگهبان و هيئت مرکزى نظارت بر انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى برسد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 10:26  
     بايد دايره اصولگرايى را باز كنيم

     
     
    عضو جريان اصولگرايان مستقل مجلس شوراى اسلامى، گفت: همه جناح ها با اين كه ادعاى پيروى از ولايت و اعتقاد به ولايت فقيه را دارند اما عملاً در اجرايى كردن دستورات مقام معظم رهبرى كوتاهى هاى بسيارى داشته اند. سيدمحمود مدنى بجستانى ـ نماينده گناباد ـ در گفتگو با ايسنا، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبرى در جمع مسئولان نظام درباره اين كه انتخابات مى تواند عرصه ظهور و بروز وحدت، عقلانيت و شعور ملى باشد و تأكيد ايشان بر دورى و پرهيز از كينه ورزى و تهمت زنى در انتخابات افزود: من در مجموعه اصولگرايان هم عنوان كرده ام كه با توجه به اين كه مقام معظم رهبرى چندين بار توصيه كرده اند كه اين گونه جناح بندى هاى فرضى را قبول ندارند؛ بنابراين كسانى كه معتقد به اسلام، انقلاب و امام (ره) باشند اصولگرا هستند و بايد همديگر را درك كرده و مشكلات كشور را با كمك يكديگر برطرف كنند. وى افزود: اما وقتى به هر يك از احزاب سياسى نگاه مى كنيم مى بينيم كه اين مسأله در مورد آنها اتفاق نيفتاده است. در حالى كه بايد دايره اصولگرايى و معتقدين به ولايت را باز كنيم، به گونه اى كه حتى مقام معظم رهبرى در يكى از ديدارهايشان عنوان كرده اند كه كسانى كه مخالف نظرات رهبرى هستند مخالف رهبرى تلقى نمى شوند و در عين حال مى توان با سلايق مختلف و عملكردهاى متفاوت در كنار يكديگر فعاليت داشته باشند. اين عضو كميسيون اصل ۹۰ مجلس، با بيان اين كه به طور كلى انتخابات در هر كشور آحاد مردم را در سرنوشت سياسى خودشان دخالت مى دهد و يك عامل وابستگى و دلبستگى مردم است، گفت: انتخابات موجب احساس اميدوارى در ميان مردم مى شود و جناح هاى سياسى هم با بيان برنامه هاى مختلف براى انتخابات هاى مختلف به رشد سياسى افكار و جلب توجه مردم نسبت به تمايز برنامه ها و راهكارها و همچنين ارزيابى عملكرد گذشته كمك مى كنند. مدنى ادامه داد: بنابراين انتخابات دو نقش برجسته دارد: يكى ايجاد اميد و احساس فعال بودن در سرنوشت كشور و عموم مردم است و ديگرى اظهار برنامه ها و راهكارها و ارزيابى گذشته. نماينده گناباد ، تصريح كرد: ما با وجود اين كه بعد از پيروزى انقلاب هر سال يك انتخابات داشته ايم اما در مورد اين دو نقش انتخابات با آسيب هايى مواجه هستيم كه خوب است مورد بررسى قرار گرفته و دنبال شود. وى افزود: آسيب در مرحله اول تخريب و توهين است كه عملا به كاهش اطمينان و اميد مردم منجر مى شود و مردم را از حضور در صحنه سياسى نااميد مى كند. بخش ديگر هم لطمه به فرهيختگان و نخبگان جامعه است. عضو جريان اصولگرايان مستقل با اشاره به شروع فعاليت هاى انتخاباتى گفت:  در حال حاضر حدود ۷ الى ۸ ماه است كه ما بداخلاقى هاى انتخاباتى را شاهديم، اما هنوز هيچ كدام از جناح ها و حزب ها برنامه خود را براى مجلس هشتم ارائه نكرده اند. البته ما در هيچ دوره اى شاهد ارائه برنامه مشخص براى مجلس نبوده ايم. وى تصريح كرد: راست ها و چپ ها هر كدام به مجلس مى آيند گرفتار قوانين مى شوند و بر اساس يك برنامه از پيش تنظيم شده به سراغ مركز برنامه ريزى كشور نرفته اند. مدنى نسبت به انتخابات آينده مقدارى اظهار خوشبينى كرد و گفت:  فكر مى كنم انتخابات بعدى كم تنش تر از انتخابات هاى قبل باشد و تخريب ها كمتر باشد. وى پيشنهاد داد تا يك ائتلاف كلى ميان اصلاح طلب ها و اصولگرايان بر سر اصول كلى صورت گيرد تا از تخريب و تعرض به سياست هاى كلى قانون پرهيز شود و از بزرگ نمايى ضعف ها و همچنين ناديده گرفتن ضعف ها دور شويم و يك ائتلاف در چارچوب انجام شود. عضو كميسيون اصل ۹۰ گفت:  البته همه افراد در مرحله توصيه و تذكر صحبت هاى زيادى انجام مى دهند اما هيچ گاه دنبال راهكار عملى نبوده اند، درحالى كه اگر شخصيت هاى دو جناح در يك جا جمع شوند و نسبت به اصول كلى با هم توافق كنند، مى توانند با تندروهايى كه چارچوب اخلاقى را مى شكنند برخورد تند داشته باشند.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 10:25  
     هاشمى رفسنجانى ديروز در ديدار مسئولان خانه احزاب
    هاشمى رفسنجانى:
    وحدت ملى با بدگويى به دست نمى آيد
    كسانى كه مخالفت با تحزب را به امام (ره) نسبت مى دهند به آن پير فرزانه جفا مى كنند
    هاشمى رفسنجانى ديروز در ديدار مسئولان خانه احزاب و جمعى از مسئولان احزاب و تشكل ها با بيان سير تاريخى تشكيل حزب جمهورى اسلامى ايران گفت: كسانى كه اين روزها مخالفت با تحزب را به امام(ره) نسبت مى دهند، به انديشه هاى متعالى آن پير فرزانه جفا مى كنند، چرا كه كمك مالى ايشان آن هم از سهم امام كه در مصرف آن دقيق و نكته بين بودند، نشان مى دهد كه ايشان به تحزب بها مى دادند. به گزارش ايسنا، رئيس مجلس خبرگان رهبرى در بخش ديگرى از سخنانش با تأكيد بر رهنمودهاى مقام معظم رهبرى در ماه هاى اخير به ويژه در روز عيد سعيد فطر گفت: همه جريان ها و اشخاص حقيقى و حقوقى بايد توجه داشته باشند كه وحدت ملى با بدگويى ها و تضييع حقوق ديگران به دست نمى آيد و تبليغاتى كردن عيوب شخصى افراد با اهداف انتخاباتى دقيقا خلاف ملزومات رسيدن به يك وحدت ملى منسجم است.
    رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اهميت حضور مردم در صحنه هاى مختلف افزود: تكوين نظام ما با مردم بود كه با راهنمايى هاى انفاس قدسيه امام، حماسه انقلاب اسلامى ايران را در تاريخ معاصر خلق كردند و تداوم آن نيز غير از اين نخواهد بود. وى با بيان نمونه هايى از نقش و حضور مردم در كشورهاى مختلف دنيا گفت: واكنش گروه هاى مردمى به حوادث مختلف جهانى، شجاعانه و مسئوليت شناسانه است، در حالى كه دولت ها به خاطر برخى ملاحظات هميشه مواضع محافظه كارانه مى گيرند. هاشمى رفسنجانى تحزب را راهى منطقى براى نيل به مردم سالارى در هر كشور دانست و گفت: احزاب وسيله تشكل مردم هستند و مى توانند وسيله بقاى حكومت ها در نظام هاى دموكراتيك باشند. وى در بخش ديگرى از سخنانش با بيان اهميت انتخابات در حكومت ها گفت: يكى از راه هاى مشورت با مردم در حكومت دارى كه در قرآن نيز بر آن تأكيد شده، انجام انتخابات است كه انقلاب اسلامى در طول سال هاى پيروزى ثابت كرد كه بيشترين مشورت را با مردم داشته است. رئيس مجلس خبرگان رهبرى افزود: بر اين اساس هر قدر در انتخابات آزادى و سلامت را مراعات كنيم، در تحكيم نظام تأثير مستقيم گذاشته ايم. وى افزود: كوچك ترين تخلف در انتخابات ضدعدالت است و در نظام اسلامى ما كه تصريح قانون اساسى است، تخلف از قانون، خلاف شرع و گناه محسوب مى شود. هاشمى رفسنجانى، همچنين تلقين اين انديشه را كه راى مردم تأثير ندارد برافروختن آتشى در خرمن انقلاب اسلامى دانست كه دودش به چشم همه مى رود. وى گفت: احزاب مى توانند مردم را نسبت به نقش و اهميت حضور خويش در صحنه ها، آموزش دهند و نفى احزاب كه مقدمه اى براى ناديده گرفتن مردم است، هيچ نفعى براى نظام ندارد. هاشمى رفسنجانى گفت: تلاش براى برگزارى انتخابات پرشور و سالم وظيفه ملى و اسلامى است، چرا كه اعتبار حكومت ها در جهان كنونى بستگى مستقيم به حاصل مشاركت سياسى مردم دارد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 10:24  
     بحث درباره موفقيت يا عدم موفقيت اقتصادي دولت
    وگو با صفايي فراهاني
    دولت بي برنامه

    گروه سياسي، کيوان مهرگان؛محسن صفايي فراهاني يکي از کارشناسان اقتصادي است که نظراتش براي بخش زيادي از نخبگان اقتصادي و فعالان اين حوزه از اهميت زيادي برخوردار است.اين گفت وگو اگرچه قرار بود درباره چگونگي جذب منابع مالي توسط احزاب باشد اما از همان آغاز بحث به سمت برنامه هاي اقتصادي دولت رفت. بي هيچ توضيحي ارزيابي اين کارشناس اقتصادي را درباره ميزان توفيق دولت در حوزه اقتصادي مي خوانيم؛

    پس از دو سال از روي کار آمدن دولت نهم بحث درباره موفقيت يا عدم موفقيت اقتصادي دولت به موضوعي مناقشه برانگيز بين حاميان سياسي و منتقدان دولت نهم تبديل شده است. از يک طرف دولت با ارائه گزارش هاي متعدد از تريبون هاي مختلف مدعي است موفقيت هاي کم نظيري در دو سال گذشته به دست آورده، از طرف ديگر منتقدان، دولت را متهم به ارائه آمارهاي تريبوني مي کنند و مدعي هستند دولت اقتصاد ملي را به زانو درآورده است. به نظر شما ديدگاه کدام يک به واقعيت نزديک تر است؟

    زماني مي توانيم درباره موفقيت يا عدم موفقيت اقتصادي يک دولت سخن بگوييم که مشخصه هاي مهم در اقتصاد ايران را مورد ارزيابي قرار دهيم. تمامي دست اندرکاران فعاليت هاي اقتصادي يا کساني که مسووليت اقتصادي دارند در اينکه اقتصاد ايران ساختارهايش مشکل اساسي دارد، شکي ندارند. مهمترين اقدامي که مي تواند به اقتصاد ايران کمک کند اصلاح ساختار هاي اقتصادي است که آن هم براساس وضع قوانين و مقررات مشخص و فراگير بي دليل مي تواند اتفاق بيفتد. در طول دو سال گذشته هر آنچه به عنوان اصلاح ساختار اقتصادي پيش بيني شده بود تا کمک کند سيستم اقتصادي از تنگناها خارج شود، مورد توجه قرار نگرفته است. رشد اقتصادي، رشد سرمايه گذاري، ايجاد اشتغال، کاهش تورم، جذب سرمايه گذاري خارجي و رونق محيط کسب و کار، اصلاح مقررات و توجه به قانون مبارزه با مفاسد اقتصادي شاخص هاي قابل ارزيابي است.در زمينه نقدينگي با توجه به بالا رفتن هزينه هاي جاري دولت و کسري بودجه شديدي که داشته است از اين نظر در مدت دو سال گذشته يکي از بي سابقه ترين شرايط را طي کرده ايم.

    از چه نظر؟

    هم ميزان کسري بودجه به دليل هزينه هاي جاري بالا رفته بود و هم تعدد اصلاح قانون بودجه در سال. در طول ده سال گذشته فقط در اين دو سال سابقه داشته که بودجه دو يا سه بار به مجلس برود و اصلاح بشود. همين عدم کنترل انتقاد بانک مرکزي را هم در پي داشته و اميدوار است که با برنامه ريزي نقدينگي را از اين حالت خارج و رشد آن را کنترل کند. وقتي شما نتوانيد نقدينگي را کنترل کنيد و به صورت فزاينده بالا برود، ديگر امکان کنترل قيمت ها وجود ندارد و هر کنترلي بخواهد اتفاق بيفتد به صورت دستوري خواهد بود و هزينه هاي دولت را افزايش خواهد داد. چون ديگر براساس ساختارهاي اقتصادي قيمت پايين نمي آيد. بنابراين به رغم اينکه در قالب برنامه چهارم پيش بيني شده بود که شرکت هاي دولتي از نظر ساختاري اصلاح شوند ولي شرايط تحميلي به آنها عملاً باعث شد که کنترل عملکرد اينها در حداقل ظهور کند. چون دولت امکان به آنها نداد و با دستوري از آنها خواسته با رعايت يکسري پارامترها قيمت ها را محدود کنند که ناخواسته عامل تورم گسترده تر شدند. مساله يي که در قانون برنامه سوم و چهارم روي آن تاکيد شده است کاهش وابستگي دولت به نفت به صورت سالانه بوده. يعني حداقل سالي 10 درصد اين وابستگي کاهش يابد در حالي که در طول اين دو سال عکس اين مساله اتفاق افتاده و وابستگي هاي دولت به درآمدهاي نفتي به صورت چشمگيري بالا رفته و وابستگي هم عمدتاً به خاطر هزينه هاي جاري دولت بوده است و به همين دليل در اجرا طرح هاي عمراني کشور را شاهد بوديم که از وسط تابستان مشکل کمبود منابع پيدا کرده اند و مي بينيم عموم طرح ها با مشکلات زيادي دست به گريبان شده اند. بسياري از شرکت هاي پيمانکار حتي دولتي ها ادعا دارند که هرکدام معادل يک سال فعاليت شان را از دولت طلبکارند و در شرايط نامطلوبي به سر مي برند و همه آنها به منابع محدود بانک ها روي آورده اند.بنابراين اگر ما برآيندها را نگاه کنيم که وضعيت اشتغال چگونه است، وضعيت رشد اقتصادي چگونه است، وضعيت سرمايه گذاري چگونه است، کاهش تورم و نقدينگي چگونه است، آن وقت مي توانيم بگوييم دولت به پيشرفت نائل شده است يا نه کيوان مهرگان


    خب از نظر شما به پيشرفت نايل شده؟

    شما مي بينيد که دولت نتوانست اشتغال را در حد انتظار برآورده کند، به رغم اينکه مبناي شاخص هاي تورم را تغيير دادند، نه توانستند تورم را در حد برنامه محقق کنند و نه رشد اقتصادي محقق شد.

    بنابر شاخص هايي که در برنامه چهارم مبناي تحول بود در طول دو سال گذشته به دست نيامده است.

    من نمي دانم با چه معياري مي توانيم اندازه گيري کنيم و بگوييم در پيشرفت اقتصاد نقش موثري داشته ايم و توانستيم مشکلات مان را حل کنيم.

    آقاي احمدي نژاد در گزارشي که به مجلس ارائه کرد آمارهايي که ارائه داد نسبت به آخرين سال دوره آقاي خاتمي رشدها را اعلام کرد. آيا اين گونه مقايسه کردن مبنايي دارد؟

    مقايسه اينچنيني نمي تواند مبناي توفيق باشد. به هرحال در کشور نزديک به 17سال است که نظام برنامه يي را هدف خود قرار داده ايم. يعني اگر بگوييم برنامه اول مشکلاتي ناشي از مشکلات بعد از جنگ داشت يادمان نرود الان در سال سوم برنامه چهارم هستيم. پس عملاً بايد با معيارهاي برنامه، خودمان را بسنجيم. ما نمي توانيم با غير از معيارهاي برنامه چيزي را مقايسه کنيم. در شرايط موجود ما هرچه را بخواهيم مقايسه کنيم و بگوييم موفقيم يا ناموفقيم صرفاً با برنامه و اعداد و ارقام جداول برنامه بايستي خودمان را مقايسه کنيم. بعد بگوييم ما براساس اين شاخص هايي که در برنامه پيش بيني شده بود، موفق شده ايم. در غير اين صورت بايد شاخص ها اصلاح مي شد. امروز اين اعداد و ارقام، اعداد کمي هستند که به صورت قانون هستند و قابليت اين را ندارند که کسي بگويد من آنها را قبول ندارم. پس وقتي که قانون شد، هر کس بخواهد خودش را مقايسه کند بايد با آنها مقايسه کند. بنابراين ما با رشد اقتصادي سالانه 8 درصدي که در برنامه پيش بيني شده، خودمان را چگونه مقايسه مي کنيم. با توجه به ميزان 950 هزار شغلي که در سال بايد ايجاد مي کرديم، خودمان را چگونه مي بينيم، همين طور درباره نقدينگي و رشد سرمايه گذاري، تمام اين اعداد و ارقام در برنامه موجود است. کسي که مي خواهد بگويد موفقم، مبناي مقايسه با آنها بايستي انجام شود.

    يکي از مهمترين انتقادات به دولت ارائه آمارهاي تريبوني است، به نظر شما چرا دولت آمارهاي رسمي و مستند را ارائه نمي کند؟

    علتش واضح است چون شاخص هاي کلان مشخص است و به رغم همه نوع تفکراتي که به وجود آمده و اينکه پايه هاي شاخص ها را تغيير دادند، هيچ کدام از اهداف برنامه چهارم محقق نشده است و مقايسه هم فقط با اين روش جوابگو است. در انتهاي کتاب برنامه سوم دو تا جدول بيشتر ندارد؛ يکي جدول استفاده از منابع ارزي است و ديگري جدول نيروي انساني که اين جدول مي گويد دولت چگونه بايد نيروي انساني اش را کاهش دهد. در طول اجراي برنامه سوم اگر اشتباه نکنم پنج بار اين جداول به خاطر شرايط درآمد نفتي تغيير کرد و قانون برنامه به خاطر شرايط اصلاح شد، به خصوص زماني که مجبور شديم نظام تک نرخي را در ارز اعمال کنيم. اکنون که سه سال از برنامه چهارم مي گذرد، در انتهاي برنامه چهارم 8 جدول آمده. يعني اهداف کمي اقتصادي به صورت جزئي مشخص شده است که ما در زمينه نيروي انساني چه بايد بکنيم، در زمينه رشد بهره وري چه بايد بکنيم، در زمينه رشد اقتصادي چه بايد باشد، اشتغال مان بايد چگونه باشد و حتي براي هزينه جاري دولت و ارز مصرفي چه بايد انجام شود. اکنون شما نگاه کنيد ارز مصرفي دولت براساس شاخص ها نسبت به برنامه چهارم نزديک به سه برابر شده است. يعني 300 درصد رشد کرده است. برآيند آن چه بوده؟ آيا برآيند اين افزايش مصرف ارز اين بوده که ما در توليد ناخالص ملي مان واقعاً 300 درصد رشد کرده ايم؟ اينجاست که دولت فراتر از برنامه عمل کرده است. امروز بيش از دو برابر برنامه هزينه جاري مي شود يعني هيچ يک از شاخص هاي برنامه محقق نشده است.مجلس براي اينکه هر سال قانون بودجه را با اعداد جديد تصويب کند نياز داشت قانون برنامه را اصلاح کند و اعداد و ارقامش را تغيير دهد. اصلاً در طول سه سال گذشته، چنين اتفاقي نيفتاده است يعني بدون اينکه قانون برنامه را اصلاح کند، قانون بودجه را مغاير با اهداف برنامه تصويب کردند که در اين صورت به اعداد و ارقام برنامه چهارم مطلقاً توجه نشده است. اگر کسي اجازه چنين کاري را براي خود متصور است، اعلام کند مبناي اين اجازه کجاست؟ يعني چرا يک جدول برنامه سوم پنج بار اصلاح شده است ولي جداول برنامه چهارم يک بار هم اصلاح نشده است. اما بودجه همه ساله خارج از جداول تصويب مي شود، دوباره هم اصلاح مي شود.

    ميزان مازاد درآمد ارزي طبق قانون برنامه بايستي به حساب ذخيره ارزي واريز مي شد. آيا به همين روش عمل شده است؟ چقدر از اين مازاد ارزي را صرف فعاليت هاي بخش خصوصي مي کنيم و در فعاليت هاي توليدي و اقتصادي از آنها استفاده مي کنيم؟

    از نظر شما چون دولت برنامه يي ندارد، در مواجهه با برنامه يي که در دولت و مجلس اصلاحات تصويب شده خود را ملزم به اجرا نمي بيند؟

    البته من اين نکته را يادآوري کنم که برنامه چهارم بعد از اينکه در مجلس ششم تصويب شد و وقتي در شوراي نگهبان تاييد نشد به مجمع تشخيص مصلحت رفت اما با سر کار آمدن مجلس هفتم بنا به درخواست اين مجلس و توصيه هايي که به مجمع شد مجدداً به مجلس هفتم برگشت و اساساً مجلس هفتم برنامه چهارم را تصويب کرد. بنابراين برنامه يي که مجلس ششم نوشته بود، مجلس هفتم با يکسري اصلاحات تصويب کرد. بنابراين مجلسي که اکنون دارد قانون بودجه را تصويب مي کند، برنامه چهارم را تصويب کرده و به خواست اين مجلس و دولت برنامه تنظيم شده است. درست است دولت و مجلس اصلاحات پايه هاي آن برنامه را تدوين کرده بود اما آن برنامه يي که مجلس ششم تصويب کرده اصلاً اجرا نشد. پاي برنامه چهارم امضاي آقاي حدادعادل قرار دارد. پس قانون برنامه چهارم را مجلس هفتم تصويب کرده و همين مجلس به قانون برنامه توجهي ندارد و به جاي آن هم هيچ چيز جديدي ارائه نکرده اند. يک زماني شما مي گوييد برنامه مشکلاتي دارد يا درآمدهاي نفتي بيشتر شده و ما براي اينکه رشد اقتصادي مان را بيشتر کنيم، مي خواهيم برنامه را اصلاح کنيم، اين اشکال نداشت. بايستي برنامه جديدي به مجلس ارائه مي کردند و اعلام مي کردند اگر پيش از اين رشد اقتصادي را 8 درصد گرفته اند حالا مي خواهيم 10 درصد باشد. مثلاً رشد سرمايه گذاري را گرفتيم 11 درصد الان اين رشد را به 15 درصد ارتقا دهيم. حتي اين مساله هم اتفاق نيفتاده است. نه رشد سرمايه گذاري بالا رفته و نه اشتغال زايي بالا رفته. پس چه اتفاقي افتاده است؟ تنها اينکه ما يک منبع لايزال الهي در اختيارمان بوده که آن را هزينه جاري کرده ايم. چون علي القاعده اگر هزينه سرمايه گذاري مي کرديم بايد رشد سرمايه گذاري را در شاخص ها مي ديديم که چنين اتفاقي نيفتاده است.

    در حال حاضر وضعيت حساب ذخيره ارزي چگونه است؟

    چون آمار رسمي منتشر نمي شود، نمي دانيم. در گذشته بانک مرکزي اين آمار را به صورت رسمي اعلام مي کرد ولي در اين مدت اصلاً هيات امناي حساب ارزي چنين اقدامي نداشته است.

    دولت از يک سو اعلام کرده که در دو سال گذشته 120 ميليارد دلار درآمد ارزي داشته است، از طرف ديگر در جلسه تيم اقتصادي دولت با نويسندگان نامه 57 امضايي اعلام کرد 96 ميليارد دلار را هزينه کرده است، تفاوت قيمت در صندوق ذخيره ارزي هنوز اعلام نشده است. فکر مي کنيد مابه التفاوت اين دو رقم کجاست؟

    اولاً يادتان باشد که درآمدهاي ارزي مان فقط درآمدهاي نفتي نيست. ما سالانه بالاي 10 ميليارد دلار صادرات غيرنفتي داريم. پس درآمد ارزي کشور در دو سال گذشته هر سال 70 ميليارد دلار و در مجموع 140 ميليارد دلار بوده است. اگر اعلام شده 96 ميليارد دلار هزينه شده، پس امروز بايد 45 ميليارد دلار در حساب ذخيره ارزي باشد چون طبق قانون برنامه، هر آنچه قانون بودجه تصويب کند، مصرف مي کنيم و مازادش بايد به حساب ذخيره برود. اگر اينچنين است دولت با مسرت و خوشحالي اين اعداد و ارقام را اعلام کند. الان روسيه در صندوق ذخيره 125 ميليارد دلار دارد، روسيه اين موضوع را پنهان نمي کند که هيچ، صراحتاً اعلام مي کند و مي گويد مي خواهيم در اروپا و در سرمايه گذاري هاي بزرگ حضور جدي پيدا کنيم. بنابراين اگر اين منابع را داريم هم باعث پشت گرمي بانک ها مي شود و هم باعث خوشحالي فعالان اقتصادي که بدانند حساب ذخيره ارزي بسيار هنگفتي وجود دارد و آنها مي توانند طبق برنامه از بودجه آن استفاده کنند. بنابراين مي توانيم نتيجه بگيريم که حساب ذخيره ارزي چنين منابعي ندارد.

    يا اينک مافياي نفتي ...

    اگر مافياي نفتي وجود داشت بايد طي اين سه سال اعلام مي شد. نمي شود اسم مافياي نفت را برد ولي آنها را اعلام نکرد. در حال حاضر که تشکيلات نفت تحت نظارت دولت است اگر مافيايي هست يا هرگونه اعمال نفوذ، بهتر بود اعلام شود.

    آقاي احمدي نژاد در مجلس گفت اسامي مافيا در جيب من است اما بنا به مصلحت و سفارش دوستان اعلام نمي کنم.

    اين چه مصلحت انديشي است که يک مافيا توانسته 40 ميليارد دلار درآمدهاي نفتي کشور را دستکاري کند. اين چه مصلحت انديشي است. اعداد و ارقام بزرگ تر از آن است که کسي بخواهد درباره آن مصلحت انديشي کند. من نظرم اين است که چنين امکاني در کشور ما وجود ندارد که کسي بتواند چنين منابعي را در اختيار بگيرد و کسي متوجه نشود. پس اين منابع در اختيار خود دولت است و دولت مي داند اين منابع را چگونه هزينه کرده است.

    شما به اشتغال و رشد بهره وري اشاره کرديد. دولت براي مساله اشتغال روي طرح هاي زودبازده حساب کرده و براي رشد بهره وري هم طرح سهام عدالت را به اجرا درآورده است. آيا اين برنامه ها نمي تواند اهداف مدنظر شما را محقق کند؟

    درباره طرح هاي زودبازده فکر مي کنم همه کساني که در اقتصاد و صنعت فعال هستند مي دانند اين طرحي نيست که پاسخگوي نيازهاي ما باشد. حتي سرپرست وزارت صنايع و معادن به اين مساله اشاره کرده بود که اگر چنين منابعي وجود دارد بايد در صنايع با ثبات بيشتر سرمايه گذاري کرد که به کارهاي پايدارتري منتج شود، دولت اعلام کند فعاليت هاي اشتغالزايي که ايجاد کرده در طول دو سال اولاً چقدر بيکاري را کاهش داده است و ثانياً چقدر رشد اقتصادي را بالا برده است. اگر طرح هاي زودبازده که در کشور ايجاد شده هم اشتغال ايجاد کرده و هم توليد ناخالص ملي را بالا برده، پس بايد در شاخص ها خودش را نشان بدهد. پس لزومي ندارد شاخص ها را پنهان کنند، يعني اگر دولت واقعاً توانسته رشد اقتصادي را ترقي بدهد دليلي ندارد آن را پنهان کند.

    اما درباره توزيع سهام عدالت، کاملاً مشخص است، توليد ثروت در کشور برمي گردد به اينکه شما مباني توزيع ثروت را چگونه تعريف کنيد. اينکه بگوييد ما بدون فرهنگ سازي، بدون سازماندهي مشخص سهام را بين مردم توزيع کنيم که درست نيست. سهام يک مقوله غيرحرفه يي نيست که وقتي آن را توزيع عام کنيم قابليت رشد پيدا کند و توليد ثروت کند. وقتي سهام بين مردم توزيع مي شود علي القاعده بايستي سازمان هايي را تعريف مي کردند که براي سهام مديريت کنند تا بتوانند توليد ثروت کنند. اقشار کم درآمد که خودشان شناختي از اين واقعيت ندارند، نقشي در نظام مديريت اقتصادي ندارند که خودشان بتوانند بر اين سهام مديريت کنند. بنابراين طرح سهام عدالت عملي است شعاري که مي تواند به دولت کمک کند. البته واگذاري سهام به معناي شريک کردن مردم در ثروت کشور امر خوبي است ولي با کدام سازماندهي مديريتي، با کدام ساختارهاي بخش خصوصي چون واگذاري سهام يعني واگذاري به بخش خصوصي. کدام ساختارهاي بخش خصوصي به وجود آمده که اين مساله واگذاري دارد اتفاق مي افتد. واگذاري سهام عدالت شبيه اتفاقي است که در گذشته سهام کارخانجات را بين کارگران توزيع کردند ولي هيچ اتفاقي نيفتاد. نه کارگري آن روز منتفع شد و نه کارخانه دولتي از اين کار بهره وري به دست آورد. تکرار آن روش ها بدون اينکه امروز توجه کنيم اين ساختارها چگونه خواهد بود بيشتر جنبه سياسي- شعاري دارد تا وجه اقتصادي.

    بعد از افزايش سرسام آور قيمت مسکن، رئيس جمهور به وزارت اطلاعات ماموريت داد اين مساله را بررسي کند. با اين حال نتيجه تحقيقات اين وزارتخانه هنوز اعلام نشده است. آنچه در اين بين حائز اهميت است نگاه امنيتي دولت به مقوله اقتصاد است. به نظر شما نگاه امنيتي به اقتصاد مي تواند براي مهار نتايج برنامه هاي کارشناسي نشده پاسخگو باشد؟

    نگاه امنيتي به اقتصاد در هيچ کجا جواب نخواهد داد. ما اين تجربه را در اين دهه هفتاد داشته ايم. حتي منتهي به برپايي محاکماتي هم شد اما نتيجه آن فرار سرمايه بود تا توليد ثروت. پس فضاي امنيتي مطلقاً پاسخگو نيست. من فکر مي کنم اين کار براي اين است که کساني را که دانش اقتصادي محدودي دارند اميدوار نگه داريم. گراني مسکن که همين جوري به وجود نيامده است. رشد نقدينگي در اين دو سال به اندازه 10 سال گذشته بوده است. يعني ما نزديک به 130 هزار ميليارد تومان نقدينگي در کشور داريم. اين نقدينگي را چه کار مي شود کرد. يا بايد در بورس فعال شود يا بازار ارزي وجود داشته باشد که فعال و آزاد باشد وگرنه به دليل تورم روز به روز ارزش خودش را از دست مي دهد. صاحبان چنين منابعي به دنبال اين مي روند که کاري کنند که ارزش پول شان از بين نرود. مگر غير از زمين و مسکن کجا زمينه يي وجود داشته که اين پول برود. توليد که فعال نيست، کارخانجات که با يک شيفت دارند فعاليت مي کنند. پس اين پول کجا بايد مي رفت، طبيعي است که مسکن هدف آن شود. حالا دستور بدهند بررسي کنند، چه چيزي را بررسي کنند؟ يادمان نرود سهم کل بانک هاي خصوصي در نظام بانکي کشور کمتر از 15 درصد است. حالا شما نگاه کنيد سهم مسکن آنها در مقايسه با ديگر بانک ها چقدر مي شود. بنابراين نتيجه اين بررسي هم از قبل روشن بود. براي همين است که نتيجه آن اعلام نمي شود چون هم ميزان نقدينگي در جامعه مشخص است و هم جايگاه آن و هم سهم بانک هاي خصوصي در اقتصاد مشخص است. اينکه دولت فرافکني کند کمکي نمي کند. اي کاش به جاي ماموريت دادن به وزارت اطلاعات اقتصاددانان را در بانک مرکزي جمع مي کرد و از آنها چاره جويي مي خواست که چگونه جلوي کسري بودجه را بگيرند. چگونه با سازمان مديريت همکاري و رشد نقدينگي را کنترل و کسري بودجه را مهار کنند.

    بنابراين تمام کساني که با مباني پول و اقتصاد آشنا هستند مي دانند که اين عدد وحشتناک طبيعي بود که يک جايي بايد خودش را نشان مي داد، آنجا هم مسکن بود.

    اجراي سهميه بندي بنزين از آن طرح هايي است که دولت روي آن مانور زيادي مي دهد. دولت معتقد است طرحي را که هيچ کدام از دولت هاي گذشته نتوانستند اجرا کنند، اجرا کرد. آيا اجراي طرح سهميه بندي بنزين را مي توان يکي از دستاوردهاي اين دولت برشمرد؟

    يکي از مهمترين اهداف برنامه چهارم که به فراموشي سپرده شده اين است که ما يارانه ها را هدفمند کنيم. هدف از اجراي طرح سهميه بندي بنزين هدفمند کردن يارانه بنزين بوده است.

    شما نگاه کنيد در اين سهميه بندي يارانه چقدر هدفمند شده. اينکه با کوپني کردن بنزين جلوي مقداري قاچاق بنزين گرفته شد کار خوبي است اما آيا يارانه هم هدفمند شد.

    بنابر آمار و ارقام يارانه انرژي بالاي 35 ميليارد دلار در سال است. مصرف کننده اين 35 ميليارد دلار چه کساني هستند. آيا اقشار آسيب پذيرند؟

    مگر اقشار آسيب پذير از برق، گاز و گازوئيل چقدر سهم مي برند. اقشار مرفه و نيمه مرفه چه سهمي دارند؟ پس يارانه کجا هدفمند شده؟ يادمان نرود که 35 ميليارد دلار يارانه در انرژي در توليد ناخالص ملي يعني بالاي 25 درصد. در کجاي دنيا مي آيند به همه اقشار جامعه يارانه يي مي دهند که هيچ توجيهي ندارد. اين يارانه چه کمکي به اقتصاد مي کند؟

    وقتي دولت اين طرح را به عنوان بزرگ ترين دستاورد خودش بيان مي کند به اين پرسش ها هم پاسخ بدهد که دادن اين 35 ميليارد دلار يارانه انرژي اين دستاوردها را هم داشته است؟

    به نظر شما آدرس اشتباه مي دهد؟

    دولت اقدامي کوچک کرده و آن هم اين است که خروج بنزين و گازوئيل را از کشور محدود مي کند. در زمان جنگ هم يک بار بنزين و گازوئيل را کوپني کرده بوديم. الان هم همان حالت است که به جاي کوپن، از کارت هوشمند استفاده کرده اند. يارانه هدفمند نشده است. سه سال از برنامه مي گذرد و هيچ يارانه يي هدفمند نشده است. عدد کوچکي نيست وقتي 20 درصد توليد ناخالص ملي تان را يارانه مي دهيد. به نظر من قابليت بررسي دقيق تر دارد و موشکافي جدي تر را مي طلبد که اگر ما به مشکل برخورديم اين مقدار يارانه را چگونه مي توانيم مصرف کنيم.

    شما هشدار مي دهيد؟

    به نوعي بله...

    دولت احمدي نژاد خود را وامدار مستضعفان مي داند و با شعار نوازش همين قشر هم به قدرت رسيد. همين چند مورد برنامه دولت را که بحث کرديم تا چه حد حمايت از زندگي اين اقشار را در خود نهفته دارد؟

    براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران يکي از وظايف دولت ها رسيدگي به اين افراد است. منتها بايد ديد رسيدن به وضع اين افراد چقدر مباني فکري صحيح دارد و تا چه اندازه جنبه شعاري و توزيع پول دارد. من فکر نمي کنم که با دادن اعانه و صدقه مشکل اين افراد و اين قشر حل شود.

    دولت دارد صدقه مي دهد؟

    بله وقتي هزينه جاري دولت بالا مي رود، نشانه همين صدقه دادن است. در کتاب برنامه هزينه جاري دولت براي سال جاري نزديک به 26 هزار ميليارد تومان مي شد، الان بالاي 40 هزار ميليارد تومان است. اين رشد براي چيست؟ شما که قانون برنامه داريد، کارمند هم قرار بوده کم شود نه زياد پس چه اتفاقي افتاده جز صدقه دادن.شما نگاه کنيد به رشد پول هايي که در اختيار کميته امداد قرار گرفته است. اگر پول دادن به اينها براي اشتغال است و اينها مسوول اشتغال هستند چرا اسم شان را عوض نمي کنيد و از آنها مطابق يک برنامه که با شرح وظايف آنها همخواني دارد گزارش نمي خواهيد که به ازاي اين پول چقدر فرصت شغلي ايجاد کرده اند؟ اين فرصت هاي شغلي چقدر به توليد ناخالص ملي ما کمک کرده است؟

    در اقتصاد، اعداد و ارقام حرف مي زند نه شعار.

    آيا شما برنامه هاي اقتصادي دولت نهم را در ميانه راه شکست خورده ارزيابي مي کنيد؟

    اگر با برنامه بسنجيم به نظر من اين دولت نتوانسته در اين دو سال اهداف برنامه را اجرا کند. اگر دولت مي گويد من برنامه چهارم را قبول ندارم، بايد يک برنامه جديدي را به تصويب مجلس مي رساند تا جايگزين برنامه چهارم مي کرد و شاخص هاي کمي و کيفي را اعلام مي کرد و اينکه اهداف کمي و کيفي را چگونه مي خواهد به دست آورد. توليد ناخالص ملي را چگونه مي خواست بالا ببرد. بعد امروز ميزان توفيق يا شکست دولت را با آن برنامه مقايسه مي کرد. اگر دولت مباني مشخص و شفاف ارائه ندهد طبيعي است امکان هرگونه ارزيابي را از بين مي برد و در چنين شرايطي امکان تصميم گيري فعالان صنعتي و اقتصادي جامعه به حداقل مي رسد و محيط کسب و کار دچار نابساماني شديد مي شود.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 10:22  
     براى دستيابى به وحدت،نبايد از رقابت اجتناب كرد
    باهنر:
    مجلس هشتم در اختيار اصولگرايان خواهد بود

     
    071130.jpg
    محمدرضا باهنر با تأكيد بر اين كه حضور پررنگ مردم در انتخابات نتيجه وجود رقابت است، گفت: براى دستيابى به وحدت نبايد از رقابت اجتناب كرد. به گزارش ايسنا، رئيس فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراى اسلامى، در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوالى، مسأله تضارب آراء و اختلافات را با توجه به تأكيدات مقام معظم رهبرى متفاوت دانست و تصريح كرد: اصولى محكم در نظام وجود دارد كه همه فعالان سياست فرهنگ و اقتصاد بايد به آن معتقد باشند، اما خارج از اين اصول هر حزب و جناح برنامه اى براى رقابت هاى انتخاباتى دارد كه در اين برنامه ها رقابت وجود دارد. وى با تأكيد بر اين كه اگر رقابت در انتخابات نباشد فضاى سالم و با نشاط ايجاد نمى شود، به برخى اقدامات تخريبى در عرصه انتخابات اشاره كرد و گفت: بداخلاقى ها انتخابات را مخدوش كرده و روحيه شاداب را از بين مى برد. باهنر در ادامه به رقباى انتخاباتى توصيه كرد تا براى دستيابى به اخلاق پيروزى و شكست تمرين كنند و بدانند شكست ها و پيروزى ها دائمى نيست. نايب رئيس مجلس شوراى اسلامى افزود: بنابراين بايد برنامه را خوب ارائه داد تا بعد از انتخاب شدن وفادار به برنامه بوده و در پايان دوره مأموريت بتوانيم مردم را قانع كنيم كه ما دنبال برنامه هايمان بوديم. وى در ادامه درباره معرفى گزينه هاى وزارت نفت و صنايع و نظر مجلس و فراكسيون اصولگرايان نيز، خاطرنشان كرد: هنوز موضوعى رسمى در اين مورد از سوى دولت مطرح نشده است. بنابراين در صورتى كه دولت رسماً افراد را معرفى كند، اعلام نظر و بررسى خواهيم كرد. باهنر با اشاره به تشكيل شوراى ۲۷ نفره براى تدوين برنامه پنجم توسعه، گفت: به عقيده من تركيب خوبى آماده شده كه شايد جامع نباشد، اما مانع هم نيست. رئيس فراكسيون اصولگرايان مجلس، هدف دولت از تغييرات در سيستم اداره برخى دستگاه ها از جمله انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور را ايجاد تحول اساسى در نحوه اداره دستگاه ها دانست و با اشاره به انتخاب نشدن نمايندگان براى عضويت در شوراى عالى تدوين برنامه پنجم توسعه، اظهار كرد: برخى پست ها و مسئوليت ها ذاتى نيست. يك نماينده شايد چهار سال بعد نماينده نباشد به همين منظور شايد استفاده از نمايندگان در اين شورا توجيهى نداشته باشد. از سويى برنامه پنجم توسعه قرار است تحويل مجلس هشتم شود. باهنر در ادامه در پاسخ به پرسش ديگرى در مورد برگزارى اجلاس سران كشورهاى حاشيه درياى خزر و اهميت آن، خاطرنشان كرد: ايران در نيمى از خزر ساحل دارد و منابع ما در اين دريا كاملا مشخص است. وى تأكيد كرد: بايد رژيمى جديد، براى اين دريا طراحى شود كه همه شركاء به منافع ملى خود برسند، و كسى بيش از حق خود طلب نكند و براى دستيابى به اين مسأله هم، نياز به مذكرات جدى وجود دارد. نايب رئيس مجلس شوراى اسلامى، در مورد سفر پوتين رئيس جمهور روسيه به ايران نيز، افزود: ما آمريكا را دشمن استراتژيك خود مى دانيم اما مردم ايران، روسيه را دشمن استراتژيك قلمداد نمى كنند و روس ها نيز به اين درك رسيده اند كه دو كشور بايد با هم تعامل داشته باشند. نماينده كرمان در مجلس، در مورد تأثير سفر پوتين به ايران و پرونده هسته اى، گفت: مذاكرات هسته اى از نظر ما بسيار روشن است و مسئولان آژانس و حتى روسيه بارها اعلام كرده اند كه هيچ اغراضى در فعاليت هاى هسته اى ايران مشاهده نشده است. باهنر تأكيد كرد: هر كس ادعا مى كند فعاليت هاى ايران غيرقانونى است، مى تواند به فعاليت هاى ما نظارت داشته باشد، اما نبايد در مقابل حق مسلم ايران مانع ايجاد شود. وى در پايان خاطرنشان كرد: پرونده كاملا حقوقى را نبايد سياسى كرد. «محمد رضا باهنر» همچنين روند اعتماد به اصولگرايان در بين مردم را رو به افزايش دانست و گفت:اطمينان داريم مجلس هشتم هم دراختيار جبهه اصولگرايان خواهد بود. رئيس فراكسيون اصولگرايان مجلس ديروز در گفتگو با ايرنا همچنين روند موجود در بين اصولگرايان براى حضور در انتخابات مجلس هشتم را راضى كننده دانست و گفت: نسبت به انتخابات رياست جمهورى و دوره سوم انتخابات شوراها، امروز هماهنگى بيشترى بين اصولگرايان حاكم است. باهنر افزود: مكانيسم هاى طراحى شده كه ما در چارچوب آن حركت مى كنيم، موفقيت بيشترى را براى اصولگرايان به همراه خواهد داشت.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:16  
      تاثیر شفاف‌سازى منابع تبليغاتى در سلامت انتخابات
    حبيبى در گفتگو با ايسنا: شفاف‌سازى منابع تبليغاتى در سلامت انتخابات موثر است
    محمدنبى حبيبى دبيرکل حزب موتلفه اسلامى در گفتگو با ايسنا با تاکيد بر ضرورت پايبندى کانديداهاى انتخابات به اصول و موازين انقلاب اسلامى گفت: اگر در مواردي، اين پايبندى محرز شده باشد ولى بعد از آن خلاف آن ثابت شود، مردم در مراحل بعدي، رايشان را پس گرفته‌اند. وى همچنين درباره تفاوت اصلاح‌طلبان از مجلس ششم تا مجلس هشتم اظهار کرد: قالب افراد و گروه‌هاى وابسته به جريان اصلاحات در يکى - دو سال اخير، به اندازه‌ گذشته، کمتر از شعارهاى مهم‌شان دم مى‌زنند، چنانکه اهميت بيش از حد به توسعه‌ سياسي، جامعه مدنى و آزادى بى‌حد و حصر، همچنين بى‌اعتنايى به مسائل معيشتى مردم و کم اعتنايى به مبانى اصلى انقلاب اسلامى و تفکر دينى از سوى آن‌ها لحاظ نشده است. حبيبى خطرى که مى‌تواند در دوره‌هاى مختلف، انتخابات را تهديد کند، پشتوانه‌ مالى براى تبليغات سوء از جانب کانديداها” دانست و تصريح کرد: در همين راستا شفاف‌سازى منابع درآمد و معلوم شدن ميزان مخارج صورت گرفته و قانونمند شدن اين موضوع ، اقدام خوبى به نفع سلامت انتخابات انجام شده است. دبيرکل حزب موتلفه‌ اسلامى در ادامه همچنين درباره اصولگرايانى که وارد مجلس هشتم خواهند شد، گفت: شعارهايى چون پايبندى به اصول و موازين انقلاب، پيشرفت و خدمت بخصوص خدمت به طبقات محروم از شعارهاى دائمى اصولگرايان است و به هيچ وجه ضرورت ندارد که چنين شعارهايى تغيير کند. وى اظهار کرد: معتقدم شعار پايبندى معتقدانه به اصول انقلاب اسلامي، توانايى‌هاى مديريتى نامزدها، دلسوزى و دارا بودن برنامه براى ارتقاى سطح رفاهيات عامه‌ مردم مى‌توانند گفتمان غالب در انتخابات مجلس هشتم باشد. حبيبى تصريح کرد: معتقدم تکرار نتايج انتخابات هفتم در مجلس هشتم قابل پيش‌بينى است. دبيرکل حزب موتلفه اسلامى خاطرنشان کرد: با مقايسه‌اى ميان شرايط اتحاد در حال حاضر و دوره انتخابات شوراها به اين نتيجه مى‌رسيم که شرايط اتحاد ميان اصولگرايان در حال حاضرخيلى بهتر از شرايط شوراها در سال گذشته است. وى تخريب رقبا، سوءاستفاده تبليغاتى و حق مطلق انگاشتن سليقه‌هاى سياسي، باطل انگاشتن سليقه‌هاى سياسى ديگران و دور شدن از ادب اجتماعى و فردى را از محورهاى بداخلاقى‌هاى سياسى دانست و اظهار کرد: اين بداخلاقى‌ها بيشتر از سوى افراطيون مستقل و يا وابسته به جريانات سياسى به مرحله ارتکاب مى‌رسد.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:13  
     نزاع دولت و مجلس بر سر سن راي دهندگان
    15 يا 18 مساله اين است

    نسرين وزيري

    با آغاز به کار دوباره مجلس پس از حدود 10 روز تعطيلات پاياني ماه رمضان بار ديگر صحن علني مجلس شاهد رويارويي دولت و مجلس خواهد بود چرا که دولت به رغم مخالفت شديد مجلس براي دومين بار متوالي لايحه کاهش سن راي دهندگان را راهي مجلس کرده است. با توجه به اصرار مجلس بر مصوبه خود در اين زمينه هيچ بعيد نيست که نمايندگان بار ديگر به ناديده گرفتن مصوبات مجلس از سوي دولت بتازند و شخص رئيس جمهور را مورد عتاب قرار دهند. چه آنکه مجلس هفتم در دي ماه سال گذشته (سال 85) افزايش سن راي دهندگان از 15 به 18 سال را به تصويب رسانيد؛ اما دولت بي آنکه حتي يک بار اين مصوبه مجلس را به اجرا درآورده باشد در ارديبهشت ماه لايحه يک فوريتي کاهش سن راي دهندگان را تقديم مجلس کرد که با مخالفت مجلس مواجه شد. دولت که گويي از آن رويکرد مجلس نسبت به اين لايحه درس عبرت نگرفته اخيراً يعني چهار ماه مانده به انتخابات مجلس هشتم بار ديگر اين لايحه را با قيد دو فوريت روانه مجلس کرده است. دليل افزايش فوريت آن از منظر دولت نيز کاملاً مشخص است چرا که دولت اصرار دارد انتخابات آتي را با راي دهندگان بالاي 15 سال برگزار کند. نگاهي به دلايل ارائه لوايح کاهش سن راي دهندگان از سوي دولت و طرح افزايش سن راي دهندگان از سوي مجلس گوياي تفاوت منظر دستگاه هاي اجرايي و تقنيني به کيفيت و کميت آرا و ميزان شرکت کنندگان در انتخابات است. آنچنان که در مقدمه توجيهي طرح مجلس آمده است نمايندگان براي يکسان سازي فضاي راي گيري در کشور در تمامي انتخابات اقدام به افزايش سن راي دهندگان کرده اند چرا که پيش از مصوبه دي ماه گذشته مجلس مبني بر افزايش سن راي دهندگان در انتخابات مجلس و رياست جمهوري، سن راي دهندگان در انتخابات شوراها از سوي همين مجلس به 18 سال ارتقا يافته بود و مجلس خبرگان رهبري نيز در دومين اجلاسيه رسمي چهارمين دوره مجلس خبرگان با تصويب طرحي دوفوريتي به افزايش سن راي دهندگان در انتخابات ميان دوره يي اين مجلس راي داده بود. به اين ترتيب مجلس به منظور تسهيل کار مجريان انتخابات و با عنايت به تجميع برخي از انواع انتخابات ها با يکديگر مصوب کرد که سن راي دهندگان در تمامي انتخابات ها 18 سال باشد.اما تاثيرگذاري آراي جوانان و نوجوانان که طي يک دهه اخير بيش از پيش به منصه ظهور درآمده و طعم خوش آن به مذاق صاحبان قدرت خوش آمده، امکان چشم پوشي راحت از آراي اين قشر کثير از جامعه را فراهم نمي آورد. يکي از دلايل بديهي تعيين کننده بودن راي جوانان در ايران را بايد در بزرگ بودن اين جامعه راي دهنده نسبت به کل جامعه راي دهندگان دانست. تا پيش از اين ايران تنها کشور جهان بود که شهروندان آن از 15 سالگي، جواز شرکت در انتخابات را به دست مي آوردند. احساس نياز رهبران سياسي کشور به بالا بودن ميزان مشارکت عمومي در انتخابات، سن راي دادن را به تدريج پايين آورده بود تا به دليل ترکيب جمعيتي بسيار جوان ايران، اين قشر از جامعه به نيروي سياسي عظيمي تبديل شود. جذب اين نيرو بالقوه توسط هر شخص، حزب يا جريان سياسي مي تواند سرنوشت هر انتخاباتي را به نفع آنان يکسره کند. از همين روست که معمولاً در تمامي انتخابات ها هر نامزدي مي تواند تنها با طرح شعارهايي کلي درباره جوانان، آراي آنان را به سوي خود جلب کند.

    تفاوت منظر دولت و مجلس

    به رغم نگاه مجلس به لزوم يکسان سازي سن راي دهندگان، دولت در لوايح تقديمي خود به منظور کاهش سن راي دهنگان، عادلانه شدن نظام انتخاباتي و ايجاد فرصت هاي عادلانه و برابر براي همه آحاد ملت به ويژه قشر جوان را هدف قرار داده است. چه آنکه در لايحه ناکام نخستين خود با اشاره به درک و تشخيص درست جوانان، بر نقش آنان در تعيين سرنوشت خود تاکيد کرده بود و در لايحه دوم که از سوي رئيس جمهور به عنوان «هديه دولت در آغاز سال تحصيلي به جواناني که به مرز 15 سال نزديک مي شوند» معرفي شد نيز اين مساله تکرار شده بود. اين لايحه با توجه به جوان بودن جامعه ايراني و تجربه حضور مديران جوان در عرصه هاي گوناگون و نقش اين قشر در دوران دفاع مقدس و پيروزي هاي ملت تنظيم شده و به منظور فراهم آوري مشارکت حداکثري در عرصه انتخابات بر ضرورت استمرار و نهادينه شدن مشارکت و آثار مثبت فعاليت جوانان در موضوعات سياسي و مديريت کشور به ويژه در امر انتخابات تاکيد کرده است.دريچه نگاه دولت به رشد کمي آرا در انتخابات مجلس مورد انتقاد بسياري از مسوولان و فعالان سياسي قرار گرفت چرا که افزايش اينچنيني کميت آرا (با کاهش سن راي دهندگان) ضامن ارتقاي کيفي آرا نيست و با توجه به ناکامي هاي دولت در عرصه هاي مختلف به ويژه اقتصاد و سياست خارجه، اين شائبه را مي آفريند که دولت بيش از آنکه به فکر نتايج انتخابات آتي باشد در پي کسب تاييديه يي از عملکرد خود از سوي مردم است که جز با مشارکت حداکثري در انتخابات از راه ديگري قابل اثبات نيست.

    اما نکته مغفول مانده از نگاه دولت و حاميان آن در اين لايحه آن است که همواره ميزان شرکت کنندگان در انتخابات به نسبت جمعيتي که حق راي داشته اند مورد قياس قرار مي گيرد و نه ميزان شرکت کنندگان صرف، از اين رو حتي کاهش سن راي دهندگان نيز نمي تواند به داد دولتمردان براي اثبات محبوبيتشان برسد.

    با اين وجود دولت همچنان مصر بر تصويب لايحه کاهش سن راي دهندگان است و با به کار بستن تعبيراتي چون «افزايش شور انتخاباتي»، «احترام به حق انتخاب شايسته جوانان» و «بهره جستن از نيروي جوانان براي راي سازي در عرصه انتخابات» در پي کسب راي مثبت نمايندگان مجلس است. نمايندگان دولت تاکنون در دفاع از اين لوايح از اعتقاد دولت به رشد بالاي سياسي جوانان سخن گفته اند و حتي معاون اول رئيس جمهور در مخالفت با طرح افزايش سن راي دهندگان در مجلس، آن را عامل سرخوردگي قهر سياسي و يک آسيب پذيري اخلاقي در جوانان دانست و نسبت به دست کم گرفتن آگاهي و توانمندي جوانان به مجلسيان هشدار داد و مصوبه مجلس را نوعي عقب گرد به گذشته خواند. همچنين هيات دولت در جلسه يي از بين رفتن فرصت خوب رشد و بلوغ سياسي براي جوانان، کاهش انگيزه براي توجه به مسائل اجتماعي و تحولات کشور در اين گروه از جوانان، زير سوال رفتن اعتماد متقابل نظام و جوانان، بي ضرر بودن شرط سني کنوني و همچنين کاهش ميزان مشارکت مردمي در صورت حذف اين گروه از جوانان که سرمايه هاي عظيم ملي کشور هستند را از مهم ترين دلايل مخالفت خود با طرح افزايش سن راي دهندگان عنوان کرد.

    اما مخالفت هاي مجلس حاکي از آن است که نمايندگان به منظور رهانيدن دانش آموزان و به طور کلي سيستم آموزش و پرورش از چنگ اندازي هاي سياسي، به کاهش سن راي دهندگان راي موافق نخواهند داد. از اين رو اين نمايندگان در پي آنند تا به کار کارشناسي خود در اين زمينه، رنگ و لعاب سياسي ندهند. اتفاقاً نظر کارشناسي مرکز پژوهش هاي مجلس که مورد استناد نمايندگان مخالف دولت در بررسي اين لايحه قرار مي گيرد نيز مويد آن است که تنها در 26 کشور دنيا ميانگين سن راي دهندگان کمتر از 18سال است و در ديگر کشورها اين ميانگين سني قريب به 5/19 است. از سوي ديگر بنا به گفته نمايندگان در جامعه يي که بسياري از امور شخصي و حقوق مدني مثل گرفتن گواهي نامه يا حساب هاي بانکي، در سن 18 سالگي انجام مي شود، اگر بخواهيم سن راي دهندگان در انتخابات مجلس و رياست جمهوري که با آن مقدرات کشور رقم مي خورد را زير 18 قرار دهيم، دموکراسي را زير پا گذاشته ايم.

    اختلاف بر تعريف سن بلوغ

    عمده ترين وجه تمايز در نگاه دولت و مجلس به سن راي دهندگان را مي توان در تعريف آنها از سن بلوغ سياسي يافت. دولت در لوايح و دفاعيات خود سن بلوغ شرعي را ملاک بلوغ سياسي قرار داده است. حال آنکه سن بلوغ شرعي در دختران و پسران متفاوت بوده و چندان نسبتي هم با سن بلوغ سياسي آنها ندارد. اتفاقاً عدم تناسب سنين شرعي و سياسي نيز مورد استناد نمايندگان مخالف کاهش سن راي دهندگان قرار گرفته است. اين نمايندگان تاکيد دارند که بلوغ جسمي جوانان با بلوغ سياسي شان تفاوت دارد.

    اما مساله تعريف سن بلوغ سياسي بغرنج تر از منازعه ميان دولت و مجلس بر سر تعيين سن راي دهندگان است. تا آنجا که از آن به عنوان يک بام و دو هواي سن بلوغ در قوانين ياد مي شود. بخشي از مساله ملاک سني براي تشخيص اهليت و مسووليت پذيري شهروندان و برخوردهاي چندگانه يي که در عرصه هاي مختلف وجود دارد، ناشي از ديدگاه هاي فقهاست که البته نظر اجماعي فقها نيست و قانونگذار ما از آن تبعيت کرده، در بعضي ديگر از موارد از حقوق ساير کشورها تبعيت شده و همين باعث شده است که چندگانگي مبتني بر منطق نباشد. بر اين اساس کسي که قصد دارد مسووليت کيفري يا اهليت مدني براي انجام معامله پيدا کند، با برخورد دوگانه قانونگذار مواجه مي شود يعني کسي که به بلوغ رسيده را نمي توان فاقد اهليت تشخيص داد مگر آنکه اثبات شود؛ به هر حال قانونگذار با توجه به واقعيت هاي اجتماعي و اينکه نظر فقها هم نظر اجماعي نيست بايد سني را که فرد آماده رشد مي شود و داراي اهليت است، سني قرار دهد که در عرصه هاي مختلف هماهنگ باشد و به صورت سياست يک بام و دو هوا نباشد.اين مساله ضرورت کار کارشناسي در تعيين سن راي دهندگان را دوچندان کرده است چرا که بايد هماهنگي هاي مختلفي در عرصه هاي مختلف صورت گيرد. اين در حالي است که در حال حاضر با توجه به منسوخ شدن ماده 1209 سابق قانون مدني که در سال 1370 فسخ و حذف شده، شرط رشد را در نظر گرفته بود که بر اساس آن سن رشد 18 سال تمام بود و کساني که بالغ بودند ولي هنوز به سن رشد نرسيده بودند نمي توانستند در پاره يي از امور متفکرانه مشارکت داشته باشند. معمولاً شرط رشد سني با سن پذيرش مسووليت اجتماعي تعيين مي شود و بر همين مبنا حق استخدام، رفتن به سربازي، معاملات، اخذ گذرنامه و مشارکت و زندگي اجتماعي را با حداقل سن 18 سال در نظر گرفته اند. از اين رو در امور سياسي و اموري که در واقع معرفت بالاتري نياز دارد و مردم قصد مشارکت حداکثري دارند، سن 18 سال مي تواند ملاک مناسبي براي سن رشد باشد.

    اما متاسفانه پيش از آنکه ميزان درک، عقل و توانمندي معنوي و اطلاعاتي افراد در نظر گرفته شود عمدتاً به لحاظ برخي نزاع ها و مصالح سياسي نسبت به تعديل يا افزايش سن راي دهندگان اقدام مي شود، اين در حالي است که بر اساس ضوابط موجود معمولاً افرادي که بايد در اين گونه انتخابات ها اظهارنظر کنند و حق انتخاب داشته باشند، علي القاعده بايد افرادي باشند که از لحاظ ميزان اطلاعات، برداشت، ادراک و شرايط سني در حد قابل قبولي باشند. توصيه حقوقدانان اين است که در مورد اعتبار قرار دادن سن عقلي و جسمي که حداقل بايد 18 سال باشد، اصلح اين است که اين سن را بدون ملاحظات سياسي مبناي اعتبار بدانيم و بر همين اساس افرادي که به اين سن رسيدند را مجاز به شرکت در انتخابات تلقي کنيم. بر اساس اين توصيه بود که تمامي کارشناسان حقوقي، اقدام مجلس در افزايش سن راي دهندگان را قابل ستايش ارزيابي کردند.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:8  
     اتهام خروج استاندار از دايره اصولگرايي
    در نامه اصولگرايان استان مرکزي عنوان شد
     
    گروه سياسي؛ تعدادي از چهره هاي اصولگراي استان مرکزي با نگارش نامه سرگشاده يي خطاب به استاندار اين استان، انتقادات شديدي را نسبت به نحوه عملکرد وي مطرح کردند. در اين نامه که در پايان آن عنوان جمعي از استادان، بسيجيان، اصولگرايان و دانشگاهيان به عنوان امضاکننده ذکر شده است، استاندار دولت نهم به خروج از دايره اصولگرايي متهم شده است.

    در اين نامه سرگشاده که به امضاي تعداد زيادي از استادان دانشگاه، فعالان سياسي اصولگرا و بسيجيان رسيده و در 6 بند تهيه شده است، با تذکر موارد اخلاقي و عملکردي استاندار و آوردن نمونه اخلاقي از نهج البلاغه خطاب به وي با بيان اينکه چقدر جريان اصولگراي نزديک به دولت به شما مشورت دادند که طيف هاي مقابل دولت را در برنامه دولت به کار نگيريد، آورده شده است؛ اما شما توجه نکرديد و اين تبعات عملکرد ضعيف فرمانداران شماست که اکثر آنها نمره ضعيف در کارنامه عملکردشان ديده مي شود؛ چرا در اعلام پيشرفت پروژه هاي سفر استاني دولت غلو مي کنيد و ميزان اين پيشرفت ها را گاه 90 و گاه 85 درصد بيان مي کنيد در حالي که اکثر اين پروژه ها با 50 درصد پيشرفت فيزيکي و حتي 20 درصد مواجه هستند و از جمله پروژه هايي که شما وعده تکميل و بهره برداري آن را مي دهيد، تامين آب از سد کمال صالح است که اين چنين نيست.

    در ادامه اين نامه سوال شده است چرا شما فقط در برابر نگاه دوربين صدا و سيما، دم از مردم مي زنيد و در عمل برنامه ديدار با مردم وجود ندارد که اين مغاير با ديدگاه پاسخگو بودن در برابر مردم است و از طرفي شما با ايجاد آنچه آن را تبعيض در سفرهاي شهرستاني به يک شهرستان خاص که تعلق خاطر داريد، خوانده اند، بيشتر توجه مي کنيد و از سويي با قرار دادن افرادي خاص در انتخاب پيمانکار اجراي پروژه هاي عمراني تبعيض قائل مي شويد.

    همچنين به گزارش ايسنا بندهاي پاياني اين نامه مي افزايد؛ آقاي استاندار نبايد از فکر ويران براي ايجاد اصلاح استفاده کرد و اصولگرايان متوجه اشتباهات شده اند و معتقدند با اين اشتباهات تيم شما، در انتخابات مجلس هشتم اصولگرايان از گردونه انتخابات خارج خواهند شد.

    در عين حال استاندار استان مرکزي نيز تهديد به استعفا کرد. اگرچه وي ضمن هشدار نسبت به انتزاع شهرستان ساوه و زرند از اين استان، تاکيد کرده که در صورت وقوع اين امر از سمت خود استعفا خواهد داد، اما برخي، اختلافات موجود ميان وي و ساير گروه هاي اصولگرا را از دلايل تهديدات اخير وي ارزيابي مي کنند.

    اين در حالي است که گفته مي شود برخي از افراد و نمايندگان يک استان همجوار استان مرکزي پيگير انتزاع شهرستان ساوه و الحاق آن به استان خود هستند.

    استاندار مرکزي تاکيد کرده است؛ با پيگيري هاي صورت گرفته در وزارت کشور و نهاد رياست جمهوري جدايي ساوه از استان مرکزي تحقق نخواهد يافت و اين شهر صنعتي همچنان در مجموعه استان مرکزي باقي خواهد ماند.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:7  
     کارنامه اصولگرايان و اصلاح طلبان
     
     **نطق پيش از دستور اسماعيل گرامي مقدم نماينده بجنورد و عضو فراکسيون اقليت

    اکنون که از عمر دولت بيش از دو سال مي گذرد نقد آن نامنصفانه نبوده و از اتهام سياسي کاري به دور است و به عکس دفاع مطلق و غيرمنطقي از عملکرد دولت، خاستگاه سياسي خواهد داشت، همان اتفاقي که از سوي هيات رئيسه مجلس هر روزه در تطهير يکسره دولت شاهد هستيم. همکاران عزيز مي دانند که محور همه نطق ها و نقدهاي اصلاح طلبان مجلس هفتم در يک سال گذشته چنين بوده است؛

    1 - با همه امتيازات خوبي که سفرهاي استاني از جمله ملاقات رودررو با مردم دارد بر ايرادات اجرايي و کارشناسي فراواني مانند حذف سفرهاي تخصصي وزرا به استان ها، مجهول بودن منابع و غير تخصصي بودن مصارف و نيز غيرکارشناسي بودن مصوبات و غيره، تاکيد شده است.

    2 - انحراف و عدول مکرر تصميمات دولت از قانون برنامه چهارم و سند چشم انداز بيست ساله.

    3 - تصميمات غيرکارشناسي و خلق الساعه که منجر به افزايش سرسام آور تورم و گراني به ويژه در بخش مسکن، کالاهاي اساسي، خدمات و غيره شده است.

    4 - حذف گسترده و بي سابقه مديران باتجربه کشور و گماردن نيروهاي فاقد سابقه و تجربه کافي که خود دولت در ميانه راه ناچار به کنار گذاشتن آنها شده است از جمله تعويض برخي وزرا، استانداران و مديران مختلف.

    انتظار است حاميان دولت با رويکرد منطقي و پذيرش جدال احسن که توصيه قرآن کريم است به دفاع از عملکرد دولت بپردازند و جاهايي که لازم است خطاها و اشتباهات خود را بپذيرند، نه اينکه با اتهام زني بخواهند منتقدان و اصلاح طلبان را وادار به سکوت کنند و يا اينکه آنها را متهم به پول گرفتن از امريکا و تشکيل کميته خراب کاري کنند، دوستاني که مدعي اصولگرايي هستند، بايد بدانند کمترين شرط اصولگرايي رعايت اخلاق ديني و انساني است که بارها مورد تاييد رهبري انقلاب در رقابت هاي سياسي بوده است. نطق هايي که سراسر اتهامات کذب و توهين به يک جريان فکري که با راي قاطع مردم در برهه يي مديريت کشور را بر عهده داشته است، چه نسبت و نشاني از اصولگرايي دارد؟ لابد دوستان زماني که مردم به آنها راي دهند، راي مردم را محترم مي شمارند و زماني که رقباي آنان را انتخاب کرده اند، آنان فاقد مشروعيت هستند؟ آيا نسبت دادن اصلاح طلبان داخل و خارج مجلس که عمدتاً از خانواده شهدا، جانبازان و ايثارگران زمان دفاع مقدس و يا پيش از انقلاب هستند به دشمن، آب به آسياب دشمن ريختن نيست؟

    در يکي از نطق ها که خطاهاي اصلاح طلبان برشمرده شد، به يک نمونه از برنامه اقتصادي در افزايش قيمت بنزين تا 600 تومان اشاره شده و ده ها مصوبه ارزشمند مانند قانون سرمايه گذاري خارجي، شفافيت اعتبارات نفتي، اصلاح قانون ماليات و تجميع عوارض ناديده گرفته شد، در حالي که برنامه منظم افزايش تدريجي بنزين از قانون اول تا پايان برنامه سوم قيمت بنزين را از 50 ريال به 800 ريال رسانيد و مقرر شده بود در طول برنامه چهارم به قيمت پايه خليج فارس دست يابيم که طبق برنامه اصلاح طلبان اکنون قيمت بنزين بايد بين 180 تا 200 تومان مي شد. حال از مردم مي پرسيم قيمت بنزين 180 تومان که برنامه اصلاح طلبان بود بهتر است يا سهميه بندي بنزين که طرح اصولگرايان است؟ و قضاوت را به آنها واگذار مي کنيم. آيا سياست تثبيت قيمت ها به کنترل تورم انجاميد و يا خط فقر را افزايش داد؟ قيمت مسکن که مي گويند از دولت گذشته به ارث رسيده است چگونه در اين دو سال که تمامي اختيارات در مجلس و دولت با شما است قيمت مسکن نه تنها کنترل نشده که افزايش سه برابري داشته است.

    امروز يک کارمند با مدرک دکترا براي مسکن دار شدن 30 سال بايد حقوق خود را پس انداز کند. اينها آثار تصميمات غيرکارشناسي دولت جناب آقاي احمدي نژاد بود. آيا نقدهاي منصفانه و دلسوزانه به نفع نظام است يا سکوت و عدم اصلاح امور. سوال مي کنيم با اين 120 ميليارد دلار نفت طي دو سال گذشته چه بهبودي در وضعيت اقتصادي کشور رخ داده، وضعيت مردم بهبود يافته يا نه؟ با ادعاها و نطق هايي که به درد زمان پيش از حاکميت يکدست مي خورد و يا تبليغ گسترده راديو و تلويزيون مردم احساس نمي کنند وضعيت شان بهتر شده است، بلکه مردم با قدرت خريد جيب شان مي فهمند که اوضاع اقتصادي آنان در دولت اصلاحات بهتر بوده يا در دوره اصولگرايان. به هر حال برخي سياست هاي غلطي که طي دو سال دولت و سه سال مجلس صورت گرفت کشور را متحمل هزينه هاي فراوان کرده است و براي اثبات اين ادعا ارائه گزارش نظارتي سال 84 برنامه چهارم توسط رئيس جمهور محترم را سند و گواهي قرار مي دهم،

    1- دولت شاخص هاي مثبت عملکرد برنامه در سال هاي 85 و 86 را نيز در قالب برنامه سال 84 ارائه کردند.

    2- برخي از ارقام تحقق يافته برنامه 84 فاصله زيادي با جداول برنامه چهارم دارد و به عنوان مثال متوسط مخارج ارزي مي بايستي تا سقف 15 ميليارد دلار مي رسيد در حالي که مخارج بيش از اين رقم بوده است و واردات تا حد 41 ميليارد دلار رسيده است.

    3- با وجود مصارف و مخارج بيش از برنامه رئيس جمهور اعلام کردند که منابع براي اجراي برنامه چهارم کم است، لازم است اشاره کنيم اگر اين منابع براي تحقق که بيش از منابع مصرف برنامه چهارم است کم است پس براي تحقق کامل اهداف چقدر بايد منابع بيشتر صرف مي کرديم.

    4- چرا با وجود صرف منابع ارزي فراوان متمم هاي مکرر و کسري بودجه هاي سالانه رشد اقتصادي 8 درصدي برنامه چهارم تحقق نيافته و در 5/4 درصد متوقف شد.

    5- اگر تمام گزارش را کامل فرض کنيم برآيند پرسش ما اين است که با اين همه فاصله از برنامه چهارم که ايجاد شده دلايل عدم تحقق اهداف برنامه چهارم چه بوده است؟

    6- اعلام شد وابستگي به نفت کاهش يافته، چگونه مي شود پذيرفت که بودجه دولت از 23 ميليارد دلار در سال 83، در سال 84 به 48 ميليارد دلار تقديم مجلس شد، افزايش يافته آن وقت ادعا کرد که اتکا به نفت کاهش يافته است.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:3  
     پس از حدود 30 سال برگزاري انتخابات گوناگون
    فراز انتخابات
    رفته رفته به انتخابات مجلس شوراي اسلامي نزديک مي شويم و گروه ها و احزاب و جناح هاي سياسي فعاليت هاي پرحجمي را براي ورود در اين انتخابات آغاز کرده اند.اما اصلاح طلبان چون هميشه بيش و پيش از هر چيز دغدغه رد صلاحيت ها را دارند و نمي دانند عاقبت با کدام هيات حداقلي يا حداکثري توان و اجازه حضور در انتخابات را پيدا مي کنند.از مجموع فضاي سياسي موجود و استشمام سمت و سوي تمايلات افکار عمومي اقبال از اصلاح طلبان هويدا است و اگر حادثه خاصي پديد نيايد، اصحاب دوم خرداد سال 76 مي توانند به بخت و اقبال خويش اميدها ببندند و به داشتن آراي مردم براي خود مباهات کنند.داشتن آراي اکثريت مردم و پيروزي بر سر صندوق هاي راي يک روي سکه و مستحضر بودن به کسب تمايلات مردمي بدون رسيدن به پيروزي هاي حداکثري و رسمي روي ديگر سکه است که اگر اصلاح طلبان به آن توجهي عميق مبذول دارند رسيدن به اهداف اصلي و آرماني را امکان پذير و ارتقاي سطح جامعه را ميسور مي سازد.کار با مردم و براي مردم محوري است که اگر بدان نيک نظر شود پيروزي هاي ظاهري در انتخابات واقعاً فرع بر آن خواهد بود و حداکثر اينکه در طول آن تعريف خواهد شد. اينکه موجي پديد آيد و مردم در انتخاباتي از چيزي بگريزند و به کسي يا جرياني پناه آورند بد نيست ولي ماندگار و ثمرساز اساسي نخواهد بود.به نظر مي رسد بعد از آن همه فراز و نشيب هاي سخت سياسي و اقتصادي اکنون جامعه ما بيش از هر زماني نيازمند يک «نماينده» کلي و سخنگو و پيگير دغدغه ها و مطالبات خود است و اگر کسي يا جناحي توانايي و صلاحيت اين نمايندگي را در خود ايجاد کند و نشان دهد کاري سترگ و فراانتخاباتي انجام داده است حتي موانع ايجاد شده احتمالي از سوي جناح مقابل گزندي به آن نخواهد رساند.به هر حال پس از حدود 30 سال برگزاري انتخابات گوناگون که گفته شده است مردم اغلب توانسته اند در جريان آنها بگويند که «چه چيزي نمي خواهند» احتمالاً جامعه به نقطه ايجابي خود نزديک مي شود و شايد در حال حاضر يا در آينده نزديک ديگر بدانند که «چه چيزي مي خواهند». اگر بدين معنا قائل شويم که مردم در حال رسيدن به اين نقطه مهم و اساسي هستند مسووليت جناح ها و احزاب سياسي بسيار بزرگ و تاريخي خواهد بود. آنان بايد نماينده ايجابي و مثبت و سازنده مردمي شوند که مي دانند چه مي خواهند. و اين نمايندگي قابل مقايسه با نمايندگي براي اعراض و رفع و نهي از چيز ديگر نيست.گويا پس از سه دوره پرهياهو و پرمساله «سازندگي»، «اصلاحات» و «دولت نهم» اکنون درک درست و روشني از فرآيندهاي هر سه دوره براي مردم حاصل آمده است و بعيد نيست که آنها به معدلي جامع و کارگشا و اساسي نايل آمده باشند. سازندگي در معيت آزادي و با محوريت عدالت در حال حاضر ضرورت خود را در سينه هاي مردم جاي داده است. بايد کشور آباد شود ضمن اينکه گردي بر کرامت هيچ يک از ايرانيان ننشيند و تبعيضي ميان آنها فراهم نيايد.پيداست که اصلاح طلبان کارنامه قابل قبولي در زمينه عمل به آباداني کشور در حد مقدورات ارائه داده اند همان طور که التزام خود را به آزادي بيان و فکر و انديشه را جزء برنامه هاي اساسي خود اعلام داشته اند، مي ماند عدالتي که بايد جاي نيکوي خود را در منظومه فکري و عملي آنان پيدا کند. در حال حاضر و پس از شعارهاي تند و تيز محروم نوازي و عدم رويت و لمس باغ هاي سبزي که مردمان کوچه و بازار انتظارش را مي کشيدند توده هاي متوسط و پايين جامعه احتمالاً ديگر خوب مي دانند که نمي شود يک شبه از روي الزامات کارشناسانه اقتصادي پريد و بدون توسعه متوازن سفره هايشان را رنگين ساخت.نه بدون توسعه همه جانبه امکان استيلاي فرهنگ آزادي پديد مي آيد و نه بدون آزادي رشد و خلاقيت و رقابت هاي سالم حاصل مي شود. با آزادي به درصد بيشتري از عدالت مي توان رسيد و با عدالت آزادي عميق تر و ماندگارتري به دست خواهد آمد.اما اکنون سفره هاي مردم خالي است و فوري ترين نيازشان باز هم رسيدگي به وضع معيشت آنان است. درست است که ديگر در هر انتخاباتي شعارهاي تند اقتصادي خوف بي پشتوانه بودن شان را تداعي مي کند ولي اين بدان معنا نيست که مردم از خير مطالبه اقتصادي خود درمي گذرند و اين همان چيزي است که اصلاح طلبان بايد به دقت بدان توجه کنند و بدون شعارزدگي يا حواله دادن به سال هاي آتي فکري برايش بکنند.احتمالاً حاضرشوندگان پاي صندوق هاي راي در ليست ها و برنامه ها تاملي بي سابقه به خرج خواهند داد و نيم نگاهي هم به پشت شعارها و برنامه ها خواهند انداخت. اگر کسي بگويد «براي هر ايراني يک خانه» به سرعت خواهند پرسيد «چگونه؟» اگر کسي بگويد «پول نفت را توزيع مي کنم» خواهند پرسيد «تکليف تورم چه مي شود؟»، اگر کسي اعلام کند «در روابط بين الملل تشنج زدايي خواهم کرد» مي پرسند «با نيروهاي تندرو داخلي چه مي کنيد؟»، اگر حزبي بگويد «شادي» از معنويتش خواهند پرسيد، اگر گروهي بگويد ارزش ها از خطر تحجر از او سوال مي کنند. و خلاصه ان شاءالله به نقطه يي رسيده باشيم که ديگر مردم هيچ چک سفيدامضايي دست کسي ندهند که بعد کاسه چه کنم چه کنم، به دست گيرند.اگر به اين نقطه رسيده باشيم اصلاح طلبان حرف و حديث براي گفتن بيشتر و حتي عملاً قدرت مانور افزون تري دارند، اين ميدان آزمايش تنها انتخابات نيست. شناخت دقيق دردها، دغدغه ها، تمايلات و آرزوهاي مردم (و نه تمايلات خويش را خواسته هاي مردم دانستن) و نمايندگي مسوولانه و متعهدانه و صادقانه آنها پيروزي بزرگي است که از فراز موانع طبيعي و غيرطبيعي عبور مي کند و به سرعت رسميت خود را هم تحميل خواهد ساخت.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 10:1  
     آب انار شيرين براي بيماري هاي مجاري ادرار مفيد است
    همراه با تغذيه ، همگام با سلامتی // انار براي بيماري هاي مجاري ادرار مفيد است


    سرویس: بهداشت و درمان

    آب انار شيرين براي بيماري هاي مجاري ادرار مفيد است. ترشح صفرا را زياد مي كند.

    به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، آب انار اسهال را برطرف مي كند.خون ساز است و خون را تصفيه مي كند.

    براي سالمندان بهترين دارو براي تقويت كليه است. صدا را باز كرده و گرفتگي صدا را برطرف مي كند .

    همچنین براي وزن اضافه كردن انار بخوريد. آب انار مقوي قلب و معده است .

    كسانيكه سرد مزاج هستند نبايد در خوردن انار افراط كنند. زيرا معده را سست كرده و ايجاد نفخ مي كند . اينگونه افراد بايد انار را با زنجبيل بخورند .

    جوشانده پوست درخت و پوست ريشه آن كه براي رفع كرم به كار مي رود ممكن است ايجاد سرگيجه و استفراغ كند .

    گفتنی است در خوردن جوشانده آن بايد احتياط كرد و اين كار بايد تحت نظر متخصص انجام گيرد .

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 12:6  
     نماز عيد فطر در شازند
    در شازند

    سرويس: /عکس/
    کد خبر :16718

    1386/7/22
    08:28

    نماز عيد فطر در شازند

    نماز عيد فطر در شازند

    نماز عيد فطر در شازند

    نماز عيد فطر در شازند

    نماز عيد فطر در شازند

    نماز عيد فطر در شازند

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 12:2  
     اين انتخابات زمينه ساز نشاط و پيشرفت جامعه خواهد بود.
    آيت الله خامنه‌اى در ديدار مسئولان نظام: رقابت مثبت زمينه‌ساز نشاط و پيشرفت جامعه است
    حضرت آيت الله خامنه‌اى تاکيد کردند: مسئولان و ملت عراق و دنياى اسلام با تجزيه اين کشور مخالفند.
    به گزارش خبرگزارى فارس، حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى ديروز در ديدار مسئولان نظام، سفراى کشورهاى اسلامى و جمعى از قشرهاى مردم عيد سعيد فطر را زمينه مناسبى براى اتحاد و انسجام در ابعاد ملى و دنياى اسلام دانستند و تاکيد کردند: عيد واقعى هنگامى تحقق مى يابد که امت اسلامى انگيزه هاى اختلاف و دو دستگى را کنار بگذارد و دست در دست يکديگر و با تمسک به تعاليم اسلامى بار ديگر به تعالي، عزت و قدرت برسند.
    ايشان با اشاره به يکپارچگى ملت بزرگ ايران با وجود اقوام و مذاهب مختلف در کشور افزودند: در طول ساليان گذشته، دشمن همواره تلاش کرده است با استفاده از انگيزه هاى قومى و مذهبى در اتحاد کلمه ملت يکپارچه ايران خلل ايجاد کند اما هيچ گاه موفق نبوده و ملت ايران در جلوه گاه‌هاى حضور عظيم خود اين وحدت را به نمايش گذاشته است.
    رهبر انقلاب اسلامى با تاکيد بر اينکه گرايش هاى سياسى نيز نبايد عامل اختلاف شوند، خاطرنشان کردند: محور وحدت در کشور، نظام جمهورى اسلامي، اسلام عزيز و قرآن کريم است و ملت ايران تاکنون هوشيارانه در مقابل توطئه ايجاد اختلاف از طريق گرايش هاى سياسى ايستاده است.
    حضرت آيت الله خامنه اى با اشاره به انتخابات مجلس هشتم در اواخر امسال، تصريح کردند: انتخابات مى تواند عرصه ظهور و بروز وحدتعقلانيت و شعور ملى باشد.
    ايشان خاطرنشان کردند: اگر انتخابات به گونه اى باشد که گروههاى سياسى در يک رقابت مثبت براى خدمتگزارى به مردم، سهم متناسب و لايق خود را به دست آورند، اين انتخابات زمينه ساز نشاط و پيشرفت جامعه خواهد بود.
    رهبر انقلاب اسلامى با تاکيد بر لزوم پرهيز از کينه ورزى و تهمت زنى در فضاى انتخابات افزودند: اگر گروههاى سياسى در انتخابات بد و بر خلاف قوانين و مقررات عمل کنند، انتخابات زمينه ساز ضعف و انحطاط خواهد بود، بنابراين اين مسئله يک امتحان الهى است.
    حضرت آيت الله خامنه‌اى علت زياده طلبى ها و دخالت هاى بيجاى قدرتهاى زورگو در مسائل مختلف مسلمانان را نيز اختلافات و نبود وحدت در ميان امت اسلامى دانستند و افزودند: در چنين شرايطى است که سناى آمريکا به خود اجازه مى دهد، راى به تجزيه عراق دهد در حالى که اين مسئله هيچ ربطى به آمريکا ندارد و مسئولان و ملت عراق نيز مخالفت خود را با آن اعلام کردند و دنياى اسلام هم با اين مصوبه مخالف است.
    ايشان همچنين با تاکيد بر اينکه دخالتهاى قدرتهاى زورگو در مسئله فلسطين با عنوان کنفرانس صلح يکى ديگر از نتايج نبود اتحاد ميان دولتها و ملتهاى مسلمان است خاطرنشان کردند: ملتها و دولت هاى اسلامى بايد در کنار يکديگر باشند تا بتوانند قدرت خود را نشان دهند و در چنين شرايطى آمريکا و ديگر کشورها جرات دخالت در مسائل مسلمانان را نخواهند داشت.
    حضرت آيت الله خامنه اى تصريح کردند: جمهورى اسلامى ايران بر مواضع خود بويژه لزوم اتحاد مسلمانان ايستاده است و علت دشمنى استکبار با ملت ايران نيز به سبب همين مسئله است اما اين دشمنى تاکنون اثر نکرده و در آينده نيز اثر نخواهد کرد.
    در اين ديدار آقاى احمدى نژاد رئيس جمهور ضمن تبريک عيد سعيد فطر از ماه مبارک رمضان به عنوان ماه دوستى ها، محبت ها و رفع کدورت ها و اختلافات ياد کرد و افزود: معارف و احکام الهى زمينه ساز بيداري، پيشرفت و تعالى بشريت و ايستادگى آنان در مقابل ظلم و جنايت زورگويان است و به همين دليل قدرت پرستان تلاش دارند با هياهو و تبليغات مختلف مانع رسيدن معارف دين به انسانها شوند.
    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 11:59  
     برنامه روزي به جاي برنامه ريزي
    گفت و گو با محمدعلي نجفي
     

    گروه سياسي، حامد طبيبي؛ شيوه عمل اداره کشور در دو سال و نيم گذشته در زمينه تئوري و اجرا هر روز با منتقدان جدي تري مواجه مي شود. دامنه اين انتقادات اکنون علاوه بر اصلاح طلبان و کارشناسان بي طرف حوزه هاي مختلف، به سطح جامعه نيز کشيده شده و نسبت به آن ابراز نارضايتي شود. اين چنين است که به نظر مي رسد شعارهايي که از سوي مسوولان دولت نهم در جريان انتخابات رياست جمهوري 84 سر داده شده اکنون با چالش هاي بسياري روبه رو شده است. اين چالش ها انکار، تکذيب و اعتراف برخي وزرا نسبت به طرح هاي غيرکارشناسي ارائه شده از سوي خود را نيز در پي داشته است.بخشي از اين نواقص و کاستي ها را با محمدعلي نجفي عضو برجسته اصلاح طلب شوراي شهر تهران در ميان گذاشتيم. نظرات اين دانش آموخته دانشگاه MIT و استاد دانشگاه صنعتي شريف از اين رو حائز اهميت است که به عنوان يک مدير تکنوکرات، سابقه عضويت در سه کابينه مهم پس از انقلاب در مقام وزارت علوم دولت ميرحسين موسوي، وزارت آموزش وپرورش دولت هاشمي و رياست سازمان برنامه و بودجه خاتمي را در کارنامه خود دارد. آنچه در پي مي آيد بخش نخست گفت وگوي «اعتماد» با نجفي است.

    در دو سال و نيم گذشته حملات لفظي و عملي گسترده يي از سوي برخي مقامات دولتي به تکنوکراسي و مديران تکنوکرات دولت هاي سازندگي و اصلاحات صورت گرفت تا آنجا که برخي تحليلگران از آن به عنوان تقابل تکنوکراسي با عوام گرايي و پوپوليسم ياد کردند. شاخصه ها و تفاوت هاي شيوه اجرايي فعلي با آنچه در 16 سال حاکميت تکنوکرات ها و اصلاح طلبان رخ داد در کجاست؟

    اولاً تکنوکراسي داراي يک معناي لغوي است که در فارسي از آن به عنوان «فن سالاري» ياد کرده اند. اما معناي عرفي و حقوقي رايج فعلي آن در دنيا به شکلي کامل تر عرضه شده است. تکنوکراسي بخشي از يک پارادايم براي اداره جامعه و تنظيم روابط ميان اجزا و ارکان يک جامعه است.يعني تکنوکراسي نظام اجتماعي است که براساس و متکي بر تخصص هاي فني اداره شده و به ويژه حکومت و نظامي است که در آن تصميم سازي ها و بخشي از تصميم گيري ها بر نظرات متخصصان فن استوار است.اين تعريف يک نظام تکنوکراتيک است. البته در طول زمان مفهوم فني و متخصص فني بودن دستخوش تغيير شده به اين معنا که وقتي در قرن 19 در اروپا از متخصص فني صحبت مي شد يعني کسي که با تکنولوژي و صنعت روز اعم از صنعت ماشيني و غيره آشنايي داشت اما امروز وقتي از تکنوکراسي و تکنيک موجود در آن صحبت مي شود موضوعي اعم از مهندسي است و اقتصاد و مديريت و علوم نرم افزاري است. تکنوکرات نيز به فردي اطلاق مي شود که علاوه بر داشتن تخصص فني، در اداره کشور به نوعي دخالت داشته باشد. اين دخالت لزوماً به حضور در مديريت اجرايي و تصميم گيري محدود نمي شود بلکه اگر فرد داراي فن و تخصص در تصميم سازي هاي يک کشور دخالت کند به همان اندازه سيستم به فن سالاري يا تخصص وابسته شده است. اشاره يي که شما به تقابل ميان تکنوکراسي و پوپوليسم در دو سال گذشته داشتيد به يک معنا مي توان آن را پذيرفت. يعني دولت جديد دولتي است که اين پارادايم براي اداره جامعه را که مبني بر استفاده از نظرات متخصصان و کارشناسان فني هر رشته است کنار گذاشته است. اينچنين است که وقتي به مجموعه مديران از بالاترين سطح اداره کشور تا پايين ترين آن نگاه مي شود مي توان دريافت که مساله «احراز شرايط لازم» براي تصدي يک پست و سمت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً در يکي از بزرگترين شرکت هاي خودروسازي کشور، فردي به عنوان مديرعامل منصوب مي شود که تا پيش از آن نه تنها يک روز سابقه حضور در يک کارخانه خودروسازي را نداشته بلکه در هيچ کارخانه ديگري نيز فعاليتي نداشته و با نظام ارتباط صنعتي در يک محيط کارگري - مديريتي هيچ گونه آشنايي ندارد. به نظر مي رسد اين مطلب کاملاً درستي است که دولت فعلي به پارادايم تکنوکراسي معتقد نيست. اما اينکه براي رد اين سرلوحه و شيوه عمل، منطق و دليل روشني دارند يا خير، نمي توان پاسخ روشني براي آن يافت. دليل آن اين است که دولت هيچ گاه از چارچوب عمل خود در اداره کشور دفاع تئوريک نداشته و تنها در عمل اقداماتي انجام داده که کساني که از بيرون به آن نگاه مي کنند مي توانند تحليلي در خصوص عملکرد آنها داشته باشند. بر همين اساس نمي توان گفت که آيا پارادايمي بر مبناي پوپوليسم در دستور کار دولت قرار دارد يا بدون تمسک به يک نظريه، شيوه عملي عوام گرا را در دستور کار قرار داده است.

    اگر دولت به يک شيوه عمل تئوريک معتقد بود بدون ترديد تا به حال بارها عرضه کرده بود. پس اين اصرار بر تصميمات شتابزده و خلق الساعه در همه حوزه ها به چه دليل است؟

    اين روش کار دولت خصوصاً در بخش تصميم سازي، مبني بر ناديده گرفتن نظرات و راهکارهاي کارشناسان يا احساس بي نيازي به آنها، سبب شده کشور در دو سال گذشته با تصميمات صفر و يکي يا on و off اداره شود.

    اين «خاموش و روشن» شدن تصميمات به چه معناست؟

    يعني به طور مرتب تصميماتي گرفته شده و پس از مشخص شدن پيامدهاي منفي آن براي جامعه ناگزير به تجديدنظر در تصميمات خود مي شوند. براي نمونه آخرين مورد نيز همين موضوع وام هاي 10 ميليون توماني مسکن بود که پس از روي کار آمدن دولت نهم، با تبليغ و شعار اعلام کردند که براي خانه دار کردن افراد بي بضاعت و فاقد مسکن، سطح پرداخت وام را بالا مي بريم. درست در همان زمان براي کارشناسان فن روشن بود که اين توزيع بي ضابطه وام برخلاف ظاهر آن، سبب افزايش لجام گسيخته و حتي بالاتر از نرخ تورم بهاي مسکن خواهد شد. اما متاسفانه دولت اين تحليل را نپذيرفته و پس از عملکرد دو ساله خود، جامعه شاهد يک تورم عجيب و غريب و رشد شديد بهاي مسکن در بسياري از کلان شهرها و حتي شهرستان هاي کشور است. در نقطه مقابل، دولت در ابتدا سعي در نسبت دادن اين گراني نگران کننده به عوامل ديگري داشت. اگر به ياد داشته باشيد آقاي رئيس جمهور در يکي از سخنراني هاي خود به صراحت از اعطاي وام توسط يک بانک خصوصي براي گران شدن قيمت و هجوم براي خريد مسکن در راستاي ناکارآمد جلوه دادن دولت نهم خبر داد که مساله يي غيرواقعي بود. اکنون پس از افزون بر يک سال که از اجراي اين سياست مي گذرد خود وزير مسکن خبر از قطع اعطاي اين وام ها به دليل اثرات تورمي آن بر بخش مسکن مي دهد. نمونه هاي ديگري را نيز مي توان در اين خصوص ذکر کرد.

    منظورتان کاهش نرخ بهره بانکي است که با مخالفت شديد کارشناسان و حتي بدنه سيستم بانکي روبه رو شده است و هنوز هم به اعتقاد کارشناسان در بسياري از بانک ها اجرايي نشده است؟

    دولتي که در اين خصوص نيز در تبليغات خود مدعي رساندن نرخ بهره به عددي يک رقمي ظرف دو سال بود، اکنون به جايي رسيده است که رئيس کل جديد بانک مرکزي آن فرمولي براي نرخ بهره ارائه مي کند ناظر بر اينکه اين نرخ براساس ميزان تورم به اضافه 3 يا 4 درصد محاسبه شود. براي محاسبه عدد سود بانکي براساس اعلام خود مسوولان دولت نرخ تورم حداقل 5/17 درصد بوده و احتمالاً تا پايان سال امکان رسيدن به 20 درصد را نيز خواهد داشت، اين بهره بانکي که بنا بود به عددي يک رقمي کاهش يابد به رقمي بالاتر از 20 درصد خواهد رسيد. به نظر مي رسد اين وضعيت از جمله نتايج و آثار اتخاذ تصميم، بدون توجه به نظرات کارشناسي در دولت است. البته اينها مسائل کلان است و در مسائل خرد نيز مي توان مثال هاي زيادي را ارائه کرد.

    موضوع تغيير ساعت در ادارات، بانک ها و مدارس نيز سبب بروز انتقادات گسترده يي شد که خود شما نيز بارها در جلسات علني شورا به آن اشاره داشتيد. چرا اين روند در ماه رمضان نيز تکرار شد؟

    در مسائل خرد نيز مشکلات زيادي بروز کرده که يکي از آنها همين موضوع تغيير ساعت است. دولت در فروردين سال 85، ساعت شروع به کار مدارس را 8 صبح اعلام کرد اما پس از مواجه شدن با مشکلات فراوان، در بهمن همان سال اعلام شد که تعيين ساعت کار مدارس بر عهده وزارت آموزش و پرورش است. براي دومين بار در خصوص بانک ها نيز در ابتداي ماه مبارک رمضان اين اتفاق رخ داد. بسياري مسائل ديگر وجود دارد که مي توان آنها را رصد کرده و دليل آن را در چارچوب همين روش که اشاره شد ارزيابي کرد.

    حذف مديران باتجربه و کارآمد و بازنشسته کردن اساتيد که بسياري از آنان جهت گيري سياسي نيز ندارند و درهم ريختن ساختارهاي مديريتي پس از انقلاب در تناقض با سيستم مديريتي تکنوکراسي است. بي توجهي به تجربيات 16 سال گذشته و بازگشت به نقطه صفر آيا جزيي از همان پارادايم نانوشته مورد اشاره شما است؟

    به نظر مي رسد اين سوال را بايد مسوولان دولتي و کساني که اين روش مديريتي را بر جامعه تحميل مي کنند توضيح دهند. به طور قطع يکي از بزرگترين لطمات وارد بر پيکره کشور در طول دو سال گذشته اين است که مجموع انباشت تجربه 27 سال پس از انقلاب کنار گذاشته شده و همه چيز از نقطه صفر در حال آغاز است. مساله تنها ناديده گرفتن تجربيات دولت هاي آقايان هاشمي و خاتمي نيست بلکه کل تجربه و دستاوردهاي مديريتي 27 سال گذشته ناديده گرفته شده است. حتي از نظر تئوري هاي مديريت استراتژيک، صحبت از نوعي تريلوژي يا سه گانه شده که در اختصار به آن SMP اطلاق مي شود. اين علامت اختصاري به ترتيب بيانگر ساختار (Stractur) و منابع انساني (Manpower) و فرآيند (Prossec) است. دولت در واقع و در عمل به هر سه رکن اين نظام مديريت و برنامه ريزي لطمه زده است و به عنوان مثال بدون ارائه حتي يک نظريه يا توجيه کارشناسي، ساختارها دچار تغيير و به هم ريختگي شده است. تنها موضوع سازمان مديريت و برنامه ريزي نيست. ناگهان تصميم به ادغام شوراهاي عالي تصميم ساز و تصميم گير موجود در کشور گرفته اند و حتي همان شوراهاي ادغام شده در بلاتکليفي به سر مي برند.

    حتي در خصوص ادامه فعاليت شوراي پول و اعتبار به عنوان يک شوراي عالي بسيار مهم، هر روز اخبار تازه و البته متناقضي از زبان مسوولان دولت شنيده مي شود.

    شوراي پول و اعتبار از مهمترين شورا هاي تصميم گيرنده در کشور است. جالب است بدانيد اين شورا از معدود شوراهاي موجود در کشور است که براي عضويت در آن بايد سوگند به قرآن ياد شود تا در تصميم گيري ها تنها منافع کشور در نظر گرفته شده و در مواقع لزوم اخبار آن به بيرون شورا درز پيدا نکند. شورايي با اين اهميت در چندين شوراي ديگر اقتصادي بناست که ادغام شود اما هنوز مشخص نيست چه زماني قرار بر انجام اين ادغام است و شوراي جديد از چه زماني فعاليت خود را آغاز مي کند. مساله يي که اتفاق افتاده، انحلال شوراي پول و اعتبار و درهم ريختن ساختارهاي قبلي است اما همين موضوع نيز از هيچ گونه منطق و برنامه يي تبعيت نمي کند به طوري که پس از بر سر کار آمدن رئيس جديد بانک مرکزي، در نخستين اظهارات خود اشاره به اين کردند که شايد شوراي پول و اعتبار منحل نشود، آن هم شورايي که توسط رئيس و سخنگوي دولت نهم، انحلال آن اعلام شده است. اينها نشان دهنده همان تصميمات صفر و يک است به طوري که ابتدا و به طور آني تصميم گرفته شده، اجرا مي شود و سپس به بررسي درستي يا نادرستي اين تصميمات مي پردازند. پس در بخش ساختار، کشور با اين گونه مشکلات مواجه شده است. در بحث منابع انساني نيز اشاره شد که چگونه تصميم گيري شده و جمع بزرگي از نيروهايي که صرف نظر از جهت گيري هاي سياسي مي توانستند در پيشرفت کشور نقش موثري ايفا کنند حذف شده اند. در خصوص فرآيندها نيز که شرايط به مراتب ناگوارتر است. به عنوان مثال براي تصميم گيري براي تبديل آموزشکده يک شهر به دانشکده، نياز به طي شدن فرآيند تعريف شده يي است.

    اين روند در گذشته به چه صورت بود که اکنون دستخوش تغيير شده است، با توجه به اينکه شما در دو کابينه، مسووليت وزارتخانه هاي آموزش عالي و آموزش و پرورش را نيز عهده دار بوديد؟

    اين فرآيند به اين صورت پيش بيني شده بود که پس از بررسي وزارت علوم، يک شوراي عالي بلندپايه تحت عنوان شوراي گسترش آموزش عالي به آن رسيدگي و سپس ضوابط تبديل شدن يک آموزشکده به دانشکده را از نظر امکانات و تعداد استادها و ساير ملزومات اين تحول اعلام مي کرد. در حال حاضر همه اين فرآيند به کنار گذاشته شده و در يک سفر استاني، رئيس جمهور در خصوص آن تصميم گيري مي کند که بندر انزلي يکي از اين شهرها است. جالب اينکه چندي پيش نماينده اين شهر به عدم تحقق اين تصميم در شهر خود معترض بود. يا اينکه در استان خراسان رضوي و در يک تصميم آني اعلام شده که 30 شهرستان از لوله کشي گاز بهره مند خواهند شد. باز هم در خبرها آمده بود که نماينده نيشابور به عدم اجراي آن اعتراض کرده است. اين نتيجه تصميماتي است که بدون در نظر گرفتن فرآيند تصميم گيري اتخاذ شده است. در واقع مي توان گفت که کار کشور از برنامه ريزي به برنامه روزي مبدل شده است. يعني ابتدا به صورت روزمره تصميماتي گرفته شده، بلافاصله به مرحله اجرا درآمده پس از چند روز به نادرست بودن آن پي برده مي شود. در خصوص تعطيلات ناگهاني که در دو سال گذشته از سوي دولت اعلام شده نيز وضع به همين منوال است. تا روز شنبه هفته گذشته به غير از يکي دو نفر، هيچ احدي در کشور نمي دانست که تعطيلات عيد فطر در کشور افزايش مي يابد يا نمي يابد يا شامل چند روز خواهد شد. چون در سال گذشته و در شرايطي که هيچ کس آمادگي اين مساله را نداشت دو روز به اين تعطيلات اضافه شد. تا چند روز پيش مشخص نبود که فرداي روز عيد فطر کلاس هاي درس ما برگزار خواهد شد يا نه، يا دادگاه ها براي فرداي روز عيد وقت لازم را به ارباب رجوع بدهند يا خير. يا تکليف يک فرد عادي براي انجام يک معامله بانکي در فرداي روز عيد فطر کاملاً مبهم است که آيا اين معامله خود را به هفته آينده آن موکول کند يا خير. مجموعه اين تصميم گيري ها نشان دهنده بي توجهي به همان نظام مديريت استراتژيک است.

    شما هم مانند عده يي از کارشناسان اعتقاد داريد که آثار و تبعات اين گونه تصميم گيري ها در حال آشکار شدن است؟

    من بسيار نگران هستم که با مجموعه مديريت فعلي که به اين صورت به جامعه تحميل مي شود چگونه بايد مواجه شد. به طوري که زماني متوجه آثار و تبعات منفي اين روند کنوني شوند که براي اصلاح ساختار سيستم دير شده باشد. در اقتصاد مثالي زده مي شود در خصوص آدرس دادن يک فرد به شما به اين صورت که او مي گويد 10 کيلومتر مانده به فلان رستوران بايد به دست راست برويد. چون هنوز خود رستوران براي شما ناآشناست امکان تشخيص فاصله 10 کيلومتري تا آن نيز ممکن نيست. بنابراين وقتي به رستوران مي رسيد، 10 کيلومتر از محلي که بايد به دست راست آن مي رفتيد دور شده ايد. در واقع نگراني از اين است که نظام مديريت فعلي شرايطي را تحميل کند که اگر بعدها نيز ما بخواهيم آن را اصلاح کنيم بسيار سخت شده باشد. نکته ديگر نيز اينکه نظام تصميم گيري کنوني، سبب نوعي بي اعتمادي نسبت به تصميمات دولت خواهد شد. در واقع احساس مردم اين خواهد بود که کارهاي دولت براساس يک برنامه ريزي و نگاه جامع به شرايط جامعه صورت نمي گيرد. يعني به صورت دفعي و ناگهاني، اجراي يک تصميم را ضروري دانسته و آن را به انجام مي رسانند که اين امر اثر منفي بلندمدت- خصوصاً در بعد فرهنگ سازي- بر جامعه خواهد داشت که جبران آن نيز در درازمدت بسيار مشکل يا غيرممکن خواهد شد.

    اشاره يي به بي اعتمادي مردم داشتيد. ممکن است عده يي پافشاري کنند که مردم در انتخابات رياست جمهوري با وجود همه سلايق، اين سليقه را با علم به شيوه عمل متفاوت آن برگزيده اند يا با اعلام آمارهايي از سوي خودشان مبني بر رضايت جامعه، روش کاري دولت را درست ارزيابي کنند. آيا در دنياي واقعيت نيز همين طور است؟

    چند نکته در اينجا وجود دارد. در خصوص انتخابات رياست جمهوري بايد گفت که در تحليل هاي پس از آن يک اشتباه رخ داده است. اگر قصد بررسي ملاک ميزان پشتيباني مردم از يک کانديدا در انتخابات مذکور را دارند بايد دور نخست را به عنوان ملاک ارزيابي در نظر بگيرند چرا که در مرحله اول بود که با حضور کانديداهاي با گرايش هاي مختلف، مردم حق انتخاب نسبي داشتند. در دور نخست راي آقاي احمدي نژاد حدود 5 ميليون بود که اين حداکثر راي ايشان بود. در خصوص همان 5 ميليون نيز مسائلي وجود داشته و به اعتراضات منطقي آقاي کروبي پاسخ روشني داده نشد. هنوز هم بسياري به جد معتقدند که آقاي کروبي در دوره نخست انتخابات رياست جمهوري نهم در رتبه دوم قرار داشتند. بنابراين در تحليل انتخابات بايد اين مسائل را مدنظر قرار داد. نکته دوم اينکه حتي اگر فرض شود که در همان دوره نخست 20 ميليون نفر به آقاي احمدي نژاد راي مي دادند، عملکرد دو سال و اندي گذشته ايشان و دولت نهم سبب شده که بخش عمده يي از راي دهندگان نسبت به تصميم خود ابراز پشيماني کنند. تحليل جامعه و جريان رسيدن مردم به اين نکته که روند دچار اشکالاتي است البته احتياج به زمان دارد تا جايي که ديگر تبليغات بي سابقه برخي رسانه هاي عمومي براي دولت نهم نيز اثر خود را از دست خواهد داد. عموماً در تمامي جوامع در طول تاريخ نشان داده شده هنگامي که شيوه اداره کشور با خواسته هاي واقعي مردم مطابقت ندارد، ابتدا اين نخبگان و افراد روشنفکر جامعه هستند که نسبت به آن واکنش نشان داده و سپس از راس اين هرم يعني نخبگان به بدنه جامعه وارد مي شود. نه فقط به خاطر روشنگري هاي نخبگان بلکه خود مردم نيز به مرور به يکسري واقعيت هاي ملموس مي رسند. نخبگان نيز با تحليل هاي انتزاعي و تئوريک به نادرست بودن روش هاي اداره کشور پي مي برند، چه اينکه در بسياري موارد که گفته شد حتي در هنگام اعلام پرداخت وام 10 ميليون توماني مسکن بسياري از افراد بي خانمان بسيار خوشحال شدند اما همان زمان براي افراد اهل تحليل و کارشناسان اقتصادي اين اطمينان وجود داشت که اين وام ها نه براي وضعيت مسکن حتي براي افراد فاقد مسکن مضر نيز خواهد بود.

    امروز مردم به روشني دريافته اند که امکان تحقق بسياري از وعده هاي داده شده براي آنها وجود ندارد. آيا مواضع مسوولان دولتي نيز در اين امر موثر بوده است؟

    امروز مردم با سخنان وزير بخش ساختمان و مسکن کشور مواجه مي شوند که به طور رسمي اعلام مي کند انتظار خانه دار شدن در شهرهاي بزرگ را از دولت نهم نداشته باشيد. از سوي ديگر همان مردمي که فاقد مسکن بودند احساس مي کنند قبل از روي کار آمدن دولت نهم امکان خريد يا اجاره مسکن با نيم يا يک سوم بهاي کنوني آن را داشتند. در نتيجه برخورد با واقعيت هاي ملموسي از اين دست، بخشي از جامعه را متوجه نادرست بودن سياست ها يا تبليغات و شعارها مي کند. اين اتفاق در ميان بخش هاي مختلف جامعه در حال رخ دادن است و امروز نگاه ساکنان شهرهاي بزرگ را نمي توان با نگاه هموطنان در مناطق دورافتاده تر قياس کرد. به نظر مي رسد در صورت تداوم روند اداره کشور و سياست هاي دولت، در پايان اين چهار سال سطح رضايت مردم به جايگاهي بسيار پايين تر از شرايط کنوني نيز برسد همانطور که سطح فعلي بسيار پايين تر از دو سال پيش است. در واقع با شعارهايي که آقاي احمدي نژاد مطرح کردند واقعاً برخي اقشار جامعه دلگرم به بهبود شرايط خود - چه از جنبه اقتصادي و چه برخي جنبه هاي ديگر- شدند.

    منظور شما موضع گيري ها و شعارها درباره نگاه آزادتر به موضوعات اجتماعي و فرهنگي است؟

    بله، برخي از اين شعارها که به نظر مي رسيد در راستاي تحت پوشش قرار دادن راي اين بخش از جامعه طراحي شده بود به هيچ عنوان در عمل به ثمر ننشست. به عنوان نمونه آقاي احمدي نژاد صراحتاً عنوان کردند که مشکل جامعه در حوزه اجتماعي که حجاب فلان خانم يا آقا نيست. طبيعي است گروه هايي از مردم که علاقه مند به شرايط بازتر اجتماعي بودند نسبت به شعار ايشان اميدوار شدند. يا اينکه صراحتاً اعلام شد که چه اشکالي دارد خانم ها براي ديدن مسابقات ورزشي در ورزشگاه ها حضور پيدا کنند اما در عمل نه تنها اينها به واقعيت تبديل نشد بلکه ضوابط حادتر و سخت تر از قبل اعمال مي شود. آنچه در تمامي حوزه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي و خصوصاً سياست خارجي در حال وقوع است سبب فراگير شدن نارضايتي عمومي از عملکرد دولت خواهد شد.

    |+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 11:52