تبليغاتX
اسدالله رضایی
 باهنر:تلاشمان اعلام ليست قطعى تا آخر آبان است

محمدرضا باهنر گفت: تلاش ما بر اين است که تا آخر آبان و يا نهايتا آذر ماه ليست قطعى انتخاباتى خود را اعلام کنيم.
به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از روابط عمومى جامعه اسلامى مهندسين ، باهنر در ادامه افزود: جامعه اسلامى مهندسين ابتدا در قالب جبهه پيروان خط امام و رهبرى به فعاليت تشکيلاتى مى‌پردازد و سپس سياستهاى راهبردى خود را در قالب جبهه متحد اصولگرايى دنبال مى کند و طبيعى است در درون تشکيلات رايزنى و تبادل نظر جريان دارد، در مورد افراد و کانديداها مرتب تبادل اطلاعات و رايزنى مى‌شود تا نهايتا به ليست مشخصى برسيم.
وى در ادامه افزود: آنچه که به نقل از منابع آگاه انتشار پيدا مى‌کند مصوبه غير قابل تغييرى نيست و لذا از قطعيت هم برخوردار نيست.باهنرگفت: جامعه اسلامى مهندسين نيز چون ديگر تشکلها به فعاليت درون تشکيلاتى و رسيدن به ليست ادامه مى‌دهد، تلاش ما بر اين است تا آخر آبان ماه و يا نهايتا نيمه آذر ماه بتوانيم ليست قطعى خود را اعلام کنيم.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 11:4  
 دفع خطر از کشور با ابزار انتخابات
در گفت وگوي اعتماد با فعالان اصلاح طلب مطرح شد
 
گروه سياسي، حامد طبيبي؛ به طور معمول برگزاري کنگره هاي احزاب سياسي صرف نظر از دستور کار رسمي آن، مجال و فرصتي مغتنم براي گفت وگو با چهره هاي سياسي است. کنگره دهم حزب مشارکت اگرچه به عنوان رويه يي معمول در تاريخ ده ساله اين حزب شاخص اصلاح طلب به شمار مي رود اما تغيير و تحولات صورت گرفته پس از انتخابات رياست جمهوري نهم در آرايش سياسي کشور، اهميت اينگونه «اجتماعات» را دوچندان ساخته است. تب و تاب احزاب و گروه هاي سياسي در آستانه انتخابات حساس و سرنوشت ساز مجلس هشتم از يک سو و حضور چهره هاي شاخص تمامي احزاب و نيروهاي دموکراسي خواه از سوي ديگر نيز يکي ديگر از دلايل کانون توجه واقع شدن کنگره اين حزب اصلاح طلب بود. بر اين اساس، طرح پرسش هايي با مضمون غالباً انتخاباتي از سوي خبرنگاران نه تنها دور از ذهن نمي نمود بلکه کاملاً طبيعي به نظر مي رسيد. چه اينکه اکثريت قريب به اتفاق فعالان سياسي اصلاح طلب حاضر در اين همايش حضور در برخي دولت هاي پس از انقلاب به عنوان معاون و وزير و همچنين سابقه جلوس بر صندلي هاي نه چندان ثابت مجالس گذشته را اندوخته کرده بودند. سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور اصلاح طلب دوره هاي هفتم و هشتم دولت هم اگرچه پس از پايان افتتاحيه رسمي به سرعت حلقه «ياران» خود را ترک کرده و مجالي براي پرسش و پاسخ باقي نماند اما پيام هاي روشن حضور خود را براي «گيرندگان» شناخته شده در برخي نهادها و احزاب ارسال کرد. شرايط نامتوازن و نگران کننده کشور، تاثيرات حضور دوباره اصلاح طلبان در قدرت براي جلوگيري از تداوم برخي روش هاي نادرست و تصحيح خطاهاي مسوولان فعلي اجرايي و تقنيني کشور از جمله سوالات مطرح شده «اعتماد» از چهره هاي شاخص تحول خواه بود. اما مهمترين پرسش طرح شده به نقش تمامي احزاب و گروه هاي دلسوز کشور و نظام براي تعديل فضاي موجود - فارغ از محوريت انتخابات- بازمي گشت؛ آن هم در جايي که همگان معتقد هستند که مجراي تغييرات با در نظر گرفتن اعمال همه محدوديت هاي غيرعادلانه عليه اصلاح طلبان و در مضيقه قرار دادن انتخاب مردم، متاسفانه يا خوشبختانه باز هم از دالان پرپيچ و تاب انتخابات 24 اسفندماه مي گذرد.

به کارگيري همه ابزارهاي دموکراتيک

«مجلس نجات» نامي است که اخيراً از سوي برخي چهره هاي اصلاح طلب بر ساکنان صحن بهارستان در دوره هشتم نهاده شده است. چه اينکه اينان اعتقاد راسخ دارند در صورت رعايت حداقل آزادي مصرح در قانون اساسي و تدبير عقلاي قوم، بي هيچ ترديدي اکثريت پارلمان در اختيار نيروي اصلاح طلب و «مصلحت عملي گرا» قرار خواهد گرفت. عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت اما در خصوص اين تعبير و نقش جبهه اصلاحات - اعم از تمامي نيروهاي منتقد قانوني - در راستاي کاهش خطرات موجود براي کشور در امور داخلي و سياست خارجي تحليل خاص خود را دارد. «همانگونه که از لفظ «مجلس نجات» مشخص است، همه جامعه اعم از سياستمداران، و حتي مردم عادي وضعيت ناهمگون و نامتناسب حاکم بر ابعاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را درک کرده اند و با توجه به اينکه همه شهروندان از تبعات و آثار اين سياست ها متضرر مي شوند مسووليت ملي- ديني همه نيروهاي منتقد ايجاب مي کند تا همه با هم در راستاي نجات کشور از چنين وضعيتي متحد شوند.» جلال جلالي زاده که در کسوت نمايندگي مردم کردستان در مجلس ششم، عضويت در کميسيون امنيت ملي به رياست محسن ميردامادي را در سوابق خود به ثبت رسانده اما ابزارهاي اين ايفاي نقش را نيز برمي شمرد؛ «بايد از تمامي ابزارهاي دموکراتيک و مشروع امروز که يکي از آنها شرکت در انتخابات و تعيين نمايندگان فرهيخته، شجاع، وطن دوست و مردمي است، استفاده کرد. اين امر هم بدون تلاش، آگاه سازي و شفاف سازي وضعيت کشور براي مردم و ايفاي نقش تاريخي در اين برهه حساس از نظر داخلي و خارجي امکان پذير نخواهد بود.» عضو فراکسيون کرد مجلس اصلاحات در عين حال با انتقاد از ناعادلانه بودن فضاي رسانه يي کشور و جهت گيري هاي رسانه ملي عليه اصلاح طلبان، خواستار يافتن راهکارهايي از سوي همه نيروهاي دموکراسي خواه براي شکستن انحصار رسانه يي موجود شد. جلالي زاده همچنين يادآوري کرد؛ «مسووليت عدم استفاده يکسان از رسانه هاي ملي و گروهي خصوصاً در ايام انتخابات دليلي بر بي اساس بودن ادعاي برخي افراد در اجراي عدالت در کشور است.»

اعتراض اعتماد ملي به صدا و سيما

اگرچه پرسش هاي اصلي با چهره هاي سياسي حول محور چگونگي رفتار جريانات براي رفع خطر از کشور طرح شد اما با روبه رو شدن با عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي به طور ناخودآگاه موضوع دلايل عدم حضور حزب در تهران در جلسات ائتلاف اصلاح طلبان تا مقطع کنوني مطرح شد. ابراهيم اميني که در هيات رئيسه مجلس اصلاحات نيز صاحب کرسي بود درخصوص ائتلاف يک اظهارنظر کلي داشت؛ «اينکه احزاب شکل گرفته و فعاليت هاي حزبي انجام دهند که سبب افزايش کارکرد آنها شود به نفع کشور و دموکراسي خواهد بود. اينکه احزابي به ثبت رسيده و سپس کار را به صورت ائتلافي دنبال کنند نوعي نقض غرض است. اما عقل اين امر را تاييد مي کند که يک تشکل سياسي در صورت نياز به داشتن اثر بيشتر و پيروزي در انتخابات، بايد با ساير احزاب و گروه هاي همفکر خود ائتلاف کند.»

اين نماينده مجلس اصلاحات انتخابات شورا ها را سنگ بناي ايجاد ائتلاف ميان اصلاح طلبان ارزيابي کرد؛ «در انتخابات شوراهاي سوم يک ائتلاف صددرصدي ميان اعتماد ملي و ائتلاف اصلاح طلبان شکل گرفت و به نظر مي رسد در انتخابات مجلس هشتم نيز شرايط به همين صورت دنبال شود. نکته قابل توجه اين است که استارت اين امر کمي مشکل بود که در انتخابات شوراها زده شد و تاکنون تاکيد داشتيم که حداقل 80 درصد ليست حزب با ائتلاف کاملاً مشترک باشد؛ امري که حتي در دوران بهار اصلاحات نيز سابقه نداشته است.» اميني در خصوص تلاش صدا و سيما براي پخش گزينشي مصاحبه دبيرکل و اعضاي حزب اعتمادملي براي القاي وجود اختلاف در اردوگاه اصلاح طلبان از تمهيدات حزب اعتمادملي براي مقابله با آن خبر داد؛ «متاسفانه رسانه ملي به دليل اينکه رسالت خود را در پوشش بي طرفانه و غيرمغرضانه اخبار تمامي جريانات و احزاب سياسي ناديده مي گيرد همواره تلاش کرده اصولگرايان را در عين پراکندگي، متحد و اصلاح طلبان را به رغم انسجام قوي به صورت پراکنده به مردم معرفي کند. آنها تکه هايي از مصاحبه هاي برخي از چهره هاي حزب را با حذف صدر و ذيل مورد استفاده قرار داده تا سبب بروز اختلاف شوند. پس از جلسات اخير چهره هاي اصلاح طلب با رئيس سازمان صدا و سيما، در جلسه يي در حضور آقاي کروبي تصميم بر آن شد تا وي با ضرغامي رايزني هاي لازم را صورت دهد تا اخبار مربوطه به مواضع آقاي کروبي و حزب به شکل درستي در رسانه ملي منعکس شود.»

نبود محدوديت براي همسويي همه منتقدان

نگراني از شرايط کنوني و نوع تلاشي که از سوي جريانات سياسي اصلاح طلب براي ايجاد تغيير در اين شرايط فارغ از نگاه انتخاباتي صرف به کارکرد حزبي مي تواند صورت گيرد از سوي يکي ديگر از اعضاي شوراي مرکزي مشارکت نيز مورد اشاره قرار گرفت؛ «مهمترين فعاليت سياسي که در حال حاضر مي تواند از سوي تمامي نيروهاي فعال سياسي مدنظر قرار بگيرد ارائه تحليل هاي واقع بينانه از شرايط فعلي کشور و دورنمايي است که سياست هاي فعلي در آينده کشور به ارمغان خواهد آورد. نيروهاي سياسي اصلاح طلب نه فقط براي بازسازي نگاه مردم به اصلاح طلبان بلکه براي تعميم اتخاذ مواضع مناسب به محافظه کاران معتدل بايد شرايط موجود را به بهترين شکل شفاف کنند.»

محمد کيانوش راد که او نيز رداي نمايندگي مردم اهواز در مجلس اصلاحات را بر تن داشت اين تلاش را امري فراجناحي براي خروج کشور از مشکلات فعلي دانسته که از نظر همه دلسوزان نظام از اهميت بالايي برخوردار است. اگرچه برخي نيروهاي راديکال منتسب به اصولگرايان با موج رسانه يي گسترده، علاقه مند به القاي شکاف تاکتيکي ميان اصلاح طلبان هستند اما کيانوش راد با تاکيد بر وجود راهبردهاي مختلف در احزاب اصلاح طلب، اينگونه اين شبهه را نفي مي کند؛ «در دفاع از حقوق مردم هيچ حد و مرزي براي همسويي وجود ندارد. هرچه انسجام جناح هاي سياسي اصلاح طلب و حتي محافظه کاران افزايش يابد محصول آن در آينده در ساخت کشور موثر است.»

عضو شوراي مرکزي مشارکت که براي شرکت در دهمين کنگره حزب متبوع خود همچنان پرانگيزه مي نمود به موانع موجود بر سر راه اصلاح طلبان براي در اختيار گرفتن مجلس هشتم نيز گذر و نظري دارد چرا که هنوز خاطره ناخوشايند ردصلاحيت هاي شوک آور انتخابات مجلس هفتم- که دامن خود وي را نيز گرفت- در اذهان جامعه باقي مانده است؛ «اميدوار هستيم مسوولان نظام براي تحقق شعار اتحاد ملي و انسجام اسلامي در آزمون برگزاري انتخابات مجلس هشتم به شيوه يي عمل کنند که شائبه برخوردهاي جناحي را دور کند. متاسفانه عملکرد شوراي نگهبان دفاع از يک برنامه مشخص و چينش کانديداها براي انتخابات مجلس هفتم بود. هيچ حزب اصلاح طلبي از کساني که به لحاظ قانوني شرايط شرکت در انتخابات را ندارند حمايت نمي کند اما عدم ارائه مستندات- که از سوي اين شورا متداول است- سبب اعتراض نيروهاي اصلاح طلب است.» اين موضوع که شوراي نگهبان تصميم دارد با چهره هاي شاخص و داراي وزن اصلاح طلب که به دليل اعلام برخي مواضع در دوران حضور در مجلس ششم در آستانه انتخابات مجلس هفتم با مهر «عدم احراز صلاحيت» از گردونه انتخابات حذف شدند چگونه مواجه شود تاکنون سبب بروز گمانه زني هاي متعددي در ميان اصحاب سياست شده است. کيانوش راد در خصوص معادلات ترسيم شده در ائتلاف اصلاح طلبان و نوع برخورد با موضوع ردصلاحيت ها به ابراز اميدواري پرداخته و راه حل آن را تنها در يک شرايط امکان پذير مي داند؛ «اميدواريم با جمع کثيري از چهره هايي که در مجلس هفتم با موج ردصلاحيت ها مواجه شدند در انتخابات آتي با روشي عادلانه برخورد شود گرچه تجربيات در گذشته نشان داده که تنها شرايط اجتماعي ايران و فشار افکار عمومي امکان تغيير برخي روش ها را امکان پذير مي کند.»

تعامل با هم براي گذر از خطر

فعاليت احزاب سياسي در ايران به دليل محدوديت هاي موجود و نهادينه شدن رفتار حزبي با نزديک شدن به انتخابات جلوه بيشتري مي يابد. در دو سال اخير با توجه به اعلام رسمي «عدم اعتقاد به احزاب» و حتي استفاده از واژگاني نظير «باج ندادن» از سوي برخي مقامات در مواجهه با احزاب دايره مانور فعالان حزبي بيش از گذشته به سمت تحديد و انقباض حرکت کرده است. اينچنين است که رئيس مجمع نمايندگان ادوار مجلس نيز اين امر را مورد توجه قرار مي دهد؛ «در دنيا انتخابات با حزب و برنامه گره خورده است اما در ايران حتي در احزاب موجود شکل رفتارها بيشتر قالب هياتي به خود مي گيرد. نوعي کم حوصلگي و اظهارنظر بدون برنامه و در قالب حزب به صورت تک نفره عمل کردن از آفات فعاليت حزبي در ايران است. عده يي تصور مي کنند در صورتي که خود را با تحولات تغيير دهند از مواضع عدول کرده اند که اين بسيار ناخوشايند است.» يدالله اسلامي که در چند مجلس پس از انقلاب حضور داشته در خصوص دلايل تهديدات فراروي کشور که در اثر برخي بي تدبيري هاي اخير شدت يافته اين گونه موضع گيري مي کند؛ «سال هاي سال است که برخي به مقولات کاملاً جدي به صورت سطحي مي نگرند و برخي مسائل پيش پاافتاده را بي جهت پيچيده مي سازند. اصلاح طلبان که با تحولات نوين بين المللي آشناتر بوده و از دنيا شناخت بهتري دارند بايد با همفکري و همگرايي در مقابل اين جريان مقاومت کنند. امروز با حرکت هايي که انجام مي شود خطرات فراواني براي کشور پديد آمده که بايد از آن جلوگيري شود.»

ارائه راه حل نيز قسمت پاياني گفت وگو با اين فعال اصلاح طلب است؛ «قبل از ارائه ايده هايي مانند مجلس نجات، بايد همه گروه ها اعم از اصلاح طلب، محافظه کار، نيروهاي ملي- مذهبي و حتي سکولارهايي که به سرنوشت کشور علاقه دارند براي گذر از خطرات، تعامل با همه در هر سطحي را در دستور کار قرار دهند. حتي با رئيس جمهور و ساير مقامات بايد براي جلوگيري از بحران گفت وگو شود. بايد براي آنها تبيين شود که وجود مخالف در يک کشور امري طبيعي به شمار رفته و حتي به سود حاکميت خواهد بود.»

مسجد اميرالمومنين بلوار مرزداران همچنان مملو از چهره هاي سياسي، اعضاي حزب مشارکت و خبرنگاران داخلي و خارجي است. به اعتقاد بسياري از خبرنگاران خارجي، دنيا نيز چشم به راه انتخابات پارلماني اسفندماه سال جاري است. جايي که بسياري انتظار تکرار شرايط خرداد 76 و تبديل تهديدات فزاينده به فرصت در اثر حضور حماسي مردم را مي کشند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 10:55  
 خاتمي بيايد يا نيايد
مصطفي درايتي

در آستانه انتخابات مجلس هشتم گمانه زني هايي آغاز شده که تقاضا براي حضور خاتمي در اين رقابت ها به سوژه يي مورد توجه برخي از اصلاح طلبان و حتي محافظه کاران تبديل شده است. يادداشت آقاي ابطحي و استدلال ايشان براي دعوت از آقاي خاتمي براي حضور در اين رقابت ها ممکن است دامنه يي بيشتر بدان بخشد. البته پيشينه آقاي ابطحي نشان مي دهد که طرح چنين مساله يي نمي تواند عاري از برخي گمانه ها باشد ولي استدلال هاي ايشان براي توجيه حضور آقاي خاتمي در انتخابات مجلس وام گرفته از همان دلايلي است که براي ضرورت حضور خاتمي در انتخابات رياست جمهوري مطرح است؛ با اين تفاوت که تحقق بسياري از اين ايده ها در انتخابات مجلس يا بسيار محدود است يا ابداً امکان تحقق ندارد. نويسنده چندي قبل در يادداشتي به دلايل موافقان حضور خاتمي در انتخابات آينده رياست جمهوري پرداخت و در اين يادداشت به اين نکته اشاره دارد که پيچيدگي هاي عرصه سياسي کشور مي طلبد که فعالان مطرح اصلاح طلب جدي تر مسائل را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و باعث سرگرداني جامعه نشوند.ولي واقعيت آن است که شرايط ويژه کشور در عرصه داخلي و بين المللي مي طلبد که همه توان نيروهاي معتقد و نگران نظام در جهت راست سازي حرکت کشور به کار گرفته شود. کسي در تاثير حضور خاتمي در عرصه سياسي کشور ترديد ندارد ولي چگونگي و اندازه و عرصه عملياتي آن از مسائلي است که کم توجهي يا ايجاد انحراف تبليغي در آن مي تواند تاثير حضور او را کم رنگ يا تمرکز شکلي آن را مختل کند.

خاتمي همچنان بر امتناع از حضور در عرصه رقابت سياسي اصرار دارد و بايد تلاش شود او از ابراز امتناع خويش منصرف شود. شکي نيست که هنگام تبليغات انتخابات مجلس خاتمي از توان و اعتبار خود براي جهت دادن به آراي مردم استفاده خواهد کرد. اين حضور اگر در گستره ايران و همراه با ادعاي اجمالي و حتي مبهم براي رياست جمهوري باشد، دايره اثربخشي او را در جهت حمايت از نيروهاي اصلاح طلب افزايش خواهد داد و انگيزه يي مضاعف به فعالان اين عرصه خواهد بخشيد. خاتمي با کانديدا شدن براي انتخابات مجلس در تهران حبس و گستره اثر و عمل او به شدت محدود خواهد شد.

آقاي ابطحي معتقد است که حضور خاتمي احزاب اصلاح طلب را به پيروي کامل از او ترغيب خواهد کرد، اگر او روحيه آقاي خاتمي را نمي شناخت شايد مي شد محملي براي سخن او يافت ولي او به همين دليل از حضور در رقابت انتخابات مجلس خودداري خواهد کرد. اين دلايل ممکن است براي انتخابات رياست جمهوري جاي طرح جدي داشته باشد ولي ماهيت انتخابات مجلس متفاوت است و چنين دلايلي ابداً قانع کننده نيست.

من هنوز به جهت ملاحظاتي ديگر براي حضور ايشان در انتخابات رياست جمهوري تامل دارم ولي يادداشت و نظر جناب آقاي ابطحي را براي حضور جناب آقاي خاتمي در انتخابات مجلس هشتم فقط به يک شوخي سياسي شبيه مي دانم.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 10:54  
 هشدار هاشمي رفسنجاني به مسوولان
گروه سياسي؛ «تحرکات دشمن در منطقه بي سابقه است، تذکر هوشياري مي دهم.»«اکبر هاشمي رفسنجاني» با اين جمله کوتاه بار ديگر نسبت به «شرايط ويژه کشور» در منطقه اعلام خطر کرد. اگرچه اين براي چندمين بار است که رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ناقوس هشدار را به صدا در مي آورد اما اين بار وي با لحني متفاوت و جدي تر از گذشته به تشريح اين وضعيت پرداخت؛«دوباره منطقه و اطراف ما را محاصره کرده و تهديد و ارعاب مي کنند، دشمن افکار خطرناکي در ذهن دارد و لازم است ملت و مسوولان هوشيار باشند.» هاشمي رفسنجاني اين بار در کنگره 1400 سردار شهيد در اراک اين تذکرات را اعلام کرد. کنگره ياد شده از سوي سازمان عقيدتي سياسي ارتش و تحت عنوان کنگره امرا، فرماندهان و 1400 شهيد ارتشي برگزار شد. هاشمي رفسنجاني هم ميهمان ويژه اين کنگره بود. هاشمي رفسنجاني در اين کنگره تنها به گفتن «هوشيار باش» اکتفا نکرد و از مسوولان خواست تا در «شرايط حساس» کنوني سنجيده سخن بگويند و از اظهارات نسنجيده و کارهاي ناپخته يي که سرمايه هاي نظام را به باد مي دهد و مردم را به زحمت مي اندازد، جلوگيري کنند؛«مسوولان بايد هوشيار باشند در چنين فضايي با صبوري و تحفظ سنگرها و منافع مردم را حفظ کنند و اجازه ندهند مردم با حرف هاي خام و نسنجيده به زحمت بيفتند، آثار انقلاب زير سوال رفته و سرمايه ها به باد رود.او که همزمان رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست مجلس خبرگان رهبري را بر عهده دارد با تاکيد بر اينکه «از ما توقع هوشياري مي رود» افزود؛«من تذکر هوشياري مي دهم، البته رهبر معظم انقلاب تمامي تحرکات دشمن، مسائل داخلي کشور را در نظر دارد.» هاشمي رفسنجاني فضاي منطقه را آلوده توصيف کرد و از بازگشت دشمناني خبر داد که «در دفاع مقدس شکست خورده اند» و اکنون با تهديد و ارعاب کشور را محاصره کرده اند؛«دشمن با اين بهانه که ايران در پي ساخت بمب اتم است، ما را تحت فشار قرار داده است.»رئيس مجلس خبرگان با رد ادعاهاي مطرح شده توسط غرب مبني بر تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات تاکيد کرد؛ ما اهل تجارت اسلحه نيستيم. اگر مي خواستيم چنين کنيم، اکنون با داشتن توانايي ساخت تجهيزات نظامي پر سودترين تجارت ها را داشتيم. وي با تاکيد بر اين نکته که «ما تنها به دنبال توليد سلاح به اندازه توان دفاعي خودمان هستيم» خاطرنشان کرد، ايران تنها به کشورهاي مظلوم اسلحه مي دهد.اگرچه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پنجشنبه ناقوس خطر را در مصلاي قدس اراک در جمع مردم استان مرکزي نواخت اما وي اين هشدار را کافي ندانست و بيست و چهار ساعت بعد در جمع مردم تهران نيز اظهاراتي مشابه را ايراد کرد و مجدداً خواستار هوشياري مسوولان شد. اکبر هاشمي رفسنجاني که امامت نماز جمعه تهران را بر عهده داشت بار ديگر از اين تريبون وضع کنوني دنيا را «بد» توصيف کرد و با تاکيد بر اينکه «چشم طمع به سوي منطقه دوخته شده است» اعلام کرد؛ «دشمنان به دنبال ضربه زدن به کشور هستند.»رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تهديدهاي امروز غرب را همانند تهديدهاي گذشته آنان در مورد افغانستان و عراق دانست و از غرب خواست از اشتباه خود درس بگيرند و «وارد باتلاق نشوند».به گزارش ايسنا وي با بيان اينکه «اينان به جاي آنکه از اشتباهات گذشته درس بگيرند امروز باز هم مثل همان زمان تهديد مي کنند» ادامه داد؛ اين تهديدها اولاً امروز دنيا را ملتهب و نگران مي کند و آثار منفي آن در همه جا وجود دارد و ثانياً اگر تحقق پيدا کند  باتلاق جديدي براي استکبار خلق و زحمت زيادي هم براي مردم منطقه درست مي کند که پايان آن امروز قابل تصور نيست و اين افق را بايد بعداً ارزيابي کرد.

وي با تاکيد بر اينکه «امريکا دارد اشتباه مي کند» خاطرنشان کرد؛ امروز ايران وارد مذاکره شده و دارد با آژانس صحبت مي کند و به آژانس هم گفته هر سوالي که دارد مطرح کند و جواب آن را بگيرد. آنها هم به تدريج مي آيند و جواب خود را مي گيرند. البرادعي امروز اعلام کرده که اين مسير در حال پيشرفت است، لذا بايد صبر داشت، مذاکره کرد، با سوال و جواب و بحث اين مساله را حل کرد.

وي گفت؛ اين شيطنت و غيرعقلاني است که گفته شود چون ما قدرت داريم منطقه يي را به خاک و خون مي کشيم آن هم براي اهدافي که قطعاً از راه تجاوز و ستم به دست نمي آيد.

وي اظهارات خود را با اين جمله که «مطمئنم اگر امريکا ماجراجويي کند به زودي همه ملل دنيا مي فهمند که امريکا اشتباه فاحشي کرده است» به پايان برد.

احمدي نژاد؛ نگراني نداريم

اما اين تنها هاشمي رفسنجاني نبود که پيش از ظهر پنجشنبه در يکي از شهرستان هاي مرکزي زنگ هاي هشدار را به صدا درآورد. درست همزمان با آنکه او در کسوت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان خواهان هوشياري مسوولان بود، محمود احمدي نژاد نيز زنگ هاي هشدار را در جنوب کشور به صدا درآورد، با اين تفاوت که رئيس جمهور اين هشدار را خطاب به سياستمداران خارج از کشور مطرح کرد. احمدي نژاد که براي افتتاح «طرح پتروشيمي اوره و آمونياک غدير» به عسلويه رفته بود در موضعي متفاوت از هاشمي رفسنجاني با اعلام اينکه «هيچ نگراني از تحريم کشورهاي غربي نداريم» به اروپا هشدار داد که هوشيار باشد و براي حفظ منافع خود خرج خود را از امريکا جدا کند.

رئيس جمهور با گفتن اين مطلب که «اگر شما با دشمنان ما همکاري کنيد، بيش از اين نمي توانيم با شما روابط دوستانه را حفظ کنيم» از اروپا خواست ميان ايران و امريکا انتخاب کند.

اين اظهارات تلويحاً پاسخي به اظهارات «هاشمي رفسنجاني» و اين در حالي بود که پيش از اين نيز «اعلام خطرهاي» رئيس مجمع تشخيص مصلحت با پاسخ بلافاصله حاميان رئيس جمهور روبه رو مي شد و اولين باري نبود که هاشمي نسبت به شرايط کشور ابراز نگراني کرده بود. اوايل مردادماه امسال و به دنبال اعلام معامله تسليحاتي 20 ميليارد دلاري امريکا و عربستان، هاشمي رفسنجاني ضمن سخناني در جمع دانشگاهيان رودهن «تشديد تحريم ها» و «تقويت کشورهاي منطقه در مقابل ايران» را مورد تحليل قرار داده و شرايط کشور را ويژه توصيف کرده بود. چرا که کاندوليزا رايس وزير امور خارجه ايالات متحده طي سفري به خاورميانه اعلام کرده بود «امريکا براي مقابله با نفوذ منفي ايران، سوريه و القاعده ده ها ميليارد دلار کمک تسليحاتي و نظامي در اختيار کشورهاي عرب خاورميانه و اسرائيل قرار خواهد داد.»

بر اين اساس بود که رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان رياست بر نهادي که نظارت بر اجراي سياست هاي کلان نظام را برعهده دارد سکوت را جايز نشمرد و با «ويژه» خواندن شرايط کشور به کنفرانس مطبوعاتي نخست وزير انگليس و جرج بوش اشاره کرد و گفت؛ «نخست وزير انگليس و رئيس جمهور امريکا در اين کنفرانس مشترک اعلام کردند که در مقابله با تکنولوژي هسته يي ايران اتفاق نظر دارند و مي خواهند در قدم اول با فشار و تشديد تحريم ها و صدور قطعنامه جديد در برابر اين تکنولوژي ايران مقابله کنند و همزمان کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا به همراه وزير دفاع امريکا در منطقه خاورميانه حاضر شده است و صراحتاً اعلام مي کند که رسالت خود را تقويت کشورهاي منطقه در مقابل ايران مي داند. در حالي که کشورهاي منطقه به جز اسرائيل از برادران ما هستند و امريکا مي خواهد اين کشورها را عليه ما تحريک کند.»

وي با تاکيد بر ضرورت اتحاد با کشورهاي منطقه از نيروهاي داخل کشور خواست تا تحت تاثير خواست هاي باندي و جناحي در داخل، نيروهاي اصيل را از هم جدا نکنند و با تقويت کشور دشمن نتواند به دست همسايگان، کشور را تضعيف کند. اظهارات هاشمي رفسنجاني در مردادماه با واکنش بلافاصله حاميان دولت روبه رو شد. «مجتبي ثمره هاشمي» به عنوان مشاور ارشد رئيس جمهور به اين سخنان عکس العمل نشان داد و در واکنشي گفت؛ اگر منظور کساني که اين مطلب را بيان کردند اين است که کشور اکنون در حال پيشرفت و توسعه است مطلب درستي است؛ کشور اکنون امنيت، صلح و ثبات دارد و در سياست خارجي در حال پيشرفت هستيم و اين حرف که کشور در حالت ويژه است، در اين زمينه درست است. واکنش بعدي متعلق به وزير کشور بود که با لحني شبيه به معاونش در حاشيه جلسه دولت با خنده گفت؛ شرايط ايران هميشه ويژه بوده است چرا که هر روز جايگاه ما ارتقا مي يابد و طبيعتاً حساسيت دشمن نيز بيشتر مي شود و اين طبيعي است.

در کنار انتقادات پياپي وبلاگ ها، سايت هاي اينترنتي و پايگاه هاي خبري نزديک به دولت نسبت به هشدار هاشمي، وزير دفاع در رد «شرايط ويژه» سنگ تمام گذاشت؛ «امروز شرايط ما بسيار عادي است و ما در هيچ شرايط ويژه يي قرار نداريم.» مصطفي محمدنجار در واکنش به خريد 20 ميليارد دلاري تسليحات توسط عربستان از امريکا تاکيد کرد؛ ايران هيچ گونه نگراني از تقويت بنيه دفاعي کشورهاي مسلمان، دوست و برادر خود ندارد و افزايش توان دفاعي آنان را بخشي از توان دفاعي جهان اسلام ارزيابي مي کند.

اما هشدار اين دفعه هاشمي رفسنجاني پيش از عکس العمل حاميان و وزراي دولت نهم با واکنش رئيس دولت نهم روبه رو شد.

رئيس جمهور که در سفري يک روزه راهي عسلويه شده بود با بيان اينکه از بابت طرح مسائلي مانند تحريم، دشمنان به دنبال اين هستند که ملت ايران از حقوق خود عقب نشيني کند، گفت؛ در واقع آنها اشتباه مي کنند و ما از بابت طرح اين گونه مسائل نگراني نداريم و آنها بايد بدانند که ملت ايران حتي يک روز نيز سر سوزني از حقوق خود عقب نشيني نمي کند.

وي با اشاره به تهديدات اخير امريکا مبني بر افزايش تحريم هاي اقتصادي ايران گفت؛ تحريمي که از آن سخن مي گويند در اصل به ضرر خودشان است زيرا آنان مي دانند که اگر ما چرخشي در اقتصاد خود به وجود آوريم چه اتفاقي در اقتصاد جهان رخ خواهد داد. احمدي نژاد يادآور شد؛ ملت ايران امروز هيچ نگراني از تحريم کشورهاي غربي ندارد. به گزارش مهر رئيس جمهور خطاب به حاضران گفت؛ بنده به شما اعلام مي کنم که اين سخنان دشمنان ديگر هيچ اثري بر ملت ايران ندارد. آنها فکر مي کردند که با کلفت کردن رگ گردنشان مي توانند هر حرفي را به ما بقبولانند و اعلام کنند که ايران بايد دست از فعاليت هاي خود بردارد ولي ملت ما نشان داد هيچ ترسي از اين تهديدات ندارد و کار خودش را ادامه مي دهد.

رئيس جمهور ادامه داد؛ اصل کار اين آقايان اين است که از کيسه خليفه مي زنند زيرا امريکايي که دم از تحريم مي زند هيچ شرکتي در ايران ندارد که حال بخواهد با استفاده از آنان ما را تحريم کنند. امريکا در اصل با اين کار خود کشورهاي اروپايي را تحريم مي کند.

وي اظهار داشت؛ من در اينجا مي خواهم خاطره يي را از سفر پوتين به ايران برايتان تعريف کنم. وقتي پوتين به ديدار مقام معظم رهبري رفت، مقام معظم رهبري مطلبي را برگرفته از يک نگاه جامعه شناسانه گفتند و اظهار داشتند در درگيري ها و نزاع ها ممکن است دولت ها شکست بخورند اما ملت هاي ريشه دار هيچ گاه شکست نمي خورند؛ مثل ملت روسيه که در جنگ جهاني دوم دولتش در جنگ مضمحل شد، اما ملتش در برابر دشمنان ايستاد و مقاومت کرد. پوتين در برابر اين فرمايش مقام معظم رهبري گفت چرا راه دور مي رويم، همين ايران را بگوييم، آنهايي که آمدند و آرزوي محو ايران را داشتند در حال حاضر خود محو شده اند، اما ملت ايران باقي است.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 10:52  
 وزير كشور خبرداد:موافقت مشروط شوراى نگهبان با انتخابات مكانيزه
 

 
وزير كشور با تأكيد بر اين كه وزارتخانه متبوعش تمام تلاشش را به منظور تأمين زيرساخت هاى لازم براى برگزارى انتخابات مكانيزه به كار گرفته است، گفت كه شوراى نگهبان نيز منوط به ايجاد اين زيرساخت ها، موافقت خود را با انتخابات مكانيزه اعلام كرده است. به گزارش ايسنا، «مصطفى پورمحمدى» كه در حاشيه جلسه هيأت دولت با خبرنگاران سخن مى گفت، افزود: انتخابات به اميد خدا براى اولين بار متفاوت و مكانيزه برگزار مى شود،البته برگزارى انتخابات مكانيزه مراتبى دارد كه بخشى از آنها به مسايل قانونى و آيين نامه هاى لازم مربوط است كه در حال انجام توافقاتى براى اين بخش هستيم. بحث ديگر مربوط به زيرساخت ها و ايجاد ابزارهاى لازم و شبكه امن الكترونيكى است كه با وزارت فناورى اطلاعات در حال صحبت هستيم تا در سراسر كشور ايجاد شود. وزير كشور افزود: شوراى نگهبان نيز منوط به ايجاد اين زيرساخت ها موافقت خود را با انتخابات مكانيزه اعلام كرده است. ما نيز تلاش مى كنيم اين زيرساخت ها تأمين شود تا محصول آن انتخابات رايانه اى باشد . وى تصريح كرد كه در صورت ادامه  روندى كه هم اكنون وجود دارد، يك انتخابات متفاوت و رايانه اى برگزار مى شود. وزيركشور همچنين درباره  نامه محرمانه  حاوى نام برخى مديران ميانى براى تغيير آن ها گفت: گزارش بازرسى هاى پس از سفرهاى استانى، به نهادهاى بازرسى ارجاع شده كه مشخص مى كند كدام بخش عملكرد خوبى داشته و كدام بخش عملكردى دور از انتظار، كه تشويق يا با آن برخورد شود. وى درباره سهميه بندى بنزين و برخى مشكلات مربوط به آن نيز گفت: ما هم اكنون با پديده كارت مفقودى مواجه هستيم و حجم كارت هاى المثنى نيز بالا رفته است كه برنامه ريزى ها در مورد كارت المثنى در اين حد نبود،اما وزارت نفت در تلاش است تا كارت هاى جديد تهيه و اين مشكلات به شكلى حل شود، البته در سهميه بندى بنزين واقعيت اين است كه موفقيت بزرگى به دست آورده ايم و دستگاه ها به كمك مردم در اجراى آن موفق بوده اند، اما در عين حال تلاش مى شود كه مشكلات حل شود. وزير كشور همچنين در پاسخ به پرسش ديگرى مبنى بر اين كه پيش بينى مى شود در دو ماهه پايان دوره سهميه بندى خودروها با كمبود بنزين مواجه شوند، گفت:  ممكن است چنين اتفاقى بيفتد البته مردم بايد بتوانند در اين باره مديريت كنند . وى درباره سنگينى ترافيك با وجود سهميه بندى بنزين نيز گفت: طبق آخرين آمارهايى كه ما داريم ترافيك مهر امسال مثل ترافيك دو سال پيش بوده است كه اين امر نشان مى دهد سهميه بندى باعث شده روند افزايش حجم ترافيك متوقف شود،البته ترافيك سنگين است و بايد براى آن فكرى كرد. پورمحمدى در بخش ديگر گفتگو درباره برخورد با گروهك پ. ك. ك توسط دولت تركيه در خاك عراق نيز گفت:  ما به ترك ها گفته ايم اجازه ندهند اوضاع منطقه وخيم تر شود،چرا كه به نظر ما وخيم ترشدن اوضاع منطقه به نفع هيچكس نيست.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:51  
 تذكر دادن به دولتمردان تخريب دولت نيست
 
شعارها و آرمان هاى انقلاب قابل مصادره نيست
072846.jpg
سعيد ابوطالب گفت:مجلسى كه به واسطه مواضع شجاعانه و دقيق خود در مسائل عمده سياست خارجى و داخلى مورد تأييد و تحسين رهبرى انقلاب قرار مى گيرد نبايد ارگان عده اى شود كه به جاى مجلس تصميم بگيرند و سخن بگويند. به گزارش ايسنا، اين نماينده مجلس كه در نطق پيش از دستور خود سخن مى گفت با اشاره به بياناتى از حضرت امام (ره) مبنى بر اين  كه مجلس خانه ملت، عصاره فضائل ملت و بلكه چشم ناظر و حنجره و دست قدرتمند ملت براى جلوگيرى از فساد در كانون هاى قدرت است، گفت: پس مجلسى قابل دفاع و ستايش است كه مطالبات توده مسلمان و مودب به آداب سياسى بنيانگذار انقلاب اسلامى را پيگيرى كند، در مقابل مجلس ناتوان يعنى مجلس واداده در برابر كانون هاى ثروت و قدرت، مجلس سياست زده و اسير مطالبات بخشى، قومى و دستگاهى، مجلس اسير در دست يك اقليت صاحب نفوذ، در درون خود، نه در خور شأن ملت و انقلاب است و نه مفيد براى مجموعه حاكميت. اين عضو جريان مستقل اصولگرايى همچنين ريشه آنچه آن را اقليت صاحب نفوذ مى خواند را در هيأت رئيسه فراكسيون اصولگرايان دانست و مدعى شد كه اقليتى كه آن را سازمان يافته مى خواند در هيأت رئيسه فراكسيون اكثريت با دست يازيدن به حربه هاى سياسى و غيرسياسى و گاه غيراخلاقى، از داخل و خارج مجلس اكثريت نمايندگان دلسوز براى اسلام، انقلاب و مردم از همه سلايق سياسى را براى منافع جناحى و گروهى خود به زانو در مى آورد. وى ابراز عقيده كرد: اين گونه، رفته رفته از خانه ملت جز نامى باقى نمى ماند و جز نامه هاى تأييد دستگاه ها و مجيزگويى مديران كوچك و بزرگ اجرايى، چيزى از آن صادر نمى شود. وى تصريح كرد كه اقليتى كه از آنها نام مى برد پيش از اين نيز با پنهان شدن پشت شعارهاى دينى و انقلابى، مجال نقد و نظارت را از نمايندگان واقعى مردم مى ستاندند. ابوطالب با بيان اين كه نمايندگان، دولت را نقد و بر آن نظارت و پرسشگرى مى كنند، تذكر مى دهند و نهيب مى زنند و نمايندگان مجلس براى انجام همين كارها از مردم رأى گرفته اند، ابراز عقيده كرد كه در مقابل عده اى از دولتمردان دلگير مى شوند يا متهم و شكايت مى كنند و نمى خواهند به قانون اساسى تن دهند، قانون اساسى مترقى كه ميثاق بزرگ امام امت (ره) است و با نثار خون هزاران شهيد و صدها سال مبارزه علماى تشيع و روشنفكران دينى به دست آمده است و از حقوق ملت به خوبى صيانت شده است.وى در عين حال با بيان اين  كه همه ما از دولت اسلامى حمايت مى كنيم و اين وظيفه قانونى ماست، ادامه داد: اما دولت يك شخصيت حقوقى است، يك مجموعه و يك سازمان است و تعريف قانونى خود را دارد. دولت يك مدير اجرايى يا فرماندار، استاندار، وزير يا رئيس جمهور نيست و نقد دولتمردان يا تذكر به آن ها تخريب و تضعيف دولت نيست، چرا كه فراتر از آن رهبر فرزانه انقلاب، حتى مخالفت با آراى رهبرى را ضديت با ولايت فقيه ندانسته اند. اين عضو جريان مستقل اصولگرايى ابراز عقيده كرد: به همين دليل است كه وقتى نمايندگان به معاون رئيس جمهور بابت رفتار غيرديپلماتيك در يك جلسه اى خارج از كشور، تذكر مى دهند، او آشفته مى شود و نمايندگان مردم را به توطئه سازمان يافته عليه دولت متهم مى كند. اين عضو كميسيون فرهنگى با ابراز تأسف گفت: عدالت در يك جامعه اخلاقى و در يك بستر فرهنگى شكل مى گيرد، چگونه مى توان از اخلاق اسلامى و عدالت اجتماعى سخن گفت اما در پارادايم نظام سرمايه دارى انديشيد يا ماركسيست هاى شكست خورده را در آغوش كشيد؟ آيا با اين روش ها هويت ملى و دينى و انقلابى اين ملت ذبح نمى شود؟ ابوطالب در بخش ديگر نطقش به شعارهاى دولت پرداخت و اظهار داشت: شعارهاى انتخاباتى دولت از جنس شعارهاى بلند و رفيع انقلاب اسلامى و آموزه ها و آرمان هاى بى بديل امام راحل است اما ترديد نكنيد كه آن يگانه مرد هم براى تحقق آن شعارها هوشمندانه ترين، كارشناسانه ترين، علمى ترين و دقيق ترين روش ها را با مشورت همه ياران دور و نزديك خود جست وجو مى كرد. اين عضو جريان مستقل اصولگرايى گفت: ضمن اين كه شعارها و آرمان هاى انقلاب قابل مصادره نيست، گنج نسل هاى امروز و فرداى اين ملت است. آنها نبايد براى رفتارهاى ما هزينه شود، او يادآور شد: انقلاب اسلامى از ذاتى فرهنگى برخوردار است، اما در سه دهه گذشته اين سوء تعبير تكرار شده است كه مسأله امروز و فرداى مردم، اقتصاد است، حتما معيشت مهم است، اما درد نان باعث اين انفجار نور نبوده است، بلكه خرد شدن كرامت انسانى و تلاش براى محو ارزش ها، سنت و باورهاى عميق دينى مردم از سوى حكومت جور شاهنشاهى، علت العلل خشم توده ها و فراگيرشدن انقلاب بوده است و اين علت العلل هميشه فراموش شده است، حتى وقتى كه برنامه هاى توسعه تدوين مى شود. ابوطالب، فرهنگ را از جنس باور و ايمان دانست و تأكيد كرد: توسعه فرهنگى يعنى تعميق ايمان و باورهاى مردم كه ثمره آن اخلاقى تر شدن جامعه و صيانت از كرامت انسانى افراد جامعه است، در حالى كه اين دولت نيز همانند همه سال هاى پيش از اين، توسعه فرهنگى را در توسعه ابزار و اقتصادى جست وجو كرد، اما مظلوميت فرهنگ به اينجا ختم نمى شود، بلكه مظلوميت فرهنگ در انتصاب مديران غيرفرهنگى و كارشناسان امور اقتصادى و امنيتى بر امور فرهنگى تشديد مى شود.اين عضو كميسيون فرهنگى در پايان گفت:  بارى تعالى تو را به خاطر عزت، آزادى و شجاعتى كه انقلاب اسلامى به ما عطا كرد، شكر مى گوييم. خداوندا مخواه كه كوتاه بين ها، رياكار ها، قشرى گر ها، دين فروش ها، خرافه پرداز ها و. ..ملت رشيد ما را از اين نعمت بى بديل محروم سازند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:50  
 مديران باسابقه و متخصص وارد عرصه رقابت انتخابات شوند
در جلسه مجمع محققين و مدرسين تأكيد شد؛

 
اعضاى مجمع محققين ومدرسين حوزه علميه قم در جلسه اخير اين تشكل با بررسى اوضاع كشور، جنگ روانى  آمريكا در تحريم ها و نيز استعفاى لاريجانى، بر ضرورت ديپلماسى فعال و قوى در عين حفظ عزت و مصلحت و منافع نظام تأكيد كردند. به گزارش ايسنا در اين جلسه همچنين با اشاره به انتخابات مجلس شوراى اسلامى بر حضور كسانى كه سابقه مديريتى و تخصص لازم را دارند براى ورود به عرصه رقابت انتخابات تأكيد شد و اعضا خاطرنشان كردند كه اگر كسى اين توان را در خود ببيند و كانديدا شود از او حمايت خواهيم كرد.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:48  
 لزوم تفکيک منتقد از دشمن
در نشست حقوق بشر ايراني توسط صاحب نظران مطرح شد
 
گروه سياسي، معصومه ستوده؛ نشست حقوق بشر ايراني با حضور هاشم آقاجري، محسن کديور، فريده غيرت و مصطفي درايتي با تلاش شاخه جوانان منطقه تهران حزب مشارکت در حالي برگزار شد که خانواده عماد الدين باقي رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان هم در مراسم حضور يافته بودند و حاضران ابراز اميدواري مي کردند که باقي هرچه زودتر آزاد شود.

در ابتداي مراسم فريده غيرت از اعضاي انجمن دفاع از حقوق زندانيان با اشاره به بازداشت عماد الدين باقي گفت؛ اين انجمن با همت آقاي باقي شکل گرفت به گونه يي که خود ايشان بارها تصريح کرده بودند که فکر تاسيس اين انجمن را در زندان کرده بودند همچنان که اين انجمن تلاش هاي مجدانه يي در پيگيري حقوق زندانيان داشت و با تعهد و پايمردي در استيفاي حقوق زندانيان فعاليت مي کرد. عضو کانون وکلاي دادگستري تصريح کرد؛ هدف اين انجمن بهبود شرايط زندگي زندانيان و دفاع از حقوق آنها بود و همواره تلاش مي کرد که هويت غيرسياسي خود را حفظ کند و به خاطر همين تلاش ها ايشان شايسته تقدير هستند.

عضو انجمن دفاع از حقوق زندانيان کارنامه فعاليت هاي انجمن را بهترين مدعا براي رويکرد حقوقي انجمن برشمرد و اظهار داشت؛ جاي چنين فردي با اين سابقه فعاليت در گوشه زندان نيست. به هرحال انجمن دفاع از حقوق زندانيان آمادگي خود را اعلام مي کند تا اسناد مالي انجمن را در اختيار مقامات، به منظور بررسي عملکرد انجمن قرار دهد. هرچند در جلسه مذکور، باقي تنها فردي نبود که افراد حاضر در نشست آرزوي آزادي وي را مي کردند.

هاشم آقاجري عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب با ابراز خوشحالي از آزادي هادي قابل و ابراز اميدواري براي آزادي باقي گفت؛ لازم نيست من در وصف آقاي باقي صحبت کنم. بعيد است کسي آقاي باقي را بشناسد و به صداقت و خلوص او گواهي ندهد. هاشم آقاجري تصريح کرد؛ مشکل ما در حال حاضر اين است که چالش ما با حقوق بشر نه يک معضل تئوريک بلکه يک معضل سياسي است زيرا اگر معضل تئوريک باشد قابليت بحث دارد اما مشکل اين است که اين مساله کاملاً سياسي شده است هرچند تلاش فعالان حقوق بشري اين بوده است که بين حقوق بشر و سياست تفکيک ايجاد کنند. استاد دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به فعاليت سياسي در چارچوب قانون اساسي اظهار داشت؛ آقاي باقي در چارچوب قانون اساسي فعاليت کرده است و تلاش ايشان معطوف به ارتقاي حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانيان بوده است.

هاشم آقاجري با اشاره به شعار «هرکه با ما نيست برماست»، گفت؛ شعاري که اين روزها از سوي بسياري ترويج مي شود بر خلاف سخنان ائمه اطهار از جمله حضرت علي(ع) است زيرا حضرت علي در نهج البلاغه رعايت عدل و انصاف را براي همه افراد جامعه ضروري برشمرده است. اما متاسفانه در کشور ما نگاه سفيد و سياهي و صفر و صدي وجود دارد. در حالي که بين اين صفر و صد طيف هاي ديگري نيز وجود دارد.

وي در ادامه تصريح کرد؛ مگر خود رئيس قوه قضائيه بارها بيان نکرده است که زندان هاي ما وضعيت خوبي ندارند، حال چگونه است که پس از اطلاع رساني نهادهاي مدني و تلاش براي استيفاي حقوق زندانيان براي افراد پيگير مشکلات زيادي ايجاد مي شود؟ در ادامه مراسم محمد قوچاني داماد عمادالدين باقي در تشريح وضعيت باقي گفت؛ هرچند اين جلسه قرار بود براي پاسداشت قابل و باقي برگزار شود و ما اميدوار بوديم که پس از آزادي هادي قابل، آقاي باقي نيز آزاد شوند اما متاسفانه چنين نشد. قوچاني با اشاره به تلاش باقي براي تفکيک مرز بين حقوق بشر و فعاليت سياسي اظهار داشت؛ ايشان همواره تلاش مي کردند فعاليت حقوق بشري از فعاليت سياسي جدا شود. به هر حال ما اميدواريم که حقوق آقاي باقي را به مانند يک شهروند رعايت کنند همچنان که خود ايشان همواره در مورد زندانيان دغدغه رعايت حقوق اوليه را داشتند و تلاش هاي زيادي در اين زمينه انجام دادند.

همچنين مصطفي درايتي عضو دفتر سياسي حزب مشارکت نيز با تشريح دو نگاه ديني متفاوت در کشور گفت؛ دو نگاه حاکم بر جامعه شامل نگاهي رحماني و عقلاني به دين در عرصه اجتماعي و ديگري نگاه خشونت بار با رويکرد غيرعقلايي است و با توجه به اينکه کشور ما يک حاکميت ديني را تجربه مي کند ضروري است که از دريچه دين رحماني به حقوق بشر نگاه کنيم. وي در ادامه افزود؛ معيار جامعه اسلامي اين است که امر به معروف و نهي از منکر بدون هيچ محدوديتي عملياتي شود اما متاسفانه پس از انقلاب کمتر به اين مساله پرداخته شده است و يک بعد امر به معروف و نهي از منکر اين است که تلاش صورت گيرد حکومت از خواست مردمي فاصله نگيرد و اين کار با اعتراض به کجروي ها تحقق مي يابد که البته کسي نبايد متعرض منتقدان وضعيت موجود شود. درايتي با تاکيد بر لزوم عدم جدايي حقوق بشر از دين اظهار داشت؛ اين عدم جدايي تاثير پذيري حقوق بشر را در جامعه زياد مي کند چرا که همگان مي دانند ما ديني را تبليغ مي کنيم که سرشار از حفظ حقوق بشر و کرامات انسان ها است و از آنجايي که دين اسلام فطري و جامعه ما ديني است بنابراين مردم به کلام علي(ع) و سخن قرآن و نداي پيامبر بيش از سخنان ديگر توجه مي کنند و اين نگاه تاثيرگذاري سخنان ما را چندين برابر مي کند. در ادامه مراسم زهرا بهجت پناه نايب دبير مجمع نمايندگان ادوار مجلس دانش آموزي به نمايندگي از مجلس دانش آموزي از عمادالدين باقي به خاطر تلاش هايش در راه صلح و آزادي قدرداني کرد و جايزه يي را که هرساله اين مجمع در روز بزرگداشت کوروش کبير به افرادي برگزيده اهدا مي کند به فرزند باقي داد و اما علي اکبر موسوي خوئيني نيز با ابراز خوشحالي از آزادي قابل و ابراز تاسف از تداوم بازداشت باقي و تمام فعالان جنبش مدني و دانشجويي گفت؛ فارغ از تمام اتهامات وارده وجه غالب و مشترک کساني که مورد هدف قرار مي گيرند اين است که از تاثيرگذاري در جامعه برخوردار هستند و شدت برخورد با فعالان عرصه اجتماع و سياست با ميزان اين تاثيرگذاري ارتباط پيدا مي کند و آقاي باقي نيز با تاسيس نهادهاي اجتماعي توانستند در لايه هاي اجتماع تاثير بگذارند. دبيرکل ادوار تحکيم وحدت در ادامه تصريح کرد؛ به هر حال يک سال است که بين فعالان اجتماعي يک اشتراک نظر در مورد حقوق بشر به وجود آمده است و طيف وسيعي از افراد جامعه در مسائل حقوق بشر اشتراک نظر پيدا کرده اند. اينکه از طرف برخي مراکز نسبت به پيگيري مسائل حقوق بشر حساسيت نشان داده مي شود نبايد باعث عقب نشيني ما شود. ما بايد در استيفاي حقوق اوليه افراد اجتماع تلاش کنيم. در پايان مراسم محسن کديور نيز گفت؛ با بازداشت باقي اين سوال پيش مي آيد که اگر فعاليت قانوني و ضابطه مند چنين افرادي مورد پذيرش واقع نمي شود پس فعاليت هايي از اين دست چگونه انجام مي شود؟

استاد اخراجي دانشگاه تربيت مدرس با مهم خواندن سخنان مقام رهبري مبني بر اينکه هر کس به ولايت فقيه معتقد نيست دشمن محسوب نمي شود، اظهار داشت؛ من از سخنان رهبري صميمانه تشکر مي کنم. هر چند ضروري است که مرز بين منتقد و دشمن زودتر تفکيک شود زيرا جامعه بدون منتقد جامعه سالمي نيست.

وي در ادامه تصريح کرد؛ ديدگاه رهبري بايد حجت شرعي براي مسوولان قضايي قرار گيرد. آيا کساني که ما براي تجليل از آنها گرد هم آمديم دشمن هستند يا منتقد؟ حال اين سوال پيش مي آيد که چطور مي توان منتقد را از دشمن تشخيص داد. کديور با اشاره به ضابطه هاي قانون و اخلاق و دين تاکيد کرد؛ در هيچ جاي قانون از دشمن تعريف مشخصي وجود ندارد. به هر حال قوه قضائيه ما نيز بايد به سمت اقدامات قانوني حرکت کند زيرا شهروندي که براي احقاق حقوق صنفي خود فعاليت مي کند دشمن نيست بلکه منتقد است، حتي فرد منتقد از نظر اخلاقي نيز فردي ممدوح و پسنديده است و بايد از آن قدرداني شود.

بنابراين ضروري است که ابهام زدايي و دقيقاً مشخص شود دشمن چه تعريفي دارد. استاد سابق فلسفه دانشگاه تربيت مدرس با مهم ارزيابي کردن سخنان آيت الله صانعي گفت؛ خوشبختانه آقاي صانعي تصريح کردند که در حوزه سياسي قيوميتي وجود ندارد. به هر حال اينکه باب گفت وگو با مراجع گشوده شد امر مبارکي است هر چند بايد اين گفت وگو به دور از هرگونه توهين باشد.

محسن کديور با ضروري خواندن صحبت مردم با تمام مقامات کشوري گفت؛ لازم است ما گفت وگوي اخلاقي، عاقلانه و منطقي با تمام مسوولان داشته باشيم همچنان که در جامعه نبوي و علوي مردم به سادگي با مسوولان حکومت صحبت مي کردند تا از اين طريق مرز بين دشمن و منتقد مشخص شود که اگر منتقدان تحمل نشوند و تبديل به دشمن شوند به مصلحت نظام نيست زيرا نظام بايد دشمنان خود را به دوست تبديل کند. در پايان مراسم افراد حاضر در نشست به همراه فعالان سياسي از جمله مصطفي معين، بسته نگار، محمد توسلي، سحرخيز و اعضاي هيات مديره انجمن دفاع از حقوق زندانيان ضمن آرزوي آزادي فعالان دانشجويي و مدني و سياسي و اجتماعي از زندان ابراز اميدواري کردند که هر چه زودتر قانون حقوق شهروندي اجرايي شود و مرز بين منتقد و دشمن کاملاً روشن شود تا هر منتقدي دشمن تلقي نشود.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:46  
 عضويت در شوراي نگهبان شغل هست يا نه
مهدي هادويہ

در چهارم شهريورماه اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان را در روزنامه خواندم که از جمله گفته بود؛«شوراي نگهبان عضويت در شورا را شغل قلمداد نمي کند.» در روزنامه ديگري نيز همين مطلب از قول يکي از حقوقدانان ديگر شورا نقل شده بود. اين گفتار گرچه شگفت انگيز است ولي مرا شگفت زده نکرد زيرا هنگامي که آن شورا اصل هشتاد و ششم قانون اساسي را برخلاف نص آن تفسير مي کند نظرات ديگرش تعجب آميز نخواهد بود. اصل 86 قانون اساسي مي گويد؛«نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و راي خود کاملاً آزادند و نمي توان آنها را به سبب نظراتي که در مجلس اظهار کرده اند يا آرايي که در مقام ايفاي وظايف نمايندگي داده اند تعقيب يا توقيف کرد.» آيا جز اين است که تعقيب يا توقيف مربوط به ارتکاب جرم است. اصل سي و دوم قانون اساسي نيز اشعار دارد که تعقيب يا توقيف در صورت اتهام به ارتکاب جرم است و آيين دادرسي کيفري نيز همين موضوع را ذکر مي کند گذشته از اينکه اين موضوع بديهي است. بي گناهان را که تعقيب يا توقيف نمي کنند بنابراين عدم امکان توقيف نمايندگان مجلس شوراي اسلامي که در اصل 86 ذکر شده مربوط به صورتي است که نظرات يا آراي آنها جرم باشد. اين موضوع نص صريح اين اصل است و نص قابل تفسير نيست. المنجد نص را چنين معني کرده است؛ «هو مالا يحتمل الا معني واحدا اولا يحتمل التاويل» نص آن است که فقط يک معني دارد و قابل تفسير و تاويل نيست. فرهنگ معجم الوسيط در اين باره توضيح بيشتري داده و بر معني قبلي افزوده است؛«صيغه الکلام الاصليه التي وردت من مولف» يعني اصل گفتاري که مولف گفته است و باز افزوده است؛«اجتهاد مع النص» ولي با تاسف در اين نص صريح اجتهاد شد و تاويل گرديد و از نص خود که قانون اساسي بيان کرده عدول کرد يا واضح تر اينکه در مقابل آن قرار گرفت.

رئيس قوه قضائيه که شش نفر از کارمندان شاغلش در شوراي نگهبان هستند تفسير اين اصل غيرقابل تفسير را از شورا مي خواهد و شورا آن را چنين تفسير مي کند؛«اختصاص موضوع اصل 86 مربوط به اظهارنظر و راي نمايندگان در مجلس و در مقام ايفاي وظايف نمايندگي و عدم ملازمه آن با ارتکاب اعمال و عناوين مجرمانه است.» (روزنامه جوان 26/10/80) اين تفسير با اصل سي و هفتم که مي گويد؛«اصل برائت است» نيز معارض است، زيرا اين تفسير اصل را بر مجرميت نمايندگان گذاشته و فقط در دو مورد مذکور نمايندگان بي گناه تعقيب و توقيف نمي شوند. اين راي را حقوقدانان خارجي که ترجمه قانون اساسي ما در اختيارشان است و آراي مشابه را که مي خوانند، درباره ما چگونه فکر مي کنند؟

اما سخن سخنگوي شورا به اينکه «شوراي نگهبان عضويت در شورا را شغل قلمداد نمي کند» بايد گفت که فقهاي شوراي نگهبان که طبق اين گفتار در شورا شغلي ندارند به چه علت از شورا حقوق دريافت مي کنند؟ به گمان من نظر سخنگو نظر شورا نيست، زيرا قبلاً شورا در اين مورد راي داده و حتي نمايندگي مجلس را نيز شغل دانسته است.

اين شورا در پاسخ شوراي عالي قضايي که در مورد امکان قضاوت نمايندگان مجلس در دادگاه هاي انقلاب پرسيده بود، در تاريخ هشتم دي ماه 1359 چنين راي داد؛«قضاتي که طبق بند سوم اصل 157 قانون اساسي از طرف شوراي عالي قضايي استخدام و عزل و نصب آنها با شوراي مزبور مي باشد مطابق اصل 141 قانون اساسي نمي توانند نماينده مجلس شوراي اسلامي باشند.» (دبير شوراي نگهبان لطف الله صافي)

طبق اين راي قضاتي که در قوه قضائيه کار مي کنند نمي توانند عضو شوراي نگهبان باشند.

چون حقوقداني ديگر براي اثبات صحت عضويت خود در شورا به عدم دريافت حقوق از شورا اشاره کرده بود بايد بيفزايم که شوراي نگهبان در اين مورد هم قبلاً راي داده است که عدم دريافت حقوق، موثر در دوشغله بودن نيست. متن راي شوراي نگهبان که در تاريخ سوم ارديبهشت ماه 1360 صادر شده در اين موضوع چنين است؛ «ممنوعيت دو شغل داشتن اعم از دريافت حقوق است.»

در مورد احراز دو شغل بايد بيفزايم؛ آيت الله مهدوي کني هنگامي که عضو شوراي نگهبان بود به وزارت کشور منصوب شد. چون مقام چيزي به شخصيت او نمي افزود از شوراي نگهبان خواست که در مورد وضع او راي دهد. شوراي نگهبان راي داد که به علت پذيرش وزارت کشور نمي تواند عضو شورا باقي بماند. او نيز شورا را ترک کرد و حضرت امام راحل آيت الله خزعلي را به جاي او تعيين فرمود. اما بعد کار به جايي رسيد که معاون اول رئيس جمهور که لوايح را به مجلس مي داد خود در شوراي نگهبان آن را تاييد مي کرد و سپس خود نيز مجري آن بود.

اينک مناسب مي دانم سخني از نوع ديگر درباره حقوقدانان داشته باشم؛ در سال 1382 در محضر يکي از حقوقدانان شوراي نگهبان کسي به ديگري که ليسانس حقوق بود حقوق خوان (به معني حقوق خوانده) گفت. آن عضو شورا برآشفت که چرا به او حقوق خوان گفتي، او حقوقدان است. چون عده يي در آن جلسه حضور داشتند مناسب نديدم سخني بگويم اما چند روز بعد نامه يي براي آن عضو شوراي نگهبان نوشتم که قسمتي از آن را نقل مي کنم؛« ايراد شما در واقع به من بازمي گردد زيرا در مقاله يا مصاحبه يي چند سال پيش در اين باره بحث کردم و گفتم حقوقدان کسي است که سال هاي متمادي عمر خود را به قضاوت يا وکالت گذرانده باشد و يا در رشته حقوق در دانشگاه ها تدريس کند و اين امور نيز کفايت نمي کند مگر اينکه در اين رشته تاليفي داشته و صاحب نظر باشد. من با آنکه بيش از سي سال سابقه قضاوت دارم و در سال 1339 کتابي درباره طلاق نوشتم که پس از پيروزي انقلاب نيز تجديدچاپ شد، خود را شايسته اين عنوان نمي دانم. اين عنوان براي امثال دکتر کاتوزيان و جعفري لنگرودي برازنده است. در فرهنگ لاروس Juriste را که همان حقوقدان باشد چنين تعريف کرده است؛ Qui ecrirsur les Matieres dodroit يعني کسي که درباره موضوعات حقوقي (کتاب يا مقاله) مي نويسد و واژه نوشتن را چنين توضيح داده است؛ Figurer sa penseedu mayen de caracteres convenus يعني فکر خود را به وسيله حروف به نمايش گذاشتن. نتيجه اينکه حقوقدان کسي است که نظرات خود را در موضوعات و مسائل قضايي در کتاب ها يا مقاله ها بيان مي کند. آيا شما آن جوان را بدين گونه شناختيد؟»

اکنون مي افزايم؛ همانگونه که هر کس فلسفه بخواند فيلسوف نيست هر کس هم که حقوق خوانده باشد حقوقدان نيست و با تاسف تاکنون به اين موضوع توجه نشده و رشته هاي مختلف حقوقي مذکور در اصل 91 نيز مغفول مانده است.

لذا براي آنکه مصوبات آن شورا بي اعتبار نباشد بايد اصول قانون اساسي درباره اعضاي آن به طور دقيق رعايت شود.

در پايان مي افزايم که قانون اساسي ميثاق بين مردم و حکومت است و تمام اصول آن لازم الاجرا است. امام راحل و 98 درصد مردم اين کشور آن را تاييد کرده اند و اگر طبق سليقه نومن ببعض ونکفر ببعض گردد، اين انقلاب کم نظير منحرف خواهد شد. خصوصاً دادگستري که وضع آن را رئيس قوه قضائيه بيان کرده است (روزنامه نوروز 20/11/80) بايد اصلاح شود تا جامعه آرامش يابد.

هزار نکته باريک تر ز مو اينجاست

نه هر که سر بتراشد قلندري داند

با سپاسگزاري و دعا به کساني که مي خواهند تمام اصول قانون اساسي اجرا شود و از انحراف اين انقلاب بي نظير بيم دارند.

ہ عضو سابق شوراي نگهبان و اولين دادستان کل انقلاب جمهوري اسلامي ايران
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:44  
  مناظره مي تواند همچون آينه يي فراروي مسوولان، برنامه ريزان و مجريان قرار گيرد
مناظره با...
صادق زيباکلام

ما ايراني ها علاقه عجيبي به جنس خارجي داريم. بسياري از ما کادو و هديه يي که مي خواهيم به کسي بدهيم، اگر مارک خارجي باشد آن را ارزنده تر و به اصطلاح «جاسنگين تر» مي پنداريم. اين روزها البته بازار کالا و توليدات بنجل چيني بخشي از ابهت و واله جنس خارجي را خدشه دار کرده است، اما هنوز هم «فرشته » مرغوبيت برچسب ساخت آلمان، فرانسه، امريکا و دست کم ژاپن را با خود حمل مي کند. جالب است که اين سنت حميده در ميان مسوولان و نخبگان سياسي ما نيز وجود دارد منتها به شکل ديگري. به اين شکل که آنان حاضرند با مسوولان و همتايان ديگر، با خبرنگاران و مردمان ديگر به بحث و جدل يا همان گفت وگو يا ديالوگ و به زبان خودماني تر، به مناظره بنشينند، مشروط بر آنکه اين «ديگران» خارجي و ترجيحاً اروپايي يا امريکايي باشند. همان طور که مردم عادي تي شرت يا شلوار لي يا شکلات خارجي را به وطني اش ترجيح مي دهند، بسياري از مسوولان ما هم که به هر حال رگ و پي شان از همين مردم است مناظره و گفت وگو را دوست دارند و طالب آن هستند، مشروط بر آنکه با مسوولان چشم آبي و موبور اروپايي يا امريکايي باشد. رئيس جمهور اصلاح طلب مان، تز «گفت وگوي تمدن ها» را مطرح کردند و خواهان ديالوگ ايران اسلامي با فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر (بخوانيد عمدتاً غربي) شدند در حالي که همکاران و همفکران ايشان کمتر حاضر شدند ديالوگ يا گفت وگو را با رجال و چهره هاي وطني داشته باشند. بماند آقاي هاشمي رفسنجاني که اساساً چندان اشتياق و علاقه يي به باب گفت وگو و ديالوگ نداشتند چه با خارجي يا وطني. آقاي احمدي نژاد نيز به نوبه خود ميل و اشتياق زيادي به مناظره و گفت وگو با دانشجويان و استادان دانشگاهي کلمبيا نشان دادند و ساعت ها با آنها به بحث و گفت وگو نشستند اما يک صدم آن ميل و اشتياقي که نسبت به گفت وگو و پرسش و پاسخ با استادان و دانشجويان امريکايي نشان دادند را حاضر نشدند چند هفته بعدش با استادان و دانشجويان دانشگاه تهران داشته باشند.

جناب احمدي نژاد بارها و بارها جرج بوش را به مناظره دعوت کرده اند و حتي زمان و مکان و عرصه آن را به رئيس جمهور واگذار کرده اند. در حالي که يک هزارم اين تمايلي که نسبت به مناظره با رئيس جمهور امريکا نشان مي دهند را حاضر نشدند با روساي جمهوري سابق مملکت خودمان داشته باشند. ظرف چند سالي که ايشان سکان هدايت کشتي رياست جمهوري کشور را به ميمنت و مبارکي در دست داشته اند کمتر فرصتي را براي انتقاد و به زير سوال بردن سياست هاي «عصر سازندگي» و «عصر توسعه سياسي» از دست داده اند. به کرات سياست هاي اسلاف خود را در کليه عرصه هاي داخلي و خارجي از اقتصاد و کشاورزي و اجتماعي گرفته تا هسته يي و فرهنگي به زير سوال برده اند اما حتي يک بار نيز حاضر نشده اند تا اين تخطئه ها و انتقادات را در يک فضاي دوطرفه و با حضور نمايندگاني از جانب «متهمين» انجام دهند. خبط و خطاي هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي هر قدر هم سنگين و سهمگين بوده باشد، گمان نمي رود که هرگز به پاي اشتباهات و خطاهاي جرج بوش در حق ايران برسد. حتي خود آقاي احمدي نژاد نيز که در زمان هر دو رئيس جمهور قبلي سمت کارگزار آنان را داشته اند، به نظر نمي رسد که قلباً آنان را در رديف جرج بوش بپندارند که اگر چنين مي بود ايشان علي القاعده از عهده داري سمت هاي فرمانداري يا استانداري و... که در زمان آن دو بزرگوار داشته اند مي بايستي سر باز مي زدند و با تقديم استعفايشان، در مظلمه دولت هاي آنان شريک نمي شدند. بنابراين بعيد به نظر مي رسد که جناب احمدي نژاد که افتخار همکاري در دولت هاي قبلي را داشته اند، هاشمي و خاتمي را گناهکارتر يا خطاکارتر از جرج بوش بدانند. در آن صورت چگونه است اين قدر مصر هستند با جرج بوش به مناظره و گفت وگو بنشينند اما از مناظره و گفت وگو با اصلاح طلبان اکراه دارند؟مناظره با مخالفان، نه «فرشته نجات» است و نه لزوماً چيزي را مي تواند عوض کند و نه حتماً به تغيير سياست هاي فعلي منجر خواهد شد. اما رواج فرهنگ مناظره با «خودي ها» و نه لزوماً با «خارجي ها» دست کم اين فايده را دارد که مي تواند برخي زواياي تاريک ذهن مردم را در قبال سياست هاي گذشته و حال روشن کرده و با آگاهي بخشي سياسي و اجتماعي کمک به ارتقاي فرهنگ سياسي جامعه کند. به علاوه مناظره مي تواند از سوي ديگر همچون آينه يي فراروي مسوولان، برنامه ريزان و مجريان قرار گيرد تا بتوانند به نقاط قوت و ضعف استدلال هاي خود وقوف بيشتري يابند و بالاخره مناظره با «خودي ها» مي تواند به مثابه تمريني باشد براي روزي که ممکن است بالاخره به فتح الفتوح نائل شويم و به مصاف مناظره با جرج بوش پدر يا گوردون و براون پدر برويم.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:42  
 مناظره باخاتمي و هاشمي
پيشنهادخبرنگاران به احمدي نژاد
 

سفر لاوروف در چارچوب پيگيري توافق دوجانبه و از جمله توافق هايي بودکه در جريان سفر پوتين به ايران بين دو کشور صورت گرفت


گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ شايد هنگامي که «محمود احمدي نژاد» روز گذشته روي پله هاي نهاد رياست جمهوري ميان چند تن از وزرايش با رضايتمندي ايستاده بود و براي خبرنگاران دست تکان مي داد فکر نمي کرد لحظه يي بعد با يک سوال غافلگيرکننده مواجه خواهد شد؛ «با توجه به انتقادات گسترده يي که از دولت هاي گذشته داشته و داريد آيا حاضريد با سيدمحمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني مناظره کنيد؟» شدت غافلگير شدن رئيس جمهور از اين سوال به حدي بود که احمدي نژاد کوشيد با لبخند و سکوت از پاسخ به آن خودداري کند.ولي با جمع شدن خبرنگاران از گوشه و کنار باغ رياست جمهوري و حلقه زدن دور احمدي نژاد، اين سوال بين اهالي رسانه تسري يافت. به گونه يي که احمدي نژاد به هر جانب رو مي کرد با تکرار اين سوال مواجه مي شد. حدود 12 مرتبه اين سوال از احمدي نژاد پرسيده شد و او باز هم سکوت مي کرد و جواب نمي داد. اما سکوت رئيس جمهور با افزايش اشتياق خبرنگاران براي پيگيري سوال توام شد.خبرنگاران با تکرار و تکرار اين سوال از احمدي نژاد خواستند به اين پرسش پاسخ دهد؛ سوالي که نه تنها از سوي رسانه هاي منتقد دولت پرسيده مي شد بلکه اهالي رسانه هاي نزديک به دولت نيز با تکرار اين سوال خواستار پاسخ صريح احمدي نژاد شدند. تکثر اين سوال به حدي بود که هر خبرنگاري از سويي رئيس جمهور را مورد خطاب قرار مي داد، اما اين باعث نشد رئيس دولت نهم که يد طولايي در انتقاد دارد به اين مناظره تن بدهد.اگرچه اين سوال، اولين پرسشي بود که احمدي نژاد پس از خروج از جلسه هيات دولت و حضور ميان خبرنگاران با آن روبه رو شد اما او به جست وجو ميان پرسش هاي ديگر پرداخت تا با پاسخگويي به سوال هاي ديگر سنگيني بار نگاه پرسشگران را از دوش خود کم کند. رئيس جمهور در پايان براي رهايي يافتن از حلقه خبرنگاران به اين پرسش پاسخ داد. وي بدون اينکه اشاره يي به مناظره کند کلمه «مناظره» را به «گفت وگو» تغيير داد و به گفتن اين جمله کوتاه که «آماده گفت وگو با همه هستم» اکتفا کرد و از حصار خبرنگاران خارج شد. عدم پاسخگويي صريح به اين سوال در حالي از سوي احمدي نژاد صورت گرفت که وي براي اثبات صحت گفته هايش تا به حال چندين بار از جرج بوش رئيس جمهور امريکا دعوت کرده است در حضور رسانه ها با يکديگر به مناظره بنشينند و به دفعات از اينکه رئيس جمهور امريکا به اين پيشنهاد پاسخ نداده است انتقاد کرده است. احمدي نژاد بارها به طعنه گفته است که «ما مثل آن آقايي نيستيم که حاضر به مناظره نيست». با اين حال رئيس جمهور که پيش از اين از نپذيرفتن پيشنهاد مناظره اش با رئيس جمهور امريکا انتقاد کرده بود حاضر نشد مناظره با روساي جمهور پيشين که بارها از سوي رئيس دولت نهم به چالش کشيده شدند را صراحتاً بپذيرد.به اين ترتيب رئيس دولت نهم که کوس دعوت به مناظره اش بارها از سوي وي نواخته شده بود در برابر مناظره با روساي جمهور پيشين سکوت اختيار کرد و با گفتن اينکه آماده گفت وگو با همه هستيم به پرسش هاي خبرنگاران پاسخ داد.اما آنچه باعث شد پرسش ديروز خبرنگاران به يک پيشنهاد تبديل شود اوج گرفتن انتقاد از دولت هاي گذشته از سوي دولتمردان نهم بود. اگرچه دولتمردان کنوني از همان لحظه يي که سکان اختيار دستگاه اجرايي را به دست گرفتند تاختن به عملکرد و سياست دولت هاي گذشته در تمام زمينه ها را جزء اولويت امور خود قرار دادند اما اين حرکت در چند هفته گذشته شتاب بيشتري گرفته و سيل انتقادات تمام دستاوردهاي دولت هاي پيشين را در کام خود فرو برده است.پاستورنشينان از لحظه استقرار در کاخ رياست جمهوري، ساکنان قبلي اين ساختمان را آماج انتقادات خود قرار دادند و با ادبياتي که به عقيده تحليلگران از ابتداي تاريخ انقلاب بي سابقه بوده. روساي جمهوري گذشته را مورد هجمه قرار دادند. اگرچه سهم عمده يي از اين اعتراض ها عليه «اکبر هاشمي رفسنجاني» رئيس دولت سازندگي و رقيب انتخاباتي احمدي نژاد سازماندهي شده بود، اما پروژه انتقاد با شدت بيشتري در مورد سيدمحمد خاتمي هم به اجرا درآمد.عدم دسترسي خاتمي به تريبون رسمي و در اختيار نداشتن رسانه يي که رئيس جمهور پيشين به دفاع از خود بپردازد مزيد بر علت شد تا سريال انتقادها عليه وي هر روز با شدت بيشتري دنبال شود.سيل انتقاد دولتمردان نهم که عملکردها و دستاوردهاي کوچک و بزرگ دولت سازندگي و اصلاحات را در نورديده بود در آخر يکي از بزرگترين دستاوردهاي دولت اصلاحات را نشانه گرفت.غلامحسين الهام سخنگوي دولت در جلسه يي در دانشگاه شاهد که قرار بود مکاني براي رو کردن برگ هاي برنده دولت نهم در سفر احمدي نژاد به نيويورک باشد، تاريخ را ورق زد و برگ زرين دولت اصلاحات را در هم پيچيد و طرح گفت وگوي تمدن ها را به کرنش مقابل امريکا و پيشنهادي از سر انفعال و وادادگي معرفي کرد. الهام به جاي آنکه بگويد موفقيت هاي احمدي نژاد در سازمان ملل چه دستاوردهاي سياسي و بين المللي براي کشور به ارمغان آورده طرحي را مورد انتقاد قرار داد که اندکي پس از ارائه آن از سوي سيدمحمد خاتمي با استقبال جامعه بين المللي روبه رو شد. اين استقبال تا به آنجا بود که سال 2001 ميلادي به پيشنهاد خاتمي اختصاص يافت و سال گفت وگوي تمدن ها نام گرفت.

حضور لاوروف غيرمنتظره نبود

اما سوال درباره تمايل احمدي نژاد به مناظره با روساي جمهور پيشين تنها پرسشي نبود که از سوي احمدي نژاد بي پاسخ ماند. سوال هايي که از وي درخواست مي کرد پاسخ روشني به علت حضور ناگهاني وزير خارجه روسيه در ايران بدهد نيز به سختي توانست پاسخي از سوي رئيس جمهور دريافت کند. اگرچه مصطفي محمد نجار وزير دفاع اعلام کرد که حضور لاوروف در هيات دولت مطرح نشده است و وي اطلاع چنداني از چند و چون ماجرا ندارد، احمدي نژاد اين حضور را «اعلام شده» و در چارچوب پيگيري توافقات دوجانبه بين ايران و روسيه عنوان کرد. وي با رد اين مطلب که «اين سفر غيرمنتظره بود» اعلام کرد حضور لاوروف از پيش اعلام شده بود. احمدي نژاد افزود؛ اين سفر در چارچوب پيگيري توافقات دوجانبه و از جمله توافقاتي بود که در جريان سفر پوتين به ايران بين دو کشور صورت گرفت.در اين گفت وگوها در مورد مسائل منطقه يي، بين المللي و همچنين پيگيري توافقات انجام شده صحبت شد. احمدي نژاد همچنين از تمام صاحبنظران خواست پيشنهاد خود را درباره بودجه ارائه دهند.

در حال قطع دست ها هستيم

حاشيه جلسه هيات دولت با حضور خبرنگاران با اظهارات ديگري از سوي احمدي نژاد همراه شد. هنگامي که خبرنگاري از وي درباره «شناسايي دستان خبيث اخلال گر اقتصادي» پرسيد، وي در پاسخ اظهار داشت؛ در حال قطع کردن اين دست ها هستيم.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 9:38  
 نقدى بر بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب
بهزادحميديه
بيانيه رسمى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى که بخش‌هايى ازآن را روزنامه اعتماد مورخه 6 آبان ماه 1386 به چاپ رسانده است به انتقاد از”رويکرد وگرايشي” اختصاص دارد که به اعتقاد نويسندگان اين بيانيه در سرمقاله‌‌هاى کيهان و رسالت عليه سخنان آيت‌‌الله صانعى در ديدار با سازمان مجاهدين انقلاب‌اسلامى ديده مى‌شود .
جريان از آنجا شروع شد که آيت‌‌الله صانعى فرمودند :” بايد تلاش کنيم به همه بفهمانيم که خدا کسى را در امور سياسى قيم بر مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خويش قرار داده است... زمانى در مجلس دوم عنوان شد که اولى‌الامر علما يا امام امت سلام ‌الله عليه را نيز شامل مى‌شود؟ که امام بلافاصله پيغام دادند آيات ورواياتى که در اين خصوص وارد شده است مخصوص به معصومين عليهم السلام است وفقها وعلماى بزرگ اسلام هم درآنها شرکت ندارند چه رسد به مثل اينجانب.”(1)
سرمقاله کيهان مورخ 29 مهر و رسالت30 مهر ، اين بيان آيت‌‌الله صانعى را تحريف سخنان امام راحل خواندند، زيرا امام (بنا برآنچه درجلد19 صحيفه امام ص 403 آمده است) درواقع چنين فرموده‌اند:” با تشکر وافر از نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى چون گفتار آقايان پخش مى‌شود وممکن است سوءتفاهمى بين مردم حاصل شود لازم است عرض کنم آيات ورواياتى وارد شده است که مخصوص به معصومين عليهم السلام است و فقها وعلماى بزرگ اسلام هم درآنها شرکت ندارند تا چه رسد به مثل اينجانب. هرچند فقهاى جامع‌الشرايط ازطرف معصومين نيابت درتمام امور شرعى ،سياسى واجتماعى دارند وتولى امور درغيب کبرى موکول به آ‌نان است لکن اين امر غير ولايت کبرى است که مخصوص به معصوم است ...”
بيانيه مزبور از سازمان مجاهدين انقلاب آورده است:” روزنامه کيهان وبه فاصله يک روز ، رسالت در حرکتى هماهنگ و در واکنش به اين سخنان آيت‌‌الله العظمى صانعى را متهم به تحريف آگاهانه سخن امام کردند و به ناروا چنين نماياندند که مقصود ايشان نفى نظريه ولايت فقيه بوده است وسپس درباره نظريه ولايت فقيه به عنوان نظر امام داد سخن داده‌اند درحالى که آيت‌‌الله صانعى نفيا يا اثباتا در فرمايشات خود هيچ اشاره‌اى به بحث ولايت فقيه نداشتند.”(2)
چند نکته دراينجا گفتنى است:
1- با نگاهى اوليه به سخن اصلى امام راحل و آنچه آيت‌‌الله صانعى به امام نسبت داده‌اند بى گمان تفاوتى آشکار وجود دارد واين چيزى نيست که سازمان مجاهدين انقلاب يا نويسندگان ديگرى که چند روز اخير در روزنامه اعتماد ملى عليه سرمقاله کيهان قلم فرسايى کرده‌اند بتوانند انکارش کنند . اما آيا تغيير کلام امام دربيان آ‌يت الله صانعى را مى‌توان “تحريف” ناميد؟ براى آنکه ساحت آيت‌‌الله صانعى ، از تحريف ودستکارى سخنان امام راحل تنزيه شود ، بايد اين تغيير را تسامحى بدانيم نه به معنى نفى ولايت فقيه. آنجا نيز که آيت‌‌الله صانعى فرموده‌اند: ” خدا کسى را درامور سياسى ، قيم بر مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خويش قرارداده است”، حتما مقصود ايشان از قيم فرد مستبد وخود راى و مستکبر است. اگر گفته شود اين حمل به صحت‌ها، قرينه مى‌خواهد بايد گفت شخصيت آيت‌‌الله صانعى به عنوان يار ديرين امام راحل ومبارز خدوم انقلاب خود بزرگ‌ترين قرينه حاليه بر تاويل‌هايى است که در بالا گفتيم. نتيجه آنکه آيت‌‌الله صانعى همان را گفته‌اند که امام فرموده‌اند ولايت فقيه قطعا مورد تائيد والتزام آيت‌‌الله صانعى است درعين حال استبداد نيز مورد نفى اکيد ايشان است (همچون امام خمينى رحمه‌الله‌الواسعه‌عليه)
2- در علم منطق گفته مى‌شود الفاظ مشترک را در تعاريف به کار نبريد حتى با قرينه زيرا مظان مغالطه و سوءفهم مخاطبين مى‌شوند. به صورت مشابه مى‌توان تاکيد نمود که استفاده از عبارات مبهم ومسامحى و فاقد قيودوحدود توسط شخصيتى همچون آيت‌‌الله صانعى على القاعده منجر به سوء تعبيرها و مغالطاتى تواند شد که قطعا مورد تائيد ايشان نيستند . امروزه نافيان ولايت فقيه يا حاميان فرو کاهش ولايت فقيه به مفتى احکام ثانويه نيز از نفى قيم سخن مى‌گويند و فرياد مى‌زنند: ملت قيم نمى‌خواهند. آنها نيز دموکراسى و جمهوريت را آنچنان اصل ورکن قرار مى‌دهند که اسلاميت به يمن آ‌نکه فعلا در ايران مورد قبول اکثريت است مشروعيت مى‌يابد! آيا ابهام وتسامح موجود در بيانات آيت‌‌الله صانعى محملى براى استناد آنان به شمار نمى‌رود؟
3- به راستى هرکسى از ظن خود يار نى مى‌شود. وقتى ابهام و تسامح در بيان خود روا داشتيم از هر سوى دستى بر مى‌آيد تا آن بيان را ازآن خود کند .بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب تلاش مى‌‌کند ولايت فقيه را از مدلول”اولى‌الامر” خارج کندتا نقل آيت‌‌الله صانعى از امام راحل تقويت شود(غافل ازاينکه در کلام واقعى امام راحل تولى همه امور شرعى ، سياسى واجتماعى در زمان غيبت بر عهده فقيه جامع‌الشرايط دانسته شده است واين به معنى دخول بالتبع فقها در اولى‌الامر است.) امام راحل با ادله مستحکم خود در مبحث ولايت مطلقه فقيه نشان داده‌اند که ولايت فقيه، شعبه و استمرار همان ولايت مطلقه ائمه عليهم‌السلام است وتبعيت از ولى فقيه تبعيت از خدا ورسول است. اگر گفته شود(آنچنان که در بيانيه مزبور هم آمده است) عصمت، ملاک وجوب اطاعت است واين ملاک، تنها در رسول خدا و ائمه عليهم‌السلام وجود دارد بايد گفت در صورت فقدان اين ملاک عقلاً بايد به اقرب موارد رجوع نمود وآن همان ولايت فقيه جامع‌الشرايط است (به ادله‌اى مفصل که درنظريات ولايت فقيه مشروحا بيان شده‌اند.) يک نکته حاشيه‌اى جالب توجه آن است که در بيانيه مزبور نوشته شده است:” اولا در قرآن دو آيه درباره اولى‌الامر بيشتر وجود ندارد...) آيا مقصود از اين عبارت آن است که اولى‌الامر در قرآن به دليل کميت پايين آ‌يات راجع به آن مسئله‌اى کمرنگ است ونبايد بدان توجه کرد؟( !مگر ملاک اهميت وعدم اهميت مسائل قرآنى به کميت آنها است؟)!
4- پذيرفتيم بيان آيت‌‌الله صانعى با تاويلاتى به معنى نفى استبداداست. درسرمقاله کيهان و رسالت نيز استبداد به تاکيد نفى شده است. پس چه دعوايى در ميان است؟! در بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب آ‌مده است که گروهى “جمهوريت رافريب عصر بى‌دينى ونمادالحاد وخروج از ولايت الله مى‌دانند.” مقصود ازاين گروه همان نويسندگان سرمقاله کيهان و رسالت وهمفکران آنها است. اما آنها هم که شديدا از استبداد تنفر دارند ، جمهوريت را در مقام مقبوليت (و نه مشروعيت) پذيرفته‌اند. پس چه بايد گفت؟ آيا بيان آيت‌‌الله صانعى مبنى بر اينکه بايد به همگان فهماند که خدا کسى را در امور سياسى قيم بر مردم قرار نداده است، ضمنا دلالت بر بى‌اطلاعى بخشى از جامعه نسبت به عدم مشروعيت استبداد ندارد؟! و آيا همين امر محملى براى گروه‌هايى نظير سازمان مجاهدين فراهم نياورده است تا به گروه مقابل خود اتهام استبداد بزنند و بدان‌ها نسبت دهند که شما جمهوريت را الحاد مى‌دانيد؟! سخن اينان وکليه اصولگرايان آن است که جمهوريت اگر به معنى سياست ورزى سکولار باشد شرک وخروج از احکام شريعت است، اما اگر به عنوان مقبوليت در کنار مشروعيت الهى فقيه مطرح باشد عين واقع وهمان است که از نصوص شرعى وادله عقلى برمى‌آيد. سزاوار بوده وهست که همه سخنگويان در هر مقامى نسبت خود را با اين امر که نظر امام راحل و پيروان وشاگردان راستين آن يار سفر کرده است روشن سازند وازابهام گويى بپرهيزند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 10:5  
 آقاي خاتمي براي نمايندگي مجلس کانديدا شويد لطفاً
 
سيدمحمدعلي ابطحي

در خبرهاي اين روزها آمده بود که آقاي خاتمي سرليست کانديداهاي تهران خواهد بود. من همان روز با آقاي خاتمي ديدار داشتم و ايشان به طور کلي تصميم براي کانديداتوري اش را تکذيب مي کرد. طبيعي است وقتي نظر رسمي آقاي خاتمي نفي کانديداتوري خودش هست، نوشته من که مي خواهم دلايل ضرورت کانديداشدن آقاي خاتمي براي انتخابات مجلس را تشريح کنم با اجازه و اشاره ايشان نيست. يقين دارم با صحبت هايي که با ايشان داشته ام تا امروز هم مخالف طرح کانديداتوري خود براي نمايندگي مجلس است. اين توضيح اوليه را دادم که معلوم شود به رغم مخالفت آقاي خاتمي چون من برخلاف نظر جمعي از دوستان اصلاح طلبم همچنان بر اين باورم که کانديداتوري ايشان به نفع کشور است دلايل خودم را در معرض افکار عمومي قرار دهم؛

1- اگر آقاي خاتمي کانديداي مجلس شود تقريباً تمام اختلافات موجود در جبهه اصلاحات عملاً منتفي مي شود. تمام احزاب اصلاح طلب آمادگي دارند که اگر آقاي خاتمي شخصاً کانديدا شود بقيه ليست را هم با نظر وي تنظيم کنند و اين پيروزي بزرگي است.

2- در صورت کانديداتوري آقاي خاتمي، در تهران و شهرستان ها نيز تکليف کساني که مي خواهند به اصلاحات راي دهند روشن مي شود. مردم شايد اسم خيلي از احزاب اصلاح طلب را نشنيده باشند. در شهرستان ها ممکن است افراد مختلفي خود را کانديداي اصلاح طلبان معرفي کنند. وقتي در ليست تهران و شهرستان ها، بهترين افراد جدا شود و تنها آنها اجازه داشته باشند خود را کانديداهاي همراه آقاي خاتمي معرفي کنند، با يک تبليغ سراسري قطعاً شانس بسيار بالايي براي ليست خاتمي در شهرستان ها وجود دارد.

3- آقاي خاتمي خوشبختانه جزء سياست مداراني نيست که شرايط سخت فعلي را درک نکند و خود را از صحنه سياسي کنار بکشد. به همين دليل اگر از محبوبيت خود که بخشي از آن به خاطر عملکردش و بخشي به خاطر ناراحتي از وضع موجود در ميان مردم وجود دارد به نفع مردم و مصالح کشور بخواهد بهره بگيرد بايد شور جدي در انتخابات مجلس شوراي اسلامي به وجود آيد و اين شور بدون کانديداتوري آقاي خاتمي و سر ليست شدن ايشان خيلي دشوار است.

4- با اين نگاه احتمالاً ليست خاتمي در سراسر کشور اکثريت قاطعي به وجود خواهد آورد و طبعاً خاتمي مي تواند رئيس مجلس آينده باشد. حتي خاتمي ظرفيت آن را دارد که در رقابت با هر فردي که کانديداي رياست مجلس شود، راي بسياري از افراد معتدل و خردگراهاي جناح محافظه کار را هم براي رياست مجلس داشته باشد. رياست مجلس خاتمي و ورود وي به چرخه قدرت کشور مي تواند خيلي به تصحيح روند فعلي کمک کند. در بدترين صورت اگر ليست آقاي خاتمي اکثريت هم نياورد و نتواند کرسي رياست مجلس را تصاحب کند، باز هم اگر رهبر اقليت مجلس آقاي خاتمي باشد کمتر از وقتي که رئيس مجلس باشد تاثيرگذار نيست. قوي ترين فراکسيون اقليت تاريخ پارلمان خواهد بود که بدون داشتن مسووليت اجرايي هم مي تواند اقليت را سازماندهي کند و هم خودش منتقد جدي و مهمي شود که بازتاب دهنده نظرات مردمي باشد که نگران آينده کشور هستند.

5- آقاي خاتمي علاوه بر رسالت سياسي در داخل يک ظرفيت جهاني براي دفاع از انديشه مترقي ديني دارد. لااقل صداي خاتمي در حوزه ديني در مقابله با خشونت هاي فراگير جهاني به نام دين و ايستادگي در مقابل موج اسلام هراسي بين المللي به خوبي شنيده مي شود. اين نقش را نبايد ناديده گرفت. رياست مجلس يا رهبري فراکسيون اقليت منافاتي با ادامه اين نقش جهاني ندارد. حتي حضور وي در جايگاه قانونگذاري، مواضع وي را تقويت مي کند و در جهان صرفاً به عنوان يک روشنفکر - که متفکران زياد ديگري هم هستند - شناخته نمي شود بلکه او را انديشمندي مي دانند که هم سخني براي گفتن در دنياي فعلي و هم پشتوانه يي در قدرت کشور بزرگ و پرحادثه ايران دارد.

6- حضور آقاي خاتمي در قدرت مي تواند خيلي از مشکلات سياسي داخلي و بين المللي را کم کند. او در دنيا به عنوان شخصيت خردگرا شناخته شده. تندروي و افراط گرايي که پيام مسلط بخشي از حاکميت امروز ايران به دنياست در مورد خاتمي صدق نمي کند. به همين دليل هم مي تواند نظرات دنيا را نسبت به ايران تعديل کند و هم مي تواند صداي متفاوتي را از درون حاکميت به دنيا منتقل کند و هر دوي اينها نياز امروز کشور است و باعث خواهد شد خيلي از نگراني هاي امروزه مردم ايران تقليل يابد و خطرات سخت احتمالي را اندک کند و کار را بر دشمنان ايران سخت نمايد.

7- اگرچه معتقدم با شرايط فعلي به خاطر جغرافياي سياسي قدرت در کشور و وضعيت سختي که در اين سال ها بر اقتصاد و مسائل اجتماعي ايران مسلط شده، کانديداتوري آقاي خاتمي براي رياست جمهوري به نفع آقاي خاتمي و شايد هم مردم نباشد، اما اگر اتفاق خاصي تا آن موقع بيفتد که خاتمي را هم متقاعد کنند که بايد کانديداي رياست جمهوري شود با کانديداتوري مجلس او منافات ندارد. اگر اصلاح طلبان بتوانند تحرک لازم در مردم را در انتخابات مجلس به وجود آورند مي توانند براي رياست جمهوري يک چهره اصلاح طلب اميد داشته باشند ولي اگر در انتخابات مجلس چنين فضايي به وجود نيايد، موفقيت در انتخابات رياست جمهوري بسيار دشوار است. شايد تنها کانديداتوري آقاي خاتمي بتواند اين فضا را براي انتخابات مجلس فراهم کند. به عقيده من همه علاقه مندان به سرنوشت کشور بايد تلاش کنند تا آقاي خاتمي کانديداي انتخابات مجلس شود.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 10:3  
  بهتر بود آقاي لاريجاني در اين مقطع به مسووليت خود ادامه مي داد،
انتقاد هاشمي رفسنجاني از حذف علي لاريجاني
گروه سياسي؛ «اکبر هاشمي رفسنجاني» از حذف علي لاريجاني از سمت دبيري شوراي عالي امنيت انتقاد کرد. به گزارش روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام وي در ديدار با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با تاکيد بر پايدار بودن سياست جمهوري اسلامي در مورد پرونده هسته يي گفت؛ هرچند بهتر بود آقاي لاريجاني در اين مقطع به مسووليت خود ادامه مي داد، ولي روند سياست ها همچون گذشته با هدايت هاي رهبري معظم انقلاب ادامه خواهد يافت.آيت الله هاشمي رفسنجاني تاکيد کرد؛ تناقص در قول و عمل مي تواند به اعتماد و اعتقاد مردم خدشه وارد کند.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، با تاکيد بر صلابت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران و حمايت هاي خداوندي از آن گفت؛ با اين همه نبايد از عمق کيد و کينه دشمنان نيز غافل بود و بايد کاملاً هوشيارانه براي حفظ و صيانت از نظام و دستاوردهاي آن برنامه داشت.رئيس مجلس خبرگان رهبري هوشياري و توجه به مسائل اقتصادي از جمله توليد، مبادلات جهاني، واردات و صادرات را به ويژه در شرايط جاري، مستلزم برنامه ريزي دقيق، استفاده از کارشناسان و مصرف بهينه درآمد حاصل از ثروت ملي يعني نفت ذکر کرد و افزود؛ توسعه پايدار کشور، رفع بيکاري و مشکلات اقتصادي، آينده نگري و برنامه ريزي اصولي و علمي مي طلبد.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 10:2  
 واکنش ها و اعتراضات نمايندگان به سياست هاي دولت در بودجه سال 87
انتقاد مجلس از تغييرات لايحه بودجه
گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ اظهارات احمدي نژاد در مورد اينکه برخي افراد و نهادهايي که سياست هاي اعلامي آنها مقابل سياست هاي دولت است سهمي از بودجه سال 87 نمي برند، با واکنش ها و اعتراضات نمايندگان روبه رو شد. در حالي که رئيس جمهور عنوان کرده دولت اجازه نمي دهد افرادي که خلاف جهت دولت حرکت مي کنند و از رئيس جمهور و دولت طلبکار هستند، از بيت المال و دولت پول بگيرند، نمايندگان مجلس از هر دو طيف اصولگرا و اصلاح طلب اين سخنان احمدي نژاد را تعبير به انحصارطلبي دولت نهم کردند که حتي منتقدان درون حاکميت را هم تحمل نمي کند.

مجلسي ها با بيان اينکه دولت به طور علني درصدد اجراي شعار «هر که با ما نيست، بر ماست» است و سخنان اخير رئيس جمهور را يک خطاي استراتژيک عنوان کردند که همه را با خطر جدي مواجه خواهد ساخت.

نمايندگان مجلس با بيان اينکه هر نهاد و قدرتي که از دولت بودجه سالانه مي گيرد به نوعي جزئي از حاکميت و نظام محسوب مي شود، تصميم جديد رئيس جمهور را معادل اين ايده گرفتند که احمدي نژاد به دنبال يکدست کردن همه با سياست هاي سوال برانگيز اقتصادي و سياسي اش است.

برخي ديگر از نمايندگان هم به شوخي از کنار اين اظهارنظر رئيس جمهور رد شده و به کنايه عنوان مي کردند که معيارهاي مطرح شده، اصول جديد بودجه نويسي در کشور است. چنانچه حسن سبحاني عضو کميسيون بودجه و از چهره هاي اقتصادي مجلس اين سوال را مطرح کرد که مگر دستگاه ها بايد بر حسب ميزان تعريف و تمجيدشان از دولت نهم دسته بندي شوند تا هر دستگاهي که بيشتر تمجيد کرد سهم بيشتري از بودجه سالانه ببرد و هر نهاد رسمي که بر فرض از برخي از سياست هاي دولت نهم انتقاد کرد از بودجه و سهم قانوني اش محروم شود؛ «دستگاه هايي که بودجه سالانه مي گيرند براساس قانون تشکيل شده و وظايف مدوني دارند. به خاطر اجراي همين وظايف هم بودجه مي گيرند و در قالب قانون بودجه هم وظيفه پاسخگويي به ديوان محاسبات را دارند. در اين معادله جايي براي «حرکت در راستاي دولت» وجود ندارد.» اگرچه سبحاني با ابراز تعجب اين سوال را مي پرسد که «واقعاً احمدي نژاد اين جملات را گفته؟» اما محمد خوش چهره آنقدر شنيدن اين گفته ها برايش تعجب برانگيز بود که عنوان کرد تا عين جملات را نبيند نمي تواند در مورد معيار جديد بودجه نويسي در دولت نهم صحبت کند.

عادل آذر عضو ديگر کميسيون برنامه و بودجه و از اعضاي فراکسيون وفاق و کارآمدي هم بر اين موضوع تاکيد کرد که مهم معيار دولت نيست بلکه نمايندگان مجلس براساس کيفيت عملکرد دستگاه ها «نه انتقاد از دولت» بودجه هاي سالانه را به دستگاه ها اختصاص مي دهند؛ «حتماً رئيس جمهور تصميم دارد امسال شاخص هاي ديگري را براي بودجه به کار گيرد اما حتي خيال منتقدان راحت باشد که مجلس چنين شيوه يي را قبول ندارد.» آذر اين انتقاد را مطرح کرد که انگار رئيس جمهور نه تنها تصميم ندارد به منتقدانش جايزه دهد بلکه گويي آنها را به خاطر انتقادات شان جريمه هم مي کند. البته اين عضو کميسيون بودجه با بيان اينکه برخي اين نگراني را دارند که منظور احمدي نژاد از تهديد نهادهاي حکومتي منتقد به احتمال زياد شامل مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضائيه و مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام است، اين اطمينان خاطر را مي دهد که مجلس به جد جلوي اين نوع قلع و قمع بودجه يي را خواهد گرفت.

البته انگار رئيس جمهور پيش بيني چنين واکنش هايي از سوي نمايندگان را کرده بوده چون در همان جلسه عنوان کرده «اميدوارم مجلسي ها به ابعاد تحول در بودجه نويسي کشور توجه دقيق کرده و اجازه ندهند فشار بعضي باندها اين کار بزرگ را مخدوش کند.»

در حالي که نمايندگان روز گذشته راهي دفتر هاشمي رفسنجاني بودند تا دغدغه هاي انتخابات مجلس هشتم را با وي در ميان بگذارند اما گويي کاهش بودجه نهادهايي از حاکميت را که سران آنها به انتقاد از دولت نهم پرداخته اند از همين الان پيش بيني مي کنند. چنانچه اين امر مسبوق به سابقه است و قوه قضائيه هم پيش از اين به خاطر انتقادات صريح رئيس اين نهاد به برنامه هاي اقتصادي دولت نهم و افزايش فشار به اقشار آسيب پذير، به سرعت نتيجه اش را در کاهش 50 ميليارد توماني بودجه پيشنهادي به دولت ديد. البته مجلسي ها معتقد بودند که اين شيوه رفتار دولت نهم اذعان به اين امر است که احمدي نژاد حاکميت نظام جمهوري اسلامي را معادل دولت نهم مي داند. ولي الله شجاع پوريان عضو کميسيون انرژي و از فراکسيون اقليت نسبت به تبعات منفي اين نوع ديدگاه دولتي ها هشدار مي دهد؛ «اين ديدگاه براي نظام خطرناک و پرهزينه است. تنها رهبري است که مي تواند از موضع نظام تصميم بگيرد، اما دولت با نظام متفاوت است و داراي ضعف هايي است که در معرض نقد و انتقاد نخبگان قرار مي گيرد و تاکنون با اين تجربه روبه رو نبوده ايم که انتقاد از دولت به عنوان انتقاد از نظام تلقي شود.» نماينده بهبهان تاکيد مي کند که رئيس جمهور يک «خطاي استراتژيک» را با بيان اين اظهارنظرها مرتکب شده چون به خود اين جرات را داده که خود و دولت نهم را مساوي نظام قرار دهد. آنچه ساير نمايندگان هم از آن تعبير به «هر که ما با نيست، بر ماست» مي کنند. اين عضو فراکسيون اقليت مجلس از رئيس جمهور که داعيه برقراري عدالت دارد، خواست خودش را با امام علي(ع) مقايسه نکند؛ «حکومتداري امام علي(ع) به گونه يي بود که حتي منتقدان و محاربان را از حقوق اجتماعي بيت المال محروم نمي کرد. حال چگونه احمدي نژاد، حکومتش را مي خواهد با حکومت عدل علي در يک جايگاه قرار دهد؟» برخي از نمايندگان مجلس هم اين سوال را مطرح کرده اند که چگونه دولت نهم، دولت سابق را با انتقادات فراوان زير سوال مي برد حال آنکه در دولت خاتمي حتي يک ريال از بودجه نهادهايي که حتي موضع گيري هاي بسيار تندي نسبت به دولت اصلاحات داشتند، کم نشد.

نماينده بهبهان در اين باره به برخي از اين نهادها اشاره مي کند؛ «خاتمي از اين نهادها تعبير به عامل «بحران هاي هر 9 روز يک بار» کرده بود اما نه تنها از اعتبارات شان کاسته نشد بلکه افزايش هم يافت که از جمله آنها اعتبارات نهادهايي مانند شوراي نگهبان بود. «عليرضا زاکاني» از اعضاي جبهه متحد اصولگرايان هم عنوان مي کند اميدوار است اين جملات به اشتباه از رئيس جمهور نقل شده باشد.

غلامرضا مصباحي مقدم از چهره هاي اقتصادي مجلس هم با بيان اينکه حاضر نيست در مورد اين اظهارات صحبت کند به نوعي اعتراضش را به اما و اگرهاي بودجه سال 87 از نوع دولت اصولگرا نشان مي دهد.

در شرايطي که چهره هاي اقتصادي مجلس روز گذشته پس از شنيدن اين اظهارات ترجيح مي دادند سکوت پيشه کنند اما نورالدين پيرموذن سخنگوي فراکسيون اقليت دليل اتخاذ اين نوع ادبيات از سوي احمدي نژاد را تضعيف مجلس عنوان مي کند؛ «اگر مجلس هفتم، يک مجلس پرسشگر بود هيچ گاه دولت نهم جرات نمي کرد چنين ادبياتي را نسبت به نمايندگان ملت و نهادهاي حکومتي به کار گيرد.»

علي عسگري نماينده مشهد و سخنگوي فراکسيون حزب الله هم با بيان اينکه اظهارات رئيس جمهور اين گمانه را ايجاد مي کند که بين دستگاه هاي حکومتي عناد با دولت، مساوي با عناد با نظام است، گفت؛ «اين گفته ها تنها حکايت از تنگ نظري دولتي ها دارد.»
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 10:1  
 كانديد اها را آذرماه معرفى مى كنيم
عضوجبهه متحد اصولگرايان:
 
072438.jpg
نماينده جبهه پيروان خط امام(ره) و رهبرى در جبهه متحد اصولگرايان گفت: فكر مى كنم تا آذرماه نامزدهاى جبهه متحد اصولگرايان معرفى شوند، ولى با توجه به مبانى و اصولى كه در اين مسير مدنظر داريم، ممكن است اين زمان به عقب تر يا جلوتر از اين زمان موكول شود. اسدالله بادامچيان در گفتگو با ايسنا،همچنين درباره مذاكره با لاريجانى، قاليباف و رضايى نيز با بيان اين كه مهم اين است كه ما مشغول صحبت با تمام اصولگرايان هستيم و ان شاءلله با هم به يك نتيجه واحد مى رسيم درباره  حضور نمايندگانى از سوى اين افراد در جبهه متحد اصولگرايان تصريح كرد: اين افراد به آن معنا در جبهه نماينده اى ندارند، ما به عنوان نمايندگان اصولگرايان در خدمت تمامى آن ها هستيم و وقتى طيف ما داراى جريان هاى مختلفى است، چون اصولگرا هستيم، نمايندگان آن ها نيز خواهيم بود. وى اظهار كرد: در مورد اين كه قرار است نمايندگانى از سوى اين افراد در جبهه باشند اولين بار است كه چيزى مى شنوم ولى اين مطلب را تأييد يا تكذيب نمى كنم. بادامچيان همچنين درباره جايگاه لاريجانى، قاليباف و رضايى در ۶+۵ گفت: جايگاه اين افراد را خودشان بايد معلوم كنند. متأسفانه در سياست ما اين بحث مطرح است كه هركس تحليلى مى دهد، در مورد ديگران به اظهار نظر مى پردازد. اين عضو شوراى مركزى جبهه متحد اصولگرايان با تأكيد دوباره بر اين كه ۶+۵ مى تواند با همه اصولگرايان كار كند و همه نيز مى توانند با اين جبهه همكارى داشته باشند درباره مذاكره با اين افراد اظهار كرد: اين موارد از نوع بحث هاى داخلى يك جريان است و در هر انتخابات مطرح مى شود. هر يك از اين افراد موقعيت خاص خودشان را دارند، ولى وقتى يك ديد گسترده وجود داشته باشد، بايد بگوييم كه ما در خدمت همه هستيم و مى خواهيم به سمت انجام وظيفه و نه سهم خواهى برويم. وى تأكيد كرد: همه اصولگرايان به وحدت اعتقاد پيدا كرده اند و هيچ كس موضع گيرى خاصى در اين مورد ندارد. ما همه بايد به وظايف دينى، شرعى و سياسى خود عمل كنيم و در جهت تلاش براى رسيدن به اتحاد ملى گام برداريم. بادامچيان خاطرنشان كرد: ما نمى توانيم با كسى كه نمى خواهد مذاكره كند به زور مذاكره كنيم، ولى فضا آماده است و با هيچ كس موضع رفاقتى و يا رقابتى نداريم. با همه كار مى كنيم و نامزدهاى معرفى شده را با شاخصه هاى مدنظر خود مى سنجيم. اين عضو شوراى مركزى جبهه متحد اصولگرايان ضمن اين كه در اين راستا فعال بودن، كارآمدبودن و مفيد بودن را از شاخصه هايى دانست كه مورد توجه است، درباره تعيين مصاديق براى بررسى كانديداها نيز اظهار كرد: در حال حاضر تمامى اسامى كه در انتخابات اعم از اصولگرا، غيراصولگرا و منفعل و افرادى كه تشكل هاى ديگر معرفى مى كنند، جمع آورى شده و پس از آن مشخص مى شود كه چه كسانى داراى ويژگى هاى برتر هستند. بادامچيان همچنين اعتقاد به ارزش هاى اسلامى و انقلاب، در خط امام(ره) و رهبرى بودن، اعتقاد به جامعيت اسلام در اداره حكومت و جامعه،اعتقاد قلبى و التزام عملى به ولايت فقيه، مرعوب نبودن در مقابل انديشه هاى التقاطى و انحرافى و در مقابل تهديدات دشمنان، شجاع بودن و دورى از افراطى گرى را از جمله مصداق هاى اصلى ۶+۵ عنوان كرد و گفت: ما با كسانى كه به درد تشكيلات نظام بخورند وارد بحث خواهيم شد. وى گفت: كار بررسى مصاديق در تمام كشور شروع شده است و حتى در برخى حوزه ها افراد مورد نظر مشخص شده اند. در اين راستا مثلاً مشخص است اگر كسى مثل حداد عادل و يا لاريجانى كانديدا شوند، حتماً رأى خواهند آورد. بادامچيان با بيان اين كه ما در كلان اصولگرايى وحدت داريم و اگر در مصاديق هم به تفاهم برسيم ديگر هيچ مشكلى وجود نخواهد داشت،تصريح كرد: اين كه بگوييم صد درصد همه اصولگرايان يكى مى شوند درست نيست، چراكه هميشه درصدى اختلاف نيز وجود دارد. اين عضو شوراى مركزى جبهه متحد اصولگرايان همچنين درباره تصميم خود در جهت كانديداتورى مجلس هشتم نيز گفت: اگر تكليف شرعى در اين باره احساس كنم كانديدا خواهم شد.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:26  
 كشتى اقتصاد دولت قطب نما ندارد
احمد توكلى:

 
مردم از شعار بى محتواى اصلاحات خسته شده بودند
072426.jpg
احمد توكلى در مورد طرح ثبيت قيمت ها گفت: بهتر است بجاى طرح تثبيت قيمت ها، همان حذف ماده ۳ برنامه چهارم را نام ببريد چرا كه تثبيت قيمت ها به معنى واقعى كلمه آن مصوبه نبود، ضمن اينكه اين اصطلاح بعدها براى تخريب اصل طرح، اسباب سوء استفاده سياسى نيز شد.وى كه با خبرگزارى مهر گفتگو مى كرد افزود: براى پى بردن به هدف آن مصوبه كافى است به ياد بياوريد كه ماده ۳ برنامه چهارم چه مى گفت. حكم و هدف اين ماده اين بود كه قيمت فرآورده هاى نفتى را در ايران به قيمت جهانى برساند. طبيعى است كه به دليل اثرات شديد تورمى اين سياست كه تقريبا ًهمه مطالعات علمى نيز آن را ثابت مى كرد، ما با آن مخالف بوديم و با وجود اصرار دولت سابق به اجراى آن، طى اصلاحيه ياد شده، دولت را موظف كرديم قيمت ۱۱ قلم كالا و خدمت كه شركت هاى بزرگ دولتى (پالايش و پخش فرآورده هاى نفتى، مخابرات، برق، آب و فاضلاب و پست) ارائه مى دهند، از سال ۸۴ بر خلاف سالهاى قبل افزايش نيابد و دولت براى افزايش نرخ اين كالاها از جمله بنزين، ابتدا توجيه اقتصادى- اجتماعى به مجلس ارائه كند و اگر نمايندگان قانع شدند، آن موقع قيمت اين ۱۱ قلم را افزايش دهد. وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا طرح تثبيت قيمت ها با هدف كوچك سازى دولت، انجام گرفت؟ آيا در شرايط فعلى هم مى توان دوباره اين رويكرد (طرح تثبيت قيمت ها) را در پيش گرفت؟ و اگر نه چرا؟گفت:اصلاح ماده ۳ برنامه چهارم توسعه يك هدف فورى و يك هدف بلند مدت را تعقيب مى كرد. هدف فورى آن، پيشگيرى از چند برابر شدن يك باره قيمت بنزين و ديگر فرآورده هاى نفتى بود كه براساس ماده ۳ برنامه چهارم قرار بود از ابتداى سال ۸۴ با جهش قيمت بنزين از ليترى ۸۰ تومان به ليترى ۴۰۰ تومان (قيمت فوب خليج فارس به نرخ آن روز) افزايش داده شود. مطالعات و پژوهش هاى بعدى نشان داد، جلوگيرى از اين جهش قيمتى نه تنها از يك تورم شديد در بهار ۸۴ جلوگيرى كرد بلكه نرخ تورم در سال ۸۴ را تا ۳ درصد كاهش داد. البته متأسفانه در اواخر سال ۸۴ نمايندگان به اصرار دولت براى افزايش بودجه هاى عمرانى و هزينه كردن دلارهاى نفتى رأى دادند كه نتيجه آن ابتلاى مجدد اقتصاد ايران به بيمارى هلندى، افزايش بى سابقه نقدينگى و تورمى است كه همه شاهد هستيم به ويژه در بخش مسكن كه با صراحت آن را هشدار داده بوديم. دولت خاتمى به اشتباه ماده ۳ برنامه چهارم را تصويب كرده بود و قصد داشت قيمت بنزين را ناگهان چند برابر كند، خوشبختانه دولت احمدى نژاد از اين رويكردهاى اشتباه ندارد و البته از آنطرف به دنبال مهار استوارى قيمت ها است. به نظر من در حال حاضر مهار تورم بايد در دستور اول اقتصادى دولت باشد و در شرايط فعلى روش مقابله با تورم هم فقط آسيب شناسى تورم موجود و مقابله با عوامل آن است يعنى مهار نقدينگى و جلوگيرى از فروش و هزينه كردن بيشتر دلارهاى نفتى در اقتصاد ايران. همچنين اصلاح ساختار و روش هزينه  كردن بودجه عمرانى و سياست هاى انبساطى پولى. وى در پاسخ به سؤال ديگرى مبنى بر اينكه شما كه يكى از پايه گذاران و چهره هاى اصلى گروه آبادگران بوديد، دليل اقبال نسبى مردم به اين گروه در انتخابات مجلس هفتم و رقابت هاى بعدى را چه مى دانيد؟ آيا به نظر شما، تابلوى آبادگران هنوز مى تواند اصولگرايان را دور خود جمع كند؟ گفت: مردم در سالهاى دولت اصلاحات متأسفانه شاهد بى عملى و تعلل آن دولت و نيز دوستانش در مجلس ششم در عرصه هاى عينى زندگى بودند و از شعار مبهم و بى محتواى اصلاحات خسته شده بودند. اين را بايد لطف الهى دانست كه مردم به پرچم و شعار آبادگران اعتماد كردند. درباره جمع شدن اصولگرايان دور يك پرچم هم به نظرم بسط عدالت، نهضت خدمت رسانى، رفع موانع توليد و سرمايه گذارى و مهار تورم اگر صادقانه بيان و عالمانه طراحى و مصممانه اجرا شود، مى تواند پرچم خوبى باشد. وى در ادامه در واكنش به اين سؤال كه برخى چهره هاى سياسى تحليل كرده  اند كه مجلس هشتم، مثل مجلس اول خواهد شد. شما به عنوان يكى ازنمايندگان مجلس اول شوراى اسلامى، فضا و شرايط را براى تحقق چنين احتمالى آماده مى دانيد؟ گفت: بايد ببينيم منظورشان چيست و از چه نظر شبيه مجلس اول خواهد شد. روح كلى حاكم بر مجلس اول اين بود كه نمايندگان شيفته خدمت بودند تا تشنه قدرت و نيز عناصر باسابقه و انقلابى در آن بسيار بودند. اميدوارم و آرزو مى كنم مجلس هشتم از اين نظر شبيه مجلس اول باشد.در كتاب جديد خاطرات هاشمى خواندم كه ايشان از مشكلات روزهاى اول مجلس دوم اين را نقل مى كرد كه نمايندگان جديد برخلاف نمايندگان دور اول كه پيكان داشتند، از پيكان ايراد مى گرفتند و خواستار بنز و تويوتا بودند. متأسفانه اين نگاه ناهنجارطعمه ديدن كرسى نمايندگى تا امروز ادامه پيدا كرد و برخى نمايندگان مجلس ششم دنبال پرشيا وبرخى نمايندگان مجلس هفتم دنبال زانتيا بودند. راستش وقتى اين روحيه ها را درمجلس مى بينم و مى بينم كه بنا به دهها ملاحظه نمى توانيم اين ناهنجارى ها را در مجلس ريشه كن كنيم، گاهى براى داوطلبى در انتخابات مجلس هشتم دچار ترديد مى شوم. اميدوارم مجلس هشتم طورى شكل بگيرد كه نمايندگانش مانند نمايندگان مجلس اول شيفته خدمت باشند نه شيفته قدرت و دنبال مطامع دنيوى. احمد توكلى در پاسخ به اين سؤال كه آيا دولتى بودن اقتصاد ايران را به عنوان يك اضطرار پذيرفته ايد يا به عنوان يك واقعيت؟ و اصولا ًبايد چه نوع نگاهى به اين دولتى بودن اقتصاد در ايران وجود داشته باشد؟ گفت: نقش دولت در اقتصاد ايران در موارد بسيارى بيشتر از حد ضرورت است. مانند اكثر تصدى هاى توليدى و تجارى و البته در مواردى هم دولت نقش و وظيفه اش را كامل اجرا نمى كند مانند پوشش كامل تأمين اجتماعى و اجراى عدالت. خوشبختانه در دو قانون بنيادى و زيربنايى كه پس از سالها تلاش به تصويب مجلس هفتم رسيد، يعنى قانون اصل ۴۴ و قانون مديريت خدمات كشورى، نقش دولت در اقتصاد و حوزه هايى كه نبايد وارد شود و تكاليفى كه بايد انجام دهد، به طور نسبتاً شفاف و كاملى ارائه شده است. وى به اين سؤال كه به عملكرد اقتصادى دوساله دولت نهم چه نمره ايى مى دهيد؟ چنين پاسخ داد: دولت نهم رويكردهاى خوبى داشته اما چند تصميم اشتباه گرفته است. از جمله هزينه كردن سريع درآمدهاى نفتى و ابتلاى ايران به بيمارى هلندى و آثار ناهنجار آن در رشد شديد واردات و بيدار كردن غول تورم. همچنين دستكارى ناشيانه تعرفه ها و... بنده مشتاقانه منتظر شنيدن و ديدن اخبار موفقيت هاى دولت نهم هستم . ضمن اينكه اشتباهاتش و ديدن آثار شوم اين اشتباهات شديدا ًقلبم را به درد مى آورد.احمد توكلى در پاسخ به اين پرسش كه چرا نشانه هاى ناهماهنگى در تيم اقتصادى دولت نهم وجود دارد ؟ گفت: عليرغم رويكردهاى كلى و خوب، متأسفانه ناهماهنگى هست. وقتى دولتى تئورى و برنامه روشن درعرصه اقتصاد نداشته باشد، سياستگذارى اقتصادى توسط آن مانند حركت دادن يك كشتى بدون قطب  نما است؛ متأسفانه در فقدان تئورى و برنامه روشن و فقدان فرماندهى واحد، مسئول و پاسخگو براى اقتصاد در دولت، شاهد تداوم نگاه ها و رويكردهاى جريده اى در سياستگذارى هاى تجارى، صنعتى، توليدى هستيم. وى به اين سؤال كه به عنوان يك اقتصاد دان غلط ترين و درست ترين تصميم اقتصادى بعد از انقلاب را چه مى دانيد؟ اينگونه پاسخ داد: درست ترين تصميم اقتصادى بعد ازانقلاب، ابلاغ وپيگيرى تحقق سند چشم انداز۲۰ ساله وغلط ترين هم افزايش بى  رويه تصدى ها و حجم و دخالت دولت در اقتصاد ايران طى دهه ۶۰ بود كه امروز ام المصائب اقتصاد ما شده است. احمد توكلى در پاسخ به اين سؤال كه در جريان موضوع بنزين، شما يكى ازمخالفان عرضه فورى بنزين آزاد بوديد،آيا اين رويكرد نوعى بازگشت به كوپونيسم دهه شصت نيست؟ فكر مى كنيد مردم تلقى مثبتى از كوپونيسم دارند يا تلقى منفى؟ و آيا كوپونيسم مى تواند به عنوان يكى از مصاديق عدالت در جامعه ايرانى مطرح باشد؟ گفت:مخالفت با عرصه بنزين به نرخ آزاد هرگز بازگشت به كوپونيسم نيست. مردم حق دارند كه خاطره و دل خوشى از كوپونيسم نداشته باشند و اصولاً تحميل محدوديت ها براى مردم و مصرف كنندگان و توليدكنندگان جز در موارد شرعى يا مسايلى كه نفع جمعى اقتضا كند، كار درستى نيست. مسأله سهميه بندى بنزين در واقع يك تلاش اجبارى همگانى براى حل يك مشكل بزرگ ملى است. مصرف روزانه ۸۰ ميليون ليتر بنزين در روز كه تا قبل از سهميه بندى وجود داشت براى اقتصاد ايران غير قابل تحمل شده بود. نه امكان واردات ۴۰ ميليون ليتر بنزين در روز وجود داشت و نه اين كار منطقى و عاقلانه بود كه ثروت ملى را اينطور بسوزانيم، ترافيك و بيمارى هاى ناشى از آلودگى  هوا هم كه ثمره همين وضع ناهنجار بود.وى در پاسخ به اين پرسش كه مهمترين موانع تحقق سياست هاى اصل ۴۴ را چه مى دانيد؟ و تفاوت آن با سياست تعديل چيست؟ چنين پاسخ داد: مهمترين موانع اجراى قانون سياستهاى اصل ۴۴ به نظرم رويكردهاى افراط و تفريطى از نقش دولت در اقتصاد و باور نداشتن برخى مديران دولتى به واگذارى واقعى تصدى  ها به بخش خصوصى  است. در واقع برخى مديران نمى توانند حالتى را تصور كنند كه تصدى ها و كنترل يك بازار در فضايى رقابتى به دست بنگاه هاى بخش خصوصى باشد. لذا به بهانه هاى مختلف در مقابل آزادسازى و خصوصى سازى موضع مى گيرند. فرق سياست تعديل اقتصادى و سياست هاى اصل ۴۴ اين بود كه در اولى عدالت كاملاً ناديده انگاشته مى شد و در دومى عدالت در كنار كارآيى يك هدف مهم بود. و همچنين تعديل ناشى از خواست خارجيان بود ولى سياست هاى كلى اصل ۴۴ ناشى از احساس ضرورت داخلى است و ضمن اينكه در سياست هاى كلى اصل ۴۴ اقتضائات فرهنگى- بومى- اجتماعى هم در كنار خصوصى سازى ديده شده. مثلاً مجلس هفتم با افتخار تصويب كرد كه خريداران بنگاه هاى دولتى تا ۵ سال حق كاهش نيروى انسانى و بيكار كردن كارگران شركت هاى واگذار شده را ندارند اما در تعديل اقتصادى، به سرنوشت نيروى انسانى و كارگران شركت هاى فروخته شده، توجهى نمى شد از اين دست تفاوت ها بين سياستهاى تعديل و سياستهاى كلى اصل ۴۴ زياد است كه شرح آن فرصت مبسوط ترى مى طلبد.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:25  
 اسدالله بادامچيان: دشمن مى‌خواهد عناصر نفوذى را به مجلس بفرستد
«اسدالله بادامچيان» معتقد است با توجه به نزديک‌شدن به انتخابات مجلس هشتم، مسائل مربوط به جناح هاى داخلى مهم نيست، بلکه بحث مهم، تلاش براى تحقق خط آمريکايى از سوى برخى است.
به گزارش ايسنا قائم‌مقام دبير کل حزب موتلفه اسلامى در نشست هفتگى جامعه‌ انجمن‌هاى اسلامى اصناف انتخابات مجلس هشتم را نسبت به ساير انتخابات‌ها مهم خواند و تصريح کرد: دشمنان روى موضوع انتخابات مجلس هشتم کار مى‌کنند تا با فرستادن عناصر نفوذى شرقى و غربى خود، کسى را وارد مجلس کنند که ديد صحيح اسلامى ندارد. وى افزود: هر جريانى که در خط ليبرال يا دموکرات يا سوسيال‌دموکرات و نظاير اين است، اگر به مجلس هشتم وارد شود، قطعا به دنبال اين است که خط آمريکايى را دنبال کند.
وى در ادامه با بيان اين که رئيس‌جمهور آمريکا با واردکردن اتهاماتى مثل اين که ايران خواستار ساخت سلاح هسته اى است، خود را مضحکه قرار داده است، گفت: شکست آمريکا در صورت تهديد ايران به جهت وقوع جنگ در کشور، صد درصد قطعى است، در مورد شکست آمريکا در عراق هم همين بحث مطرح است که در حال حاضر هيچ سرباز آمريکايى حاضر نيست در عراق بماند، از طرفى بحران اقتصادى آمريکا اجازه جنگ عليه ايران را نمى‌دهد؛ بنابراين آنها تلاش مى‌کنند از راه‌هاى ديگرى با کشور ما مقابله کنند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:21  
 درباره عقلاني کردن منازعات سياسي
دموکراسي گفت وگويي
پروين بختيارنژاد

به تعبير هابرماس، سياست محلي پر از نزاع است و تنها با گفت وگو است که مي توان منازعات را حل کرد تا در عرصه عمومي، عقلانيت تفاهمي شکل گيرد و پروسه تصميم با عقلانيت استراتژيک به وجود آيد.غايت سياست فهم و توافقات بين الاذهاني است و زنده کردن حوزه عمومي. در خصوص دموکراسي گفت وگويي، مصاحبه يي با دکتر منصور انصاري استاد دانشگاه و نويسنده کتاب دموکراسي گفت وگويي؛ امکانات دموکراتيک در انديشه هاي ميخائيل باختين و يورگن هابرماس انجام شده که در پي مي آيد.

-گفت وگو را با اين پرسش آغاز مي کنم که آيا دموکراسي دچار استحاله معنايي شده و با چالش هاي جدي مواجه است؟

دموکراسي عمدتاً ليبرال در حال حاضر در دو سطح به چالش کشيده شده است؛ برخي از اين چالش ها نظري هستند و به بنيادها و شالوده هاي دموکراسي مربوط مي شوند. چالش هاي ديگر عملي هستند و عمدتاً به کژکارکردي هاي آن مربوط مي شوند. براي مثال تبديل شدن دموکراسي به فرآيندي براي گردش نخبگان يا بازي هاي پنهان کارانه احزاب سياسي. علاوه بر اين بر اثر تحولات و رويدادهاي به ويژه تکنولوژيک، امکانات و فرصت هاي جديدي براي ظهور و گسترش اشکال آرماني تر دموکراسي فراهم شده است.

بنابراين هر چند دموکراسي با فرصت هايي روبه رو شده است اما در عين حال با بحران هاي جدي چه در درون گفتمان دموکراسي و چه در بيرون از گفتمان دموکراسي مواجه است؛ گفتمان هاي رقيبي که با خواست ها و به دليل داشتن مطالبات خاص خود، دموکراسي را به چالش کشيده اند. يکي از مهمترين اين چالش ها ضعف در تشخيص معيارهاي دموکراسي واقعي از غير واقعي است. در قرن بيستم و به ويژه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و فروريختن ديوار برلين دموکراسي به عنوان مطلوب ترين شيوه زيست سياسي مطرح شده است. هم اکنون همه نظام هاي سياسي براي کسب مشروعيت و تداوم حيات خود از برچسب دموکراسي سود مي جويند و با ايجاد بعضي از نهادهاي سياسي دموکراتيک مدعي چنين مشروعيتي هستند. يک سري رژيم هاي غير دموکراتيک، نام دموکراسي را گرفته اند ولي آن را از محتوا خالي کرده اند. چنان که صدام هم مي آمد انتخابات برگزار مي کرد و اعلام مي کرد 98 درصد از مردم به او راي آري داده اند. با اين وصف، شرايطي پيش آمده است که عموم مردم نمي توانند مفهوم دموکراسي را از غير دموکراسي تشخيص دهند. اين يکي از مهمترين چالش هاي دموکراسي در دوران ماست.

در نتيجه ما نيازمند شناسايي ملاک هاي ديگري هستيم؛ ملاک هايي در حوزه زبان، در حوزه ديالوگ و در حوزه گفت وگو.

در نتيجه ملاک هايي به شهروندان بايد داده شود که غير از انتخابات بتوانند دموکراسي واقعي را از دموکراسي غيرواقعي تشخيص دهند.

يکي ديگر از چالش هاي دموکراسي وجود دشمنان قسم خورده دموکراسي است که تبار آنها را مي توان از نظريه هاي علمي مانند نخبه گرايي تا ايدئولوژي هاي تازه تري مانند بنيادگرايي از هر نوع دنبال کرد. دموکراسي در چالش با اين نيروها نياز به بازسازي و غني سازي خود دارد تا توانايي فائق آمدن بر چنين نيروهايي را به دست آورد. دموکراسي ليبرال کنوني به نظر مي رسد هم به لحاظ نظري و هم به لحاظ عملي از پس چنين دشمناني بر نمي آيد و دروناً نيز نياز به بازسازي راديکالي را ايجاب مي کند.

همين طور موضوعات ديگري مانند جهاني شدن، اگر نگوييم دموکراسي را به چالش مي کشند اما مسائلي را پيش مي کشند که دموکراسي نمي تواند نسبت بدان ها خنثي و بي توجه باشد. زماني که بحث دهکده جهاني پيش مي آيد، دموکراسي هم بايد يک پديده جهاني شود. به عنوان مثال سازمان ملل در حال حاضر سازمان دولت ها است. در حالي که اگر سازمان ملل بخواهد دموکراتيک شود، بايد سازمان شهروندان باشد که همه در اين دهکده جهاني سهيم هستند. اينجا ديگر کسي نمي تواند مصالحه کند، بايد بر روي منازعات و نسبت به آن چيزي که به نفع جوامع است، اجماع شود.

دموکراسي در شکل کلاسيک آن که در قرن بيستم رواج پيدا کرده، همان شکل نمايندگي است. با انتخاب نماينده، او بايد از مطالبات کليه شهروندان حمايت کند. در حالي که در همه جاي دنيا مي بينيم که نمايندگان به مطالبات موکلان خود کمتر وفادار هستند. نه اينکه نيستند بلکه کمتر وفادار هستند. در نتيجه بايد برگرديم به دموکراسي رودررو تا همه مردم بتوانند در موضوعات مشترک مشارکت کنند.

دموکراسي نمايندگي، دموکراسي حداقلي است. منظور من هم اين نيست که احزاب نباشند، پارلمان نباشد، اما مي توان همان طور که هابرماس از مدرنيته ناتمام نام مي برد، ما هم از پروژه ناتمام دموکراسي نام ببريم.

-آيا فکر مي کنيد از طريق دموکراسي گفت وگويي، بدنه جامعه را مي توان درگير مقوله دموکراسي کرد؟

ما در قرن بيستم عمدتاً شاهد گسترش دموکراسي به مثابه روش بوده ايم، به اين معنا که شهروندان مي آيند، نمايندگان خود را انتخاب مي کنند و نمايندگان وارد عرصه سياسي مي شوند. اين تعريفي است که افرادي چون وبر، شومپيتر و دال از آن حمايت کردند و به عنوان ادبيات غالب توسعه سياسي در حوزه دموکراسي پذيرفته شده است.

در حالي که دموکراسي در نفس خود قرار بود امکاني آگاهانه براي مشارکت و حضور مستقل شهروندان در فرآيند سياسي باشد.اما در مقام عمل اتفاقي که رخ داد، همان چيزي بود که «دال» از آن با پولي آرشي يا گردش نخبگان نام مي برد. در کشور امريکا هم ما شاهد گردش نخبگان بين دو حزب دموکرات و جمهوري خواه هستيم. در حالي که «الکسي دو توکويل» در کتاب دموکراسي در امريکا، از دموکراسي امريکايي ستايش مي کند و مي گويد امريکايي ها داراي زندگي انجمني قوي يي هستند. امريکايي ها مدام در گروه هاي کوچک جمع مي شوند، با هم رايزني مي کنند يا جفر سون يکي از پدران بنيانگذار مي گويد امريکايي ها از با هم بودن لذت مي برند، در حالي که در حال حاضر در قرن 21 در امريکا، زندگي انجمني نيز ضعيف شده است. دموکراسي گفت وگويي مبتني بر اين مدعاست که دموکراسي هاي موجود جامعه سياسي را محدود به تعداد اندکي از نخبگان کرده است. به اين معنا دموکراسي گفت وگويي تلاشي براي بازگرداندن سياست به حوزه عمومي و جامعه است.

-اگر بخواهيم هسته سخت دموکراسي را واکاوي کنيم، شما به چه مواردي اشاره مي کنيد؟

مي توانيم بگوييم دموکراسي مجموعه يي از مشارکت فعالانه و آگاهانه مردم براي تعيين سرنوشت خودشان است که به ابزارهايي نياز دارد. دموکراسي به طور حتم به جريان آزاد اطلاعات نيازمند است. اين آگاهي از کجا مي آيد؟ از جريان آزاد اطلاعات. سرنوشت مردم به چه وابسته است؟ به آزادي بيان، به آزادي تجمعات تا مردم بتوانند با هم رايزني و گفت وگو کنند تا از اين طريق مردم به آگاهي واقعي برسند که چه چيزي براي آنها خوب است و چه چيزي خوب نيست. اين اتفاق، در جايي که آزادي بيان نيست، آزادي تجمعات نيست، آزادي انتخاب نيست، هرگز نخواهد افتاد، دموکراسي مبتني بر حاکميت مردم، حکومت مبتني بر رضايت شهروندان، حقوق اقليت ها، تضمين حقوق اساسي بشر، انتخابات آزاد، برابري در نزد قانون، فرآيند صحيح قانون، محدوديت هاي نهادي بر حکومت، پلوراليسم اجتماعي، اقتصادي و سياسي همراه با ارزش هايي مانند تساهل است که همه اينها زمينه هايي براي مشارکت فعالانه و خودانگيخته مردم براي تعيين سرنوشت را فراهم مي کنند.

- در مورد دموکراتيزه کردن دولت در نسبت با عرصه عمومي چه نظري داريد؟

زماني که «هابرماس يا آرنت» از حوزه عمومي نام مي برند، منظور آنها ساختار هم مي تواند باشد. رفتارها بايد به گونه يي تنظيم شوند که ساختارها را نيز تحت تاثير قرار دهند. زماني که سخن از دموکراسي به ميان مي آيد منظور فقط جامعه نيست. دموکراسي در واقع زمينه ساز گفت وگو ميان جامعه و دولت است. براي مثال نظريه پردازان دوره اصلاحات، بيشتر به دنبال آن بودند که اصلاحات در سطح جامعه بايد رخ دهد. در حالي که اين نشان از يک غفلت است، زيرا خود دولت هم بايد فرآيند دموکراسي را طي کند. يعني مناسبات دولت هم بايد دموکراتيک شود. دولت به تعبير آرنتي يک آگورا يا فضاي عمومي است يا هابرماس پارلمان را در ذيل حوزه عمومي قرار مي دهد. به عنوان مثال، ديالوگ ها در پارلمان تا چه اندازه دموکراتيک است؟ آيا نمايندگان آنقدر آزاد هستند که به راحتي بتوانند نظرات شان را اعلام کنند؟ بايد ببينيم که روابط و مناسبات دموکراتيک تا چه اندازه در پارلمان حاکم است. در نتيجه از طريق دموکراتيک کردن عرصه عمومي و نيز نهاد دولت مي توان گفت جامعه يي دموکراتيک است.

هابرماس مي گويد؛ «ما يک جامعه مدني داريم، يک حوزه عمومي و يک دولت که رابطه اين سه بخش است که سياست را مي سازد.»

اما «آرنت» مي گويد؛ «دولت حوزه عمومي است.» در دولت همه بايد دست به ديالوگ بزنند. او دولت را خيلي وسيع مي گيرد. و يا روسو هم مي گويد؛ دولت مظهر اراده همگاني است؛ جايي که نه فرمانروايي هست و نه فرمانبرداري. همه مردم همزمان هم فرمانروايند و هم فرمانبردار.

هابرماس هم مي گويد؛ ما يک عقلانيت تفاهمي داريم و يک عقلانيت استراتژيک. عقل ابزاري به شما مي گويد اين کار را بکن و آن کار را نکن. در اين حوزه ديگر نيازي به گفت وگو و رايزني وجود ندارد. بنابراين هابرماس از مفهوم «ديسکورس» يا گفتمان استفاده مي کند. هرجا که نزاع وجود دارد، بهترين راه حل برايش گفت وگو است و باز هابرماس ادامه مي دهد که سياست محلي پر از نزاع است. تنها با گفت وگو است که مي توان منازعات را حل کرد. در نتيجه به تعبيري دولت نيز بايد عرصه عمومي تلقي شود تا عقلانيت تفاهمي شکل بگيرد، اول فهم صورت گيرد و سپس اجماعي حاصل شود.

-به جرات مي توان گفت هابرماس کامل ترين صورت بندي از رابطه ميان دموکراسي و زبان را در اختيار ما مي گذارد. به نظر شما چگونه از طريق برقراري اين ارتباط، مي توان به استقرار دموکراسي دست يافت؟

بحث هابرماس از اين مقدمه قابل فهم تر است که مدرنيته دچار انحراف شده است، مدرنيته قرار بود ما را وارد عصر روشنگري کند. به نظرم بهترين توصيف از روشنگري را هم کانت ارائه کرده است. «کانت» مي گفت؛ «روشنگري عصر بلوغ است.» تا هر فرد بتواند سرنوشت خودش را خود انتخاب کند، يعني من و شما بتوانيم در خصوص مسائل فردي و جمعي خود يک تصميم فردي و جمعي بگيريم. اين تبارشناسي که هابرماس از مدرنيته انجام مي دهد، به اين نکته اشاره مي کند که مدرنيته از روشنگري دور شده و روشنگري تبديل به عقلانيت ابزاري شده است و عقلانيت ابزاري فقط سود و فايده را مي بيند. انتقاد هابرماس به پوزيتيويسم به تبعيت از مکتب فرانکفورتي ها اين است که در حوزه روشنگري و در حوزه انسان، صرفاً روابط سود و زيان حاکم نيست. به نظر فرانکفورتي ها جنگ هاي اول و دوم نتيجه قطعي پوزيتيويسم بود. پوزيتيويسم همان منطق قوانين حاکم بر طبيعت است. يعني همان طور که طبيعت قانون دارد، جامعه قانون دارد، انسان هم قانون دارد. شما با کشف قوانين انسان مي توانيد بر انسان ها سلطه يابيد.

در نتيجه مدرنيته تبديل به علم سلطه بر انسان شده است، يعني فقط به فکر مهار انسان هستند.

اما به زعم هابرماس انسان موجودي نيست که با الگوي پوزيتيويسم جور درآيد. انسان داراي خرد، عقلانيت آزاد و داراي اراده است. علاوه بر اين، او تمايز اساسي بين عقلانيت ابزاري با عقلانيت ارتباطي ايجاد مي کند. او در کتاب نظريه کنش ارتباطي مي نويسد؛ کنش ارتباطي به تعامل دست کم دو عامل اشاره دارد که قادر به سخن گفتن هستند... و روابط شخصي برقرار مي کنند... کنشگران در پي رسيدن به درکي درباره وضعيت کنش و نقشه هاي کنش خودشان هستند تا اعمال شان را بر اساس توافق هماهنگ کنند. بر مبناي اين تعريف کانون کنش ارتباطي، زبان است. تا جايي که او حتي تاکيد مي کند که عقل به عنوان عقل ارتباطي در زبان جاي گرفته است. به نظر هابرماس جامعه از دو جزء تشکيل شده است؛ نظام يا سيستم و جهان زيست. جهان زيست دقيقاً همان جايي است که عمل ارتباطي در آن صورت مي گيرد. به نظر وي، زبان و فرهنگ براي جهان زيست جنبه سازنده بنياديني دارند. اميدها و نويدهاي روشنفکري دوران روشنگري ايجاد يک جهان زيست عقلاني متکي بر عمل ارتباطي بود. هابرماس با چنين ديدگاهي نظريه کنش ارتباطي را به مثابه برون رفت و راه نجاتي براي انسان تعريف مي کند. سلامت جامعه در گرو گسترش توانايي ارتباطي است. جامعه مريض و ناسالم وضعيتي همانند وضع بيمار رواني دارد که از قدرت کلامي کامل بي بهره است. در حال حاضر مدرنيته در چنبره نظام يا سيستم گرفتار آمده است و با وارد کردن منطق نظام روابط ميان انسان ها نيز سيستمي شده است. به نظر هابرماس، آزادي، برابري و توافق همگاني در حوزه جهان زيست يافت مي شوند و در چنين افقي امکان حل اختلافات و منازعات به صورت عقلاني و از طريق ارتباط و مفاهمه وجود خواهد داشت. دموکراسي به اين معنا بخشي از جهان زيست است و فقط با گسترش آن مي توان دموکراسي را غني کرد. علاوه بر اين با قبول اينکه دموکراسي يک حوزه عمومي و بخشي از جهان زيست است بايد بپذيريم که دموکراسي مترداف با خود کنش ارتباطي و قبول گفتمان حاکم بر آن است. دموکراسي به مثابه شيوه زيست به اين معناست که همه بتوانند در کنش ارتباطي وارد شوند، بتوانند ادعاهاي اعتباري گويندگان را به چالش بکشند، ادعاهاي اعتباري خود را مطرح کنند، طبق عقيده خود رفتار کنند و از شرايط تقارن و برابري کامل با ساير گويندگان و کنشگران برخوردار باشند. بنابراين سياست عرصه گفتمان است. در دموکراسي، «ديگري» بايد پذيرفته شود. شما بايد گوش کنيد و استدلالات قوي تر مورد پذيرش قرار گيرد. نهايتاً مقوله ديسکورس مفهوم دموکراتيک است زيرا در اين روابط «غير» بايد پذيرفته شود و اگر احساس مي کنيم که حقيقتي وجود دارد، اين حقيقت بايد در روابط بين الاذهان اثبات شود، بايد در فرآيند گفت وگوي باز قرار گيرد، محک بخورد و بتواند پاسخگو باشد و صدق و کذب آن در عرصه عمومي سنجيده شود.

-تا آنجا که من اطلاع دارم مدل دموکراسي گفت وگويي از طرف هابرماس فقط طرح بحث شده، يعني در حال حاضر ما نمي توانيم جامعه يا حکومتي را مثال بزنيم که در آن، اين مدل از دموکراسي اجرا شده، تا نظر شما چه باشد؟

نکته اول آنکه ما دموکراسي را بايد به صورت طيفي ببينيم. هابرماس هرگز ادعا نکرده است که اين مدل الان وجود دارد. او در کتاب «دگرگوني ساختاري حوزه عمومي» نشان مي دهد قرن طلايي حوزه عمومي، قرن 18 بوده است، ولي بعد از فرآيندي که نام او را فئوداليزه شدن حوزه عمومي مي گذارد، حوزه عمومي فئوداليزه شده و از بين رفته است. ما در اين قرن شاهد حوزه هايي عمومي بوديم که يکي از نمونه هاي جالب توجه آن قهوه خانه هاي شهر لندن بودند. ولي به نظر هابرماس با به هم خوردن رابط ميان حوزه عمومي و حوزه خصوصي و نيز سلطه منطق و بازار در عرصه سياست و نيز ورود سياستمداران حرفه يي به حوزه سياست در شکل احزاب سياسي، ما شاهد فئوداليزه شدن دوباره هستيم. به اين ترتيب معناي سياست دگرگون شدن است ما در سياست يک مفهوم مذاکره و مصالحه داريم و يک مفهوم گفت وگو. هابرماس مي گويد؛ آن چيزي که ما الان شاهد آن هستيم مصالحه و مذاکره است. من و شما در موردي مذاکره مي کنيم، يک امتياز مي دهم و يک امتياز مي گيرم. در اينجا شما به فکر افزايش منافع خودتان هستيد، همان چيزي که پوزيتيويسم به دنبال آن است. هابرماس اين نوع از سياست را با تغيير «مصالحه» ياد مي کند. حال مذاکره و مصالحه دست چه کساني است، دست سياستمداران حرفه يي. اما در کافه ها و قهوه خانه هاي قرن 18 بحث مفاهمه بود نه بحث امتياز دادن. بنابراين هابرماس مي گويد غايت سياست «فهم» و توافقات بين الاذهاني است و اما راهکار به وجود آمدن آن چيست؟ زنده کردن حوزه عمومي، عقلانيت ارتباطي، گفتمان با اخلاق گفتماني و سياست به مثابه نقطه کانوني گفتمان. به نظر خود من تجلياتي گرچه مستتر از مفهوم حوزه عمومي هابرماسي را مي توانيم در NGO ها، محيط زيست گرايان، جمعيت هاي صلح سبز، گروه هاي طرفدار حيوانات، گروه هاي حقوق بشر بيابيم که تا حدودي پروسه گفت وگو و مفاهمه بين آنها اتفاق افتاده است و تلاش مي کنند تا از چنبره سرمايه داران و سياستمداران بگريزند و بيشتر به علايق عمومي توجه دارند تا کسب قدرت و علايق شخصي.

- بين دموکراسي مشارکتي که گيدنز مطرح مي کند با دموکراسي گفت وگويي که هابرماس يا باختين آن را مطرح مي کند چه نقاط اشتراک و افتراقي وجود دارد؟

اين مدل هاي دموکراسي همه از يک خانواده هستند. من اين مدل ها را به دموکراسي روش شناختي و دموکراسي هستي شناختي تقسيم مي کنم. دموکراسي روش شناختي همان مدل شومپيتر، دال و وبر است که از آن دفاع مي کردند. اما در دموکراسي هستي شناختي که آرنت، باختين، گيدنز در آن جاي دارند، دموکراسي را بسان شيوه زيست به مثابه ذهنيت مي گيرند. اگر ما ذهنيت دموکراتيک نداشته باشيم، اگر من با خودم، با خانواده و با فرزندانم روابط دموکراتيک نداشته باشم فرزندانم افرادي دموکراتيکي نخواهند شد. به عنوان مثال وبر از خانواده پدرسالار نام مي برد.

در خانواده پدرسالار، يک رئيس به نام پدر وجود دارد و ساير اعضا به صورت سلسله مراتبي از او تبعيت مي کنند. يک فرد در چنين شرايطي نمي تواند دموکراتيک عمل کند. حتي طي پروسه هاي دموکراتيک، هيچ تضميني براي رفتار دموکراتيک نيست. چه در دموکراسي مشارکتي و چه در دموکراسي گفت وگويي، اول از همه نيازمند فرد دموکراتيک هستيم. دموکراسي بيش از همه محصول افراد دموکرات است.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:19  
 سياست خارجي منافع و امنيت ملي
 
(1- طرح موضوع)

محسن امين زاده*

در ميان آگاهان و صاحب نظران سياست خارجي و روابط بين المللي با هر سليقه و طرز فکري، نسبت به عنصر اصلي سياست خارجي دولت احمدي نژاد اختلاف نظري وجود ندارد و اگر اختلاف نظري باشد درباره ابعاد و نوع تبعات اين سياست است. عده يي تصور مي کنند که نتايج اين سياست به تحريم هاي اقتصادي کنوني محدود خواهد شد، عده يي فکر مي کنند که با ادامه اين سياست ها، ابعاد تحريم هاي کنوني گسترش يافته و عده يي نيز براين اعتقادند که اين روند ممکن است به مراحل حادتري برسد. خوشبينانه ترين تصوير نسبت به نتايج اين سياست ها حکايت از نتايجي دارد که روابط اقتصادي خارجي و توسعه زيربنايي ايران را با مشکل مواجه خواهد کرد. در تمامي سال هاي گذشته به کرات درباره اين موضوع صحبت شده و گفته شده که اين سياست ها بزرگترين فرصت تاريخي ملت ايران را که نتيجه انقلاب اسلامي ايران و تحولات پس از آن، فروپاشي اتحاد شوروي، پيشرفت هاي علمي و اقتصادي ايران، سقوط دولت هاي ماجراجو در منطقه، نبودن حريف قدر منطقه يي در مقابل ايران و نقش تعيين کننده ايران در صلح و امنيت منطقه يي است، به چالش کشانده و بزرگترين فرصت ايران را براي ارتقاي منزلت و عزت بين المللي به هدر مي دهد. بارها گفته شده که آيندگان هرگز برما نخواهند بخشيد که بزرگترين فرصت هاي اين کشور و ملت در تاريخ معاصر ايران را ناديده بگيريم و با اعمال سياست هاي نادرست اين فرصت ها را به هدر بدهيم. در تمامي سال هاي گذشته تمامي مراحل اين تحولات پيش بيني شده و گفته شده که چگونه ايران از اوج موقعيت خود در صحنه جهاني به مرحله يي نه چندان خوشايند کشيده خواهد شد و چگونه دشمن ايران فرصت خواهد يافت موقعيت بي نظير ايران را براي کسب اقتدار و موقعيت جهاني بهتر تخريب کند. اما اين سخنان شنيده نشده و برخلاف آن سياست خارجي ايران در مسيري پيش رفته است که نتايج آن تدريجاً در حال بروز و ظهور است.

در دو سال گذشته به کرات از شيوه عمل و اظهارنظر مسوولان دولت و حاميان آن حوزه سياست خارجي ابراز تعجب و تحير شده است و گفته شده که اين سياست ها بزرگترين کمک به مخالفان جمهوري اسلامي ايران در سطح جهان براي اعمال فشار بيشتر عليه ايران است و بارها اين پرسش مطرح شده که چرا دولتي که همه امکانات سياسي و مالي را در داخل کشور در اختيار دارد تا در مسير حل مقتدرانه مسائل ايران گام بردارد چنين مي کند؟ چرا دولتي که هيچ مانعي براي اعمال سياست هايش ندارد درباره مصالح ملي، توسعه، پيشرفت و امنيت ملي به اين گونه رفتار مي کند؟ چرا دولتي که هيچ معارض جدي ندارد و همه گروه ها و جريان هاي فشار پيدا و پنهان جامعه او را همراهي و حمايت مي کنند خود به ايجاد بحران براي کشور و دولت دست مي زند و نه تنها به آثار مخرب اين سياست ها بر منافع ملي توجه ندارد بلکه حتي از آسيب پذيري خودش هم در مقابل بحران هاي ريز و درشت ناشي از اين سياست هاي غلط نگران نيست؟

پاسخ بعضي از صاحب نظران که در نوشته هاي آنان نيز متجلي است براي اين پرسش ها اين است که اين دولت در پس اين سياست هاي به ظاهر افراطي شديداً ظرفيت سازش و معامله کردن دارد و آماده است که در شرايط مقتضي از همه مواضعش کوتاه بيايد. اما در عين حال به چهره راديکال و به ظاهر انقلابي خود در داخل کشور و در ميان مردم معترض کشورهاي اسلامي نياز دارد و با اتخاذ چنين مواضعي هم تندروهاي حامي خود را ارضا مي کند و هم اتهام انفعال و سازشکاري را از پيش پاک مي کند. معتقدان به اين نظريه به نمونه هايي چون شکستن تابوي مذاکره با امريکا در عين مواضع ضد امريکايي و نشستن پشت ميز مذاکره با امريکا در عراق در عين آنکه همواره عليه چنين احتمالي شعار مي داده اند يا تغيير مواضع همه جانبه رئيس جمهور در دانشگاه کلمبيا بر سر مسائلي چون سرنوشت اسرائيل و هولوکاست و ذيل چهره به ظاهر انقلابي و پيروزي که براي سخنراني طراحي شده است، اشاره دارند. شواهد مطرح شده از سوي اين صاحب نظران قابل توجه است اما اين شواهد ابهام را بيشتر مي کند و اين پرسش را پيش رو مي گذارد که چرا دولت بايد مواضعي افراطي اتخاذ کند و هزينه هاي بسيار گزافي بابت آن مواضع افراطي به کشور تحميل نمايد درحالي که از ابتدا آگاه باشد که قرار است چند صباحي بعد از همه آن مواضع کوتاه بيايد. طبعاً عاقلانه نيست که دولتي به خاطر شعارها و مواضعي چنين زودگذر، شرايط بروز پيچيده ترين شرايط پس از انقلاب اسلامي را براي کشور را فراهم آورد.

عده يي ديگر تصور مي کنند که قرار است اين مواضع شرايط کشور را به نقطه يي برساند که همه عقلاي کشور به اين اجماع برسند که هيچ راهي جز کوتاه آمدن در مقابل کشورهاي قدرتمند جهان نيست و در چنين حالتي دولت برسر همه چيز کوتاه بيايد. مدعيان چنين نظريه يي آن را استراتژي اکل ميته در سياست مي دانند و معتقدند که طبق اين فرآيند بايد کشور به شرايط اضطرار برسد تا تصميمي متفاوت با جو ايجاد شده توسط خودش در کشور اتخاذ کند. معتقدان به اين نظريه بر اين باورند که شرايط بحراني ميان امريکا و ايران هر روز تندتر مي شود، سرنوشتي جز اين نمي تواند داشته باشد و هيچ کدام از دوطرف قادر به انتخاب راه حل ميانه نيستند. اين تحليل هم طبعاً ابهامات زيادي دارد و چندان روشن نيست. به خصوص که اين دولت از سوي مخالفانش براي اتخاذ سياست خارجي اعتمادسازي به هيچ وجه تحت فشار نبوده و گروه هاي فشار تندرو نيز تحت هر شرايطي، از جمله شکستن تابوي گفت وگو با امريکا دولت را همراهي کرده اند. لذا دولت احتياجي به اتخاذ مواضع چنين افراطي نداشته و نياز نبوده که تندترين مواضع ممکن را تا آن حد براي خود حيثيتي کند که هيچ راه برگشتي جز تغيير موضع در شرايط اضطرار باقي براي خود باقي نگذارد. عده يي تصور مي کنند که اين سياست تند و افراطي و بحران سازي ها بخشي از سياست داخلي دولت و حاميان دولت است. بحران سازي هاي خارجي به دولت کمک مي کند که ناتوانايي ها و شکست هاي خود را در حوزه هاي اقتصادي و اجتماعي پنهان کند و مانع توجه جدي مردم به مشکلات و ناتوانايي هاي دولت در داخل شود. چنين سياستي مي تواند به دولت هميشه اين امکان را بدهد که مشکلات ايجاد شده و اشتباهات بزرگ اقتصادي و اجتماعي خود را به گردن دشمناني بيندازد که ايران را هر روز بيشتر تحريم مي کنند و مشکلات جديدي براي کشور ايجاد مي کنند. اين عده تصور مي کنند که فرافکني شيوه خوبي براي رفع اتهام از خود است. اين استنباط هم چندان قانع کننده نيست. زيرا اولاً نخبگان و تدريجاً همه مردم خواهند فهميد که دولت مي توانسته با اقداماتي ساده و بدون کوتاه آمدن از اصول انقلاب اسلامي مانع بروز اين شرايط براي کشور شود و آنچه عملي شده ربطي به ارزش ها و اصول انقلابي و ارزشي ندارد بلکه ناشي از عملکرد دولتمردان در اين دوره است. در اين شرايط طبعاً جامعه نه تنها درباره نارسايي هاي عملکرد داخلي دولت بلکه نسبت به نارسايي هاي عملکرد دولت در سياست خارجي نيز پرسشگر و معترض خواهد بود و هرگز دولت را به خاطر اين شيوه عملش نخواهند بخشيد.عده يي تصور مي کنند که اين دولت اصولاً داخلي کار است و آنچه از سياست خارجي درک مي کند ابزاري براي استفاده از آن در سياست داخلي است. دولت با چنين مواضعي نه تنها از انزوا و تحريم و برخورد با ايران نگران نيست بلکه ممکن است تصور کند که اين پديده ها موهبت هايي است که اولاً ايران را در مقابل بيگانگان مصون نگه دارد و آنان را از ايران دور کند و ثانياً به ايران امکان دهد که روي پاي خودش بايستد. معناي اين برداشت از سياست خارجي دولت کنوني اين است که دولت و طرفدارانش معتقدند که انزوا باعث امنيت مي شود و تحريم باعث پيشرفت مي شود. تهديد ديگران ما را آبديده مي کند و برخورد خصمانه ديگران ما را قوي تر مي گرداند. دوري جستن دولت هاي موثر جهان از ايران، کشور ايران را مصونيت بيشتري مي دهد و کف زدن هاي ملت هاي رنج کشيده در مقابل شعارهاي راديکال دولتمردان، نشانه عزت و اقتدار کشور است و اگر در گذشته براي رهبران با مواضع و رفتاري مشابه در جهان و براي ملت هايشان فرصتي و امکاني ايجاد نکرده براي ملت ايران فرصت و منزلت ايجاد خواهد کرد.تمامي اين نظريه ها قابل توجه است و هرکدام مي تواند بخشي از حقيقت باشد اما چرايي بزرگ سياست خارجي کنوني کشور همچنان به قوت باقي است. اخيراً بعضي از مسوولان دولت و حاميان شان براي دفاع از سياست خارجي دولت کنوني به نقد سياست خارجي دولت اصلاحات پرداخته و حرف هاي عجيب و غريبي مطرح مي کنند و بديهيات مربوط به سياست خارجي، امنيت ملي و منافع ملي را هم به زير سوال مي برند. آيا اين شيوه عمل را بايد نوعي فرار به جلو تلقي و تصور کرد که شکست هاي پي در پي سياست خارجي مهاجم دولت کنوني و چشم انداز نگران کننده پيش روي کشور باعث شده که اين دولتمردان و حاميان شان به اين شيوه توجه جامعه را از واقعيت پيش رو منحرف سازند؟ يا اينکه طرح اين بحث ها نوعي پيش دستي دولتمردان براي منحرف کردن توجه افکار عمومي نسبت به انتقادات و مسائلي است که کم کم وقت طرح آن از سوي منتقدان دولت فرا رسيده است؟ به هرکدام از اين دلايل که اين سخنان ابراز شده باشد با همه معايبش نسبت به تصور ديگري که مطرح است خطرناکتر است و باعث نگراني کمتري مي شود چون بناي اين دو احتمال آن است که گويندگان و نويسندگان به نسبت به چهره واقعي پديده ها واقفند و با اهداف و مقاصد ديگري به طرح اين مسائل مي پردازند. نگران کننده ترين شکل مساله آن است که تصور کنيم واقعاً گويندگان و نويسندگان اين مطالب به آنچه مي گويند و مي نويسند باور داشته باشند. يعني آنان باور داشته باشند که سياست خارجي کنوني براي کشور مصونيت و امنيت و فرصت ايجاد کرده و احتمالاً سياست خارجي گذشته باعث افزايش تهديد و کاهش عزت و منزلت کشور شده باشد. من ضمن اينکه اين احتمال را قوي تر مي دانم که ابراز اين مطالب خلاف واقع، بخشي از يک سناريو طراحي شده دولت و حاميانش باشد اما نمي توانيم احتمال اخير را نيز ناديده بگيريم و تصور کنيم که حداقل بعضي از نويسندگان يا گويندگان صادقانه فکر مي کنند که سياست خارجي کنوني تهديدکننده امنيت ملي ايران نيست بلکه تهديد آفرين هم هست. به خاطر اهميت نقش بعضي از آنان در شکل دهي اين طرز تفکر در بخشي از جامعه بنا دارم فرض را بر صداقت آنان بگذارم و از چند زاويه نقش سياست خارجي دولت اصلاحات و سياست خارجي دولت کنوني در تشديد و تحديد تهديدات عليه امنيت ملي و منافع ملي ايران را مورد بررسي قرار دهم. با اين اميد که باز شدن اين بحث درک روشن تري نسبت به شرايط پيش روي کشور ايجاد کند.

*معاون وزارت خارجه دولت اصلاحات

و عضو هيات علمي دانشگاه
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:18  
 گزارش تحليلي از موج حملات به ايده هاي بين المللي سيدمحمد خاتمي
حمله حاميان دولت به ايده گفت وگوي تمدن ها
گروه سياسي، ايرج جمشيدي؛ اگر تا پيش از اين حاميان دولت محمود احمدي نژاد به فنون ديپلماسي و سياست هاي هسته يي دولت سيدمحمد خاتمي حمله مي کردند و موج انتقادات خود را از سياست خارجي دولت اصلاحات در اين نقطه متوقف مي کردند اما طي يک ماهه اخير حاميان دولت و در راس آنان سخنگو و حتي شخص احمدي نژاد تغيير روش داده و بر دامنه حملات خود به اصلي ترين ايده هاي بين المللي سيدمحمد خاتمي افزوده اند. به گونه يي که براي اولين بار غلامحسين الهام سخنگوي دولت در دانشگاه شاهد حاضر شد و ايده گفت وگوي تمدن هاي سيدمحمد خاتمي را سياست انفعالي و نوعي وادادگي در برابر غرب معرفي کرد. قرار بود غلامحسين الهام در دانشگاه شاهد به تشريح دستاوردهاي سفر اخير محمود احمدي نژاد به نيويورک و آنچه که آن را حماسه سخنراني در دانشگاه کلمبياي امريکا ناميده اند بپردازد. اما اين سخنراني بيشتر جنبه حمله به سياست هاي خارجي دولت هاي پيشين به ويژه دولت سيدمحمد خاتمي گرفت و کمتر به تشريح دستاوردهاي حماسه نيويورک اختصاص يافت. در اين جلسه براي اولين بار سخنگوي دولت احمدي نژاد اصلي ترين ايده بين المللي خاتمي را زير سوال برد. البته اين تمام ماجرا نبود چرا که به فاصله کمي پس از اظهارات الهام موج حملات از ناحيه طرفداران و حاميان رسانه يي احمدي نژاد به ايده هاي بين المللي خاتمي در دستور کار قرار گرفت. حملات و تخطئه ايده گفت وگوي تمدن ها تا آنجا پيش رفت که روزنامه مشهور حامي احمدي نژاد ايده گفت وگوي تمدن ها را بي ارزش و وادادگي در برابر غرب معرفي و در عين حال عنوان کرد طراح اين ايده داريوش شايگان عضو دفتر فرح پهلوي بوده است. به اين ترتيب حاميان دولت محمود احمدي نژاد اصلي ترين دستاورد سياست خارجي دوران هشت ساله رياست جمهوري خاتمي را به چالش کشيدند و آن را به گونه يي نشان دادند که ارائه يا عدم ارائه آن به سازمان ملل هيچ تاثيري بر تغيير رويکرد افکار عمومي جهان به ايران نداشته است اما در عوض اقدامات محمود احمدي نژاد در حوزه سياست خارجي با استقبال جهاني مواجه شده و تمام ملل جهان آن را به گرمي پذيرا شده اند. نگاهي به محتواي نوشته هاي رسانه ها و سخنان و اظهارات شخصيت هاي سياسي حامي دولت و نيز دولتمردان کنوني نشان مي دهد آنان عميقاً به اين تفاسير که خود ارائه مي کنند، معتقدند و در عين حال باور دارند احمدي نژاد توانسته است سياست خارجي ايران را از حالت انفعال يا آن گونه که خود مي گويند از ديپلماسي لبخند به ديپلماسي اخم به دشمنان تبديل کند.اما سوالي اساسي مطرح مي شود که ماهيت ماجرا از چه قرار است و دعوا بر سر چيست؟ چرا که اگر اصلي ترين ايده سيدمحمد خاتمي را نظريه گفت وگوي تمدن ها بدانيم که در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب هم رسيد و بنابر آن سال 2001 به نام گفت وگوي تمدن ها نام گذاري شد، اما در مقابل مهمترين مساله يي که احمدي نژاد در حوزه سياست خارجي مطرح کرده و با مقداري تسامح نام ايده را بر آن بگذاريم ايده انکار هولوکاست است.محمود احمدي نژاد چهارم آبان ماه 1384 چند ماه پس از اينکه به نهاد رياست جمهوري راه يافت در اجلاس انجمن اسلامي دانش آموزان تحت عنوان جهان بدون صهيونيسم خواستار محو اسرائيل از نقشه جهان شد و سپس به فاصله کمي در نيمه آذر ماه 1384 در اجلاس فوق العاده سران کشورهاي اسلامي در شهر مکه عربستان هولوکاست را زير سوال برد. اظهارات احمدي نژاد بازتاب گسترده يي در رسانه هاي جهاني داشت.چرا که بنيادها، موسسات و مراکز يهودي و صهيونيستي در سراسر جهان تلاش زيادي دارند تا حادثه هولوکاست را در اذهان عمومي جهانيان زنده نگه دارند.نگاهي به محتواي رسانه هاي حامي يهوديان و صهيونيست ها در سراسر جهان به ويژه موسسات يهودي امريکايي دو نگراني را از سوي آنان نشان مي دهد. اول اينکه به اعتقاد اين موسسات و گردانندگان آنها اصطلاح هولوکاست به تدريج در افکار عمومي جهانيان کمرنگ شده است، به گونه يي که نيم قرن پس از پايان جنگ جهاني عمده جهانيان اين اصطلاح را نمي شناسند و حتي دانشجويان در مراکز دانشگاهي معتبر بين المللي هم کمتر با اين واژه آشنا هستند. دوم اينکه از دهه 90 ميلادي به بعد برخي گروه هاي راستگرا در کشورهاي اروپايي رشد کرده اند که اگرچه به لحاظ تعداد اقليت هستند اما به شدت منکر هولوکاست هستند يا دست کم دامنه هولوکاست را قبول ندارند. مراکز يهودي چون ايپاک - کميته امور عمومي يهوديان امريکا - به جد خواستار آن بوده اند تا چاره يي براي اين دو نگراني انديشيده شود. نگراني ديگر يهوديان اين بود که برخي گروه هاي مخالف اسرائيل در کشورهاي عربي به تقليد از راستگرايان اروپايي به انکار هولوکاست پرداخته اند. به اين ترتيب در شرايطي که بين موسسات و نهادهاي يهودي مستقر در امريکا، اروپا و اسرائيل با گروه هاي راستگراي اروپايي و برخي گروه هاي عرب تنش هايي درباره انکار هولوکاست وجود داشت، ظاهراً محمود احمدي نژاد با اطلاع از اين تنش ها و نيز پي بردن به حساسيت يهوديان به نفي هولوکاست در يک سخنراني به اين مساله پرداخت و رسماً هولوکاست را انکار کرد. به اين ترتيب شايد محمود احمدي نژاد اولين مقام رسمي يک کشور در جهان باشد که به نفي هولوکاست پرداخته است. البته هنوز به درستي معلوم نشده که چه شخص يا نهادي به احمدي نژاد مشاوره داده است در سخنراني هايش به نفي هولوکاست بپردازد يا آنکه هدف و انگيزه اصلي رئيس جمهور از انکار هولوکاست چيست. اما هر چه هست يک نکته را روشن مي کند که نفي هولوکاست مهمترين ايده يي است که تاکنون احمدي نژاد آن را در حوزه سياست خارجي بيان کرده است. ايده يي که باعث شد دو بار در شوراي امنيت سازمان ملل متحد مطرح و محکوم شود. نتيجه اينکه ايده گفت وگوي تمدن هاي خاتمي با تصويب جهاني با ايده انکار هولوکاست محمود احمدي نژاد با محکوميت شوراي امنيت سازمان ملل متحد مقابل يکديگر قرار گرفته اند. سيدمحمد خاتمي در هشت سال دوران رياست جمهوري اش با استناد به ايده گفت وگوي تمدن ها سياست تنش زدايي در روابط خارجي نظام جمهوري اسلامي را پيشه کرد. سياستي که به باور اصلاح طلبان باعث شد روابط خارجي ايران با کشورهاي مهم جهان از جمله اروپا و حتي امريکا بهبود پيدا کند و مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت امريکا براي اولين بار رسماً از انجام کودتاي 28 مرداد در سال 1332 و سرنگوني دولت مصدق از ملت ايران عذرخواهي کند. اما در مقابل احمدي نژاد با ايده انکار هولوکاست سياست تصلب، سخت و انعطاف ناپذير کردن موضع ايران در قبال کشورهاي خارجي از جمله اروپا و امريکا را در دستور کار خود قرار داد. اکنون بيش از دو سال از اجراي اين سياست مي گذرد. طي اين مدت تحولات عميقي در روابط خارجي ايران با کشورهاي جهان به خصوص طرف هاي مذاکره کننده پرونده هسته يي رخ داده است. در واقع رسانه هاي مهم بين المللي هر کجا نامي از پرونده هسته يي ايران به ميان مي آورند در کنار آن بلافاصله يادآور مي شوند ايران کشوري است که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور آن هولوکاست را انکار و در عين حال تاکيد کرده بايد اسرائيل را از روي نقشه جهاني حذف کرد. اگرچه محمود احمدي نژاد و بسياري از دولتمردان جديد طي دو سال گذشته تلاش بسياري کرده اند تا اصلي ترين ايده سياست خارجي شان يعني نفي هولوکاست و محو اسرائيل را تعديل و اصلاح کنند اما تاکنون به هدف موردنظرشان نرسيده اند. البته از همان روزهاي نخستين که احمدي نژاد اين ايده را مطرح کرد و بازتاب هاي رسانه يي به دنبال داشت بلافاصله حاميان محمود احمدي نژاد اعلام کردند منظور احمدي نژاد اين نبوده که اسرائيل را به دريا مي ريزيم. حتي کمي بعد محمود احمدي نژاد خود نيز صراحتاً اعلام کرد خواهان جنگ و نابودي هيچ کشوري حتي اسرائيل هم نيستم. احمدي نژاد درباره انکار هولوکاست هم توضيح داد منظورم اين بود که درباره اين حادثه تحقيقات جديدي انجام بگيرد چرا که من به عنوان يک معلم و استاد دانشگاه فقط سوال کردم آيا هولوکاست رخ داده و اگر اين چنين است چرا فلسطينيان تاوان آن را پس مي دهند و بهتر است اسرائيل را به آلمان يا يکي از ايالت هاي امريکا يا کانادا منتقل کنيم. با وجود اين توضيحات و به رغم گذشت دو سال از اين ماجرا همچنان رسانه هاي بين المللي ايده اوليه احمدي نژاد يعني محو اسرائيل و انکار هولوکاست را در صدر اخبار خود درج مي کنند. تحقيقات جديد نشان مي دهد اکنون اکثر جهانيان با اصطلاح هولوکاست به صورت کامل آشنا شده اند و کساني که به انکار هولوکاست پرداخته اند در شرايط بسيار سختي نسبت به گذشته قرار گرفته اند. حاميان محمود احمدي نژاد با پي بردن به تبعات ايده هاي ارائه شده از سوي او ترجيح داده اند براي خنثي کردن بخشي از آثار آن حمله به ايده هاي سياست خارجي روساي جمهور گذشته از جمله ايده گفت وگوي تمدن هاي خاتمي را در دستور کار خود قرار دهند. درواقع اکنون تقابلي بين ايده گفت وگوي تمدن هاي سيدمحمد خاتمي با ايده انکار هولوکاست محمود احمدي نژاد در جريان است. ايده هايي که احتمالاً در انتخابات رياست جمهوري دهم مقابل هم صف آرايي و راي دهندگان ايراني يکي از اين ايده ها را انتخاب خواهند کرد.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:15