تبليغاتX
اسدالله رضایی
 مردم چه گناهي كرده اند
بسم الله الرحمن الرحيم
هفته گذشته رئيس جمهور در جريان سخنراني و پاسخ به پرسش هاي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت نكاتي را درباره دو موضوع مهم كشوري مطرح كرد كه به دليل اهميت اصل موضوعات نسبت هاي داده شده به كساني كه مورد اشاره رئيس جمهور بودند از اهميت و حساسيت فوق العاده اي برخوردارند. به همين جهت اين سخنان عكس العمل هائي را برانگيخت و يكبار ديگر افكار عمومي را دچار سئوال و ترديد كرد.
اين دو موضوع يكي مربوط به سيدحسين موسويان سفير اسبق جمهوري اسلامي ايران در آلمان عضو هيئت مذاكره كننده پرونده هسته اي ايران و معاون سابق مركز تحقيقات استراتژيك كشورمان است كه چندي قبل بازداشت و توسط وزارت اطلاعات بازجوئي و باسپردن وثيقه آزاد شد و پرونده وي اكنون در اختيار قوه قضائيه است . رئيس جمهور درباره اين پرونده ضمن اعلام وجود مخالفاني در داخل كه عليه خط مشي دولت نهم در مورد فناوري هسته اي فعاليت مي كنند و خائن دانستن آنان به دليل اخلال در اين امر گفت : « اكنون كه پرونده آنها به دادگاه رفته عده اي قاضي پرونده را تحت فشار قرار داده اند تا جاسوس را تبرئه كند » .
موضوع ديگر وضعيت دانشگاه آزاد است كه از سال گذشته بوجود آوردن تغييراتي در آن مورد نظر آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور بوده و ايشان با اشاره به همين نكته در سخنان اخير خود گفته است : « پول هائي كه از مردم گرفته مي شود تحويل گروه هائي داده مي شود كه ربطي به دانشگاه و علم ندارد » .
آقاي رئيس جمهور درهمين زمينه ادامه داد : « گفته شده است كه اين دانشگاه قراردادي را با يكي از مراكز تحقيقاتي كه در واقع يك مركز سياسي است بسته كه اينها وظايف كساني كه در اين مركز كار مي كنند كار اجرائي نيست بلكه فقط اين مركز بايد از يك گروه تصميم گير حمايت كند. اين دانشگاه قراردادي بالغ بر دو سه ميليارد تومان با پول اين بچه ها با اين مركز بسته است كه اين مركز برود و تحولات آينده خاورميانه را براي آنها رصد كند قراردادي كه هر كس بخواند مي فهمد كه مي خواستند پولي را در شكم آنها بريزند » .
فهرست آنچه رئيس جمهور در اين دو زمينه گفته چنين است :
افرادي در داخل وجود دارند كه در پرونده هسته اي اخلال مي كنند و خائن هستند.
اين افراد جاسوس هستند ولي عده اي به قاضي فشار مي آورند كه آنها را تبرئه كند.
دانشگاه آزاد پولهائي را كه به عنوان شهريه از مردم مي گيرد به كساني مي دهد كه ربطي به دانشگاه ندارند و اين پولها را خرج فعاليت هاي سياسي خود مي كنند.
اين دانشگاه از طريق بستن قرارداد با افراد يا مراكزي به بهانه كارهاي تحقيقي پولهائي را بي جهت به شكم آنها مي ريزد.
اين اظهارات بلافاصله با واكنش هائي از ناحيه قوه قضائيه و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مواجه شد و مسئولان قوه قضائيه اعمال فشار بر قاضي براي تبرئه را تكذيب كردند و البته افرادي از خارج قوه قضائيه اعلام نمودند ماجرا برعكس است يعني عده اي قاضي پرونده را تحت فشار قرار داده اند تا كاري كند كه بتوان سيدحسين موسويان را جاسوس قلمداد كرد.
در مورد دانشگاه آزاد نيز رئيس اين دانشگاه گفت : « بر اساس مستندات موجود و به گواهي مراكز نظارتي شهريه دريافتي از دانشجويان در واحدهاي دانشگاهي سراسر كشور فقط صرف هزينه هاي آموزشي تحقيقاتي و توسعه فضاهاي دانشگاهي مي شود و هيچ مبلغي از منابع مالي و سرمايه هاي دانشگاه به هيچ گروه و جريان سياسي خارج از دانشگاه پرداخت نشده و نمي شود » . وي اطلاعات و ارقام داده شده توسط رئيس جمهور درباره طرح هاي تحقيقاتي اين دانشگاه را نيز نادرست خواند و گفت در اين زمينه نيز هيچ نقطه مبهمي وجود ندارد.
هدف ما از مطرح ساختن اين موضوع بهيچوجه جانبداري از اين يا آنطرف ماجرا نيست . ما معتقديم مسئول رسيدگي به پرونده سيدحسين موسويان قوه قضائيه است و همه بايد منتظر اظهارنظر قاضي پرونده باشند و اين صحيح نيست كه داوري درباره اين قبيل موضوعات به رسانه ها و محيط هاي دانشگاهي و فضاي عمومي جامعه كشانده شود كما اينكه در مورد دانشگاه آزاد نيز معتقديم اصلاحات لازم بايد توسط مراجع ذيصلاح و بدون سروصدا و فضاسازي انجام شود و مردم شاهد نتايج كارهاي انجام شده باشند. اينكه يكنفر در هر مقام و منصب كه هست هم مدعي باشد و هم قاضي و هم مجري چنين چيزي زيبنده يك كشور قانونمند نيست . جمهوري اسلامي ايران داراي قانون اساسي و قوانين فرعي معتبر است و قواي سه گانه مقننه مجريه و قضائيه هر كدام وظايف مشخصي دارند و استقلال آنها توسط قانون اساسي مورد تاييد قرار گرفته و دخالت يك قوه در قوه ديگر ممنوع است . اين ضابطه را سران قوا بايد بيش از ديگران رعايت كنند تا بتوانند افراد پائين دست خود را وادار به رعايت قانون نمايند و از هرج و مرج و دور زدن قانون جلوگيري بعمل آورند.
مدتي است در فضاي عمومي كشور ما تبليغات عليه اين و آن و چوب حراج زدن به حيثيت رقبا جاي قانونمداري را گرفته است . مهمتر آنكه اين تبليغات از جنس كلي گوئي است بطوري كه هر كس مي تواند در ذهن خود براي آن مصداق دلخواه خود را در نظر بگيرد. رسانه ملي نيز بطور طبيعي و بدون آنكه خود بخواهد ابزاري براي پراكندن اين تبليغات تا اقصي نقاط كشور و حتي اقصي نقاط جهان است و كساني كه مورد حمله يا در مظان اتهام قرار مي گيرند هيچ امكاني براي پاسخگوئي به اتهامات وارده در اختيار ندارند.
براي ما كه اين مقوله رنج آور را مطرح مي كنيم فرقي نمي كند كه اتهام زننده و متهم شونده چه كساني هستند. ما مي خواهيم نفس اين روش را به عنوان يك روش غيراخلاقي غير منطقي غير قانوني و غيرشرعي نفي كنيم و توجه عقلاي قوم را به اين نكته جلب نمائيم كه ادامه اين وضعيت براي كشور براي نظام جمهوري اسلامي و براي اين نسل و نسل هاي آينده خطرناك است و بدآموزي هاي زيادي دارد. ما هر چند وقت يكبار در كشورمان انتخابات داريم و در هر انتخاباتي رقبا همديگر را از سر تا پا به لجنزار فرو مي برند و عجيب آنكه همانها كه همديگر را به انواع اتهامات متهم مي كنند بعد از انتخابات به مسندهاي مهم قانونگذاري و اجرائي مي رسند و مقدرات اين كشور و اين نظام در دستانشان قرار مي گيرد!
چرا براي اين وضعيت غير قابل تحمل فكري نمي شود تا چه وقت بايد مردم شاهد گرمي اين آشفته بازار تهمت و افترا و جنگ قدرت باشند اين وضعيت علاوه بر آنكه با جايگاه معنوي نظام جمهوري اسلامي سازگاري ندارد موجب بروز ضايعات زيادي در جامعه ديني و انقلابي خواهد شد كه كمترين آن بدبين شدن نيروهاي مذهبي و انقلابي نسبت به سياست و يا حداقل بي تفاوت شدن آنهاست . اين خطر را دست كم نگيريد اين همان چيزي است كه دشمن يك قرن براي دستيابي به آن برنامه ريزي و تلاش كرد و امام خميني بارها درباره آن تحت عنوان توطئه « جدائي دين از سياست » چه به مناسبت آنچه در اين زمينه بر سر ملت ايران آوردند و چه براي آگاهي بخشي نسبت به آنچه ممكن است درصدد انجام آن باشند هشدار دادند.
به نظر مي رسد بخش قابل ملاحظه اي از درمان اين بيماري خطرناك در دست مسئولان قوه قضائيه است . با توجه به اينكه قانون اساسي جمهوري اسلامي با صراحت اعلام مي دارد : « همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني سياسي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند (اصل 120 ) قوه قضائيه موظف است بدون ملاحظه جايگاه شغل و موقعيت افراد به پرونده ها رسيدگي كند و در صدور و اعلام احكام قضائي قانون را بر هر چيز ديگري مقدم بدارد . در مواردي كه افرادي اتهاماتي را متوجه اشخاص يا دستگاه ها و يا گروه هائي مي كنند نيز قوه قضائيه بر اساس اصل 156 قانون اساسي و با هدف حفظ كرامت انساني و جلوگيري از تنش و زيان هاي حيثيتي موظف است درباره اتهامات اعلام شده بررسي نمايد و در صورت صحت متهمان را محاكمه و منطبق با موازين قانوني مجازات نمايد و در صورت عدم صحت افرادي كه اتهام وارد مي كنند و موجب تشويش اذهان عمومي مي شوند را طبق قانون تعقيب و مجازات كند. اين مقتضاي استقلال قوه قضائيه است و هيچكس حق ندارد مسئولان قضائي را از انجام اين وظيفه مهم منع يا در كار آنها اخلال نمايد.
بدين ترتيب در مشاجرات موجود كه بر خلاف نياز مبرم جامعه به وحدت ملي آنهم در شرايط حساس كنوني جريان دارد حرف آخر را بايد قوه قضائيه بزند. انتظار مردم اينست كه مسئولان قوه قضائيه به اين وظيفه خطير خود عمل نمايند و در عمل به قانون ملاحظه هيچكس را اعم از مجرم و حامي و مفتري در هر مقام كه باشد ننمايند. مردم انقلاب نكرده اند كه هر روز شاهد مشاجرات و درگيري هاي لفظي ميان مسئولان بلند پايه نظام باشند. مردم دوستي و صميميت ميان مسئولان را نعمت بزرگي مي دانند كه آرامش و قوت و قدرت نظام و كشور و ملت را تامين مي كند و دشمن را از طمع ورزي نااميد مي نمايد. اين مردم را كه همه چيز خود را براي اسلام و استقلال و سربلندي كشور تقديم كرده اند نبايد آزرد. مردم چه گناهي كرده اند كه بايد هر روز شاهد درگيري ها و مشاجرات مسئولان باشند

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:16  
 حرف و عمل جبهه متحد با ايده هاى مكتوب اصولگرايى همخوانى ندارد
افروغ:
 
075408.jpg
عضو ارشد اصولگرايان مستقل مجلس ضمن رد سرليستى خود در انتخابات آتى از سوى اين جريان گفت: دوستان عضو فراكسيون لطف و محبت فراوانى به بنده دارند اما بنده همچنان بر عقيده خود مبنى بر عدم حضور در انتخابات مجلس هشتم پايبندم. عماد افروغ، نماينده تهران در گفتگو با مهر اظهار داشت: با راهيابى به مجلس شوراى اسلامى به عنوان بالاترين نهاد تقنينى و نظارتى در كشور به عنوان يك معلم تنها به فكر روشنگرى و آگاه ساختن مردم از نيازهاى خود بوده و سعى داشتم مردم را با اين كار از تحت تأثير قرار گرفتن القائات واقعى شبكه هاى قدرت بر حذر دارم. وى گفت: احساس مى كنم كه بخشى از دولت گرايى هاى افراطى، قالب شدن نظرات اصحاب قدرت و مصلحت گرايى هاى كاذب به دليل عدم آگاهى مردم است كه نمايندگان مى توانند از جايگاه مجلس به عنوان بالاترين نهاد تقنينى و نظارتى در راه جلوگيرى از اين گونه حركت ها و آگاه سازى مردم بهره گيرند. افروغ درباره علت عدم حضور خود در انتخابات مجلس هشتم نيز گفت: من براى كارهايى كه انجام داده ام، تشكر و حمايت نمى خواهم اما تحمل انگ هاى غير اخلاقى و مارك ضد ولايت فقيه را هم ندارم، چرا كه هر انسان ظرفيت مشخصى دارد. عضو ارشد فراكسيون اصولگرايان مستقل مجلس در ادامه ضمن هشدار به اصولگرايان براى تصميم سازى هاى بهتر به منظور حضور مؤثر در انتخابات مجلس هشتم، تصريح كرد: اصولگرايان مشكلى در آگاهى ندارند چرا كه بر اساس آنچه در منشور اصولگرايى آمده مى دانند بايد چه كارهايى براى حضور قدرتمند در انتخابات مجلس هشتم انجام دهند. افروغ از آنچه كه او به عنوان «توهمات برخى اصولگرايان به دليل در قدرت بودن» ياد نمود، اظهارتأسف كرد و افزود: خاصيت قدرت همين است، چون معمولاًكسانى كه در قدرت قرار دارند گوش شنواى خود را از دست مى دهند. عضو كميسيون فرهنگى مجلس هفتم با تأكيد بر اينكه جايگاه نقد بايد در عرصه عمومى جامعه تقويت شود، اظهارداشت: اگر در انتخابات نيز جا براى انتقاد و نقد منصفانه يك جريان باز باشد، آن گروه سياسى آينده روشنى دارد و مى تواند در انتخابات موفق شود، درغير اين صورت هيچ دستاوردى جز شكست نخواهد داشت. افروغ تصريح كرد: در علوم سياسى و اجتماعى هيچ گونه پيش بينى مطلقى نمى توان داشت، اما در هر صورت مجلس هشتم مجلسى رقابتى و طيفى متشكل از افراد مجرب، متعادل و مذهبى خواهد بود، متأسفانه در اين بين غير اصولگرايان به اين نكته توجه كرده اند ولى عده اى از اصولگرايان با تنگ نظرى هايى كه دارند، اين دايره را تنگ تر كرده و اسم آن را ائتلاف فراگير مى گذارند. نماينده تهران در مجلس هفتم ادامه داد: اگر جبهه متحد كه هم اكنون حرف و عمل آنها با ايده هاى مكتوب اصولگرايى همخوانى ندارد، اصلاحاتى در راه خود انجام ندهند، مسلماً به مقصود نخواهد رسيد و با مشكلات بسيارى مواجه خواهد شد. عضو ارشد فراكسيون اصولگرايان مستقل مجلس، ادامه داد: منظورمن از انجام اصلاحات به اين معنا نيست كه جبهه متحد اصولگرايان مستقل را درون خود جاى دهد، چون به دليل اينكه دعوتى در ابتداى تشكيل از ما نداشته اند ما تمايلى به حضور در اين جبهه نداريم، بلكه منظور ما اين است كه ديگر اصولگرايان خارج از جبهه متحد را در خود جاى دهند. افروغ بر اين نكته كه جبهه متحد اصولگرايان بايد از توهمات موجود دست برداشته و زمينه را براى حضور ساير اصولگرايان فراهم كنند، تأكيد كرد و افزود: گروه مرضى الاطراف بايد با انجام نصيحت هاى خيرخواهانه تر و جدى تر جبهه متحد را در پايبندى به امور مصمم تر كرده و اين اشتباه بزرگ را به اين افراد بقبولاند كه تصميمات فعلى ترجمانى از سهم خواهى است و هر دور هم جمع شدنى نمى تواند به معناى شكل گيرى ائتلافى مبنايى باشد. وى با ابراز اميدوارى نسبت به واقع بينانه تر شدن نگاه جبهه متحد اصولگرايان در برخورد با مسائل مختلف، تصريح كرد: نقد از منظر اصولگرايى نبايد به گونه اى باشد كه تنها مصلحت انديشانه پيش رفت، چرا كه اين كار باعث بهره بردارى رقيبان خواهد شد اما در هر حال هر كسى اين نظريه را قبول ندارد، بنده حاضرم سر اين مسأله با او به مناظره بنشينم. افروغ، ذات اصولگرايى و اصلاح طلبى را به هم وابسته دانست و گفت: چرا بايد بين اصولگرايى و اصلاح طلبى تغاير وجود داشته باشد، چرا كه ذات اين دو به هم وابسته است و اصولگرايى بدون اصلاح طلبى و اصلاح طلبى بدون اصولگرايى هيچ مفهومى ندارد. اين استاد دانشگاه يادآورى كرد: نبايد فراموش كنيم كه تمامى تفاسير و تلاش هاى موجود تنها براى اشاعه گفتمان انقلاب اسلامى است و مجلس شوراى اسلامى نيز بنا بر اين تعاريف بايد چتر بزرگ و فراگيرى براى اصولگرايان و اصلاح طلبان مصلح و با صلاحيت باشد. نماينده تهران در مجلس شوراى اسلامى در پايان خاطرنشان كرد: بايد تلاش كرد كه مجلس هشتم جايگاه واقعى افراد متخصص، كارآمد و داراى صلاحيت باشد تا امنيت تفكرات در مجلس را شاهد بوده و ديگر دغدغه اقليت و اكثريت را نداشته باشيم
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:11  
 گزارش سخنراني دکتر محمد طبيبيان در منزل عبدالله نوري
انسان و توسعه

چگونه خصلت هاي انساني در پيشرفت يا اضمحلال جوامع تاثيرگذارند؟

گروه سياسي؛ چه علل و عواملي باعث شد تا غرب طي دو الي سه سده به توسعه پايدار برسد و اکنون نيز جامعه غربي به عنوان جامعه پيشرفته شناخته مي شود؟ آيا مي توان ويژگي هاي انساني را در تحولات اجتماعي دخيل دانست؟ آيا عکس اين مساله نيز صحيح است يعني همان ويژگي هاي انساني در شرايطي خاص جوامعي را به طرف اضمحلال، سرنگوني و تنزل سوق دهد؟ به نظر مي رسد اختلاف بين اين دو مسير اختلاف کاملاً ظريفي است که شايد همان کارکردهاي فطري انساني بتواند تحت شرايطي کمک کند که جامعه يي پيشرفت کند و همان کارکردهاي فطري در شرايط ديگري و خارج از حدود و محدوديت هايي مي تواند جوامع را به طرف اضمحلال و تنزل هدايت کند و اين همان چيزي است که از آن تحت عنوان ريشه هاي انساني توسعه ياد مي شود. دکتر محمد طبيبيان استاد علم توسعه در سخنراني اخير خود در منزل عبدالله نوري به اين موضوع پرداخته است که آن را مي خوانيد. بحثم را شروع مي کنم از تحليلي که در يک کتاب به وسيله داگلاس نورث مطرح شده است.

بسياري از دوستان اسم داگلاس نورث را شنيده اند. او اقتصادداني است که جايزه نوبل گرفته است و در دهه هاي اخير بسيار مطرح بوده و کارهايش بسيار انعکاس داشته است و حتي در کشور ما هم در روزنامه ها به دفعات به اسم ايشان اشاره شده و کارهايش را ديده ايم. او کتابي دارد به اسم درک فراگرد تغيير اقتصادي. اين کتاب يک فصل دارد به اسم عروج تمدن غرب و فصل ديگري هم تحت عنوان دلايل عروج و سقوط اتحاد جماهير شوروي و اين کتاب از همين نظر جالب است که دلايل تحولات جوامع را بر مبناي کنش هاي رفتار افراد انساني بررسي کرده است. در اين کتاب با توجه به اينکه دليل عروج و ترقي جامعه غربي را از قرن 17 به بعد با شواهد بسيار زياد و ريزبيني هاي بسيار دقيق و ارائه دلايل تاريخي مختلف بحث کرده ولي يک نتيجه ساده گرفته است. هميشه نتايجي که ممکن است ما از يک تحقيق يا پژوهش پيدا کنيم اهميت آن به پيچيدگي آن نيست. خيلي وقت ها هست که با کمال تعجب نتايج بسيار ساده يي از يک کار پرزحمت و تحقيقاتي گرفته مي شود و به دست مي آيد. نتيجه ساده يي که ايشان از اين مرور سيصد ساله گرفته است اين است که رشد کشورهاي غربي حقيقتاً رشد يگانه و تحول يگانه يي است در تاريخ. از قرن 17 به بعد اين تحولي که در اروپا و در قسمتي از جهان اتفاق افتاده است تاريخ بشر مشابه آن را نديده است و ما ناگهان طي 300 سال با تحولاتي روبه رو مي شويم که بشر طي هزاران سال، 10 هزار سال يا 20 هزار سال که از وجود بشر در کره زمين و جامعه متمدن مي گذرد، نمونه اش را نديده است که ناگهان انسان بتواند به فضا برود و وسايل مدرني مثل کامپيوتر و موبايل به وجود بيايد و انواع و اقسام امکانات فراهم شود و علم تا اين درجه تحول پيدا کند. او مي گويد که اين تحول نتيجه چند حادثه خاص است که يکي تکامل انديشه ها به صورت زنجيره يي است. يعني انديشه هايي حاصل شد و اين انديشه ها به صورت پيوسته و زنجيردار تکامل پيدا کرد و رشد کرد و يکي از دلايل اينکه فرصت براي تکامل انديشه ها حاصل شد اين بود که حکومت هاي مرکزي در اروپا تا قرن 15 و 16 و حتي قرن 17، حکومت هاي ضعيفي بودند و امکان اينکه مانع تحول فکري بشوند را پيدا نمي کردند.

در همان کتاب از لحاظ تاريخي جوامعي مثل چين و جوامع اسلامي را مقايسه مي کند و مي گويد که در اين جوامع با اينکه فرهنگ هاي پربنيه يي وجود داشته ولي همين که حکومت هاي قوي مرکزي وجود داشت و اجازه تحول فکري را نمي داد اين کشورها از لحاظ علمي با اينکه بنيه اش را داشتند و جرقه هاي آن را هم مي شد ديد ولي نتوانستند پيشرفت کنند، پس يکي وجود انديشه هايي است که آزادانه رشد کردند و تحول پيدا کردند و بعد تصحيح اين انديشه ها از طريق تجربه بود. اينکه تجربه کردند، انديشه هايشان را تغيير دادند و بهبود دادند و تصحيح کردند و سيستم هاي فکري بهتري را پيدا کردند و بر مبناي آن سيستم هاي تصحيح شده، افکار و ايده ها و انديشه هاي جديدي را توسعه دادند و بعد بعضي از حوادث تاريخي و تصادفي و خوش شانسي بود که اين سه عامل سبب شد تمدن بزرگي به وجود بيايد که ما امروزه در واقع در حواشي آن هستيم و از نتايج آن استفاده مي کنيم و بعضاً هم با آن درگيري و کشمکش داريم ولي نمي توانيم انکار کنيم که يک حادثه بزرگ تاريخي است که در سيصدسال اخير ايجاد شده و جهان نمونه آن را نديده است.

در فصل مربوط به عروج تمدن غرب - فصل بعدي - موضوع عروج و سقوط اتحاد جماهير شوروي است که اين حادثه هم براي همه ما و هم براي تمام جوامع بشري درس مهمي است که مي گويد چگونه مي توان به اين معما پاسخ گفت که کشوري ناگهان دستاوردهاي صنعتي، علمي و فني بي نظيري کسب کند و جامعه روستايي کم سوادي مثل روسيه قبل از انقلاب را در مرزها و جلوي تحول علم قرار بدهد ولي چنين جامعه يي با آن دستاوردهاي علمي و فني و صنعتي، ناگهان فرو بريزد. اين را چطور مي توان فهميد؟ به نظر من اين درس هايي که ما مي توانيم از اين نوع تجربيات بشري بگيريم، درس هاي بسيار با ارزشي است که نبايد آن را کنار گذاشت و نبايد به آن بي توجهي کرد. حادثه عجيبي است، روسيه قبل از انقلاب اکتبر و سر کار آمدن کمونيست ها يک جامعه روستايي نسبتاً عقب مانده بود ولي در مدت کوتاهي توانست به يک جامعه باسواد، بادانش و علم و صنعت پيشرفته تبديل شود و در عين حال نظام هيتلر را شکست بدهد و توانست بمب اتم را در مدت کوتاهي منفجر کند. به فضا برود و اولين آدم ها را به فضا بفرستد و ناگهان و در طرفه العيني فرو ريخت و از هم پاشيد. چه مي شود که ناگهان اجزاي يک جامعه به صورت نهادهاي آن جامعه، مقامات آن جامعه و افراد به پاره پاره کردن تار و پود جامعه مي پردازند و ستون ها را مي شکنند و پي ها را از جا مي کنند و گليم ها را از زير پاي قدرت و سازمان سياسي مي کشند. چگونه است که چنين سرنوشتي نقطه پاياني بر سرگذشت محتوم و چاره ناپذير و ناگزير يک جامعه در سيستم سياسي است.

اين سوال بسيار مهمي است که اين شخص روي آن بحث مي کند، و همانطور که خدمت تان عرض کردم هر دو قسمت اين بحث مطرح شده را مي توانيم بر مبناي کنش ها و عکس العمل هاي فرد انساني تبيين کنيم و بشناسيم و بفهميم و اين چيزي است که مي خواهم آن را مطرح کنم البته اين بحث بسيار وسيعي است. يکي از نکاتي که اين متفکر مطرح مي کند و ما مي توانيم اين پديده ها و تجربيات را از آن زوايا نگاه کنيم اين نکته است که رابطه ساري و جاري بين اعتقادات و شکل گيري آنها چگونه است و اينکه از طريق تجربه آن اعتقادات تصحيح مي شوند يا نمي شوند. اين نکته بسيار مهمي است که مي شود فهميد انديشه ها کدامند، افکار چگونه هستند و اين افکار چگونه شکل مي گيرند، چگونه تصحيح مي شوند يا فرصت تصحيح شدن را پيدا نمي کنند و اين نکته يي است که در تحول يک جامعه بايد به آن توجه کرد و به آن پرداخت.

مساله بعدي اين است که چگونه مي توانيم نوع بازخورد سياست ها و خط مشي هاي نهادي شده را بفهميم يعني اگر نهادهايي ايجاد شده اند بر مبناي افکار و انديشه هاي آن نهادها پايدار شدند و براي کارهاي اجتماعي قاعده گذاري کردند. آيا نتايج دستاورد و عملکرد آن نهادها بازخوردي دارد که آنها را تصحيح کند يا نه؟ يا اينکه آنها در يک حالت ايزوله شده يي قرار مي گيرند و امکان هر نوع تصحيح شدن را از خودشان سلب مي کنند؟ مثل حزب کمونيست شوروي که نهادي است که براساس يک فکر ايجاد شده بود و جايگاهي پيدا کرد و قوانيني براي حفظ خود تنظيم و قاعده گذاري مي کند و اداره کشور را براساس قواعدي که تعيين مي کند برعهده دارد. همانطور که ملاحظه مي کنيد اين چارچوب ها در هر جامعه يي براي فهم و درک تحولات و مسيرهايي که آن جامعه در پي مي گيرد، قابل به کارگيري است. نکته جالب اينکه يک دانشمند يا متفکر اجتماعي قرن بيستم در سال 1947 يعني حدود 60 سال پيش وقتي هنوز شوروي در اوج قدرت بود نکته يي را تشخيص داد براساس تحليل هاي جامعه شناسي اقتصادي. آن فرد مي گويد اگر حادثه يي سبب شود که اعتقاد و کارآمدي حزب کمونيست به عنوان يک ابزار سياسي به هم بخورد، شوروي طي يک شب از يکي از قوي ترين جوامع به يکي از ضعيف ترين و فلاکت بار ترين جوامع تبديل خواهد شد. يعني متوجه شد که تمام اين حرکات و تمام آن قدرت به خاطر آن ساختار خاصي که ايجاد شد به يک نهاد برمي گردد و آن حزب کمونيست است و گفت که اگر حزب کمونيست کارآمدي اش را از دست بدهد و در واقع اتحاد و انسجامش را از دست بدهد يک شبه آن سيستمي که بر مبناي آن نهاد استوار هست به فلاکت بارترين جامعه روي زمين تبديل مي شود و جالب است که 60 سال قبل يک چنين پيش بيني البته براساس نظريه هاي تحولات اجتماعي شده است و خواهيم ديد که اين فروپاشي نيز تحت کارکردهاي دروني غيرقابل اجتناب است. با اين مقدمه مي خواهم به اين بحث بپردازم که چگونه کارکردهاي ناشي از خصلت هاي فردي و انساني مي تواند روندهاي تاريخي با اين قدرت و عظمت را ايجاد کند، در اين قسمت بحث مي خواهم اشاره يي بکنم به تحول فکري اتفاق افتاده در دنيا به خصوص در اروپا که هم سيستم سرمايه گذاري به آن ترتيب که ما مي شناسيم و هم سيستم کمونيستي زاييده همان تحول فکري است.

همانطور که شما عزيزان و بزرگواران مي دانيد مارکسيسم از دل سرمايه داري و از دل افکار و انديشه هاي ليبرالي ايجاد شده. اين نتيجه همان فرهنگ فکري و سابقه است، منتها در يک نقطه يي آن تحول فکري که به اين ترتيب از قرن 17 شروع شد، دو شاخه مي شود. اينها به هم مربوط هستند و قوم و خويش نزديک هستند ولي دو شاخه مي شوند. از آن طرف جامعه صنعتي غرب براساس يک سري از افکار ايجاد مي شود و از طرف ديگر هم سبک ديگري از سازمان اجتماعي براساس آرا و افکار مارکس و لنين شکل مي گيرد. ما يک ريشه واحد فکري و فرهنگي را براي هر دو داريم، اين تغيير پارادايم و تغيير فکري که درباره خصلت انسان و نگاه کردن به انسان هست، عمدتاً از قرن 17 شروع مي شود و مربوط به دو زمينه مختلف است، يکي اينکه انسان ها علاقه مند به کسب منزلت هستند و بايد اين را به حساب آورد که هر فردي علاقه مند است منزلت کسب کند و هر انساني اين علاقه را دارد، اين منزلت ابعاد مختلفي دارد؛ منزلت معنوي، علمي، اجتماعي، فرهنگي، مادي و نهايتاً سياسي.

از انواع حاد علاقه به منزلت، علاقه به قدرت و شهوت قدرت و عشق بي محابا و غيرقابل کنترل قدرت طلبي است ولي اگر دقت کنيم اين عشق حالت حاد است، علاقه يي است که در همه انسان ها هست و آن کسب منزلت است.

انسان ها همگي علاقه مند به کسب ثروت هستند و اگر هم کساني باشند که صادقانه علاقه مند نباشند بسيار معدود خواهند بود. علاقه بارز و غالبي که مي شود در جوامع ديد اين است که مدام دنبال درآمد هستند و براي دستمزد و درآمد و حقوق و تجارت چانه مي زنند و دنبال سود هستند.

اين علاقه به کسب ثروت هم به عنوان يکي از ويژگي هاي انسان ناشي از فطرت انسان ها است و اين علاقه مربوط به بهره مندي مادي از زندگي است و نوع حاد آن را تحت عنوان حرص و طمع مي شناسيم. آن چيزي که ما مي گوييم حرص يا علماي اخلاق مي گويند طمع، در واقع همان علاقه به بهبود زندگي مادي است در حالت حاد خودش.

گزارش سخنراني دکتر محمد طبيبيان در منزل عبدالله نوري

هر دو اين موارد از يک مأخذ اصلي يعني آگاهي به نفس انساني هر فردي ريشه مي گيرد که در شکل ديگر خود به صورت خودخواهي ظاهر مي شود و با توجه به ريشه هاي تاريخي و تربيتي زندگي هر فرد ممکن است اختلاف هاي حاد مرتبط به خود هم ظاهر شود بنابراين ريشه آن خودخواهي است،

اين نکته را در کتاب هاي زيادي خوانده ايم و در بسياري از مجالس شنيده ايم که در طول تاريخ و در فرهنگ هاي ديگر کشورها در مورد زشت شمردن و نکوهيدن اين دو ويژگي يعني عشق به قدرت و طمع به ثروت، تلاش زيادي شده است،

يک قسمت از مباحثي که هميشه مطرح است در اين مورد است که مردم مي گويند دنبال قدرت نرويد که زياد خوب نيست و دنبال ثروت هم نرويد که خيلي خوب نيست، به خصوص اين داستان قدرت در ادبيات ما جايگاه بسيار جالبي پيدا کرده و سياست را يک کار نامناسبي در افکار و انديشه هاي تاريخي جلوه داده است که بحث سياست، بحث قدرت است و مي گويند که من اين نگين سليمان، به هيچ نستانم / که گاه بر او دست اهرمن باشد نگين سليمان سمبل قدرت است.يعني مي گويد که او را نمي خواهم چون دست شيطان در آن است. يا مولانا مي گويد که جام فرعون نگيرم که دهن گنده کند.

اين نوع تفکر که علاقه به قدرت و علاقه به ثروت زشت شمرده شده است ريشه قديمي در فرهنگ ما دارد و در بقيه فرهنگ ها کمابيش در اخلاق قديم و سنتي اين ويژگي وجود دارد، البته در اقتصاد، علوم سياسي و علوم اجتماعي مدرن اين اخلاق مقداري مورد بازنگري قرار گرفته و در واقع به رسميت شناخته شده. به اين ترتيب که از قرن 18 به بعد اقتصاددان ها مي گويند که همه انسان ها چون ويژگي خودخواهانه دارند و علاقه مند به بهبود زندگي اجتماعي و مادي هستند، اين انسان ها الزاماً نبايد اين ويژگي برايشان جزء اخلاق بد تلقي شود. اشکالي ندارد که مردم دنبال منافع باشند، خيلي وقت ها مي بينيم که وقتي مردم و افراد دنبال منافع خودشان هستند مي توانند دنبال منافع جمع هم باشند و اين يک نکته بسيار مشهور در اقتصاد است که ما اقتصاددان ها هميشه به آن توجه مي کنيم؛نانوا و قصاب محل براي خيرخواهي نيست که نان و گوشت براي ما تهيه مي کنند، براي پيگيري منافع خود تلاش مي کنند ولي مثل اين است که براي پيگيري منافع جمع هم تلاش مي کنند.منتها آيا همه جور خودخواهي و همه جور حرص و طمع و دنبال ثروت رفتن ضد منافع اجتماعي است؟ اقتصاددان ها مي گويند؛ نه، تحت بعضي از شرايط اخلاقي خاص به دنبال منافع فردي رفتن، مثل اين است که فرد منافع جمع را پيگيري کند و تحت يک شرط اخلاقي و عمومي و آن هم اين است که دنبال منافع رفتن افراد در قالب توليد کالا و خدماتي باشد که به درد مردم عادي مي خورد. پس آن اخلاق قديم که اصولاً هر نوع حرص و طمع را مذمت مي کرد و زشت مي شمرد اينجا اين ترتيب تقسيم مي شود که اگر افراد دنبال منافع خودشان باشند تحت دو شرط بايد اين کار را انجام دهند.

آن دو شرط اين است؛ يکي اينکه محيط رقابتي باشد و دوم اينکه دنبال منافع رفتن در توليد کالا و خدماتي باشد که آن کالا و خدمات توليد و ارائه شده به درد مردم عادي بخورد و ضابطه براي مردم عادي چيست؟يعني اگر شما آمديد و کارهاي هنري براي مقامات و افراد خاص کرديد و وسايلي که به درد درباري ها مي خورد فراهم کرديد، اقتصاددان ها اين را خيلي به عنوان ايجاد کالا و خدماتي که توليد آن به دردمان مي خورد و منافع عموم را تامين مي کند، به شمار نمي آورند.

مي گويند که بايد به درد مردم عادي بخورد مثل جوراب، نان، مسکن و غذا و الي آخر و يک ضابطه دارد که ضابطه آن اين است که آن کالا در بازار معامله شود و اين يک ضابطه مهم است و به همين دليل است که بازار رقابتي براي ما اقتصاددان ها بسيار جايگاه و ويژگي خيلي بارزي دارد. چرا؟ چون جايي است که مردم عادي مي گويند چه چيزي براي ما خوب است و علامت مي دهند به آنهايي که دنبال منافع خود هستند که چه چيزي براي ما تامين کنند. پس بنابراين ما حرکتي را از لحاظ فکري ديديم که در اروپا پديدار شد و همين حرکت فکري بود که انگيزه و موتور محرکه رشد و توسعه اقتصادي شد و همان طور که عرض کردم خيلي وقت ها چيزهايي که در تاريخ بشر مهم است ساده است.منتها بايد آن چيز ساده را پيدا کنيم و جواب بسياري از معماها مي تواند گزاره هاي ساده باشد. گزاره يي که جامعه غربي را به حرکت درآورد اين فکر بود که افراد و اقتصاددان ها به آن رسيدند و آن را طرح کردند و در اطراف فکر، سياست هاي اقتصادي و نهادهاي انتقادي ايجاد شد و جامعه غربي از جا کنده شد و براساس همين ايده ساده هم هست که اگر دقت کنيد ژاپني ها و بعداً چيني ها و ويتنامي ها در آن پيش مي روند يا عرب ها در حاشيه ديگر خليج فارس.

اين ايده چيست؟، اينکه بگذاريد مردم دنبال منافع شان بروند. ولي دو شرط و قيد را اعمال کنيد؛ يکي اينکه رقابت باشد و دوم اينکه دنبال منافع رفتن براي توليد کالاها و خدمات به درد بخور عموم باشد و براي اينکه تضمين کنيم که اين کالا و خدمات به دردمان مي خورد بايد در بازار معامله شود. براي همين بازارها بايد رشد کنند، بازار خدمات وکالا، بازار حمل و نقل، بازار بيمه، بازار مالي و بورس، هرچقدر اينها رشد کنند نشان مي دهد که رفاه مردم عادي در حال بيشتر شدن است و اين چيزي است که يک اخلاق جديد هم در رشته هاي علوم اجتماعي جديد بر مبناي آن شکل گرفته است. در ارتباط با حکومت، همان پارادايم فکري در مورد بحث بعدي يعني کسب قدرت مطرح است. کسب قدرت يک بحث اخلاقي در طول تاريخ بوده است و مورد توجه متفکران مختلف. از يک طرف قدرت فاسدترين چيزي است که مي تواند ايجاد شود. قدرت سياسي وقتي متمرکز مي شود مسموم ترين و فاسدترين است، از طرف ديگر وجود قدرت سياسي براي اداره جوامع اجتناب ناپذير است و اين يک تعارض است.از قديم متفکراني متوجه اين تعارض بوده اند - چه قبل از قرن 17 و چه بعد از آن - ولي آنچه که ما مي بينيم مربوط به بعد از قرن 17 است.آنها به اين معتقد بودند که بايد براي اين هم مثل طمع و حرص، حد و حدودي قائل شد و قيودي گذاشت تا مفيد باشد.منتها نوع قيودي که متفکران بزرگ سياسي براي قدرت گذاشته اند مثل ژان ژاک روسو و منتسکيو و جان لاک، مساله محدود بودن قدرت است و وجود مکانيسم هاي چک و پالايش و کنترل و همين ايده يي که در جوامع دنياي امروز جا افتاده؛ تفکيک قوا به قواي مجريه، مقننه و قضائيه و کنترل هايي که اينها روي هم بايد کنند و به کار بردن مکانيسم هاي انتخاب براي مدت هاي محدود، اينها مسائلي بود که آن انگيزه خطرناک را يعني کسب قدرت و شهرت را در حيطه يي قرار مي دهد که مفيد واقع شود.و در همين ارتباط است که حقوق انساني تعريف شده است. چون ما با طماع هاي مالي بهتر مي توانيم کنار بياييم. مي توانيم با آنها معامله نکنيم، از آنها قايم بشويم يا اينکه نگذاريم مال را بدزدند و اگر هم دزديدند بگوييم بردار و برو.

اما طماع هاي قدرت بسيار خطرناک ترند، با اسلحه ها مي آيند، مي کشند و زنداني و قتل عام مي کنند و در طول تاريخ نمونه هاي اين گونه را بسيار در جوامع مختلف و در جامعه خودمان ديده ايم، آغامحمدخان قاجار، نادرشاه افشار و انواع و اقسام اين افراد که ديده ايد چقدر براي قتل عام آماده هستند و در جوامع ديگر افرادي مثل استالين را ديده ايد که 10 ،20 ميليون نفر را کشت تا پايگاه خود را حفظ کند.

پل پوت به همين ترتيب يک سوم از کل جامعه خود را در کامبوج از بين برد. بنابراين اين حيطه خيلي خطرناک تر است. من مثال از آغامحمدخان و غيره گفتم ولي ما به نفرات کاري نداريم و به کل و نفس ماجرا کار داريم و نکته جالب هم اين است که مهم نيست چه کسي آنجا قرار مي گيرد، وقتي تاريخ را مطالعه مي کنيد، مي بينيد همين آدمي که در آن جايگاه قرار مي گيرد ممکن است اين گونه کارکردها را از خود بروز بدهد، پس مساله فرد نيست. آن فرد ممکن است خيلي هم شخصاً قابل احترام بوده باشد ولي وقتي در جايگاه قرار مي گيرد، کارکردهاي خاصي از خود بروز بدهد که مال آن جايگاه است، و آن کارکردها نامطلوب است.

بنابراين ما تعادل هاي ظريف و حساسي در امر کسب ثروت و قدرت داريم که اگر آن تعادل ها و قيود به اين دو علاقه فطري انسان ها اعمال شود، اين علاقه فطري مي تواند نتايج بسيار خوبي داشته باشد اين تعادل حساس، کاناليزه کردن تمايل به کسب قدرت و کسب ثروت و محدود کردن هر کدام در چارچوب قانونمندي هاي خاص خود است. سازوکارهاي قرار گرفتن اين دو محرکه در يک مسير و اثر بازخورد تشکيل دهنده اين دو بر يکديگر، جست وجوي قدرت براي کسب ثروت و دست اندازي به ثروت با استفاده از اهرم هاي قدرت سياسي و استفاده از ثروت براي تقويت پايگاه سياسي، خطرناک ترين اتفاقي است که مي تواند براي يک جامعه بيفتد. يکي از دستاوردهاي مهمي که ما در دنياي غرب مي بينيم، وسواس عجيبي است که براي جدا کردن اين دو حيطه به خرج مي دهند. کسي که مي خواهد دنبال ثروت باشد در چارچوب قيود خود و قانونمندي خودش از کسي که مي خواهد بيايد در چارچوب کسب قدرت در قالب قيود خودش جدا است. اين دو نبايد با هم مخلوط شود. در جوامعي که اين دو با هم مخلوط شده بازخورد بسيار وحشتناکي را ايجاد کرده. کساني که براي کسب قدرت به قدرت سياسي آويزان مي شوند و بعد از اينکه ثروت کسب کردند، با استفاده از قدرت سياسي ثروت را براي تقويت پايگاه سياسي خودشان به کار مي برند و وقتي پايگاه سياسي خودشان را تقويت کردند، از آن پايگاه براي کسب منابع و کنترل بيشتر روي منافع جامعه استفاده مي کنند و وقتي که منابع بيشتري به دست آوردند، مي خواهند قدرت بيشتري را کسب کنند و نمونه آن هم اکنون مطرح است و آن کشور ميانمار است، که اگر در اخبار آن را ملاحظه فرموده باشيد، در برمه مردم دارند انقلاب مي کنند،

آنجا کشوري است پرنعمت، با منابع طبيعي بسيار زياد، گاز فراوان، جنگل هاي خوب و کشوري است که اگر آزادي در آن به وجود مي آمد مثل کره جنوبي يا مالزي، کشور پيشرفته يي مي شد.يک وقتي در چند ده سال پيش، حدود 30، 40 سال پيش، نظامي ها قدرت را به دست گرفتند و سيستم سياسي را کنترل کردند که گاز را به چين مي فروشند و چين هم به آنها کمک مي کند و منابع ديگرشان هم به همين ترتيب. منابع بيشتري هم مي توانستند از طريق سرکوب بيشتر مردم و تقويت قدرت به دست بياورند .

به اين ترتيب که کل سيستم کشور الان يک پادگان است و نکته جالب اين است که اينها با افکار سوسياليستي انقلاب يا کودتا کردند براي اينکه کمک کنند تا جامعه سوسياليستي به وجود بيايد. اخيراً دوستان شايد در شبکه هاي بين المللي ديده باشند که دختر ژنرالي که آنجا حاکم است وقتي ازدواج مي کرد بقيه ژنرال ها در يک شب چندين ميليون دلار جواهرات به او کادو دادند و نوع زندگي که اينها مي کنند با فقر و فلاکتي که مردم شان به آن دچار هستند فاصله يي زمين تا آسمان دارد.

و مساله شناخته شده يي که دارند اين است که اين ژنرال ها معمولاً در سوئيس ويلاهايي دارند که 10 ماه در سال به سرکوب مردم و غارت کشورشان مشغول هستند و دو ماه در ويلاهايشان در سوئيس استراحت مي کنند. اين ويژگي ها را اتفاقاً در مجله يي در مورد کشورهاي آفريقايي مثل زيمبابوه مي خواندم و به اين مورد بسيار علاقه مندم چون از لحاظ اقتصاد خيلي جالب است. حاکمان آنجا بر مردم بسيار فقيري حکومت مي کنند که آنها را از طريق مخلوط شدن اقتصاد و سياست غارت مي کنند.و اين مخلوط شدن از يک طرف فقر مردم را ايجاد کرده و اينکه ثروت ها را در نهايت در اختيار قدرتمندان قرار داده است و همين ثروت ها هم کمک کرده است که اينها محدوديتي براي قدرت سياسي خودشان قائل نشوند و قائل نباشند. بنابراين ملاحظه مي کنيم که جامعه مي تواند براساس ايجاد شرايط آزادي براي مردم معمولي و بروز همان خصلت هاي ثروت دوستي و مال اندوزي و قدرت طلبي راه رشد را بگيرد و وقتي اينها با هم مخلوط مي شود راه فلاکت و بدبختي را پيش مي گيرد. همان طور که مي دانيد در مورد زيمبابوه اکنون تورم 8 هزار درصد است که اين تورم اصلاً قابل باور نيست،

غيررسمي ها مي گويند 13 هزار درصد و نرخ بيکاري 80 درصد است. از هر 4 نفر يک نفرشان به کشورهاي همسايه فرار کرده و ميانگين طول عمر که 30 سال پيش 65 سال بوده الان حدود 35 سال است يعني مردم، جوان ها و بچه ها به شدت تلف مي شوند، ولي اين حکومت همچنان برقرار است و افراد بالاي حکومت بسيار ثروتمند هستند.نفت و گاز ندارند ولي الماس دارند و در تجارت الماس و منابع جواهراتي که در کشورهاي همسايه هست دخيل هستند و مردم شان که يکي از بزرگ ترين امکانات کشاورزي را در آفريقا دارد و صادرکننده محصولات کشاورزي بودند، گرسنه اند.بنابراين نکته يي که عرض کردم اين است که اگر ما به سازمان اجتماعي عنايتي نکنيم و متوجه نباشيم که چطور مي تواند از دست در برود، يکي از اين دو اتفاق مي افتد؛ يک جنبه آن چنان مي شود که به طور ناگهاني مثل شوروي فرو مي ريزد يا اگر مکانيسم هاي فرو ريزش مطرح نباشد، سقوط دائمي پيش مي آيد، به ترتيبي که ممکن است کل يک ملتي از بين برود و نابود شود.نوع اتفاقي که در کشورهاي جهان سوم مي افتد يک نوع خاص است که در اين مورد دو نکته را مي گويم.

مشکل خاص حکومت هاي جهان سوم در اين تجربه بشري جالب است. ما نبايد فکر کنيم که حکومت هاي جهان سوم نوآوري نداشتند و ابتکار به خرج ندادند. اتفاقاً خيلي جالب است. نمي دانم از روي غريزه است يا از روي هوش. ابتکاراتي به خرج دادند که جلوي فروپاشي سيستم هايشان را بگيرند و آن ابتکار هم ساده است. شايد اولين بار هم استالين آن کار را کرد ولي بعد از آن مائو از آن استفاده اساسي کرد و بعد از آن جاهاي مختلف. آن هم اينکه انقلاب در انقلاب درست کنيم. به چه شکلي استالين وقتي متوجه شد که مردم از کارهايي که مي شود ناراضي اند و زمينه عدم رضايت در داخل جامعه زياد است با افکاري که داشت تقصير مشکلات را به گردن منتقدان خودش گذاشت.ابزارهاي تبليغات در اختيارش بود. در روزنامه، راديو و تلويزيون و گفت تقصير اينها است که شما پيشرفت نمي کنيد چون من که دوست دارم شما پيشرفت کنيد و خب دوست دارم که جامعه غذا داشته باشد. چطور است که ما بمب اتم و هواپيماي جنگنده سريع درست مي کنيم ولي نمي توانيم تخم مرغ و نان درست کنيم؟ پس يک عده نمي گذارند، پس آنها را بگيريم، و ريختند و کساني که با خودش مخالف بودند و همين انتقادها را از او مي کردند، گرفتند،مائو هم از اين مساله براي انقلاب فرهنگي استفاده کرد وقتي که فهميد خيلي اوضاع خراب است. و آن چيزي که فکر کرده نمي شود اين است که قشرهاي بزرگي از فرهنگيان، متفکران و دانشجويان و تحصيلکرده ها عليه او سازمان پيدا مي کنند. او هم همين کار را کرد و گفت، اي مردم چه نشسته ايد يک عده دارند شما را غارت مي کنند، اينها چه کساني هستند؟، دانشجوها و کارگرها، پس بيرون بريزيد و هر کسي که مخالف خلق و فعاليت هاي خلقي است را خودتان تنبيه کنيد، که مردم هم دانشگاه ها را بستند و... و همان داستان مشهور انقلاب فرهنگي که در چين اتفاق افتاد. همان کار را مي بينيم که آقاي موگابه در زيمبابوه انجام داده است، که گفته مردم چرا نشسته ايد که اين مزرعه دارها زندگي شما را اينچنين کرده اند؟ مزرعه هاي آنها مال شما است،

در نتيجه مزرعه ها را که گرفتند، گفت اين مزرعه ها مال شما نيست، بياييد بيرون و هر کسي هم که مقاومت کرد کتک خورد و گفتند که اين مزارع مال نظامي هاي خوب ما است که از کشور دفاع مي کنند و بايد اينها را به اينها بدهيم و مزارع تعطيل شد و مزرعه دارها که اکثراً سفيدپوست بودند در رفتند.

و يکسري ديگر مي گويند که مشکلات شما مال کيست؟ فقيرها و بيچاره ها که دور و بر شهر هستند و حلبي آباد درست کردند ماخذ مساله هستند. حلبي آبادها را خراب کنيد، چون فکر مي کنند که اينها قيام مي کنند و بد پتانسيلي هم براي قيام کردن هستند و ممکن است آشوب بدي شود چون حلبي آباد ها و حاشيه نشين هاي شهرها از نظامي ها و شهرنشين ها خيلي بيشتر هستند، همين مکانيسم که ابداع سياسي جوامع جهان سومي است، اين است که نارضايتي هايي که ناشي از موقعيت بهره کشي و افزايش تنش بين مردم و حکومت است را به گردن قشرهاي مختلف مملکت خودشان مي اندازند. به خصوص روشنفکرهاي آزادي خواه که انگشت بر خطاها و سوءاستفاده هاي حکومت مي گذاردند. و طالب تغيير روش مي شدند. استفاده حکومت ها از ابزارهاي تبليغاتي در دسترس براي سرزنش کردن منتقدها به عنوان عاملان مشکلات و قرار گرفتن در برابر موج نارضايتي، خودشان نارضايتي را ايجاد مي کنند و بعد خودشان جلوي آن موج قرار مي گيرند و مخالفان خود را که مي گويند علل اصلي نارضايتي سرکوب مي کنند،متاسفانه اين شرايطي که ملاحظه مي فرماييد وجود تکنولوژي و وجود امکانات براي کشورهاي جهان سوم بدبختي را بيشتر کرده چون اينها در گذشته هاي دور وقتي که حکومت هاي سرکوب گري هم در کشورهاي مختلف وجود داشتند، مثلاً در هند، عثماني و ايران يا در هر جاي ديگر، اين کشورها تا مي خواستند به نقاط دوردست برسند آنها باز لشکرکشي مي کردند، دوباره بايد اسب سوار مي شدند، لشکرکشي مي کردند، کلي هزينه متحمل مي شدند تا عده يي را سرکوب کنند و آن کار پردردسر و پر مشقت و پرهزينه يي بود،امکان فعاليت تبليغاتي حکومتي که به دهات اطراف هم برسد محدود بود، حداکثر ممکن بود که جارچي بفرستند، حداکثر هم همين بود. ولي در دنياي جديد حکومت ها در همه خانه ها هستند؛ راديو، تلويزيون و ابزارهايي که دارند و همه جا حرفشان را مي زنند.

ابزارهايي اتمي دارند که بر سر مردم بريزند، اسلحه هاي پيشرفته، هلي کوپتر و هواپيما دارند و متاسفانه وقتي که آن نوع و نقش تکنولوژي عوض شده تبديل به يک بلاي جداگانه شده است،نه تنها سخت افزار دارند که تکنولوژي را فراهم کرده است، امکان تعقيب و دستگيري مخالفان را هم دارند.نيروهاي قاهره براي تحرک موتوري براي رسيدن به پهناي جغرافيايي را دارند. همه اينها ابزارهاي قدرت را دارند که در تاريخ بشر به اين ترتيب وجود نداشته. اين ابزارهاي قدرت و غارت چه چيز بوده است؟ يکي از آنها ابزارهاي اداري است، نزديکي به قدرت، منع کردن يک عده و دادن مجوز به عده يي ديگر،ممنوعيت ها و مقررات دست و پا گير براي عموم، روش هاي اجرايي پيچيده و يکي از مهمترين آنها تورم است.

تورم يک ابزار غارت نامحسوس و غيرملموس است ولي ابزار بسيار موثري است. و کشورهاي مختلف جهان سوم از جمله همان مثالي که عرض کردم با تورم هشت هزار درصد که اگر هشت هزار درصد باشد يعني هر سال قيمت ها در طول سال، 81 برابر مي شود و اين يعني غارت. چون پول چاپ مي کنند و منابع کشور را به دست مي آورند. و کنترل بر تخصيص منابع مثل همان مثالي که از برمه زدم؛ گاز را به چين بدهيم و دلارهايش را صرف زندگي لوکس خودمان بکنيم و منابع در اختيار ما قرار داشته باشد، اين حوادث و شرايط سبب مي شود که کار براي بهبود در کشورهاي جهان سوم بسيار مشکل شود و به طور کلي به غير از موارد خاصي که دارند خودشان را از فقر نجات مي دهند به نسبت عقب مي روند.

مثلاً در برمه يک جاده نظامي و فرودگاه نظامي درست مي کنند و عکس اش را تلويزيون نشان مي دهد و مي گويند که ما داريم پيشرفت مي کنيم و زيربنا درست مي کنيم. منتها اين جاده را براي چه کسي استفاده مي کنند؛ براي نظامي ها. بعد آمارسازي هم مي کنند و مي گويند نرخ رشد توليد ملي ما دورقمي است. از آن طرف مي بينيم که مردم بدبخت و عادي نان معمولي هم براي خوردن ندارند.

اگر با اين ديد نگاه کنيم بيشتر کشورهاي جهان سوم مرتب دارند فاصله را از دست مي دهند و به عقب مي روند. بنابراين چيزي که ما مي توانستيم از آن درس بگيريم، چند نکته است؛ يکي اينکه بايد دنبال اين باشيم که از اين ايده دفاع کنيم که حکومت و قدرت بايد از اقتصاد جدا شود، آدم هايي که مي خواهند وارد قدرت شوند آدم هاي محترمي هستند و بزرگوار و سرور ما، ولي بايد از کار و فعاليت سودآور دور شوند.

مساله بعدي قانونمندي هايي است که ما بايد به اينها حاکم کنيم. رفتار اقتصادي رفتاري است که بايد رقابتي باشد و ما بايد دشمن حسادت باشيم. اصلاحات يعني همين. نه اينکه ما دنبال اين باشيم که شغل عده ديگري را براي ديگران بگيريم و همان کارهايي را کنيم که ديگران کردند، اصلاحات يعني اينکه بياييم دولت را از فعاليت سودآور جدا کنيم و پاي آن هم بايستيم. اگر نماينده مجلسيم، اگر صاحب نظر هستيم و اگر اهل قلم و روزنامه نگار هستيم و ناظر باشيم بر اينکه آنچه به دولت مربوط است جدا است و آنچه به اقتصاد مربوط است جدا است و اهل اقتصاد راهي به قدرت نداشته باشند. مثلاً در امريکا يا اروپا ثروتمندها روي سياست اثر مي گذارند. اين درست است؟ ولي چطور؟، مقدار پولي که هر شخصي مي تواند به احزاب کمک کند محدود است، هزار دلار است و نه بيشتر البته من رقم اخير آن را نمي دانم شايد يک خانواده 5 نفري بتوانند 5 هزار دلار بدهند.

يا يک شرکت با کارمندانش، نفري هزار دلار کمک مي کنند. قدرت هم پول لازم دارد. درست است ولي اين پول بايد از کجا بيايد؟، از پولي که مردم داوطلبانه و محدود مي دهند.و بعد در اين کشورها دادستان کل روي نوع خرج اين پول، نظارت خاصي دارد و آن پول را اگر من بخواهم نماينده شوم و مردم ميليون ها دلار هم به من کمک کردند در اختيار من نيست که بتوانم به فاميل هاي خودم مهماني بدهم يا براي پسرم ماشين بخرم.مي گويد مي تواني پوستر تهيه کني و تبليغ تلويزيوني بخري، مکاني را اجاره کني براي اينکه افراد به سخنراني ات گوش کنند ولي يک قران آن را هم نمي تواني براي خودت خودکار بخري و جلوي خودت بگذاري و پولي هم که در آن صندوق باقي مي ماند را دادستان به نفع کشور جمع مي کند، پس همه اينها قاعده پيدا مي کند وقتي که مساله اقتصاد از سياست جدا باشد و منظور از جدايي سياست و اقتصاد اين نيست که سياست پول نمي خواهد ولي قاعده مند و با قواعد جدا و نکته بعدي اين است که ما اگر اقتصادي مي خواهيم بايد اين اقتصاد رقابتي باشد و متاسفانه ديده ام بسياري از کساني که مي گويند ما اصلاح طلب هستيم ولي خودشان پايگاه هاي انحصاري را تقويت کرده اند و مجلس اصلاح طلب ما حاضر نشد که قانون ضد انحصار را تصويب کند.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:8  
 ائتلاف اصلاح طلبان، ضرورت ملي و تاريخي
 

ائتلافي که امروز توسط اصلاح طلبان براي ورود به انتخابات مجلس هشتم در سراسر کشور شکل گرفته است، ماهيتاً متفاوت با ساير ائتلاف ها است زيرا آنچه علت اصلي شکل گيري اين ائتلاف است، نگراني وسيع و عميق از وضعيت حادث شده در طول دو سال گذشته در کشور است که اصلاح طلبان را بر آن داشته تا به عنوان يک وظيفه اسلامي، ملي و تاريخي براي برون رفت از شرايط پديد آمده نقش آفريني کنند. نگاه اجمالي به شرايط جاري کشور، به ويژه در قياس با سال هاي پيش از آن به وضوح اين نگراني بزرگ را روشن و مستدل مي سازد؛ الف - در زمينه اقتصاد کشور، برخلاف شعارهاي گسترده و سرسام آور انتخاباتي و غيرانتخاباتي و به رغم آماده بودن زيرساخت هاي اساسي اقتصادي، فني و صنعتي و ثروت سرشار حاصل از درآمدهاي نفتي، شاهد کاهش رشد اقتصادي، افت بازار سرمايه، کاهش سرمايه گذاري خارجي، افزايش سرسام آور تورم، افزايش شوک آور نقدينگي، فاصله گرفتن از اهداف چشم انداز 20 ساله، افزايش اقشار زير خط فقر، انتساب ناتواني ها و مشکلات حاصل از سياست هاي غلط اقتصادي به جريان هاي موهوم و موارد عديده ديگر هستيم. ب- در زمينه سياسي و فرهنگي نيز به رغم شعارهاي پرزرق و برق، شاهد تحقير و محدودسازي احزاب، محدودسازي نهادهاي مدني و تشکل هاي صنفي، محدودسازي نظارت هاي عمومي بر انتخابات، محدودسازي رسانه ها و مطبوعات منتقد، توسعه برخوردهاي فيزيکي و کليشه يي با پديده هاي اجتماعي و فرهنگي، يکدست سازي تدريجي حوزه فرهنگ که تکثر و تنوع لازمه ذاتي آن است، محدودسازي استقلال دانشگاه ها و فعاليت هاي دانشجويي، رشد افراد و جريان هاي افراطي، توسعه رفتارها و گفتارهاي قشري، عوامانه و احساسي، نسبت دادن کارهاي ساده و ابتدايي و بعضاً انحرافي به ارزش ها و مقدسات و استفاده گسترده ابزاري از دين و امام زمان(عج)، عدم پاسخگويي مسوولان به نتايج منفي اقدام هاي خود نسبت به قول هايي که به مردم داده بودند و امثال اينها هستيم. ج- در زمينه سياست خارجي نيز در حالي که در دولت هاي خاتمي به اعتراف دوست و دشمن، ايران بر قله عزت و افتخار نشسته و دنيا را در برابر ايده ها و پيشنهادهاي افتخارآميز خود وادار به تکريم و تعظيم کرده بود و ايران اسلامي در جامعه جهاني منادي گفت وگوي تمدن ها و تلاش براي صلح منطقه يي و جهاني شده بود و مقامات کشورهاي بزرگ جهان مجبور شده بودند به جاي دشمني با ايران اسلامي، از در تعامل و گفت وگو و دوستي با آن درآيند و براي دعوت از مقامات بلندپايه کشور يا سفر به ايران صف کشيده بودند، امروز شاهد بروز چالش هاي بزرگ جهاني و منطقه يي در ارتباط با ايران شده ايم و در ظرف کمتر از دو سال با سه قطعنامه اجماعي شوراي امنيت که دو مورد آن حاوي تحريم هاي اقتصادي، فني و سياسي است، هستيم. برخي کشورها که ديروز مقهور اقتدار و عزت جمهوري اسلامي بودند، امروز دست به فرصت طلبي زده و گاه شاخ و شانه مي کشند و از آب گل آلود براي خود ماهي مي گيرند. مي توان همچنان به روند توضيح و تبيين شرايط امروز ادامه داد و فراوان بر فهرست مصاديق افزود اما همين مقدار، کافي براي تبيين و تحليل اقدام اصلاح طلبان براي دست يازيدن به ائتلاف گسترده ملي است. مهمترين ويژگي هاي اين ائتلاف را مي توان چنين برشمرد؛ 1- اساس فکري و اعتقادي اصلاح طلبان، تداوم راه و انديشه و آ موزه هاي امام خميني(ره) است و محور فکري و معنوي ائتلاف اصلاح طلبان، سيدمحمد خاتمي و آموزه هاي اصلاحي اوست. گرچه نه خاتمي و نه اصلاح طلبان نيازي به حضور مديريتي و اجرايي وي در فرآيند ائتلاف نديده اند، اما حضور معنوي و راهنمايي و پشتيباني جدي و همه جانبه وي از ائتلاف، همراه ائتلاف است. 2- اين ائتلاف صرفاً به خاطر مصالح و منافع ملي، اسلامي و تاريخي ايرانيان شکل گرفته است و هدف آن برون رفت از شرايط فوق العاده نگران کننده به وجود آمده است. 3- به همين دليل در اين ائتلاف، هيچ حزب و گروه و فردي سهم خواهي ندارد و همه عوامل ائتلاف پذيرفته اند که بدون کمترين سهم خواهي در خدمت تصميم هاي جمعي باشند، حتي اگر در فهرست هاي انتخاباتي نامي از افراد مورد نظر آنان نباشد. 4- اين ائتلاف، فراگير و اعم از احزاب، گروه ها، عناصر و جريان هاي موثر سياسي است و کساني که محوريت فکري و معنوي خاتمي و آموزه هاي اصلاحي او را قبول دارند، داوطلبانه در ائتلاف شرکت کرده و فعالانه تلاش مي کنند. 5- در اين ائتلاف علاوه بر تلاش براي دست يازيدن به هدف اصلي، يک تجربه بزرگ ملي نيز در حال تکوين است، و آن تعامل سياسي بي شائبه حول محور يک مصلحت مهم ملي و تاريخي است؛ چيزي که جامعه ايران شديداً نيازمند آن است. متاسفانه کارنامه گروه ها و جريان هاي سياسي و اجتماعي در ايران کمتر حاوي تجارب تعامل همه جانبه و بي شائبه سياسي و اجتماعي بر سر مسائل اساسي و ملي است و همواره قواعد تعامل وحدت بخش در اين زمينه ها توسط عده يي برهم خورده است. امروز اصلاح طلبان در فرآيند ائتلاف، اين تمرين گرانبها را به عنوان يک الگو براي جامعه ايران تجربه مي کنند تا نشان دهند که مي توان و بايد به خاطر مصالح ملي، از سهم خواهي ها و منيت ها و پافشاري بر خواسته هاي شخصي و گروهي گذشت و به شکل گيري فرآيندهاي اجماع ملي کمک کرد.

چالش هاي ائتلاف

ائتلاف با دو چالش بيروني و دروني روبه رو است. چالش بيروني ائتلاف سه جلوه بارز دارد؛الف- تبعيض هاي ناروا در زمينه امکانات ابزاري و مالي، به ويژه از نظر رسانه. در حالي که رقباي حاکم اصلاح طلبان از حداکثر امکانات ابزاري و مالي بدون هيچ گونه محدوديتي برخوردارند و رسانه هاي فراوان و گسترده در راستاي تقويت و تبليغ آنها عمل مي کنند، اصلاح طلبان از کمترين امکان مالي و رسانه يي نيز محرومند و سرمايه اصلي آنها توکل بر خدا و اعتماد به مردم است که فشار مشکلات و گرفتاري ها را تحمل مي کنند و خواهان واقعي ايران آباد، آزاد و سربلند هستند.ب- نگراني از ردصلاحيت هاي گسترده و بي امان که انتخابات را به طور وسيع به نفع کساني که مسبب شرايط به وجود آمده اند، يک طرفه مي کند. اين نگراني عمدتاً به خاطر ردصلاحيت هاي انتخابات گذشته مجلس و نيز يکدست شدن ناظران و مجريان در انتخابات پيش رو است. همچنين نگراني از سلامت انتخابات، به خاطر کاهش نظارت عمومي بر انتخابات آذرماه سال گذشته شوراها. در يک کلام مي توان اين چالش را چالش «انتخابات آزاد و سالم» نام گذاشت. ج - ائتلاف اصلاح طلبان به دليل ماهيت و اهداف و گستردگي که پيدا کرده است، همچون کابوسي براي مخالفان اصلاحات جلوه کرده و خواب را از آنان ربوده است و براي تضعيف و تخريب آن دست به هر اقدامي زده و خواهند زد. آنان در اقدام هاي تخريبي خود حد يقفي نداشته و پايبند اصل و ارزشي نيستند. به راحتي و سادگي به حريم مراجع، شخصيت هاي اسلامي و ملي و سرمايه هاي گرانبهاي انساني تجاوز کرده و به لجن پراکني و پرونده سازي و اتهام زدن هاي کذب مي پردازند. دستاوردهاي گذشته را زير سوال برده و تخريب مي کنند. ارزش هاي والاي ديني و ملي را هزينه و قرباني منويات شخصي و باندي مي کنند و به اسم اسلام و ايران و انقلاب، هر سه را نشانه مي روند. چالش داخلي ائتلاف نيز دو نمود مهم مي تواند داشته باشد؛الف- غفلت از هدف مهم ملي که ائتلاف بر سر آن شکل گرفته و ورود به رفتارهايي که به قاعده اصلي ائتلاف، يعني عدم سهم خواهي و رعايت قواعد اجماعي آسيب مي رساند.ب- کم طاقتي و بي صبري در برابر مخالفان، رقبا و کساني که به هر نحوي بر ائتلاف مي تازند يا آن را زير سوال مي برند. هر گونه برخورد واکنشي در برابر گفتار و رفتار مخالفان ائتلاف، ورود ناخواسته به دامي است که براي سست و فشل کردن ائتلاف گسترده اند. سخنان و اظهارنظرهاي نسنجيده و احساسي و رفتارهاي تکروانه از آفت هاي راه است. در پايان مي توان بر اين نکته تاکيد کرد که اصلاح طلبان واقعي مي توانند و بايد يک معيار مهم و شفاف را براي سنجش اعمال و رفتار خود در نظر بگيرند؛ پرهيز از هر گونه سخن و رفتاري که روند ائتلاف را تضعيف کند و خواسته يا ناخواسته بهانه به دست مخالفان، به ويژه تخريب گران بدهد و بر هيزم آتش تخريب آنان بيفزايد که محصول نهايي آن تداوم شرايط موجود خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:6  
 مخالفت با نظارت احزاب بر شمارش آراي انتخاباتي
معاون وزارت کشور عنوان کرد
 

گروه سياسي، معصومه ستوده؛ محمدحسين موسي پور معاون پارلماني وزير کشور در حالي ميزبان خبرنگاران در طبقه نوزدهم ساختمان وزارت کشور در خيابان فاطمي بود که حجم بيشتر سوالات به نحوه شمارش آرا و نحوه برگزاري انتخابات رايانه يي و چگونگي تائيد صلاحيت ها اختصاص داشت، هر چند نحوه برگزاري انتخابات همچنان در هاله يي از ابهام قرار گرفته است.رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت کشور در ابتداي سخنان خود به برگزاري مرحله دوم آزمايشي انتخابات رايانه يي اشاره و تصريح کرد؛ مرحله دوم آزمايشي انتخابات رايانه يي روز يکشنبه چهارم آذرماه به صورت اينترنتي در دو مرحله و در فاصله زماني 10 تا 12 و 18 تا 20 برگزار خواهد شد و در بخشنامه يي به استانداران از آنها خواسته شده است که تمامي کارمندان ادارات و شرکت هاي دولتي در اين مسابقه آزمايشي شرکت کنند تا با تست کامل نرم افزار بتوان به نتايج قابل قبولي رسيد همچنان که در مرحله نخست آزمايش در 24 آبان اين نرم افزار در مسابقه اينترنتي اطلاعات پايه، آمار، نرم افزار، سخت افزار و امنيت شبکه در سراسر کشور مورد آزمايش قرار گرفت و نواقصي که کاربران به دليل ترافيک شديد، امکان ورود به شبکه را نداشتند برطرف شده است.موسي پور با اشاره به توافقات شوراي نگهبان با وزارت کشور اعلام کرد؛ مراحل اول و دوم انتخابات مجلس هشتم (ثبت نام و استعلام از مراجع چهارگانه) رايانه يي خواهد بود و در مورد شمارش آرا در شعب اخذ راي با شوراي نگهبان به توافق رسيده ايم همچنان که در برخي حوزه ها شمارش آرا رايانه يي خواهد بود بنابراين انتخابات 24 اسفند انتخابات رايانه يي خواهد بود.موسي پور معاون پارلماني وزارت کشور در حالي بر رايانه يي بودن انتخابات 24 اسفند همچنان اصرار داشت که چندي قبل شوراي نگهبان اصل برگزاري انتخابات رايانه يي را به لحاظ آماده نبودن زيرساخت هاي لازم منتفي دانست و سخنگوي شوراي نگهبان امکان برگزاري رايانه يي انتخابات را مردود اعلام کرد.معاون پارلماني پورمحمدي با اعلام اين خبر که افشار معاون سياسي وزير کشور به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي وزارت کشور انتخاب شده است، تاکيد کرد؛ حکم افشار به زودي در روزهاي آتي به وي ابلاغ مي شود و هيات هاي اجرايي از هشت دي ماه به مدت يک هفته ثبت نام از داوطلبان مجلس را آغاز مي کنند و از 13 دي يک هفته ثبت نام انتخابات ميان دوره يي خبرگان براي چهار حوزه شهر و روستا و براي 162 حوزه به انجام مي رسد.موسي پور در پاسخ به اين سوال که چرا ميز احزاب و مطبوعات در وزارت کشور فعال نيست، گفت؛ وزارت کشور طبق قانون با همه گروه ها و احزاب رفتار مي کند و صيانت از آرا را حق خود مي داند. با توجه به اينکه احزاب از خود مردم هستند انتخابات با حضور آنها از سلامت قابل قبولي برخوردار مي شود و تمهيداتي نيز در اين زمينه انديشيده شده است.معاون حقوقي و پارلماني وزارت کشور ضمن دفاع از عملکرد سياست هاي اجرايي وزارت کشور دولت نهم در ادوار گذشته از جمله انتخابات شوراها که شائبه برخورد يکسان هيات اجرايي با هيات نظارت را در اذهان اصلاح طلبان به وجود آورده بود، اظهار داشت؛ هيات هاي اجرايي همواره طبق قانون عمل مي کنند و براساس اصول قانوني به صلاحيت ها رسيدگي مي کنند.

اگر فردي شرايط لازم را براي تائيد صلاحيت داشته باشد تائيد مي شود و هرگز نمي توان او را رد صلاحيت کرد و اگر فردي صلاحيت نداشته باشد هرگز از سوي هيات هاي اجرايي پذيرفته نمي شود، هر چند اکثر کارشناسان و فعالان سياسي معتقد هستند که کارشناسان و دست اندرکاران انتخابات گذشته هيات هاي عالي اجرايي کارنامه قابل قبولي داشته اند اما به هر حال تصميم نهايي در مورد صلاحيت داوطلبان بر عهده شوراي نگهبان است.رئيس شوراي اطلاع رساني با تاکيد بر نحوه ثبت نام اينترنتي کانديداها و اينکه اين ثبت نام رايانه يي با نص صريح قانون مغايرتي ندارد، تصريح کرد؛ کانديداها براي ثبت نام بايد به صورت حضوري به وزارت کشور مراجعه کنند و ثبت نام ابتدا از طريق فرم هايي که در سايت مربوطه موجود است صورت مي گيرد و در نهايت بدون اينکه وقتي از کسي اتلاف شود مدارک توسط خود داوطلب يا وکيل وي به وزارت کشور تحويل داده مي شود.موسي پور در مورد جلوگيري از تخلفات احتمالي گفت؛ با توجه به اينکه تمام مراحل انتخابات توسط خود مردم و با حضور و نظارت خود مردم انجام مي شود کشور ما از کمترين تخلفات انتخاباتي برخوردار است اما هيات هاي اجرايي با توجه به قانون با متخلفان برخورد مي کنند. رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت کشور در حالي بر برخورد با متخلفان و حضور نمايندگان کانديداها بر سر شمارش آرا تاکيد کرد که در انتخابات گذشته شوراها تعدادي از نمايندگان کانديداها از سايت هاي شمارش آرا اخراج شده اند، اما موسي پور با اين حال باز بر حضور نمايندگان کانديداها در شعب اخذ راي و شعب شمارش آرا پافشاري کرد اما حضور نمايندگان احزاب را در شعب شمارش راي و اخذ آرا قبول نکرد و تصريح کرد که احزاب مي توانند از طريق معرفي نمايندگان خود نسبت به روند انتخابات نظارت کنند و نمايندگان مي توانند در شعب اخذ راي و شمارش آرا حضور داشته باشند و اين مساله حضور احزاب را تضمين مي کند هر چند ممکن است که تخلفي نيز صورت بگيرد که در صورت مشاهده بايد اين مساله را به بازرسي اطلاع دهند. موسي پور در پايان نشست مطبوعاتي خود به انحلال شوراي شهر کرمانشاه اشاره کرد که به دليل اختلاف گسترده در نهايت با حکم شوراي حل اختلاف مرکزي منحل شد.در پايان نشست خبرنگاران حاضر در نشست مطبوعاتي در حالي ساختمان وزارت کشور را ترک مي کردند که باز هم ابهام در مورد نحوه برگزاري انتخابات و صدها اما و اگر ديگر در مورد انتخابات مجلس همچنان به قوت خود باقي مانده بود.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 14:5  
 نائب رئيس كميسيون اصل 90:تعامل مجلس و دولت نبايد موجب زيان‌مردم شود
   

نماينده مشهد و كلات گفت: سياست‌هاي اقتصادي ناصحيح مبني بر افزايش نقدينگي، افزايش تورم را در پي داشته است. علي عسگري در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين مطلب افزود: افزايش بيش از 40 درصدي نقدينگي و 231 هزار ميليارد تومان بودجه دولتي كه 162 هزار ميليارد تومان از آن، بودجه شركت‌هاي دولتي بوده است، نشان دهنده سياست‌هاي اقتصادي ناصحيح دولت است كه در اين رفتار نسنجيده تا حدي مجلس هم مقصر است. وي با بيان اين كه نرخ واقعي تورم در كشور طبق معادله اقتصاددانان، نصف ميزان افزايش نقدينگي است، گفت: بر اين اساس نرخ واقعي تورم 23 تا 24 درصد است و به نظر مي‌رسد بايد مجلس عالمانه و هوشمندانه از زياده‌خواهي دولت پيشگيري مي‌كرد، نه اين كه تسليم او مي‌شد. نايب رئيس كميسيون اصل 90 قانون اساسي مجلس با تاكيد بر اين كه تاكنون هر چقدر پول نفت به دست آورده‌ايم، خرج شده و مردم از تنگناي معيشت رهايي پيدا نكرده‌اند، اظهار كرد: 231 هزار ميليارد تومان بودجه سالانه كه در هر جايي سرمايه‌گذاري شود، بهشت برين به وجود مي‌آورد، اما در كشور ما نتيجه عكس مي‌دهد و اين نشان مي‌دهد كه پيچيدگي اقتصاد در ايران را مسئولان بايد بهتر درك كنند. عسگري اقتصاد دولتي و بر پايه صادرات نفت را سم مهلك براي كشور دانست. سخنگوي فراكسيون حزب‌اللــــــــــه مجلس، نحوه بودجه‌ريزي و پول خرج‌كردن رايج در نظام دولتي را مغاير با اهداف چشم‌انداز 20 ساله عنوان و اذعان كرد: منابــــــــع مالـــــــــــي حساب ذخيره ارزي بايد در جهت سرمايه‌گذاري و كمك به بخش خصوصي در تامين تكنولوژي و وارد كردن ابزار متناسب مورد استفاده قرار بگيرد، نه در بودجه جاري كشور و به همين دليل است كه معتقدم اين صندوق از مسير درست خودش خارج شده است. او با اعلام اين كه خيلي از مسئولان در لايه‌هاي زيرين به اسم مستعار مشاركت اقتصادي دارند و اصلا نمي‌خواهند اين موضوع فاش شود، اظهار كرد: اين عده فكر مي‌كنند كه با فاش شدن اسامي آنها در افكار عمومي مشكل اجتماعي خواهند داشت چون پولداران مطرود هستند در حالي كه بايد به جاي قانونگذاري و اصرار در اجرا، ابتدا فرهنگ‌سازي صورت بگيرد. نايب رئيس كميسيون اصل 90 مجلس به موضوع رانت هزار ميلياردي مواد پتروشيمي اشاره و بيان كرد: شركت‌هاي زيادي با همان پروانه كاغذي كه به عنوان شركت پتروشيمي به ثبت رسيده است، مواد اوليه دريافت مي‌كنند و مواد را در بازار آزاد مي‌فروشند و متاسفانه شركت‌هاي صنعتي خوشه‌اي كه طرح كار بدون كارخانه را در ايران عملياتي كرده‌اند، بايد مواد اوليه را از بازار سياه تهيه كنند. عسگري با بيان اين كه خود دولت و معاون پتروشيمي وزير نفت رانت هزار ميلياردي براي مواد اوليه پتروشيمي را قبول كرده است، تصريح كرد: كميسيون اصل 90 مجلس اين موضوع را پيگيري كرد و آزاد سازي مواد اوليه پتروشيمي به جز كود شيميايي در موارد ضروري كشاورزي تصويب شد و در صحن علني مجلس نيز راي آورد و به تاييد شوراي نگهبان هم رسيد ولي هم اكنون توسط دولت اجرا نمي‌شود. وي موارد تخلف از قانون توسط مديران دولتي را قابل توجه دانست و افزود: در موارد زيادي مجمع تشخيص مصلحت نظام، كميسيون ويژه اقتصادي مجلس و در راس آن حدادعادل رسما مكاتبه كرده‌اند و تذكر داده‌اند. نماينده مردم مشهد و كلات ادامه داد: به نظر مي‌رسد تعامل بين دولت و مجلس در اوج خود قرار دارد، ولي اگر تعامل به گونه‌اي باشد كه ضررش را مردم و نظام متحمل شوند، بازخواست مجلس و دولت از طرف مردم را مي‌طلبد و اگر اجراي قانون توسط نمايندگان مجلس نظارت نشود و دولت قوانين را اجرا نكند، انتظاري از مردم براي رعايت قانون نبايد وجود داشته باشد. او با بيان اين كه در مجلس اين ديدگاه مطرح شد كه در حوزه‌هاي مختلف از رئيس‌جمهور سوال شود، اظهار كرد: با توجه به شرايط جهاني و بحث هسته‌اي و شرايط داخلي، اين امر از جانب اصولگرايان و محافظه‌كاران مورد توجه قرار نگرفت و با وجود پيگيري‌هاي عده‌اي از فراكسيون اقليت‌، امضاها به حد نصاب نرسيد. عسگري افزود: مطالب از طريق رئيس مجلس و گاهي به طور مستقيم به مقام معظم رهبري منتقل شد.عسگري با تاكيد بر اينكه بايد نظارت مجمع تشخيص مصلحت نظام بر سياست‌هاي كلان، محكم و دقيق باشد، بيان كرد: در نظر گرفتن مصالح نظام يك موضوع عقلاني است.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 11:52  
 خاتمي خواستار حضور آگاهانه مردم در انتخابات شد
استقبال گسترده از رئيس جمهور اصلاحات در مشهد
 

خاتمي؛ ما خواستار عدالتيم و عدالت توزيع فقر نيست به نام جمهوري اسلامي مخالف فساديم و معتقديم بد ترين فساد دروغ، تحقير و جلوگيري از راي آزادانه مردم است

گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ به قول محمدعلي ابطحي وقتي آقاي خاتمي در سخنراني اش گفت؛ بدترين فساد دروغ گفتن به مردم و رياکاري و خدشه در راي مردم است و سالن مملو از جمعيت از ابراز احساسات منفجر شد، همان لحظه بزرگ ترين نشانه ها هم از خيزش دوباره اصلاح طلبان و اقبال مردم به آنها ديده شد.خاتمي روز چهارشنبه به مشهد آمده بود تا در روز ولادت امام رضا(ع) ميهمان مردم اين شهر باشد؛ مسافرتي که به دعوت مجمع روحانيون مبارز مشهد انجام شد و حزب اعتماد ملي شاخه مشهد هم پلاکاردهايي را در استقبال از خاتمي به ديوارهاي اين شهر نصب کرده بود و در عين حال آيت الله واعظ طبسي نماينده ولي فقيه در خراسان با حضور در محل اقامت رئيس جمهور پيشين به ديدار وي رفته بود. واعظ طبسي در حالي به خاتمي خوشامد گفت که چند روز پيش از حضور او به شدت از تنگ نظري در عرصه مديريت انتقاد و بر بهره مندي از نيروي خلاق به رغم اختلافات فکري و سليقه يي تاکيد کرده بود.در اين سفر توليت آستان قدس نيز با خاتمي ديدار کرد؛ ديداري که تنها به بحث و گفت وگو خاتمه نيافت و در ادامه خاتمي براي صرف ناهار ميهمان توليت آستان قدس رضوي شد.استقبال واعظ طبسي از خاتمي در شرايطي بود که بامداد همان روز جمعيت قريب به هزار نفر در کنار باندهاي فرودگاه شهيد هاشمي نژاد انتظار ورود او را مي کشيدند. تاخير دو ساعت و نيمه هواپيماي حامل خاتمي و فرود شبانه وي در ساعت 30/3 نيز باعث نشد حاضران از ديدار با رئيس جمهور سابق چشم بپوشند. مردم مشهد در حالي که عکس ها و پوسترهايي از خاتمي در دست داشتند در غياب مسوولان دولتي به استقبال رئيس دولت اصلاحات رفتند.پس از ورود رئيس دولت اصلاحات انتشار اين خبر که سيدمحمد خاتمي شامگاه چهارشنبه در سالن شهيد بهشتي سخنراني خواهد کرد کافي بود تا ساعت ها پيش از حضور وي نه تنها سالن پنج هزار نفري مملو از جمعيت شود بلکه بلوار فردوس و خيابان هاي منتهي به اين سالن با ترافيک انساني روبه رو باشد.اگرچه طيف هاي مختلف مردم در اين سالن سرپوشيده که به صورت فشرده در کنار هم قرار گرفته بودند به چشم مي خورد اما دانشجويان پررنگ تر از ديگر حاضران به ابراز احساسات مي پرداختند. جمع کثيري از دانشجويان در حالي که روزنامه هايي که همان روز عکس خاتمي را در صفحه اول خود منتشر کرده بودند در دست داشتند با سر دادن شعارهايي خواستار آزادي دانشجويان دربند شدند. همين درخواست باعث شد سيدمحمد خاتمي سخنراني رسمي خود در مشهد را با اين مقوله آغاز کند. خاتمي با اشاره به تصويرهايي که در دست دانشجويان بود، گفت؛ شادي ما مضاعف مي شد اگر اين دوستان نيز در کنار ما بودند و عيد را با آنها جشن مي گرفتيم. ما بيش از هر چيز دوست داشتيم اين عزيزان مان که عکس هايشان در دست شما است، به جاي عکس هايشان خودشان در جمع ما حضور داشتند که متاسفانه شرايط به نحوي ديگر است.خاتمي اما بخش عمده سخنان خود را با اين جمله که «ما خواستار عدالتيم و عدالت توزيع فقر نيست» آغاز کرد.وي با تاکيد بر اينکه «به نام جمهوري اسلامي مخالف فساديم و معتقديم بد ترين فساد، دروغ، تحقير و جلوگيري از راي آزادانه مردم است»، گفت؛ امروز کساني مي گويند «راي مردم مفهوم ندارد و به هر قيمتي که هست بايد بر مردم حکومت کنيم.» رئيس جمهور سابق با اشاره به دوران امامت امام رضا(ع) اظهارداشت؛ از ديدگاه اين بزرگان حکومت اسلامي در صورتي مشروع است که مورد رضايت همه اقشار جامعه باشد.به گزارش روابط عمومي بنياد باران وي افزود؛ از ديدگاه شيعي و اسلامي اگر گروهي به زور متوسل شده و حکومت را به دست بگيرد حتي اگر حکومت کنندگان انسان هاي شايسته يي باشند آن حکومت مطلوب نيست. خاتمي ادامه داد؛ اگر حکومت بدون اتکا به راي مردم از طريق تزوير به دست آمده باشد مطلوب نيست. وي در ادامه با اشاره به اينکه امام خميني(ره) در اوج فساد حاکم آمد و در راس يک انقلاب قرار گرفت، افزود؛ آنچه که از دل اين انقلاب اسلامي برون آمد و مردم به آن راي دادند جمهوري اسلامي بود. وي افزود؛ اين در حالي است که پيشنهاد جمهوري اسلامي در آن زمان و اينکه امام خميني(ره) ميزان را راي ملت دانستند خود ريشه يي مهم و اساسي است که سبب شده جنبش اسلامي مردم ايران از جنبش هاي ظاهري و توخالي ديگري که به نام اسلام است، جدا شود.رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها اظهار داشت؛ پيامبران نيامدند که چيزي را به زور بر مردم تحميل کنند، آمده اند آگاهي دهند، اراده ها را تقويت کرده و ايمان را بالا ببرند تا خود مردم عدل را پياده کنند و آنگاه امام معصوم پاسدار، نگهدار و نگهبان عدل باشد. وي با بيان اين حديث که امام بايد جهان را پر از عدل کند، افزود؛ حکومت بايد متکي بر آرا و نظرات مردم باشد، پيشنهاد جمهوري اسلامي يک پيشنهاد خلق الساعه نيست، پيشنهادي اساسي است زيرا اگر ما خواهان جمهوري هستيم، تعيين کننده راي ملت است. سيدمحمد خاتمي ادامه داد؛ ما به عنوان يک مسلمان و انقلابي و انساني که خواستار عزت و عظمت اسلام و مسلمانان است از حقوق و آراي مردم دفاع مي کنيم. وي در اين راستا آنچه اهميت دارد را تقويت نهادهاي مردمي در جمهوري اسلامي دانست و گفت؛ ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه کشور بر مبناي مشارکت و حضور همه جانبه مردم هستيم. رئيس بنياد باران افزود؛ ما خواستار عدالت هستيم اما عدالت به معناي توزيع فقر نيست و جامعه يي مي خواهيم که در آن ثروت باشد اما اين ثروت عادلانه توزيع شود.وي بزرگ ترين فساد در جامعه اسلامي را دروغ گفتن به مردم و بد ترين فسادها را تحقير آنان و اجازه ندادن به آنها تا راي خود را آزادانه اعلام کنند، دانست.اين بخش از اظهارات خاتمي با تشويق گسترده حضار روبه رو شد. به طوري که وي ناچار شد براي لحظاتي سخنراني خود را قطع کند. در اين ميان حدود پنجاه نفر از افرادي که به گزارش رجانيوز از اعضا انجمن دانشگاه فردوسي بودند در حالي که عکس و پلاکارد هايي در حمايت از انرژي هسته يي در دست داشتند حين سخنراني خاتمي شعار دادند، اما هياهوي اين افراد قبل از اينکه با واکنش مسوولان حفظ امنيت سالن روبه رو شود در ميان شعارهايي که اکثريت حاضران در حمايت از رئيس جمهور سابق سر مي دادند، گم شد. استقبال کنندگان از خاتمي در واکنش به اين افراد با طرح شعارهايي حمايت خود را از رئيس دولت اصلاحات نشان دادند. خاتمي نيز که تنها با لبخندي نظاره گر اين صحنه بود سخنان خود را با دعوت از مردم براي انتخابات مجلس به پايان برد؛ «ما خواستار حضور مردم در انتخابات و تشکيل مجلس آگاه، مومن، شجاع داراي درک کارشناسانه و آشنا به مطالبات مردم اعم از حقوق و آزادي ها و نيازها، تلاشگر براي حفظ اسلام و عزت ملت، دفع توطئه از کشور، ارتقاي ظرفيت و شخصيت ملت و کشور در عرصه هاي جهاني هستيم.»وي گفت؛ ما معتقد به دفاع از راه امام خميني(ره) و جمهوري اسلامي هستيم و کساني را دلبسته انقلاب نمي دانيم که حاصل انقلاب يعني جمهوريت نظام اسلامي را قبول ندارند.بحث درباره اصلاحات از سوي خاتمي تنها به اين جمع محصور نشد. رئيس بنياد باران در ديداري که با فرهنگيان اين شهر داشت، اعلام کرد؛ «با همه جفا هايي که به اصلاح طلبان شده و مي شود بنا داريم در عرصه انتخابات حضور داشته باشيم.» به گزارش ايسنا وي با تاکيد بر اينکه «بايد از تجربه هاي گذشته استفاده و يک برنامه روشن تدوين کرد»، اظهار داشت؛ بايد مشکلات در جامعه را ديد و اينکه چه راهکارهايي براي بهبود آن وجود دارد.وي در ادامه در ديدار جمعي از استادان دانشگاه، دانشجويان، جوانان و NGOهاي مشهد گفت؛ ما هميشه به سطحي ترين حيات اجتماعي انسان پرداخته ايم و جنبه هاي عميق تر را در نظر نمي گيريم. وي افزود؛ در دوره اصلاحات براي همه مسائل کار شد ولي توقع بخش هاي جامعه اين بود که خيلي زود آثار سياسي آن ديده شود و وقتي که نشد يک نوع يأس و نااميدي در جامعه ايجاد شد. رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به اينکه در دولت اصلاحات تشکل هاي فراواني در همه عرصه ها ايجاد شد، گفت؛ تا زماني که احزاب در جايگاه خود قرار نگرفته اند نبايد به آن ايراد گرفت، حزب بايد از درون جامعه بيرون بيايد. خاتمي گفت؛ سابقه نداشت يک دولت جهان سومي در بودجه خودش رديف کمکي براي احزاب و تشکل ها بگذارد ولي اين کار را دولت اصلاحات در جامعه انجام داد. اما خاتمه حضور خاتمي ديدار وي با امام جمعه مشهد بود. سيد احمد علم الهدي روز جمعه با حضور در محل اقامت سيدمحمد خاتمي با وي ديدار و گفت وگو کرد. سفر سه روزه خاتمي به مشهد در حالي به پايان رسيد که صدا و سيما سنت چندين ساله اش در قبال رئيس دولت اصلاحات را حفظ کرد و هرچه بيشتر سعي کرد تا اين سفر را نيز مانند ديگر سفرهاي داخلي و خارجي خاتمي ناديده گرفته و به رغم حضور گسترده مردم اين استقبال را با سکوت خبري بگذراند؛ حضوري که در هر سفر گسترده تر مورد استقبال قرار مي گيرد و اندک اندک مقام هاي رسمي را نيز به جمع استقبال کنندگان از رئيس جمهور سابق پيوند مي دهد.

|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 11:50  
 بودجه ريزي قجري در دوره مدني
 
سعيد شيرکوند

يکي از مهم ترين ويژگي هاي دولت نهم در تمشيت امور اقتصادي جامعه پاک کردن صورت هاي مساله است. نظام اقتصادي کشور ما به دليل فقدان نهادهاي مناسب و سازوکارهاي جامع و دقيق از مشکلات و معضلات گوناگوني رنج مي برد که تشخيص اين مشکلات بسيار آسان است. به گونه يي که هر کس با برخورداري از حداقل اطلاعات و تجربه قادر است به بسياري از نارسايي ها و کاستي هاي آن پي ببرد و به طور طبيعي براي آن راه حل هاي ابتدايي و في البداهه پيشنهاد کند.

دولت نهم از بدو فعاليت خويش براي حل مشکلات اساسي اقتصاد کشور ساده ترين راه ها و گاه پرهزينه ترين راه ها را پيشنهاد کرده است و به اين نکته نينديشيده است که اين روش هاي ابتدايي و اوليه براي حل مشکلات اقتصادي کشور، چند دهه پيش در کشور ما به کار گرفته شده است و طي دهه هاي پس از اجرا با توجه به ناکامي هاي آن روش ها، تلاش بسياري صورت گرفته است تا روش هاي جديد و کامل تري جايگزين روش هاي ابتدايي اوليه شود.

اين تجارب و اطلاعات که حاصل سال ها بلکه دهه هاي مختلف اداره امور کشور بوده است با هزينه هاي بسياري براي کشور ما حاصل شده است و بر اين اساس بديهي ترين اصل مديريت اقتضا مي کند که راه هاي آزمون شده گذشته را مورد مطالعه قرار داده و با تکيه بر کاميابي ها و ناکامي هاي به دست آمده از روش هاي گوناگون به کار گرفته شده براي مشکلات کشور و اداره امور اقتصادي آن چاره جويي کرد.

از زمان نوشتن کتاب «مخارج و مداخل دولت» توسط ميرزا ابراهيم خان بدايع نگار در سال 1295 هجري قمري بيش از صد سال مي گذرد و طي اين سال ها همه دولتمردان کشور به تجربه و دانش دريافته اند که اداره امور اقتصادي کشور نيازمند يک خط مشي گذاري دقيق و کارشناسانه و مبتني بر موقعيت کشور است که بدون آن امکان اداره اقتصاد کشور بر اساس اصول صحيح و مفيد امکان پذير نيست.

در کتاب مذکور به روشني توضيح داده شده است که روش اداره اقتصاد کشور به سبک دولت هاي قجري نه تنها موجب تخصيص بهينه منابع کشور نمي شود بلکه نظارت و ارزيابي فعاليت هاي انجام شده توسط دولت و زيرمجموعه هاي آن امکان پذير نيست.

بر اساس چنين دستاورد علمي و تجربي بزرگ، دولت هاي گذشته ايران کوشيده اند براي اداره اقتصاد کشور سند مالي تهيه کنند که بر اساس اين سند کليه درآمدها و مخارج دولت در سال آينده در آن سند پيش بيني شود و اين سند را به امضا و تصويب نمايندگان مجلس برسانند. جهت برآورد دقيق تر درآمدها و مخارج دولت و همچنين نظارت پذير کردن فعاليت هاي دولت کوشش شده است که اقلام برآوردي در قالب رديف ها و تبصره هاي مشخص ذکر شود تا هم دولت و هم مجلس بتوانند در يک مسير دقيق، جامع و همه جانبه اقتصاد کشور را در مسير شکوفايي و پيشرفت قرار دهند.

هر چند طي دهه هاي گذشته افزايش بي رويه و غيرضروري رديف ها و تبصره ها موجب شد که سند بودجه از حجم بسيار گسترده و غيرمعقولي برخوردار شود اما چنين پديده نامناسبي نمي تواند مجوزي براي حذف کليه اين رديف ها و تبصره ها شود. نامناسب بودن و گستردگي رديف ها و تبصره هاي سند بودجه در دولت هاي گذشته بارها مورد توجه و بررسي قرار گرفته و طي سال هاي گذشته خصوصاً در سال هاي 1380 به بعد به طور جدي در جهت کاهش آنها و حذف موارد غيرضروري اقداماتي در حد امکان صورت پذيرفته است اما آنچه دولت نهم براي سال 1387 توصيه و براي اجراي آن اقدام کرده است واقعيتي جز پاک کردن صورت مساله نيست.

نگارنده طي سال هاي همکاري با دولت هشتم از نزديک با فرآيند تهيه، تنظيم، تصويب و اجراي بودجه آشنايي داشته و بسياري از ناکارآمدي هاي فرآيندهاي فوق را مي شناسد. وجود برخي رديف ها و تبصره هاي تکراري و غيرضروري، چانه زني هاي دستگاه هاي اجرايي جهت افزايش بودجه خويش، دخالت سليقه ها و نگرش هاي منطقه يي نمايندگان محترم مجلس در فرآيند تصويب، بيش برآوردي هاي مربوط به درآمدها و کم برآوردي هاي هزينه ها و پيچيدگي تنظيم سند بودجه به گونه يي که تشخيص و تعيين آن براي بسياري از علاقه مندان به نظارت بر اجراي بودجه سخت و ناممکن مي شود، از ايرادات و معايب نظام بودجه ريزي کشور ما است که همه دولتمردان کشور و حتي دستگاه هاي مرتبط با انجام اين فرآيند ها بدان اذعان دارند اما سوال و پرسش اساسي اين است که آيا باز هم دولت محترم نهم درصدد است همانند گذشته به طور غيرکارشناسانه کليه رديف ها و تبصره هاي سند بودجه را حذف کرده و در حد بسيار محدودي تنها با ذکر نام چهل و چهار دستگاه و احتمالاً شصت دستگاه و ذکر بودجه مربوط به اين دستگاه ها مساله را حل شده فرض کند.

حال که به اين راحتي مي توان مشکل نظام بودجه ريزي را حل کرد چرا دولت محترم خود را گرفتار تنظيم اين چند صفحه و ذکر نام چند دستگاه مي کند و از سوي ديگر وقت مجلس محترم را براي تصويب آن صرف مي کند. کافي است دولت محترم همانند دولت هاي قاجار صفحه يي را براي مجلس ارسال کند (حتي مي تواند همانند آنان مجلس را ناديده گرفته و اين صفحه را نيز ارسال نکند) و در آن صفحه کل درآمدها و کل هزينه هاي دولت را يک جا ذکر و پس از تصويب آن براساس صلاحديد دولت بين دستگاه ها و سازمان ها تقسيم کند. حال در اين ميان ممکن است گفته شود مشکل ارزيابي عملکرد چه مي شود.

در پاسخ به اين سوال و در اين حالت نيز چاره کار آسان است. دولت در پايان سال کافي است به هر جا که تيرهاي شليک شده اصابت کرد دور همان را خط بکشد و بگويد به تمام اهداف خود رسيده ايم. در چنين حالتي الزاماً به تمام اهداف خود رسيده ايم هر چند که عده يي چشم بصيرت، ندارند که ببينند.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 12:53  
 حسن روحاني به اظهارات دولتمردان پاسخ داد
اعتراض به اتهام هاي هسته يي


تنها يک مرجع مي تواند بگويد جرم محرز است و آن قوه قضائيه است و قوه مجريه نمي تواند در اين زمينه نظر دهد.وزارت اطلاعات هم مانند کلانتري است که نمي تواند بگويد جرم فلان فرد محرز است


گروه سياسي؛ هشدارها و تهديدهاي دولتمردان قديم و اخير وارد فاز جديدتري شده است.روز گذشته همزمان با اينکه «حسن روحاني» در همايش صنعتگران جوان به دستگاه اجرايي توصيه کرد به کسي اتهام زني نکند و به جاي درست کردن دشمن فرضي، اظهارنظر درباره مجرم بودن يا نبودن افراد را به دستگاه قضايي بسپارد، سرمقاله نويس روزنامه جمهوري اسلامي نيز خواستار برخورد قضايي با مفتري ها شد.دو موضع گيري رئيس 59 ساله مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام و روزنامه جمهوري اسلامي در ادامه اظهارات «محمود احمدي نژاد» درباره اعلام نام خائنان هسته يي و اقتصادي و هشدار «اکبر هاشمي رفسنجاني» و «سيد محمد خاتمي» مبني بر بحراني بودن شرايط کشور اتخاذ شده است. طي 10 روز گذشته دولتمردان سابق و اسبق به حوزه سياست خارجي وارد شده اند و به دولتمردان اخير تذکر داده اند با تعقل، تدبير و مشورت پرونده هسته يي را پيش ببرند. در مقابل دولتيان نهم نيز از «خائنان داخلي در پرونده هسته يي» سخن گفته اند که اطلاعات درون سيستم را به بيگانه داده اند و به صورت منظم اين ملاقات ها برگزار شده است که بگويند در داخل کشور چه خبر است.«محمود احمدي نژاد» دوشنبه 21 آبان در دانشگاه علم و صنعت اعلام کرد؛«اگر عوامل داخلي در خصوص مسائل هسته يي دست از فشار بر ندارند، اسامي آنها را افشا مي کنم.» دو روز بعد «غلامحسين محسني اژه يي» وزير اطلاعات نيز در حاشيه جلسه هيات دولت جرم «حسين موسويان» را براي اين وزارتخانه محرز شده دانست و گفت؛ در صورت تبرئه او اعمال فشار متنفذين بر اين پرونده تائيد خواهد شد.اين اظهارات اما بي پاسخ نماند و «حسن روحاني» ديروز نسبت به آن موضع گيري کرد. او اظهارداشت؛«مجرم خواندن افراد پيش از اثبات در دادگاه خود تخلف است؛ زيرا طبق قانون اساسي تمام افراد از تمام اتهامات مبرا هستند مگر اينکه دادگاه صالحه، آنها را به آن اتهام محکوم کند.»روحاني که دانش آموخته دانشگاه گلاسکوي انگليس در مقطع دکتراي حقوق است، «وزارت اطلاعات» را مانند «پليس و کلانتري» دانست که نمي تواند بگويد «جرم فلان فرد محرز است»، بلکه «تنها يک مرجع در کشور ما است که مي تواند بگويد جرم محرز است و آن قوه قضائيه است و مخصوصاً قوه مجريه نمي تواند در اين زمينه نظر دهد.»به گزارش آفتاب، دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي در ادامه خطاب به دولتمردان نهم که گفته اند اسامي کساني که سنگ اندازي و جاسوسي کرده اند، اعلام مي شود، گفت؛«ليست را اعلام کنند؛ چرا اعلام نمي کنند؟ اشکال اين است که ما حرف هاي کلي مي زنيم. هر کس هر نظر و مشکلي دارد بايد بگويد. اگر کسي در کشور سنگ اندازي مي کند مرجع رسيدگي آن کيست؟ بايد پرونده را به دستگاه قضايي بدهند تا پس از بررسي اعلام کنند. دستگاه مجريه حق ندارد کسي را متهم کند. اگر مدرکي دارند بايد به قوه قضائيه بدهند، ولي ما سر را مي بريم، بعد محاکمه مي کنيم.»به اين ترتيب، ديپلماتي که نيمي از عمر سياسي اش را به فرماندهي جنگ و نيمي ديگر را به فرماندهي صلح در مذاکرات پرداخته، چند صباحي است تغيير رويه داده و به مرد شماره يک پاسخگوي اتهامات وارد به عملکرد دولت هاي پيشين تبديل شده است. اما محدود دانستن ماجرا در حد مناظره هاي دو طرفه ساده انگارانه به نظر مي رسد. چون بر مبناي انتقاداتي که روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله ديروز خود تحت عنوان «مردم چه گناهي دارند» از موارد انتسابي دولت نهم عليه منتقدانش، تيم سابق مذاکره کننده هسته يي و دانشگاه آزاد کرد و خواستار پايان دادن به اينگونه موضع گيري ها شد و همچنين اظهارنظرهاي اخير هاشمي و خاتمي در دو همايش چشمگير به نظر مي رسد گمانه زني ها درباره پيگيري رويه معتدل کردن مشي دولتمردان نهم در حوزه سياست خارجي و مسير پرونده هسته يي به واقعيت نزديک است. ورود روزنامه جمهوري اسلامي - ارگان با سابقه محافظه کاران سنتي و نزديک به هاشمي - به مناظرات دولتيان جديد و قديم نيز از همين منظر قابل ارزيابي است. اين روزنامه سراسري صبح ديروز به صراحت «محمود احمدي نژاد» رئيس جمهور را به دليل نسبت هايي که به برخي افراد و مراکز داده است، مورد انتقاد قرار داد.در سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي آمده است؛ هفته گذشته رئيس جمهور در جريان سخنراني و پاسخ به پرسش هاي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت نکاتي را درباره دو موضوع مهم کشوري مطرح کرد که به دليل اهميت اصل موضوعات نسبت هاي داده شده به کساني که مورد اشاره رئيس جمهور بودند از اهميت و حساسيت فوق العاده يي برخوردارند. به همين جهت اين سخنان عکس العمل هايي را برانگيخت و يک بار ديگر افکار عمومي را دچار سوال و ترديد کرد. اين دو موضوع يکي مربوط به سيدحسين موسويان سفير اسبق جمهوري اسلامي ايران در آلمان، عضو هيات مذاکره کننده پرونده هسته يي ايران و معاون سابق مرکز تحقيقات استراتژيک کشورمان است که چندي قبل بازداشت و توسط وزارت اطلاعات بازجويي و باسپردن وثيقه آزاد شد و پرونده وي اکنون در اختيار قوه قضائيه است. رئيس جمهور درباره اين پرونده ضمن اعلام وجود مخالفاني در داخل که عليه خط مشي دولت نهم در مورد فناوري هسته يي فعاليت مي کنند و خائن دانستن آنان به دليل اخلال در اين امر گفت؛ «اکنون که پرونده آنها به دادگاه رفته عده يي قاضي پرونده را تحت فشار قرار داده اند تا جاسوس را تبرئه کند.» اين روزنامه افزود؛ «موضوع ديگر وضعيت دانشگاه آزاد است که از سال گذشته به وجود آوردن تغييراتي در آن مورد نظر آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور بوده و ايشان با اشاره به همين نکته در سخنان اخير خود گفته است؛ «پول هايي که از مردم گرفته مي شود تحويل گروه هايي داده مي شود که ربطي به دانشگاه و علم ندارد.» آقاي رئيس جمهور در همين زمينه ادامه داد؛ « گفته شده است که اين دانشگاه قراردادي را با يکي از مراکز تحقيقاتي که در واقع يک مرکز سياسي است بسته که اينها وظايف کساني که در اين مرکز کار مي کنند نيست بلکه فقط اين مرکز بايد از يک گروه تصميم گير حمايت کند. اين دانشگاه قراردادي بالغ بر دو سه ميليارد تومان با پول اين بچه ها با اين مرکز بسته است که اين مرکز برود و تحولات آينده خاورميانه را براي آنها رصد کند قراردادي که هر کس بخواند مي فهمد که مي خواستند پولي را در شکم آنها بريزند.» فهرست آنچه رئيس جمهور در اين دو زمينه گفته، چنين است؛ افرادي در داخل وجود دارند که در پرونده هسته يي اخلال مي کنند و خائن هستند. اين افراد جاسوس هستند ولي عده يي به قاضي فشار مي آورند که آنها را تبرئه کند. دانشگاه آزاد پول هايي را که به عنوان شهريه از مردم مي گيرد به کساني مي دهد که ربطي به دانشگاه ندارند و اين پول ها را خرج فعاليت هاي سياسي خود مي کنند.اين دانشگاه از طريق بستن قرارداد با افراد يا مراکزي به بهانه کارهاي تحقيقي پول هايي را بي جهت به شکم آنها مي ريزد.»

در ادامه اين سرمقاله آمده است؛ «اين اظهارات بلافاصله با واکنش هايي از ناحيه قوه قضائيه و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مواجه شد و مسوولان قوه قضائيه اعمال فشار بر قاضي براي تبرئه را تکذيب کردند و البته افرادي از خارج قوه قضائيه اعلام کردند ماجرا برعکس است يعني عده يي قاضي پرونده را تحت فشار قرار داده اند تا کاري کند که بتوان سيدحسين موسويان را جاسوس قلمداد کرد. در مورد دانشگاه آزاد نيز رئيس اين دانشگاه گفت؛ «بر اساس مستندات موجود و به گواهي مراکز نظارتي شهريه دريافتي از دانشجويان در واحدهاي دانشگاهي سراسر کشور فقط صرف هزينه هاي آموزشي تحقيقاتي و توسعه فضاهاي دانشگاهي مي شود و هيچ مبلغي از منابع مالي و سرمايه هاي دانشگاه به هيچ گروه و جريان سياسي خارج از دانشگاه پرداخت نشده و نمي شود.» وي اطلاعات و ارقام داده شده توسط رئيس جمهور درباره طرح هاي تحقيقاتي اين دانشگاه را نيز نادرست خواند و گفت در اين زمينه نيز هيچ نقطه مبهمي وجود ندارد.»

جمهوري اسلامي در ادامه سرمقاله خود با تاکيد بر اينکه «هدف ما از مطرح ساختن اين موضوع به هيچ وجه جانبداري از اين يا آن طرف ماجرا نيست»، مي نويسد؛ «ما معتقديم مسوول رسيدگي به پرونده سيدحسين موسويان قوه قضائيه است و همه بايد منتظر اظهارنظر قاضي پرونده باشند و اين صحيح نيست که داوري درباره اين قبيل موضوعات به رسانه ها و محيط هاي دانشگاهي و فضاي عمومي جامعه کشانده شود؛ کمااينکه در مورد دانشگاه آزاد نيز معتقديم اصلاحات لازم بايد توسط مراجع ذيصلاح و بدون سروصدا و فضاسازي انجام شود و مردم شاهد نتايج کارهاي انجام شده باشند.»

اين روزنامه تاکيد دارد؛ «اينکه يک نفر در هر مقام و منصب که هست، هم مدعي باشد و هم قاضي و هم مجري چنين چيزي زيبنده يک کشور قانونمند نيست. جمهوري اسلامي ايران داراي قانون اساسي و قوانين فرعي معتبر است و قواي سه گانه مقننه، مجريه و قضائيه هر کدام وظايف مشخصي دارند و استقلال آنها توسط قانون اساسي مورد تاييد قرار گرفته و دخالت يک قوه در قوه ديگر ممنوع است. اين ضابطه را سران قوا بايد بيش از ديگران رعايت کنند تا بتوانند افراد پايين دست خود را وادار به رعايت قانون نمايند و از هرج و مرج و دور زدن قانون جلوگيري به عمل آورند.»

جمهوري اسلامي ادامه مي دهد؛ «مدتي است در فضاي عمومي کشور ما تبليغات عليه اين و آن و چوب حراج زدن به حيثيت رقبا جاي قانون مداري را گرفته است. مهمتر آنکه اين تبليغات از جنس کلي گويي است به طوري که هر کس مي تواند در ذهن خود براي آن مصداق دلخواه خود را در نظر بگيرد. رسانه ملي نيز به طور طبيعي و بدون آنکه خود بخواهد، ابزاري براي پراکندن اين تبليغات تا اقصي نقاط کشور و حتي اقصي نقاط جهان است و کساني که مورد حمله يا در مظان اتهام قرار مي گيرند، هيچ امکاني براي پاسخگويي به اتهامات وارده در اختيار ندارند.»

جمهوري اسلامي با اشاره به اينکه فرقي نمي کند اتهام زننده و متهم شونده چه کساني هستند، مي افزايد؛ «ما هرچند وقت يک بار در کشورمان انتخابات داريم و در هر انتخاباتي رقبا همديگر را از سر تا پا به لجنزار فرو مي برند و عجيب آنکه همان ها که همديگر را به انواع اتهامات متهم مي کنند بعد از انتخابات به مسندهاي مهم قانونگذاري و اجرايي مي رسند و مقدرات اين کشور و اين نظام در دستانشان قرار مي گيرد،»

نويسنده سرمقاله جمهوري اسلامي مي پرسد؛ «چرا براي اين وضعيت غير قابل تحمل فکري نمي شود؟ تا چه وقت بايد مردم شاهد گرمي اين آشفته بازار تهمت و افترا و جنگ قدرت باشند؟» و ادامه مي دهد؛ «به نظر مي رسد بخش قابل ملاحظه يي از درمان اين بيماري خطرناک در دست مسوولان قوه قضائيه است. با توجه به اينکه قانون اساسي جمهوري اسلامي با صراحت اعلام مي دارد؛ « همه افراد ملت اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند» (اصل 120)، قوه قضائيه موظف است بدون ملاحظه جايگاه شغل و موقعيت افراد به پرونده ها رسيدگي کند و در صدور و اعلام احکام قضايي قانون را بر هر چيز ديگري مقدم بدارد. در مواردي که افرادي اتهاماتي را متوجه اشخاص يا دستگاه ها و يا گروه هايي مي کنند نيز قوه قضائيه بر اساس اصل 156 قانون اساسي و با هدف حفظ کرامت انساني و جلوگيري از تنش و زيان هاي حيثيتي موظف است درباره اتهامات اعلام شده بررسي کند و در صورت صحت متهمان را محاکمه و منطبق با موازين قانوني مجازات نمايد و در صورت عدم صحت افرادي که اتهام وارد مي کنند و موجب تشويش اذهان عمومي مي شوند طبق قانون تعقيب و مجازات کند. اين مقتضاي استقلال قوه قضائيه است و هيچ کس حق ندارد مسوولان قضايي را از انجام اين وظيفه مهم منع يا در کار آنها اخلال نمايد.»

جمهوري اسلامي در پايان سرمقاله خود مي نويسد؛ «در مشاجرات موجود که برخلاف نياز مبرم جامعه به وحدت ملي آن هم در شرايط حساس کنوني جريان دارد حرف آخر را بايد قوه قضائيه بزند. انتظار مردم اين است که مسوولان قوه قضائيه به اين وظيفه خطير خود عمل نمايند و در عمل به قانون ملاحظه هيچ کس را اعم از مجرم و حامي و مفتري در هر مقام که باشد، ننمايند. مردم انقلاب نکرده اند که هر روز شاهد مشاجرات و درگيري هاي لفظي ميان مسوولان بلندپايه نظام باشند. مردم دوستي و صميميت ميان مسوولان را نعمت بزرگي مي دانند که آرامش و قوت و قدرت نظام و کشور و ملت را تامين مي کند و دشمن را از طمع ورزي نااميد مي کند. اين مردم را که همه چيز خود را براي اسلام و استقلال و سربلندي کشور تقديم کرده اند، نبايد آزرد. مردم چه گناهي کرده اند که بايد هر روز شاهد درگيري ها و مشاجرات مسوولان باشند.»

برادر، بايد با رقيب تعامل کرد

تقاضاي پايان دادن به مشاجرات و درگيري هاي لفظي در ميان مسوولان موضوعي است که اخيراً از تريبون هاي مختلف مطرح شده است، چهره هاي اصولگرا و اصلاح طلب در يک هفته گذشته خواسته اند در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي قواي سه گانه شرايط را براي محقق شدن اين هدف فراهم کنند. «حسن روحاني» چهره معتدل سياست هرچند که خود يک طرف اين مناظره است اما در جمع توليدگران جوان بر همين موضوع پاي فشرد.

به گزارش آفتاب روحاني تاکيد کرد؛ «در شرايط فعلي بايد تدبير کرد. بايد با تدبير از شرايط تنش زا فاصله بگيريم. تنش بين المللي به نفع اقتصاد نيست. بنابراين نبايد بهانه به دست دشمن دهيم و با سخنان غيردقيق دشمن را تحريک کنيم بلکه بايد با تدبير بين آنها شکاف بيندازيم و از آن شکاف استفاده کنيم.»

نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي افزود؛ ما به وحدت ملي و انسجام نياز داريم که بدون پذيرش راي مردم، بدون باور به اينکه قدرت در مسير جابه جايي است، امکان پذير نيست. نبايد دشمن فرضي در داخل کشور درست کنيم. تاريخ مي گويد بزرگترين اشتباه را کشورهايي کردند که در داخل براي خود دشمن فرضي درست مي کنند چرا که اين باعث تفرقه و شکاف مي شود و قدرت ملي را تضعيف مي کند. برادر، بايد با رقيب تعامل کرد، نمي شود رقيب را دشمن خواند. سوابق و گذشته اينان گوياي همه چيز است. انقلاب و جنگ روي دوش چه کساني بود. به فکر حذف رقيب نباشيم. دايره مشورت را باز کنيم. با سه نفر و ده نفر نمي شود کشور را اداره کرد.

به گزارش ايسنا روحاني در بخش ديگري از سخنان خود گفت؛ نبايد بهانه به دست دشمنان داد و با سخنان نسنجيده آنها را تحريک کرد. بايد با تدبير بين منافع امريکا و ساير کشورها فاصله بيندازيم و از اين امر استفاده کامل را ببريم.

پرونده هسته يي مختومه نيست

روحاني در جمع خبرنگاران نيز پرونده هسته يي را مختومه ندانست و توضيح داد؛ گزارش البرادعي گزارش خوبي است ولي مي توانست از اين هم بهتر باشد. نکاتي در گزارش هست که با توجه به اينکه ايران حداکثر همکاري را با آژانس داشته، آژانس هم اعتراف کرده که به همه سوالات پاسخ داده شده و...آن نکات مي توانست مطرح نشود. بازگشت پرونده در اختيار شوراي امنيت است و شوراي امنيت مي تواند با ارائه قطعنامه پرونده را به آژانس بازگرداند. به نظر نمي رسد پرونده مختومه شده باشد؛ چون البرادعي گفته گزارش هاي بعدي را در فرصت هاي بعدي ارائه مي کند؛ حتي در بند آخر گزارش اعلام کرده موضوع هم چنان در دستور باقي مي ماند که اين امر به صراحت اعلام مي کند پرونده بسته نشده است. اگر آژانس مي خواست منصفانه برخورد کند؛ چون کار ايران شفاف و صلح آميز است بايد پرونده قبل از اينها بسته مي شد؛ ولي طبق همين گزارش بسته نشده است.

تعليق کرديم تا تکميل کنيم

روحاني در همين بخش از عملکرد تيم مذاکره کننده هسته يي تحت نظر خويش نيز دفاع کرد.

رئيس مرکز استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينکه «امريکايي ها در چند نوبت به فکر فشار به ايران و حتي حمله به ايران بودند» تصريح کرد؛ در جنگ تحميلي، در حمله عراق به کويت، در مساله خبير عربستان که توانستيم با تدبير از آن عبور کنيم، در 11 سپتامبر و پس از پيروزي امريکايي ها در عراق، درخصوص مساله هسته يي آنها مي خواستند به ايران حمله کنند که ما با تدبير توانستيم اين تهديدات را رفع کنيم.

روحاني خاطرنشان کرد؛ درست است که ما تعليق را پذيرفتيم، البته تعليق براي تعطيلي نبود، بلکه براي تکميل بود. ما توانستيم در اين دوران اصفهان و اراک را بسازيم و هر چيزي را که ناقص بود تکميل کنيم و هرچه کامل بود داوطلبانه تعليق کرديم. غرب مي خواست ما از تعليق به تعطيلي برسيم ولي ما تعليق کرديم تا تکميل کنيم که با اين کار هم از خطر عبور کرده و هم فناوري خود را تکميل کرديم.

انتقاد از عملکرد اقتصادي دولت نهم

روحاني هماهنگ با موضوع همايش، محوريت بخشي از اظهاراتش را «اقتصاد» قرار داد و به شدت از عملکرد دولت نهم در اين حوزه انتقاد کرد.

رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت در بخشي از سخنانش با انتقاد از روند کنوني سند چشم انداز 20 ساله گفت؛ بنابر چشم انداز 20 ساله، ايران بايد کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي، فناوري و تعامل سازنده در روابط بين الملل و الهام بخش در جهان اسلام باشد، پس چرا از اين مسير فاصله گرفته ايم. چرا اين اهداف دنبال نمي شود. دکتر حسن روحاني با بيان اينکه «همه آمارها نشان مي دهد که در سه سال گذشته از اهداف چشم انداز فاصله گرفته ايم»، افزود؛ اولين معيار سند چشم انداز رشد 8 درصدي اقتصاد است و ما بايد خود را با کشورهاي همسايه مقايسه کنيم. نمي توان با گفتمان اتهام، شعار، خرافه گويي به سند چشم انداز رسيد. دستيابي به چشم انداز برنامه ريزي و استفاده از کارشناسان نخبه مي خواهد که نيازمند برنامه ريزي و استفاده از کارشناسان نخبه است. وي با اشاره به افزايش قيمت نفت گفت؛ متاسفانه بالا رفتن قيمت نفت يا پايين آمدن آن براي ما مشکل ساز است. نفت 100 دلار يک فرصت استثنايي است که شايد ديگر تکرار نشود. بنابراين از اين فرصت بايد استفاده کرد و اين نفت بايد به کالاي سرمايه يي تبديل شود. با پول نفت 100 دلار چه کرده ايم.

وي با بيان اينکه «اتکاي ما در بودجه به نفت بيشتر شده است»، گفت؛ دلار نفت را فروختيم به بانک مرکزي و اسکناس گرفتيم، بنابراين در عرض دو سال گذشته حجم نقدينگي کشور دو برابر تاريخ پول ايران شد که اين يعني تورم، بدبختي، فشار بر جامعه. متاسفانه به جاي اينکه نفت فراوان موجب شود تا آينده نسل امروز و فردا تضمين گردد اين نفت موجب نگراني ما شده است.

حسن روحاني با بيان اينکه «در دو سال گذشته معادل هفت سال دولت قبل درآمد نفتي داشتيم»، افزود؛ کشور ما در رتبه بندي از نظر سهولت کسب و کار در سال 2005 داراي رتبه 108 در دنيا بود. در سال 2006 اين رتبه به 113 رسيد و امسال رتبه ما 119 شده است. يعني در دو سال گذشته 11 رتبه پايين آمديم.

وي درخصوص جذب سرمايه و بازرگاني در کشور گفت؛ آمار نشان مي دهد که از بين 82 کشور، ايران داراي رتبه 80 است و حتي کشورهاي پاکستان، بنگلادش، کنيا و نيجريه در رتبه هاي بالاتر از ما قرار دارند. بنابراين اگر برنامه ريزي درست نباشد حتي نفت گران هم نمي تواند منجي ما باشد و حتي مشکل بيشتري درست مي کند.

وي تاکيد کرد که براي رسيدن به توسعه با موانعي روبه رو هستيم که بسياري از صاحبنظران از آنها نگران هستند. ما امروز زمان زيادي براي تصميم گيري نداريم و وقت تنگ است. امروز در يک ميدان مسابقه حضور داريم و نمي توانيم لنگ لنگان حرکت کنيم. براي سعي و خطا فرصتي نداريم تا ببينيم مي توان از چه شيوه يي استفاده کرد. آنقدر وقت تنگ است که نه فردا بلکه امروز هم دير شده است.
|+| نوشته شده توسط اسدالله رضایی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 12:47